حر بن یزید ریاحی؛ دیالکتیک «تحول» و «روانشناسی آزادی»
واقعه تحول حر، از یک فرمانده نظامی مأمور به سرکوب، به یک سردار آزاده شهید، نه یک تصادف تاریخی، بلکه برآیند یک دیالکتیک درونی میان عقلانیت ابزاری(منفعتطلبی سیاسی) و عقلانیت ارزشی (فطرت بیدار) است. حر بن یزید در لحظات پیش از عاشورا، در موقعیتی است که روانشناسان آن را پارادوکس اخلاقی مینامند. او از یک […]
واقعه تحول حر، از یک فرمانده نظامی مأمور به سرکوب، به یک سردار آزاده شهید، نه یک تصادف تاریخی، بلکه برآیند یک دیالکتیک درونی میان عقلانیت ابزاری(منفعتطلبی سیاسی) و عقلانیت ارزشی (فطرت بیدار) است.
حر بن یزید در لحظات پیش از عاشورا، در موقعیتی است که روانشناسان آن را پارادوکس اخلاقی مینامند. او از یک سو تعهد سازمانی (پایبندی به دستور ابنزیاد) و از سوی دیگر شرافت انسانی را پیش رو دارد. در متون معتبر تاریخی از جمله تاریخ طبری، ذکر شده است که حر هنگامی که با قاطعیت و منطق استوار امام حسین(ع) روبرو شد، دچار تزلزل عمیق گشت (طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۲۷).
او در این لحظه، بهجای توجیه خود که رایجترین واکنش انسان در هنگام انجام کار خلاف است، با وجدان خود روبرو شد. این، اولین گام حیاتی در دیالکتیک تحول اوست.
در علم روانشناسی دینی، توبه فراتر از یک ندامت کلامی، نوعی بازتعریف هویت است. حر در آن صبحگاه عاشورا، با انتخاب مرگ در کنار حقیقت بهجای زندگی در سایه قدرت، هویت سابق خود را که با سرکوب امام گره خورده بود، به کلی منهدم کرد.
سید بن طاووس در اللهوف، گفتوگوی حر با امام حسین(ع) و پذیرش خالصانه عذرخواهی او توسط امام را نقطه عطفی میداند که نشان میدهد باب بازگشت حتی در دقیقه نود نیز باز است (سید بن طاووس، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۳). این آموزه برای انسان مدرن که گاه خود را در دام «اشتباهات گذشته یا تصمیمات غلط ساختاری محبوس میبیند، پیامی رهاییبخش دارد: «هیچ ساختار دیکتاتورانهای، جبر مطلق نیست.»
بنیامیه بر عقلانیت ابزاری استوار بود؛ یعنی محاسبه سود و زیان دنیوی. حر در ابتدا بر همین مبنا عمل میکرد. اما چرا او ناگهان این منطق را شکست؟ پاسخ در مواجهه بیواسطه با حق نهفته است. او حقیقت را در امام دید، نه در بخشنامهها.
در کتاب الارشاد شیخ مفید، آمده است که حر پیش از پیوستن به امام، لرزش اندام داشت (الارشاد شیخ مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۸). این لرزش، نه از ترس مرگ، که از بزرگی انتخابی بود که پیشرو داشت. او دریافت که بقای در مسیر باطل، به قیمت نابودی ابدی روح است. این درک عمیق از سود واقعی، منطق اقتصادی دنیوی را در نظر او فرو ریخت.
در جامعه امروز که گاه لجاجت بهعنوان ثبات قدم فروخته میشود، داستان حر، درس شجاعت اخلاقی میدهد. آیا ما در سازمانها، خانوادهها و تعاملات اجتماعی خود، شجاعت این را داریم که بگوییم: اشتباه کردم؟
حر بن یزید ریاحی، قهرمان نقد خویشتن است. او به ما میآموزد که اصالت نه در تکرار اشتباه، که در اصلاح مسیر است. او نشان داد که برای آزاده بودن، باید هزینه از دست دادن جایگاه دنیوی را پرداخت. از فرماندهی لشکریان یزید گذشت تا به فرماندهی لشکر روح خویش برسد.
کربلا برای حر، نه میدان جنگ، که کارخانه بود؛ کارخانهای که در آن انسان وابسته به دنیا به انسان وابسته به حق تبدیل شد. هرچقدر که ما در زندگی مدرن خود از تغییرات مثبت فاصله بگیریم و در روزمرگی و تعصبات غلط گرفتار شویم، به همان اندازه از منطق حر گونه زیستن دور افتادهایم.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


