امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 4 محرم 1448
شناسه خبر : 367035
  پرینت تاریخ انتشار : 19 ژوئن 2026 - 21:28 | 6 بازدید

ظهور؛ ثمره تمام‌عیار قیام‌های انبیاء و غایت تمدنی عاشوراست

به گزارش ایکنا، اسماعیل شفیعی سروستانی؛ رئیس مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) و مهدویت‌پژوه در نشست علمی «تحلیل تمدنی قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام» به ارتباط تمدنی قیام و مبارزات انبیاء با عاشورا و ظهور پرداخت و تأکید کرد: ما به مهدویت و ظهور به‌عنوان ثمره تمام عیار همه قیام‌ها و مبارزات انبیاء نگاه می‌کنیم […]

ظهور؛ ثمره تمام‌عیار قیام‌های انبیاء و غایت تمدنی عاشوراست


مهدویت ثمره تمام‌عیار عاشورا استبه گزارش ایکنا، اسماعیل شفیعی سروستانی؛ رئیس مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) و مهدویت‌پژوه در نشست علمی «تحلیل تمدنی قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام» به ارتباط تمدنی قیام و مبارزات انبیاء با عاشورا و ظهور پرداخت و تأکید کرد: ما به مهدویت و ظهور به‌عنوان ثمره تمام عیار همه قیام‌ها و مبارزات انبیاء نگاه می‌کنیم و به تعبیری خلاصه و عصاره دین و دینداری.

 

در ادامه متن سخنان این پژوهشگر را می‌خوانیم: 

 

ایام،  همانطور که به نوعی ذکر هستند متذکر هم می‌شوند. ما برای ایام شهادت و ولادت بزرگان دینی جشن و عزا می‌گیریم اما شاید چندان نسبتی با حقیقت آن پیدا نمی‌کنیم؛ ائمه(ع) حاضر و ناظر در زمان فانی و باقی هستند و ما متوجه این معنا نیستیم.

 

خورشید حقیقت قدسی در زمانه  ما در پس پرده غیبت است، ما حضورش را نمی‌بینیم و احساس فیزیکی در مورد او نداریم و از نورانیت و نورافشانی این خورشید محروم هستیم و این شب ادامه دارد تا واقعه شریف ظهور رخ دهد تا پرده‌ها و حجب کنار بروند و خورشید حقیقت قدسی در آسمان دنیای ما قابل مشاهده شود و در این صورت ما از شب روزگاران تاریخ به روز وارد خواهیم شد. 

 

در تعبیر روایی فرموده است وقتی امام عصر ظهور کند انسان‌ها از خورشید طبیعی مستغنی می‌شوند یعنی می‌گوید خورشید حقیقت آنقدر نورافشان است که نور خورشید در برابر آن چیزی نیست. 

 

در این شب تاریخی در نقاط عطف میلادهایی چون نیمه شعبان، فطر، غدیر و قربان و … و یا شهادت یکی از حضرات مانند عاشورا  و … رخ می‌دهد و پرده‌ها کنار می‌رود و از وجود معصوم عالی مقام عالم فانی هم پرتوافشانی می‌شود، لذا در این روزها ارتباط معنوی قوی‌تر و سهل‌تر و دست‌ها به راحتی به سوی آسمان دراز می‌َشود. پس ایام هم ذکرند و هم ذاکر اما گوش و چشم و قلب‌هایی می‌خواهد که باز باشد تا این نورانیت را ببیند و صدای نورانی را بشنود. 

 

در نگاه دینی، تاریخ آینه عبرت است. حیات تاریخی انسان از زمان هبوط آدم شروع شد و بعد از او همه فرزندانش نسل به نسل تا قیامت کبرا در یک چرخه بزرگی قرار می‌گیرند که بر حسب سنن ثابت و لایتغیر گذشته را تجربه می‌کنند یعنی تاریخ باز تکرار می‌شود؛ صورت زندگی ظاهری آدم‌ها عوض می‌َشود اما دانش فطری و پرستش، زیبایی‌خواهی و زیبایی‌دوستی و … ثابت و جزء سنن الهی است. مثلا در عالم این سنت جاری است که اگر انسان صدقه بدهد بلا از او رفع و دفع خواهد شد. 

نگاه به عاشورا از پنجره‌های مختلف

به عاشورا از پنجره‌های مختلفی نگاه شده است؛ گاهی تحلیل تاریخی از آن داریم؛ در این تحلیل موریانه‌وار می‌گردیم و نشانه می‌آوریم و وقایع را از ابتدا ذکر می‌کنیم تا بگوییم چه اتفاقی رخ داده است؛ حاصل تحلیل تاریخی، ذهن ما را با مجموعه اطلاعات تاریخی پر می‌کند اما باعث تغییر در سیر و سلوک ما نخواهد شد، یعنی  جای اطلاعات تاریخی در مورد امام حسین(ع) می‌تواند آگاهی از آمد و شد مغول قرار بگیرد و اتفاقی رخ ندهد.

 

تحلیل دیگر، سیاسی است؛ دانستن اینکه چه کسی آمد و رفت و قدرت گرفت و فلان فرد رشوه گرفت و با یکی زد و بند کرد و … در این تحلیل کشف می‌کنیم که مثلا چطور شد که معاویه فرزند ناخلف خود را خلیفه کرد و چه شیطنت‌هایی در این مسیر پیاده کرد و یا کسی سوار بر شتر(در نبرد جمل) در برابر حضرت علی(ع) ایستاد.  

 

تحلیل دیگر، تمدنی است؛ در این تحلیل آمد و شدها در مجموعه نظامات ارزشی و جهان‌بینی و تقابل خیر و شر تحلیل می‌شود. در این صورت بین امروز و دیروز نسبت درستی برقرار خواهد شد. از زمان بعثت نبی اعظم(ص) و حضرت نوح و ابراهیم و تا حضرت آدم، تنها صورت ظاهری جهان‌بینی توحیدی عوض شده است و باطن آن باقی است. به تعبیر دیگر نگاه طاغوتی نمرودی و فرعونی زمانی در برابر ابراهیم و موسی قدعلم کرده بود و امروز در برابر یک جریان توحیدی دیگر قدعلم کرده است گویی که نمرود و فرعون اکنون زنده شده باشند. 

تقابل دائمی ولایت الهی و ولایت طاغوت

تقابل دو جریان ولایت الهی و ولایت طاغوت در تمام تاریخ ساری و جاری است؛ در تحلیل تمدنی، محقق بررسی می‌کند تا ببیند در دوره ابراهیم خلیل الرحمان چگونه نماینده ولایت توحیدی در برابر ولایت طاغوتی قرار گرفته است تا مایه عبرت برای امروز ما باشد و همه بدانند که در نهایت واجد ولایت الهی بر ولایت طاغوتی و شیطانی پیروز خواهد شد همانطور که نمایندگان ولایت طاغوت  در برابر عیسی و موسی و نبی اکرم(ص) قرار گرفتند. 

 

وقتی خدا اعلام کرد: إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖخلیفه؛ در مقابل کسی سر برآورد که  قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ و من برترم و افضل از او هستم، زیرا من از آتش خلق شدم و آدم از خاک. نطفه منعقد شد و همین نطفه در بهشت برزخی جوانه زد و  آدم با حوا بر روی زمین آمد. این دو جریان تاریخی، دو جریان تاریخ مقدس و نامقدس است. طراحی الهی این آیه است: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ یعنی پایان تاریخ به آخرین منزل خواهد رسید که همان تشکیل دولت مهدوی است. در ابتدای این زنجیره، ولایت آدم ابوالبشر است و پایان آن حضرت مهدی موعود(عج) و سایر انبیاء هم در حد واسط بین این دو قسمت از زنجیره آمدند و رفتند. 

 

در تاریخ دو ولایت الهی و طاغوتی جریان دارد؛ ولایت الهی از روز اول انتصابی بود؛ آدم و ابراهیم(ع) از سوی خدا نصب شدند و نه انتخاب. انبیاء و اوصیاء حلقه‌های متصل بین زمین و آسمان و عالم ناسوتی و عالم نورانی با اذن الهی هستند. هر کدام از این انبیاء و اوصیاء در مرتبه خود صاحب عصمت و علم و اذن بودند و مرتبه‌ای از مراتب عالی تقرب به ذات الهی را داشتند و ائمه(ع) هم  ولایت الهی را که باید به تأسیس حکومت می‌رسید تداوم می‌دادند اما متوقف شد، مثلا در برابر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ایستادند. جامعه اسلامی به سمت نظام اشرافی جاهلی بازگشت کرد در حالی که مدت‌ها در کما رفته بود. 

ویژگی‌های تمدن نبوی

در حکمت قیام امام حسین(ع)، احیای تمدن نبوی را شاهد هستیم، لذا امام حسین(ع) فرمودند هدف من اصلاح امت جدم هست. تمدن نبوی بر چند پایه استوار شده بود؛ توحید؛ عدالت، ولایت الهی و کرامت انسانی که  در دوره طاغوت یزید پایمال شد و یزید و پدرش اعلام کردند که ما به عصر جاهلی برمی‌گردیم و حتی پا را از خلافت هم فراتر گذاشتند و وارد حکومت موروثی و سلطنتی شدند. امام حسین(ع) وقتی دیدند که تمدن الهی در آستانه خطر است قیام کردند، لذا قیام امام حسین(ع) تکرار قیام انبیاء گذشته است و گویی تاریخ تکرار شده است؛ ابراهیمی پیدا شده است و تبر به دست گرفته است و موسی، عصا در دست به جنگ طاغوت رفته است؛  در زیارات هم می‌خوانیم السلام علیک یا وارث آدم صفوه الله؛ السلام علیک یا وارث نوح نبی الله؛ عاشورا تکرار مبارزه انبیاء با همه طواغیت است. عاشورا حلقه‌ای از الهیات تاریخی در نگاه شیعه است؛ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) میراث‌بر همه انبیاء گذشته در صورت و سیرت است. 

 

در سیرت حاوی همه کمالات انبیاء پیشین هستند و در صورت هم مقصد همه انبیاء پیشین را پیگیری می‌کنند. زیارت وارث به زیباترین صورت نشان داده است که ما با یک زنجیره از ولایت الهی مواجه هستیم؛ امام حسین(ع) دیدند مرجعیت دگرگون شده است یعنی اصل ولایتمداری که بر مدار اوصیاء بود جای خود را به مرجعیت دیگری داد و این امت یا در اثر جهل و نادانی و یا تبلیغات مسموم، مرجعیت را تغییر داد. 

مرجعیت‌زدایی در توطئه معاویه

معاویه ملعون در چندین دهه مبلغان و واعظان را مأمور کرد تا علی(ع) را در منابر لعن کنند؛ لعن نفرین و فحش و ناسزای ساده نیست بلکه او با زیرکی مرجعیت فقهی و فکری و دینی را تغییر داد چون می‌داند تا زمانی که مرجعیت از آن اهل بیت(ع) باشد جایی برای آنان وجود نخواهد داشت و خدا با عاشورا خواست که امت به ولایت الهی برگردد و امام حسین(ع) حاضر شد برای برگرداندن مرجعیت و حاکمیت الهی به میدان بیاید و همه هستی خود را هم از دست داد. 

 

ما به مهدویت و ظهور به‌عنوان ثمره تمام‌عیار همه قیام‌ها و مبارزات انبیاء نگاه می‌کنیم و به تعبیری خلاصه و عصاره دین و دینداری؛ رویکرد ما به قیام اباعبدالله هم در پرتو نگاه به مهدویت و ظهور امام زمان(عج) است؛ در قیام حضرت حجت(عج) هم ایشان و یارانشان به عنوان خون‌خواه امام حسین(ع) و همه حق طلبان قیام خواهند کرد. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.