امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 3 محرم 1448
شناسه خبر : 366742
  پرینت تاریخ انتشار : 18 ژوئن 2026 - 18:11 | 4 بازدید

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده؟

گزارش ایکنا از آیین یادبود مقام علمی و فرهنگی علی شریعتی به گزارش ایکنا، انجمن مفاخر فرهنگی ایران به مناسب سالروز درگذشت علی شریعتی عصر امروز 28 خردادماه آیین یادبودی را با سخنرانی جمعی از اساتید به صورت مجازی برگزار کرد. در این آیین محمود شالویی، حکمت آله ملاصالحی، سید جواد میری، عبدالرحیم گواهی و […]

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده؟


گزارش ایکنا از آیین یادبود مقام علمی و فرهنگی علی شریعتی

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

به گزارش ایکنا، انجمن مفاخر فرهنگی ایران به مناسب سالروز درگذشت علی شریعتی عصر امروز 28 خردادماه آیین یادبودی را با سخنرانی جمعی از اساتید به صورت مجازی برگزار کرد. در این آیین محمود شالویی، حکمت آله ملاصالحی، سید جواد میری، عبدالرحیم گواهی و احسان شریعتی درباره اندیشه و آثار این متفکر معاصر پرداختند.

در این نشست، سخنرانان ضمن تأکید بر اینکه شریعتی را باید در شمار متفکران اثرگذار جهانی دانست، به بررسی ابعاد گوناگون میراث او پرداختند. در این نشست تبیین شد که شریعتی با رویکردی دغدغه‌مند، همواره در پی هدایت فکری جوانان بود و به عنوان یک روشنفکر متعهد، نقشی کلیدی و انکارناپذیر در بیداری نسل دانشجویی پیش از انقلاب ایفا کرد؛ نقشی که فراتر از مرزهای ایران، اندیشه‌های او را به حوزه‌های جهانی همچون الهیات رهایی‌بخش پیوند زده است.

با این حال، اندیشمندان در این نشست تصریح کردند که با وجود این جایگاه، آثار شریعتی در دانشگاه‌های ایران کمتر به‌صورت علمی و روش‌مند مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر سخنرانان، ضروری است که برای گذار از نقدهای غیرعلمی و حاشیه‌ای، بستر لازم برای بازخوانی و نقد علمی اندیشه‌های او فراهم شود تا ابعاد گوناگون این تفکر چندجانبه، در جایگاه واقعی خود در سپهر علوم انسانی شناخته و تبیین شود.

شریعتی با قلم و سخنرانی‌هایش نسل جوان را به مفاهیم دینی توجه داد

محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، با تأکید بر اهمیت اندیشه در تعریف هویت انسانی اظهار کرد: آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند اندیشه، عقل و دانش اوست. به تعبیر مولانا «ای برادر تو همه اندیشه‌ای، مابقی تو استخوان و ریشه‌ای» و همین اندیشه است که انسان را به جایگاهی ممتاز در عالم هستی می‌رساند.

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

وی افزود: ارزش و جایگاه انسان به میزان فهم و درک او بستگی دارد و اندیشمندان کسانی هستند که عمر خود را در مسیر تحقیق، تفکر و طرح دیدگاه‌های فکری صرف می‌کنند. هر اندیشمندی ممکن است برداشت‌ها و تحلیل‌های خاص خود را داشته باشد و هدف از بررسی آثار آنان نیز لزوماً پذیرش یا رد کامل دیدگاه‌هایشان نیست، بلکه شناخت تلاش فکری و نقش اجتماعی آنهاست.

شالویی با اشاره به سابقه حضور متفکران در تمدن ایرانی ـ اسلامی گفت: در طول تاریخ، به‌ویژه پس از ورود اسلام به ایران، اندیشمندان بسیاری در حوزه‌های علمی، کلامی، فرهنگی و ادبی به طرح و بررسی مسائل فکری پرداخته‌اند و در دوره معاصر نیز این جریان در حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و مراکز علمی ادامه یافته است.

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه به برخی چهره‌های اثرگذار در فضای فکری پیش از انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: در آن دوره شخصیت‌هایی مانند شهید مرتضی مطهری، آیت‌الله طالقانی و علی شریعتی از چهره‌های شاخصی بودند که با سخنرانی‌ها، آثار و دیدگاه‌های خود توجه نسل جوان و دانشگاهی را جلب کردند و مباحث آنان در محافل مختلف مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت.

وی درباره نقش شریعتی افزود: او از تأثیرگذارترین چهره‌های روشنفکری دینی در جامعه آن روز بود. سخنرانی‌های پرشور، قلم نافذ و نگاه انتقادی او به مسائل اجتماعی و فرهنگی موجب شد جریان قابل توجهی در میان جوانان و دانشجویان شکل بگیرد و توجه آنان به مفاهیم دینی و هویت فرهنگی افزایش یابد.

شالویی با اشاره به برخی آثار شناخته‌ شده شریعتی ادامه داد: آثاری همچون «فاطمه فاطمه است»، «علی تنهاست» و «کویر» و نیز سخنرانی‌های متعدد او فضایی تازه در میان نسل جوان ایجاد کرد و زمینه‌ای برای آشنایی عمیق‌تر آنان با مفاهیم دینی و اجتماعی فراهم آورد.

وی در عین حال تأکید کرد: طبیعی است که همه برداشت‌ها و تحلیل‌های یک اندیشمند لزوماً مورد توافق همگان نباشد و درباره دیدگاه‌های شریعتی نیز نقدها و بررسی‌های مختلفی مطرح شده و خواهد شد، اما آنچه اهمیت دارد تلاش صادقانه او برای فهم حقیقت و بیان اندیشه‌هایش است.

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با اشاره به فضای فکری دهه‌های پیش از انقلاب گفت: در دوره‌ای که برخی جریان‌های فکری مانند مارکسیسم در میان جوانان و محافل روشنفکری نفوذ یافته بودند، شخصیت‌هایی مانند شهید مطهری و شریعتی تلاش کردند با تکیه بر مفاهیم اسلامی و دینی به روشنگری بپردازند و در این مسیر نیز تأثیرات قابل توجهی بر نسل جوان گذاشتند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: یاد و نام اندیشمندانی که در عرصه فکر و فرهنگ برای روشنگری جامعه تلاش کرده‌اند باید گرامی داشته شود و آثار آنان همچنان مورد بررسی و مطالعه نسل‌های جدید قرار گیرد تا زمینه فهم عمیق‌تر تحولات فکری و فرهنگی جامعه فراهم شود.

او جهانی پُر از تلاطم و تحرک فکری بود 

حکمت‌الله ملاصالحی، استاد تمام دانشگاه تهران، در ادامه این مراسم اظهار داشت: کم‌شمارند آنان که از خود پرسیده‌اند در درنگ کوتاهی که در این عالم کرده‌اند، در حضور و تجربه یگانه و یکتا و بی‌بدیل خود در این جهان، چه میراثی برای نسل‌های دیگر بر جای نهاده و رفته‌اند. این پرسشی بسیار مهم، مسئولانه، تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در زندگی هر انسانی است؛ اینکه ما چه میراثی از خود برای دیگران به جای می‌نهیم و می‌رویم. 

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

وی ادامه داد: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بپذیریم و چه نپذیریم، چه به مذاق ما خوش آید و چه خوش نیاید، مرحوم علی شریعتی در شمار یکی از تأثیرگذارترین صاحبان اندیشه، قلم و نظر در جامعه معاصر ما محسوب می‌شود.

ملاصالحی با اشاره به پیشینه خانوادگی شریعتی گفت: او برآمده از خاندانی فرهیخته، اصیل و باورمند شیعی بود و در خراسان فرهنگی زاده شد؛ خراسانی که طلوعگاه سنت و میراث نبوی ما و نیز خاستگاه روزگار زرین علم و ادب و فکر و فلسفه و حکمت و خرد و شعر و حماسه ایران در عصر شکوفایی تمدن اسلامی و قرآن بوده است.

این استاد دانشگاه تهران افزود: شریعتی، با وجود عمر نسبتاً کوتاه، زندگی پرتجربه و پُرتحركی داشت و آثار قلمی پرشماری از خود به جای گذاشت. هرچندسال‌های طولانی در فرانسه نماند، اما همان مدت را غنیمت شمرد و در قیاس با بسیاری از غرب‌رفتگانی که با دستی تهی بازگشتند، او با دست و دامنی پُر از تجربه غرب بازگشت و توانست نوعی نسبت و ارتباط با دنیای مدرن برقرار کند.

وی خاطرنشان کرد: مرحوم شریعتی نابغه سخنوری بود، اما سخنوری او تنها از سر ذوق و هنر نبود؛ سخنوری او با اندیشه و نظر همراه بود. البته او صاحب ذوق، هنر و ادب نیز بود و در کنار همه این ویژگی‌ها، در بیان اندیشه‌ها و دیدگاه‌های خود جسارت، دلیری و گاه حتی بی‌پروایی داشت.

ملاصالحی ادامه داد: صاحب اندیشه و نظر و ذوق و هنر بودن به تنهایی کافی نیست؛ دلیری بیان آن‌ها نیز لازم است و شریعتی این دلیری را داشت. او در میانه دهه پنجم زندگی از میان ما رفت و دار فانی را وداع گفت، اما اگر چهار دهه و نیم دیگر نیز زنده می‌ماند، می‌توان گمان زد که شریعتی پخته‌تر و روزگارچشیده‌تر تا چه اندازه می‌توانست ژرف‌تر بیندیشد و حتی در برخی اندیشه‌های پیشین خود تجدیدنظر کند. من تردیدی ندارم که چنین می‌کرد؛ زیرا او جهانی پُر از تلاطم و تحرک فکری بود و چنین شخصیتی بی‌گمان توان و دلیری بازنگری پی‌درپی در اندیشه‌های خویش را نیز داشت.

اندیشه‌های شریعتی فراتر از مرزها همچنان محل بحث است 

سید جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با اشاره به فرارسیدن ۲۹ خرداد، سالروز درگذشت علی شریعتی، گفت: با گذشت نزدیک به پنجاه سال از درگذشت شریعتی، آثار و آراء او همچنان در ایران و بسیاری از کشورهای جهان مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

امروز در کشورهایی مانند ترکیه، اندونزی، مالزی، کشورهای عربی و حتی در اروپا و آمریکا درباره اندیشه‌های شریعتی گفت‌وگوهای متعددی انجام می‌شود. برای نمونه، در دو دهه اخیر در انتشارات «بریل» نیز هر چند سال یک‌بار آثاری درباره زندگی، اندیشه‌ها و آرای شریعتی به زبان انگلیسی منتشر شده است که نشان می‌دهد اندیشه‌های او همچنان زنده و فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی در حال گسترش است.

میری با بیان اینکه شریعتی را می‌توان یکی از معدود متفکران معاصر ایرانی دانست که به نوعی جهانی شده است، اظهار کرد: چندی پیش یکی از پژوهشگران دانشگاهی از لهستان که در حوزه مطالعات دیجیتال فعالیت می‌کند، برای انجام گفت‌وگویی درباره شریعتی‌ با من تماس گرفت. در آن گفت‌وگو درباره شریعتی به عنوان یکی از متفکرانی سخن گفته شد که آثار و اندیشه‌هایش در چارچوب «الهیات رهایی‌بخش» مورد توجه قرار گرفته است؛ جریانی فکری که در مناطقی مانند آفریقای جنوبی با شخصیت‌هایی همچون دزموند توتو و نیز در آمریکای لاتین مطرح بوده است.

این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به یکی از ابعاد کمتر بررسی‌شده در اندیشه شریعتی گفت: یکی از مباحث مهم در اندیشه او نوع نگاهش به مفهوم انسان و طبقه‌بندی‌ است که از انسان‌ها ارائه می‌دهد؛ طبقه‌بندی‌ که می‌تواند در فهم رویکرد اگزیستانسیالیستی شریعتی به انسان کمک کند. شریعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسیم می‌کند. دسته نخست کسانی هستند که «وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند، نیستند». به گفته شریعتی، حضور این افراد صرفاً مبتنی بر حضور فیزیکی است و تنها در زمان حضور جسمانی‌شان دیده می‌شوند؛ اما با نبودنشان به طور کامل از ذهن و تاریخ و جامعه حذف می‌شوند.

دسته دوم کسانی هستند که «وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند هم نیستند». شریعتی این گروه را «مردگانی متحرک» می‌نامد؛ افرادی که هویت خود را در برابر امور فانی از دست داده‌اند و بود و نبودشان در جامعه تفاوتی ایجاد نمی‌کند. دسته سوم انسان‌هایی هستند که «وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند نیز هستند». این افراد در زمان حیات خود تأثیرگذارند و پس از فقدانشان نیز اثر و حضورشان در جامعه و در حافظه تاریخی باقی می‌ماند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دسته چهارم را مهم‌ترین و شگفت‌انگیزترین گروه در تقسیم‌بندی شریعتی دانست و گفت: شریعتی درباره این گروه می‌گوید «وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند، هستند». به این معنا که در زمان حضورشان آنچنان عظیم و باشکوه‌اند که جامعه قادر به درک کامل آن‌ها نیست؛ اما پس از رفتنشان، به تدریج عظمت و جایگاهشان آشکار می‌شود. شریعتی معتقد است تعداد چنین انسان‌هایی در زندگی هر فرد شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسد و حتی در تاریخ بشریت نیز بسیار اندک‌اند.

وی در ادامه با اشاره به دیدگاه کارل یاسپرس درباره شخصیت‌های تمدن‌ساز گفت: یاسپرس در آثار خود از چهار شخصیت بزرگ نام می‌برد که به باور او مسیر تاریخ بشر را تغییر داده‌اند؛ سقراط، عیسی بن مریم، بودا و کنفوسیوس. به گفته یاسپرس، این شخصیت‌ها سرآغاز تحولات مهم تمدنی در تاریخ بشر بوده‌اند.

میری با بیان اینکه یاسپرس با وجود نگاه گفت‌وگویی و بیناتمدنی خود، به پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) اشاره‌ای نکرده است، افزود: در حالی که اگر با چارچوبی که شریعتی ارائه می‌دهد نگاه کنیم، می‌توان دید که این شخصیت‌ها نیز از جمله انسان‌هایی هستند که پس از گذشت زمان، عظمت و تأثیر تاریخی‌شان بیشتر آشکار می‌شود.

وی در پایان گفت: با توجه به تعریفی که شریعتی از انسان‌های بزرگ ارائه می‌دهد، می‌توان گفت خود او نیز در زمره همان دسته چهارم قرار می‌گیرد؛ انسان‌هایی که هرچه زمان می‌گذرد، ابعاد اندیشه، روح بزرگ و گستره فکری‌شان بیشتر برای جامعه و برای اهل نظر در جهان آشکار می‌شود.

شریعتی از علما می‌خواست آثارش را نقد و اصلاح کنند

عبدالرحیم گواهی پژوهشگر و استاد دانشگاه در ادامه با بیان خاطراتی از این متفکر دینی دارد، او را یکی از مهم‌ترین روشنفکران مذهبی پیش از انقلاب دانست که نقش مهمی در بیداری نسل جوان و دانشجویی ایفا کرد. 

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

گواهی با اشاره به آشنایی خود با شریعتی در دهه ۱۳۴۰ اظهار کرد: نخستین آشنایی من با ایشان به دوران فعالیت انجمن اسلامی در دانشکده نفت آبادان بازمی‌گردد. در آن سال‌ها و پس از محدودیت‌هایی که برای انجمن‌های اسلامی ایجاد شده بود، در دانشکده نفت فعالیت‌هایی شکل گرفت و از برخی شخصیت‌های برجسته برای سخنرانی دعوت شد؛ از جمله مرحوم شهید مرتضی مطهری و مرحوم علی شریعتی. از همان زمان آشنایی و ارتباط بنده با ایشان ادامه یافت.

این پژوهشگر حوزه ادیان با اشاره به یکی از دیدارهای خود با شریعتی گفت: در دوره‌ که ارتباط و شاگردی بنده با ایشان بیشتر شده بود، روزی از من خواست که او را به دیدار استاد محمدتقی جعفری ببرم. صبح جمعه‌ با خودرویی که داشتم ایشان را به منزل استاد جعفری در مشهد بردم. در آن دیدار  شریعتی خطاب به استاد جعفری گفت: وظیفه ما روشنفکران این است که جوانان را به حرکت درآوریم، اما جهت این حرکت را علما باید تعیین کنند. سپس از ایشان خواست همه آثارش را با دقت مطالعه کنند و هر جا را که به نظرشان با تعالیم اسلامی یا مصلحت جامعه سازگار نیست با قلم قرمز مشخص کنند تا در چاپ‌های بعدی حذف شود. تا جایی که من در جریان بودم، مرحوم استاد جعفری هیچ بخشی از آثار ایشان را خط نزد و برای او دعا کرد.

وی همچنین با اشاره به روحیه کاری شریعتی گفت: به یاد دارم یک بار صبح جمعه زودتر از زمان قرار به دیدار ایشان رفتم. وقتی در زدم، خود ایشان در را باز کرد و گفت که تمام شب را مشغول نوشتن بوده است. آن زمان در حال نگارش برخی از آثارش از جمله نوشته‌هایی در فضای «کویر» و مباحث مشابه بود. این نشان می‌داد که او با جدیت و دغدغه فراوان به کار فکری و نوشتن می‌پرداخت.

گواهی در ادامه شریعتی را روشنفکری دینی، دلسوخته و دغدغه‌مند توصیف کرد و گفت: او جامعه‌شناسی خوانده بود و با نگاه اجتماعی به دین می‌نگریست. در کنار افرادی مانند مهندس مهدی بازرگان که با پیشینه علوم مهندسی به عرصه اندیشه دینی وارد شده بودند، شریعتی نیز الگویی از روشنفکری دینی در آن دوران به شمار می‌رفت.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از سال‌های پس از انقلاب و دیداری در منزل مرحوم تقی ابتکار، گفت: در آن جلسه که جمعی از چهره‌ها از جمله شهید مصطفی چمران حضور داشتند، بحث‌هایی درباره عرفان و قدرت‌های روحی مطرح شد. در همان جلسه خاطره‌ای نقل شد که به توانایی‌های روحی و معنوی شریعتی اشاره داشت.

گواهی در پایان تأکید کرد: مرحوم علی شریعتی روشنفکر دینی صادق و دلسوخته‌ بود که نقش مهمی در به حرکت درآوردن نسل جوان و دانشجویان پیش از انقلاب داشت. امیدوارم بیان این خاطرات برای نسل جوان مفید باشد و شناخت بیشتری از شخصیت و جایگاه فکری او ایجاد کند.

آثار شریعتی در دانشگاه‌های ایران کمتر به‌صورت علمی بررسی شده است

احسان شریعتی، استاد دانشگاه و فرزند علی شریعتی، در سخنانی درباره میراث فکری، فرهنگی و علمی این متفکر معاصر گفت: در آستانه پنجاهمین سالگرد درگذشت شریعتی، یکی از پرسش‌های مهم این است که کدام جنبه‌های اندیشه او همچنان زنده و به‌روز باقی مانده است.

میراثی زنده در انتظار بازخوانی؛ چرا اندیشه شریعتی در دانشگاه‌ها مهجور مانده است؟

وی با اشاره به جایگاه ادبی شریعتی افزود: شریعتی به عنوان نویسنده و ادیب در ادبیات معاصر ایران دارای سبک و شیوه نگارشی خاصی است که جایگاه ویژه‌ای دارد و از نظر ادبی نیز قابل مطالعه است. بخشی از این ویژگی‌ها در آثار او، به‌ویژه در کتاب «کویر» که تجربه‌های شخصی و زیسته او را بازتاب می‌دهد، نمود یافته و حتی گزیده‌هایی از آن در کتاب‌های درسی نیز مطرح شده است.

احسان شریعتی ادامه داد: اما شریعتی تنها یک نویسنده نبود؛ او به عنوان روشنفکری که به پرسشگری، تحقیق و مطالعه می‌پرداخت، در کشور نوعی نهضت فکری ایجاد کرد. او مسائل را در قالب پرسش و طرح تزهای فکری مطرح می‌کرد و به‌ویژه نسل جوان و دانشجویان را مخاطب قرار می‌داد.

وی با بیان اینکه شریعتی خارج از قالب‌های رسمی نظام آموزشی و در عرصه عمومی تأثیرگذار بود، گفت: او به عنوان یک روشنفکر در عرصه عمومی توانست فرهنگ کتاب‌خوانی، پرسشگری فکری و توجه به دستاوردهای علوم انسانی جدید را ترویج کند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند تاریخ، جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی تاریخی و تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام.

این استاد دانشگاه با اشاره به پیشینه علمی شریعتی اظهار کرد: شریعتی در دانشگاه مشهد که در آن زمان تازه در حال شکل‌گیری و تفکیک رشته‌ها و دپارتمان‌ها بود، در حوزه تاریخ فعالیت می‌کرد و گرایش تخصصی او به تاریخ اسلام، تاریخ ایران، تاریخ ادیان و تاریخ تمدنبود. او با بهره‌گیری از روش‌شناسی علوم انسانی جدید، موضوع مطالعات خود را بر ایران و جهان اسلام متمرکز کرد.

وی افزود: از این منظر می‌توان شریعتی را در شمار متفکران غیرغربی در حوزه علوم انسانی دانست که در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. ترجمه آثار او به زبان‌های مختلف و طرح دیدگاه‌هایش در مطالعات دانشگاهی بین‌المللی نشان می‌دهد که اندیشه‌های او در حوزه مطالعات پسااستعماری یا دِکولونیال نیز قابل بررسی است.

احسان شریعتی ادامه داد: طرح مفاهیمی مانند «بازگشت به خویش»، بازخوانی انتقادی تاریخ ایران و اسلام و نقد مدرنیته از جمله مباحثی است که شریعتی مطرح کرده و در آن‌ها هم‌زمان به سنت‌های فرهنگی، ادبی، دینی و تاریخی جوامع شرقی و جنوبی نیز توجه داشته است.

وی همچنین با اشاره به نگاه شریعتی به دین گفت: شریعتی دین را به عنوان سپهری می‌دید که ارزش‌های مطلق فرهنگی در آن متجلی می‌شود و از این منظر به عنوان یک متفکر نواندیش دینی و اصلاح‌گر دینی شناخته می‌شود. به همین دلیل آثار او در ایران پس از انقلاب نیز در بستر نظام و حاکمیت دینی مورد توجه قرار گرفته و برخی از مباحث او حتی جنبه‌ای پیش‌بینانه یافته است.

این پژوهشگر افزود: با وجود اهمیت آثار شریعتی، میراث فکری او در آکادمی و دانشگاه‌های ما آن‌گونه که باید به صورت روشمند و علمی مطالعه نشده است، در حالی که این میراث ظرفیت بالایی برای پژوهش و بررسی دارد.

وی در ادامه به تقسیم‌بندی مشهور آثار شریعتی اشاره کرد و گفت: خود شریعتی آثارش را به سه بخش «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویرات» تقسیم می‌کرد. در بخش اجتماعیات، او از آرمان «عرفان، برابری و آزادی» سخن می‌گوید و تلاش می‌کند الگویی متوازن از توسعه‌ای آزادی‌خواهانه و عدالت‌محور ارائه دهد.

احسان شریعتی افزود: در بخش اسلامیات، او به «نقد سنت، نهاد دین و معارف سنتی» می‌پردازد و از ضرورت نوزایی و نوسازی فکری در فهم دین سخن می‌گوید. در بخش کویریات نیز  «تجربه‌های معنوی، اخلاقی و عرفانی» مطرح می‌شود؛ جایی که عرفان سنتی با تجربه‌های جدید فلسفه‌های اگزیستانسیالیستی پیوند می‌خورد و انسان در تلاش است پس از رهایی از «چهار زندان» طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن، به خودآگاهی و بازسازی خویش دست یابد.

وی در پایان تأکید کرد: میراث فکری و فرهنگی شریعتی نیازمند نقد و بررسی علمی است. نقد در معنای علمی آن به معنای تخطئه یا حمله به شخصیت نیست، بلکه به معنای تفکیک درست و نادرست و روشن کردن حدود و ظرفیت‌های واقعی اندیشه‌هاست. متأسفانه در سال‌های اخیر نقدهای متناقض و گاه سازمان‌یافته‌ای درباره شریعتی مطرح شده است که نشان می‌دهد شناخت عمیقی از کلیت زنده اندیشه او وجود ندارد. از این رو ضروری است که این چهره فکری چندوجهی دوباره بازخوانی و بازشناسی شود.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.