کودکان میناب به بخشی از حافظه ملی ایران تبدیل شدند
به گزارش ایکنا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در مراسم بزرگداشت کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب که امروز، یکشنبه 17 خرداد در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد، گفت: زنده نگه داشتن یاد این کودکان صرفاً ادای احترام به گذشته نیست، بلکه تعهدی نسبت به حفاظت از حقیقت، عدالت و ارزشهای انسانی و همچنین پیمانی […]

به گزارش ایکنا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در مراسم بزرگداشت کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب که امروز، یکشنبه 17 خرداد در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد، گفت: زنده نگه داشتن یاد این کودکان صرفاً ادای احترام به گذشته نیست، بلکه تعهدی نسبت به حفاظت از حقیقت، عدالت و ارزشهای انسانی و همچنین پیمانی برای آینده محسوب میشود.
سخنگوی وزارت امور خارجه با بیان اینکه ملتهای جهان با وجود تفاوتها در برخی ارزشهای بنیادین مشترک هستند، گفت: این اشتراک ریشه در سرشت و فطرت انسانی دارد و همه جوامع، کودکان از دسترفته خود را گرامی میدارند. اندوه برای فقدان کودکان، بازتاب وجدان انسانی است؛ چرا که کودکان بیگناهترین قربانیان جنگها هستند؛ چه آنهایی که بر اثر گلوله، بمب و موشک جان میبازند، چه کودکانی که آثار جسمی و روحی جنگ تا پایان عمر همراهشان میماند و چه آنان که داغ از دست دادن والدین و نزدیکان را همیشه بر دوش میکشند.
بقایی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: امروز گرد هم آمدهایم تا یاد کودکانی را زنده کنیم که بالهای کوچکشان در اوج معصومیت پرپر شد و از زمین به آسمان پر کشیدند تا روایتگر تلخیهای این جهان باشند؛ کودکانی که جسمشان در خاک آرام گرفت اما یادشان جاودانه شد. کودکان مدرسه «شجره طیبه» میناب با وجود عمر کوتاه، اثری عمیق در حافظه جمعی جامعه بر جای گذاشتهاند و به بخشی از تاریخ و خاطره مردم ایران تبدیل شدهاند.
وی تصریح کرد: شاید این پرسش مطرح شود که چرا همچنان از کودکان میناب و جنایت لامرد و دیگر کودکانی که در جریان جنگ تحمیلی خرداد سال گذشته و نیز در ۴۰ روز جنگ اخیر جان خود را از دست دادند سخن گفته میشود و چرا یاد آنان همچنان زنده است و نامشان بر زبانها جاری است؟
سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه اظهار کرد: پاسخ این پرسش را نمیتوان صرفاً در احساسات جستوجو کرد. همدردی با هموطنان امری ارزشمند و انسانی است، اما برای حفظ یک حافظه تاریخی کافی نیست. آنچه ما را به یاد آنان فرامیخواند، مسئولیتی در قبال حقیقت است؛ مسئولیتی که ایجاب میکند چراغ حافظه جمعی روشن بماند تا تاریکی فراموشی بر گذشته و بر وجدان انسانی سایه نیفکند.
بقایی افزود: ملتها صرفاً با مرزهای جغرافیایی شناخته نمیشوند، بلکه آنچه انسانها را در یک سرزمین به هم پیوند میدهد، شبکهای از خاطرات مشترک است؛ رنجهایی که در کنار هم تجربه کردهاند، امیدهایی که با هم پروراندهاند و آرزوهایی که در دل مشترک داشتهاند. هرگاه این خاطرات به فراموشی سپرده شود، بخشی از هویت جمعی یک ملت نیز رنگ میبازد و از میان میرود.
وی گفت: کودکان شهید آن مدرسه صرفاً اسامی ثبتشده در یک فهرست یا قربانیان یک رویداد تاریخی نیستند، بلکه نماد معصومیتاند؛ یادآور این واقعیت تلخ که در میانه جنگ و خشونت، بیدفاعترین انسانها بیشترین بهای آن را میپردازند.
سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین بیان کرد: هنگامی که از کودکان میناب سخن گفته میشود، در حقیقت از کرامت انسانی صحبت میکنیم؛ از حق هر کودک برای زندگی کردن، آموزش دیدن، رؤیا داشتن و ساختن آیندهای متناسب با شأن انسانیاش؛ حقی که نباید در اثر زیادهخواهیها و تصمیمهای جاهطلبانه و مخرب از بین برود.
وی با بیان اینکه فاجعه میناب تنها یک مورد از صدها مورد جنایت علیه ملت ایران است، اظهار کرد: در ۹ اسفند ۱۴۰۴، منطقه لامرد فارس شاهد آزمایش یکی از سلاحهای جدید و مرگبار آمریکا بود؛ موشکی خوشهای که در صورت انفجار میتواند حدود ۱۸۰ هزار ترکش کشنده ایجاد کند.
بقایی بیان کرد: صلح و امنیت، اموری بدیهی و همیشگی نیستند که بتوان آنها را مفروض گرفت. آنچه امروز عادی و طبیعی به نظر میرسد، حاصل سالها رنج و هزینههای سنگینی است که نسلهای گذشته پرداختهاند. شاید تلخترین واقعیت این باشد که با از دست رفتن یک کودک، تنها یک جان خاموش نمیشود، بلکه جهانی از امکانها از میان میرود؛ رؤیاهایی که هنوز شکل نگرفتهاند نابود میشوند، استعدادهایی که مجال شکوفایی نیافتهاند پژمرده میشوند و آیندههایی که هرگز فرصت تحقق پیدا نمیکنند، برای همیشه محو میگردند.
سخنگوی وزارت امور خارجه ادامه داد: در کنار کودکانی که جان خود را از دست دادهاند، باید به آنان نیز توجه کرد که زنده ماندهاند. معمولاً هنگام سخن گفتن از قربانیان جنگ، ذهنها به سوی جانباختگان میرود، اما جنگ تنها مرگ نمیآفریند؛ گاهی کودکی را زنده باقی میگذارد، اما او را برای سالها با بار سنگین آن حادثه همراه میکند؛ در جسم، در ذهن و در شبهای بیقرارش.
بقایی افزود: باید از کودکانی نیز گفت که در یک لحظه، خانواده، خانه، امنیت و بخشی از دنیای کودکی خود را از دست دادهاند؛ کودکانی که اثرات جنگ برای آنان با پایان درگیریها تمام نمیشود.
وی با اشاره به «کیان قاسمیان» اظهار کرد: او یکی از همین کودکان است که در جریان جنگ تحمیلی سال گذشته، در یک لحظه مادر، پدر و برادر دوماهه خود را از دست داد. همچنین «رایان قاسمیان» کوچکترین قربانی جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه بود. کیان نیز به شدت آسیب دید و تاکنون بیش از ۴۰ عمل جراحی دردناک را پشت سر گذاشته است. اما همه زخمها جسمی نیستند؛ برخی زخمها در حافظه انسان باقی میمانند؛ زخم فقدان، دلتنگی و لحظهای که زندگی را به دو بخش «پیش از آن» و «پس از آن» تقسیم میکند.
سخنگوی وزارت امور خارجه ادامه داد: برای بسیاری از کودکان، جنگ صرفاً یک رویداد مقطعی نیست، بلکه واقعیتی است که سالها در زندگی آنان امتداد مییابد. آنان با دردهای جسمی، معلولیتها، اضطراب، کابوسهای شبانه و اندوهی عمیق زندگی میکنند؛ رنجی که گاه هیچ درمانی برای آن وجود ندارد. این کودکان در واقع شاهدان زنده حقیقتاند؛ شاهدانی که هر روز بهای واقعی خشونت و تجاوز را به جامعه یادآوری میکنند.
بقایی تصریح کرد: هنگامی که از کودکان شهید میناب، لامرد، آستانهاشرفیه و دیگر نقاط کشور یاد میکنیم، باید هم به آنان که جان باختند توجه داشته باشیم و هم به کودکانی که زنده ماندند، اما بخشی از وجودشان در آتش جنگ آسیب دید. هر دو گروه روایتگر یک حقیقتاند و هر دو شایسته آن هستند که هرگز به فراموشی سپرده نشوند.
وی تأکید کرد: بزرگداشت این کودکان تنها ادای احترام به گذشته نیست، بلکه پاسداشت آیندهای است که از آنان دریغ شد. امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیدن صدای کودکان است. در سراسر جهان کودکانی وجود دارند که قربانی جنگ، خشونت، فقر، محرومیت و بیعدالتی میشوند؛ پدیدهای که محدود به کشورهای در حال توسعه نیست. چنانکه فاجعه اوستیا در قلب اروپا رخ داد و نمونههای مشابه بسیاری نیز وجود دارد که در سکوت و دور از نگاه افکار عمومی در جریان است.
سخنگوی وزارت امور خارجه اضافه کرد: هنگامی که نام کودکان مدرسه شجره طیبه میناب را بر زبان میآوریم، در واقع از همه کودکانی سخن میگوییم که فرصت زیستن از آنان گرفته شد یا زخمی بر جانشان نشست که تا سالها با آنان باقی خواهد ماند.
بقایی افزود: از همین رو، نام این کودکان نباید صرفاً در آیینهای یادبود تکرار شود یا در صفحات تاریخ باقی بماند؛ بلکه باید در حافظه فرهنگی جامعه زنده بماند؛ در روایتها، در نظام آموزشی نسلهای آینده و در تلاش مستمر برای حفظ حقیقت و عدالت.
وی در پایان تصریح کرد: یاد و نام همه کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب را گرامی میداریم. آنان اگرچه فرصت نیافتند رؤیاهای خود را تا پایان زندگی کنند، اما مسئولیتی بزرگ بر عهده ما گذاشتند؛ مسئولیت پاسداری از حقیقت، صیانت از حافظه جمعی ایرانیان و حفظ ارزشهای انسانی. این کودکان بخشی از حافظه ملی ایران شدهاند؛ حافظهای که پاسداشت آن نه فقط ادای دین به گذشته، بلکه پیمانی برای آینده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


