امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 21 ذو الحجة 1447
شناسه خبر : 364228
  پرینت تاریخ انتشار : 06 ژوئن 2026 - 11:04 | 4 بازدید

واقفیه؛ عبرتی تاریخی از پیوند دنیاطلبی و انحراف در مهدویت

خبرگزاری ایکنا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی نورمحمدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ابعاد مختلف سیره سیاسی، اخلاقی و چالش‌های دوران آن حضرت از جمله فتنه واقفیه را بررسی کرده است که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم:   ایکنا ـ با توجه به وجودِ پاره‌ای از اختلافاتِ روایی در خصوصِ زمان […]

واقفیه؛ عبرتی تاریخی از پیوند دنیاطلبی و انحراف در مهدویت


مصاحبه/ امام کاظم(ع) مسئول زهدفروش ناکارآمد را به شدت رد می‌کند

خبرگزاری ایکنا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی نورمحمدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ابعاد مختلف سیره سیاسی، اخلاقی و چالش‌های دوران آن حضرت از جمله فتنه واقفیه را بررسی کرده است که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم:

 

ایکنا ـ با توجه به وجودِ پاره‌ای از اختلافاتِ روایی در خصوصِ زمان و مکانِ ولادتِ حضرت امام موسی‌کاظم (ع)، مستدعی است در مطلعِ بحث، تبیینی جامع از هویتِ سجلی و تبارشناختی ایشان ارائه بفرمایید.

 

حضرت امام موسی بن جعفر(ع)، مشهور به امام کاظم(ع)، بنا بر قول مشهور در روز یکشنبه‌ای از ماه صفر سال ۱۲۸ هجری قمری در دهکده «ابواء» میان مکه و مدینه دیده به جهان گشودند. اگرچه در برخی گزارش‌های تاریخی به زمان‌های دیگری نظیر روز سه‌شنبه، ماه‌های جمادی‌الآخر یا ذی‌الحجه و سال‌های ۱۲۷ یا ۱۲۹ قمری نیز اشاره شده است، اما مستندات مربوط به سال ۱۲۸ هجری از قوت بیشتری برخوردار است. از نظر ویژگی‌های ظاهری، در منابع قرون میانی نقل شده است که ایشان قامتی متوسط و رنگ پوستی سبزه داشتند و محاسن مبارکشان کوتاه و پرپشت بوده است؛ هرچند همواره تأکید می‌شود که شناخت سیره و فضایل اخلاقی آن حضرت، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به این توصیفات ظاهری دارد.


نام مبارک ایشان «موسی» است و در میان کنیه‌های متعددشان، «ابوالحسن» مشهورترین آن‌ها به شمار می‌رود. پس از آن، «ابوابراهیم» و «ابوعلی» و در برخی منابع محدودتر «ابوحمزه»، «ابوعبدالله» و «ابواسماعیل» نیز ذکر شده است، اما در ادبیات تاریخی و روایی شیعه عمدتاً از دو کنیه «ابوابراهیم» و «ابوالحسن» استفاده می‌شود. همچنین به دلیل مشترک بودن کنیه ابوالحسن در میان چند تن از ائمه(ع)، ایشان برای تمایز از سایرین، با عناوین «ابوالحسن اول» یا «ابوالحسن ماضی» نیز شناخته می‌شوند.

 

ایکنا ـ جلوه هر کدام از ائمه(ع) متناسب با شرایط زمان و مکان در برخی کنش‌ها و صفات پررنگ‌تر است؛ پرداختن به وجود مقدس امام هفتم از چه منظر یا مناظری اهمیت بیشتری دارد؟

 

حضرت امام موسی کاظم (ع) در میان ائمه اطهار (ع) از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند؛ ایشان نخستین امامی هستند که پس از گذشت یک قرن از واقعه عاشورا، بیشترین گمانه‌ها و شواهد در خصوص فعالیت‌های منسجم سیاسی درباره ایشان وجود دارد. به احتمال فراوان، ایشان مؤسس «شبکه وکالت» بودند؛ سازمانی که ائمه (ع) برای مدیریت امور شیعیان ایجاد کردند تا وکلا وظایفی همچون جمع‌آوری وجوهات شرعی، پاسخگویی به سؤالات و رفع اختلافات میان شیعیان را بر عهده بگیرند. هرچند قول ضعیفی مبنی بر شکل‌گیری این سازمان در دوره امام صادق (ع) وجود دارد، اما انتساب تأسیس آن به امام کاظم (ع) از قوت و احتمال بیشتری برخوردار است.


از دیگر ویژگی‌های متمایز دوران ایشان این است که امام کاظم (ع) نخستین امامی بودند که به طور هم‌زمان رنج حبس و تبعید را تحمل کرده و در نهایت به شهادت رسیدند. همچنین ایشان در زمان آغاز امامت، برخلاف برخی ائمه که در سنین کودکی یا کهنسالی به مقام امامت رسیدند، در میانه سنین جوانی و پختگی قرار داشتند.


اگرچه پس از شهادت امام صادق(ع) شبهاتی در خصوص جانشینی ایشان مطرح شد، اما امام کاظم(ع) با موفقیت توانستند جایگاه امامت خود را میان شیعیان تثبیت کنند. از منظر میراث حدیثی، ایشان در سطح متوسطی قرار دارند؛ به این معنا که نه مانند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) کثرت روایات دارند و نه مانند امام جواد(ع) به جهت محدودیت‌ها با کمبود روایات مواجه هستند. از نظر مشی سیاسی نیز روش ایشان در موقعیتی میان‌برد قرار داشت؛ بدین معنا که نه مانند امام علی (ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) مستقیماً در میدان نبرد بودند و نه مانند امام سجاد(ع) از سیاست رسمی فاصله داشتند، بلکه رویکردی هوشمندانه و معتدل در سیاست‌ورزی را دنبال می‌کردند.

 

ایکنا ـ در سیره سیاسی امام کاظم(ع) کدام موضوعات اهمیت بیشتری دارند؛ لطفا در این خصوص توضیح دهید؟ 

 

الگوبرداری از ائمه اطهار (ع) مستلزم پژوهشی عمیق در ابعاد مختلف سیره ایشان، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و عبادی است. در این میان، سیره سیاسی امام کاظم (ع) به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد، اهمیتی دوچندان دارد؛ چراکه ایشان نخستین امام پس از امام حسین (ع) بودند که بیشترین کنشگری سیاسی را از خود نشان دادند و تنها امامی هستند که هم‌زمان رنج تبعید، حبس و شهادت را تجربه کردند.

 

در تبیین سیره سیاسی، اگر سیاست را به معنای «قدرت» در نظر بگیریم، در مکتب امام کاظم(ع) صاحب اصلی قدرت، «امام» است. از منظر ایشان، امام دارای مرجعیت مطلق دینی و دنیوی است و مشروعیت خود را از امام پیشین دریافت می‌کند که این سلسله در نهایت به پیامبر اکرم(ص) و اذن الهی می‌رسد؛ بنابراین، منشأ قدرت امام، خداوند است. امام کاظم(ع) معتقد بودند حتی اگر حاکم دیگری بر جامعه مسلط باشد و قدرت ظاهری در دست امام نباشد، مشروعیت الهی ایشان همچنان پابرجاست. ایشان با بهره‌گیری از تعابیر قرآنی «بئر معطله» (چاه متروک) و «قصر مشید» (کاخ افراشته)، امام را به دو نوع «ساکت» و «گویا» تقسیم می‌کردند؛ امام ساکت امامی است که در زمان حاکم جائر، تنها قدرت باطنی دارد و امام گویا، امامی است که هر دو قدرت ظاهری و باطنی را به دست گرفته است.

امام کاظم(ع) صفات امام را به دو دسته تقسیم نموده‌اند: نخست صفات فرامادی همچون «وجه‌الله» بودن و برخورداری از فضل الهی، و دوم صفاتی که با اسباب مادی قابل اثبات هستند. در میان صفات ملموس، «علم» مهم‌ترین شاخصه است که ائمه (ع) همواره مخالفان خود را با آن به چالش می‌کشیدند. اگرچه امام بر تمامی دانش‌ها مسلط است، اما مرجعیت اتم و اکمل ایشان در «علم دین» تجلی می‌یابد. از دیدگاه ایشان، امام به هر آنچه مورد نیاز است آگاهی دارد، اما بنا بر مصالح زمانه، بخشی از آن را در اختیار مردم می‌گذارد؛ به همین دلیل است که پاسخ‌های ایشان به افراد مختلف، متناسب با ظرفیت و نیاز آن‌ها متفاوت بوده است.

از دیگر ویژگی‌های امام در نگاه حضرت کاظم(ع)، حکمت، اخلاق، سخاوت و پاسخگویی نیکوست. امام با نور الهی به مردم می‌نگرد، با فهم خدادادی سخن آنان را می‌شنود و با حکمت ربانی پاسخ می‌دهد؛ لذا ساحت ایشان از هرگونه خطا و نادانی مبراست. همچنین، مقام امامت مقامی بدون شریک است؛ امام «واجب‌الاطاعه» است و تبعیت از او مایه رشد و کمال، و مخالفت با ایشان در حکم خروج از مسیر حق و کفر است.

 

ایکنا ـ ثمره امامت از منظر امام کاظم(ع) چیست؟

 

از منظر امام کاظم(ع)، غایت و فایده چنین امامتی، «رشد، پیشرفت و توسعه» همه‌جانبه جامعه در هر دو ساحت دنیوی و اخروی است. در این دیدگاه، امام و امت لازم و ملزوم یکدیگرند و محصول عملکرد صحیح مثلث «خدا، امام و مردم»، باید بهروزی، نیک‌فرجامی، رفاه و سعادت پایدار مردم باشد.

ایشان تأکید داشتند که «عدالت» کلید بی‌نیازی جامعه است؛ به گونه‌ای که در صورت اجرای عدالت، فقر ریشه‌کن شده و مردم به غنای مادی و معنوی می‌رسند. اما تحقق این عدالت تنها به دست کسی ممکن است که حقیقت امامت را شناخته باشد. بر همین اساس، امام(ع) حکومت‌ها را به دو دسته «عدل» و «جور» (عادل و جائر) تقسیم می‌کردند. ایشان با بیان عبارت «الولایه هی الدین الحق» (ولایت، همان دین حق است)، تأکید داشتند که ولایتِ شناخته‌شده الهی، یگانه مسیرِ حق است و اگر به حکومتِ امام جائر نیز عنوان «ولایت» اطلاق می‌شود، صرفاً از باب مَجاز است و چنین قدرتی فاقد اصالت و مشروعیت دینی می‌باشد.

 

ایکنا ـ از منظر امام هفتم، کارکرد و وظیفه حاکم در جامعه اسلامی چیست؟

 

مهمترین کارکرد امام عادل، اقامه عدل است؛ امام کاظم(ع) مسئولان زهدفروش ناکارآمد را رد می‌کند و معتقد است مردم از حاکم، عدل و قسط او را نیاز دارند و باید مانند یوسف پیامبر عدل و راستگویی و وفای به عهد داشته باشند و مهم نیست که لباس فاخر بپوشند. امام کاظم(ع) معتقدند که والی و حاکم مانند چوپان نباید از رعیت خود غفلت کند و وظیفه خود را بدون نخوت و سستی انجام دهد؛ تشبیه به چوپان نشان می‌دهد انجام وظیفه نباید از روی تکلیف باشد و باید از روی دلسوزی صورت بگیرد همان طور که چوپان نسبت به گوسفندان خود دلسوز است.


این امور از منظر امام واجب است نه اینکه حاکم مختار است انجام دهد؛ خدا بر ولی امر واجب کرده است که اداکننده بدهی بدهکاران و پناه ستمدیدگان و پوشاننده برهنگان، دادرس فقیران و بیچارگان و خوش رفتار با اسیران باشد. این ویژگی‌هایی است که امام برای حاکم جامعه توصیف کردند. امام همچنین در مورد رسالت امام فرمودند امام وظیفه دارد مانع جنگ‌ها و حافظ جان‌ها باشد؛ امام وظیفه دارد نابسامانی‌ها را سامان دهد و از پراکندگی و اختلاف در جامعه جلوگیری کند. این مطلب در الکافی جلد اول آمده است. در واقع گزاره‌های فراوانی بر این نکات تاکید دارد؛ همین عدالت اقتضاء دارد تا امام جانشین خود را معرفی کند تا جامعه دچار سردرگمی نشود لذا امام کاظم(ع)، جانشین خودشان را معرفی کردند و همه ائمه(ع) هم این کار را کردند.

 

ایکنا ـ یکی از ابتلائات اواخر دوره امام کاظم(ع) و البته بعد از وفات ایشان بیشتر بروز کرد واقفیه بود، چرا چنین چیزی رخ داد؟

 

در دوره امام کاظم (ع) یکی از مباحث بسیار مهم، شکل‌گیری جریان «واقفیه» بود. برخی از وکلای امام که به دلیل جایگاه تشکیلاتی، اموال و وجوهات فراوانی در اختیار داشتند، پس از شهادت ایشان برای فرار از تحویل اموال به امام رضا (ع)، امامت ایشان را نپذیرفتند. آن‌ها با ادعای اینکه امام کاظم (ع) وفات نکرده بلکه غیبت کرده است و روزی برخواهد گشت، بر امامت ایشان توقف کردند. این انحراف که در برخی ریشه در مسائل مادی و در برخی دیگر ریشه در اشتباه در تعیین مصداق «قائم» داشت، درس بزرگی برای شیعیان است تا معارف را تنها از راه صحیح آن دریافت کنند.

 

سیره امام و حوادث آن دوران به ما می‌آموزد که نباید هر ادعایی را در حوزه امام زمان (عج) و قائم به راحتی پذیرفت. به همین دلیل است که در احادیث، «توقیت» یا همان تعیین وقت برای ظهور به شدت رد شده است. این هشدار تاریخی، امروز نیز کاربرد دارد؛ چرا که همواره افراد و نمایندگان دروغینی وجود دارند که خود را نایب یا کارگزار امام زمان (عج) معرفی می‌کنند. وظیفه جامعه اسلامی است که با دقت و با سلاح علم و دانش، نسبت به این افراد آگاهی پیدا کرده و فریب مدعیان دروغین را نخورند.

ایکنا ـ وظیفه مردم از منظر این امام همام چیست؟

 

از منظر امام کاظم (ع)، یکی از مهم‌ترین وظایف مردم در عصر طاغوت، عدم همکاری با دستگاه حاکم جائر است. ایشان در بیانی تکان‌دهنده، قطعه‌قطعه شدن و پرت شدن از کوه را بهتر از پذیرش ولایت و همکاری با ظالم می‌دانند و سزای تبعیت از حاکم جائر را آتش جهنم معرفی می‌کنند. داستان «صفوان جمال» که شتران خود را به هارون‌الرشید کرایه داده بود، گواهی بر این مرزبندی دقیق است. با این حال، امام به صورت موردی و در شرایط ضروری (مانند نمونه علی بن یقطین)، حضور در دستگاه حکومت را تنها به شرطی جایز می‌دانستند که فرد بتواند از این طریق از حقوق برادران دینی خود دفاع کرده و باری از دوش ستمدیدگان بردارد.در دوران حکومت‌های سرکوب‌گر، امام کاظم (ع) بر اصل «تقیه» به عنوان ابزاری برای حفاظت از جان، مال و ناموس شیعیان تأکید داشتند. سیره خود ایشان در برابر خلیفه زمان نیز بر مبنای برخورد منطقی، احتیاط و تقیه بود. ایشان ضمن توصیه به صبر در برابر حاکم جائر، تقیه را نه از روی ترس، بلکه به عنوان یک راهبرد هوشمندانه برای حفظ کیان جامعه ایمانی در برابر نابودی معرفی می‌کردند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.