امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 20 ذو الحجة 1447
شناسه خبر : 364000
  پرینت تاریخ انتشار : 05 ژوئن 2026 - 14:01 | 4 بازدید

آیا ادله پیش از غدیر برای تثبیت مقام ولایت کافی نبود

در این راستا حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه در سلسله گفت‌وگوهایی با عنوان «غدیر؛ واکاوی دو نظام معرفتی»، به بازخوانی این حقیقت پرداخته است. در بخش نخست این گفت‌وگو که به همت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام) انجام شده، محورهای کلیدی همچون شأن پیامبر(ص) به‌عنوان […]

آیا ادله پیش از غدیر برای تثبیت مقام ولایت کافی نبود


بخش اول مسجد جامعی

در این راستا حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه در سلسله گفت‌وگوهایی با عنوان «غدیر؛ واکاوی دو نظام معرفتی»، به بازخوانی این حقیقت پرداخته است. در بخش نخست این گفت‌وگو که به همت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام) انجام شده، محورهای کلیدی همچون شأن پیامبر(ص) به‌عنوان انسان کامل و لزوم وجود مفسری هم‌تراز با مقام نبوت مورد بررسی قرار می‌گیرد. مشروح بخش اول این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم:

پرسش: شواهد متقن تاریخی گویای این واقعیت است که پیامبر اکرم(ص) از همان نخستین روزهای آغاز بعثت و واقعه «یوم‌الانذار»، در مناسبت‌های گوناگون نسبت به معرفی وصی، برادر و جانشین حقّه خود اهتمام ویژه‌ای داشتند. این تبیینِ هدفمند در طول ۲۳ سال دوران رسالت نبی‌مکرم اسلام (ص) بارها به انحای مختلف تکرار و تآکید شد. با این حال، یک پرسش کلیدی در حوزه کلام و تاریخ اسلام مطرح می‌شود؛ اینکه با وجود تلاش‌های مستمر حضرت در طول این دوران و علی‌رغم وجود نصوص صریح قرآنی و فرمایشات نبوی در تبیین و تثبیت مقام ولایت و جایگاه الهی امیرالمؤمنین(ع)، چه ضرورت و نیازی به وقوع حادثه غدیر‌ خم به عنوان یک نقطه عطف وجود داشت؟ به بیانی دیگر، آیا ادله و مستندات پیشین برای تثبیت این جایگاه الهی کفایت نمی‌کرد که تقدیر الهی بر ظهور و تجلی واقعه‌ای همچون غدیر رقم خورد؟

عید سعید غدیر را به همه شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) تبریک عرض می‌کنم.

پیش از هر چیز، لازم است در مورد مفهوم «جانشینی» تأملی کنیم. معمولاً جانشینی در معنای عام آن، به معنای تداوم ریاست سیاسی و اجتماعی تلقی می‌شود؛ بدین معنا که پیامبر اکرم(ص) در دوران حضور در مدینه، در رأس امور بودند و رهبری سیاسی و اجتماعی جامعه مدینه را بر عهده داشتند و تصور می‌شود که ایشان با وصایا و تأکیدات مکرر خود، می‌خواستند پس از ایشان، این سِمتِ رهبری سیاسی و اجتماعی توسط علی بن ابیطالب(ع) تصدی شود.

بخش اول مسجد جامعی

اما واقعیت این است که حقیقتِ امر تنها به این بعد محدود نمی‌شود و جانشینی، صرفاً در امور سیاسی و اجتماعی نیست. اولاً باید توجه داشت که پیامبر(ص) به اعتبار مقام شخصی خود، اگرچه رهبر جامعه مدینه بودند، اما شأن و منزلتی به‌مراتب والاتر از یک رهبر اجتماعی داشتند و جایگاه ایشان فراتر از رهبری سیاسی-اجتماعی بود؛ چرا که ایشان مقام تلقی وحی الهی را داشتند. بدیهی است کسی که وحی را تلقی می‌کند، باید از ظرفیت‌های انسانیِ بسیار فراتر از دیگران برخوردار باشد تا آمادگی لازم جهت تلقی وحی در او فراهم گردد. از این رو، مصداق اتم «انسان کامل» از منظر ما و تمام مسلمین، به‌ویژه شیعیان، خود پیامبر اکرم(ص) هستند؛ لذا ایشان شأنی فراتر از رهبری در مفهوم رایج اجتماعی و سیاسی دارند.

پرسش: در اینجا این پرسش مبنایی مطرح می‌شود که آیا این شأن و جایگاه، از سوی مردم نیز مورد پذیرش و مقبولیت قرار گرفته بود، یا اینکه صرفاً در مقام تبیین ویژگی‌های شخصیتی و کاریزمای فردی حضرت رسول(ص) سخن می‌گوییم؟

در این بحث، دو محور اساسی قابل تبیین است:

محور نخست؛ شأن و جایگاه پیامبر (ص):

پرسش این است که آیا پیامبر(ص) در عالم واقع (ثبوت) واجد چنین جایگاهی بوده‌اند یا خیر؟ ما و تمامی مسلمانان معتقدیم که پیامبر اکرم(ص) مصداق اتم «انسان کامل» هستند؛ یعنی انسانی که جلوه‌گاه کامل اسماء و صفات الهی است. لذا شناخت ما از پیامبر(ص) بر اساس چنین جایگاه رفیعی است.

محور دوم؛ ذات و ماهیت دین اسلام:

این نکته که اهمیتش کمتر از مورد اول نیست، به ویژگی‌های ذاتی اسلام بازمی‌گردد. اسلام دینی جهانی، جاودانه و متعلق به همه تاریخ است. میراث پیامبر(ص) و به اعتباری میراث خداوند برای بشریت، قرآن کریم است که معارف بی‌شماری را در خود جای داده است. با این حال، قرآن حجمی مشخص و محدود دارد (به‌طوری که حجم آن حدود یک‌پنجم کتب مقدسی چون تورات و انجیل است). ما معتقدیم قرآن در عین جامعیت، کتابی «مجمل» است؛ لذا با توجه به اصل خاتمیت و جهان‌شمولی اسلام، ضرورت دارد که این کتاب مفسرانی داشته باشد تا بتوانند حقایق آن را با حجیت شرعی برای مردم تبیین و تشریح کنند. بنابراین، جهت اولِ بحث به «شأن پیامبر(ص)» و جهت دوم به «ذات و ضرورت‌های دین اسلام» پیوند خورده است.

از این رو موضوع دوم در واکاوی نظام معرفتی غدیر، به ذات اسلام بازمی‌گردد. اسلام برخلاف برخی ادیان که رویکردی قومی یا محدود به زمان و گروهی خاص دارند، دینی جهان‌شمول و ابدی است. میراث این دین برای بشریت، قرآن کریم است؛ اما نکته ظریف اینجاست که یک کتاب با حجم مشخص، اگر بنا باشد همواره راهنما و پاسخگوی نیازهای انسان در مسیر ارتقاء باشد، نمی‌تواند صرفاً در کلمات محدود باقی بماند.

همین‌جاست که درمی‌یابیم مسئله «جانشینی» یک امر قراردادی و اعتباری نیست که تنها با یک تصمیم یا توافق جمعی حاصل شود. جانشینی پیامبر(ص) یک مسئله واقعی (نفس‌الامری) است که مستقیماً با شخصیت و جایگاه پیامبر گره خورده است.

طبیعی است کسی که می‌خواهد جایگزینِ «انسان کامل» شود، باید با او سنخیت داشته باشد. بخشی از جانشینی که معمولاً در چارچوب رهبری اجتماعی و سیاسی دیده می‌شود، تنها یک لایه از این حقیقت است. بُعد عمیق‌تر آن است که جایگاه «انسان کامل بودن» که امری ذاتی است، باید به کسی منتقل شود که او نیز واجد این کمالات باشد تا تداوم‌بخش حقیقتِ دین در تمام اعصار گردد.

در تکمیل محور دوم باید اشاره کرد که پیامبر اکرم(ص) در طول حیاتشان، مرجع تبیین احکام و معارف اعتقادی بوده‌اند. با توجه به اینکه این جریان هدایت باید تداوم یابد و از سوی دیگر، پیام‌های الهی در قرآن کریم در حجمی معین و به‌صورت «موجز و تلگرافی» نازل شده است (تا برای عموم قابل فهم باشد)، لزوم وجود مفسرانی که بتوانند این معانی را به‌درستی برای مردم تبیین کنند، بیش از پیش آشکار می‌شود.

در این زمینه می‌توان به مثالی اشاره می‌کنم: همان‌گونه که همگان از دیوان حافظ، متناسب با توانمندی ذهنی و استعداد خود بهره می‌برند و تحت تأثیر موسیقی اشعار او قرار می‌گیرند، اما یک متخصص و «صاحب‌دل» در مقایسه با دیگران، بهره‌ای عمیق‌تر از این آثار می‌برد؛ قرآن کریم نیز چنین است. این بدان معنا نیست که فهم قرآن تنها منحصر به معصومان یا افراد خاص است، بلکه همه می‌توانند آن را بفهمند، اما درک آن «مراتب و سطوحی» دارد.

بخش اول مسجد جامعی

همین نکته است که الزام می‌کند کتاب خدا همواره مفسری همراه داشته باشد. از این رو، جانشین پیامبر(ص) باید کسی باشد که به تعبیر روایات، «یعرف القرآن من خوطب به» باشد؛ یعنی کسی که حقیقت قرآن را از درون بشناسد تا بتواند هدایت نسل‌های آینده را براساس این کتاب جاری سازد.

بنابراین، تا اینجای بحث دریافتیم که موضوع «غدیر»، ذیلِ کلان‌مسئله‌ای به نام «جانشینی پیامبر(ص)» تعریف می‌شود. این جانشینی، صرفاً یک خلافت ظاهری و سیاسی نیست؛ بلکه جانشینی در ساحتِ دینی است که میراث آن کتابی به نام قرآن است.

قرآن کریم در عین جامعیت و «تبیان کل شیء» بودن، متنی مجمل است که برای استخراج حقایقش، نیازمند مفسر و تبیین‌گری هم‌تراز (تالی‌تلو) پیامبر(ص) است؛ کسی که بتواند این کتاب را به نطق درآورد و با قرار گرفتن در جایگاه نبوی، مسیر رشد، هدایت و کمال را تا ابد از دل این مصحف استخراج کرده و در جامعه جاری سازد. بر این اساس، مسئله جانشینی، یک امرِ صرفاً قراردادی و اعتباری نیست (بلکه منصبی الهی و تکوینی است که با شخصیت جانشین گره خورده است).

ادامه دارد…

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.