- تجلی عشق مردم اردبیل به ولایت در مهمانی کیلومتری غدیر + عکس
- غدیر؛ سند روشن ولایت و عامل عزت امت اسلامی
- مردم البرز در خط مقدم پاسداری از آرمانهای انقلاب ایستادهاند
- پخت و توزیع ۱۰ هزار پرس غذای گرم در محمدشهر البرز
- عید غدیر با طعم همدلی؛ پخت و توزیع ۱۰ هزار پرس غذای گرم در محمدشهر البرز
- برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن مصر به یاد عبدالفتاح شعشاعی
غدیر الگوی سازماندهی ظرفیتهای مسلمانان در مسیر تمدنسازی اسلامی است
واقعه غدیر خم تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه تداوم مسیر رسالت و نقطه اوج تبیین مسئله هدایت امت اسلامی پس از پیامبر اکرم(ص) به شمار میرود. از این منظر، عید غدیر و انتصاب امیرالمؤمنین علی(ع) به مقام امامت، جایگاهی همسنگ با بعثت نبوی دارد و فرصتی برای بازخوانی مفهوم ولایت، مسئولیتپذیری دینی و نقش […]

واقعه غدیر خم تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه تداوم مسیر رسالت و نقطه اوج تبیین مسئله هدایت امت اسلامی پس از پیامبر اکرم(ص) به شمار میرود. از این منظر، عید غدیر و انتصاب امیرالمؤمنین علی(ع) به مقام امامت، جایگاهی همسنگ با بعثت نبوی دارد و فرصتی برای بازخوانی مفهوم ولایت، مسئولیتپذیری دینی و نقش رهبری الهی در هدایت جامعه اسلامی است.
عید غدیر خم امسال در حالی فرا رسیده است که با سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) نیز همزمان شده است؛ شخصیتی که با احیای اندیشه ولایت در عصر معاصر، مسیر عزت، استقلال و مقاومت ملت ایران را ترسیم کرد. صاحبنظران بر این باورند که پیوند آموزههای غدیر با فرهنگ ایثار، مقاومت و تبعیت از رهبری الهی، در تاریخ انقلاب اسلامی و حماسههای دفاع مقدس بهروشنی قابل مشاهده است و همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای هویت دینی و انقلابی جامعه ایرانی محسوب میشود.
در همین راستا، ایکنا به مناسبت عید سعید غدیر خم، با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی، درباره ابعاد تمدنی، اجتماعی و سیاسی واقعه غدیر و نقش آموزههای ولایت در جامعه اسلامی گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ با توجه به اینکه پیامبر اکرم(ص) در واقعه غدیر، امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کردند، چه ویژگیهایی در حکمرانی علوی وجود داشت که ایشان را شایسته ادامه مسیر رسالت و اداره جامعه اسلامی میکرد؟ بهویژه نسبت میان حاکمیت و مردم در الگوی حکمرانی علوی چگونه تبیین شده است؟
در بررسی حکومت علوی، نخستین ویژگی برجسته، تبعیت کامل از خدای متعال و سنت رسول خدا(ص) است. امیرالمؤمنین(ع) خود را موظف و متعهد به اجرای سنت پیامبر(ص) میدانستند. ایشان از یک سو نزدیکترین فرد به پیامبر(ص) از نظر علمی و آشناترین شخص به معارف، سیره و سنت نبوی بودند و از سوی دیگر در عرصه عمل و التزام نیز بیشترین همراهی را با رسول خدا(ص) داشتند. پیامبر(ص) در موقعیتهای مختلف، حضرت علی(ع) را به عنوان وزیر و نزدیکترین یار خود معرفی میکردند و دشوارترین و مهمترین مسئولیتها را به ایشان میسپردند. از این رو، شخصیت امیرالمؤمنین(ع) بهطور کامل در امتداد شخصیت پیامبر(ص) شکل گرفته بود و به همین دلیل نیز در شیوه حکمرانی خود، التزامی کامل به تحقق مکتب و مرام نبوی داشتند.
در خصوص نسبت حکومت و مردم در الگوی حکمرانی علوی، یکی از مهمترین اسناد، عهدنامه معروف مالک اشتر در نهجالبلاغه (نامه 53) است. در این نامه، حضرت علی(ع) بارها و با تأکید فراوان، توجه به مردم و رعایت حقوق آنان را به عنوان محور اصلی حکومت معرفی میکنند. در همان آغاز عهدنامه «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ»، هنگامی که مأموریتهای مالک اشتر را برمیشمارند، چهار وظیفه اساسی را برای او تعیین میکنند؛ دریافت مالیات، جهاد با دشمنان، اصلاح امور مردم و آبادانی سرزمینها «جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا». در میان این چهار مأموریت، اصلاح امور مردم به صورت مستقیم به مصالح جامعه و رفاه شهروندان مربوط میشود اما اگر با دقت بیشتری نگاه کنیم، سه مأموریت دیگر نیز در نهایت به تأمین منافع مردم بازمیگردد. جهاد با دشمنان برای حفظ امنیت جامعه اسلامی است، آبادانی سرزمینها موجب رفاه و پیشرفت مردم میشود و مالیات نیز برای اداره جامعه، عمران، آبادانی و تأمین نیازهای عمومی هزینه میشود. بنابراین، تمام ارکان مأموریت حاکم اسلامی در نگاه امیرالمؤمنین(ع) با منافع و مصالح مردم گره خورده است.
حضرت در ادامه عهدنامه، تنها به بیان وظایف اجرایی اکتفا نمیکنند، بلکه نوع نگاه حاکم به مردم را نیز تبیین میفرمایند. ایشان به مالک اشتر سفارش میکنند که قلب خود را سرشار از رحمت، محبت، لطف و مهربانی نسبت به مردم سازد «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ». در واقع، حکومت در نگاه علوی صرفاً یک ساختار مدیریتی نیست، بلکه رابطهای مبتنی بر مهر، خدمت و دلسوزی برای مردم است. از همین رو حضرت هشدار میدهند که حاکم نباید نسبت به مردم همچون درندهای باشد که آنان را طعمه و فرصتی برای بهرهبرداری تلقی کند «وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ». این بیان نشان میدهد که در مکتب علوی، مردم نه ابزار قدرت، بلکه صاحبان حق و محور اصلی مسئولیتهای حکومت هستند.
ایکنا ـ در سیره حکمرانی امیرالمؤمنین(ع)، نوع نگاه حاکم به مردم چگونه ترسیم شده است و چه جایگاهی برای عدالت و رعایت حقوق مردم در نظر گرفته شده است؟
در ادامه عهدنامه مالک اشتر، حضرت علی(ع) توضیح بیشتری درباره این توصیه خود ارائه میکنند و میفرمایند که مردم دو دستهاند؛ یا برادر دینی تو هستند «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ» و یا در آفرینش با تو مشترکاند «إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ». این بیان، یکی از بلندترین و انسانیترین آموزههای حکمرانی علوی است؛ زیرا دایره محبت، احترام و مسئولیتپذیری حاکم را تنها به همکیشان محدود نمیکند، بلکه همه انسانها را در بر میگیرد. از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، والی اسلامی موظف است نسبت به همه مردم، فارغ از تفاوتهای اعتقادی، با رأفت، محبت و کرامت انسانی رفتار کند.
حضرت سپس بر ضرورت پرهیز از ظلم تأکید میکنند و هشدار میدهند که حاکم باید مراقب باشد کوچکترین ستمی نسبت به مردم روا ندارد. ایشان قاعدهای بنیادین را مطرح میکنند و میفرمایند: خداوند در کمین ستمگران است و هیچ عاملی به اندازه اصرار بر ظلم، موجب زوال نعمتهای الهی و شتاب گرفتن عقوبت پروردگار نمیشود؛ زیرا خداوند دعای ستمدیدگان را میشنود و نسبت به حقوق آنان بیتفاوت نیست. از همین رو به مالک اشتر سفارش میکنند که هم نسبت به خداوند و هم نسبت به مردم، انصاف را رعایت کند و حقوق آنان را پاس بدارد «أَنْصِفِ اللهَ وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ».
امیرالمؤمنین(ع) تصریح میکنند که اگر حاکم با مردم منصفانه رفتار نکند، در حقیقت به آنان ظلم کرده است و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خداوند در برابر او قرار خواهد گرفت « فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ. وَمَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ». این نگاه نشان میدهد که در حکومت علوی، عدالت صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه اصلی بنیادین در اداره جامعه و معیار مشروعیت عملکرد حاکمان به شمار میآید.
حضرت در ادامه میفرمایند که محبوبترین امور نزد حاکم باید آن چیزی باشد که بیش از همه با حق سازگار است «وَلْيَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ»، عدالت را گستردهتر میکند «وَأَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ» و رضایت عمومی مردم را فراهم میسازد «وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ». در واقع، ملاک تصمیمگیری در حکومت علوی نه منافع شخصی، گروهی یا سیاسی، بلکه تحقق حق و گسترش عدالت در سطح جامعه است. چنین نگاهی سبب میشود ثمره اقدامات حکومت به همه مردم برسد و جامعه در مسیر انصاف، امنیت و پیشرفت قرار گیرد.
ایکنا ـ در منظومه فکری امیرالمؤمنین(ع)، رضایت عمومی مردم و انتخاب کارگزاران چه جایگاهی دارد و این مسئله چه نسبتی با تحقق عدالت در جامعه پیدا میکند؟
امیرالمؤمنین(ع) در ادامه عهدنامه مالک اشتر تأکید میکنند که اگر حاکم با مردم منصفانه رفتار نکند، در حقیقت به آنان ظلم کرده است و کسی که به مردم ستم روا دارد، خداوند در برابر او قرار خواهد گرفت. حضرت ضمن هشدار نسبت به پیامدهای ظلم، بیان میکنند که ستمگری نه تنها موجب تضییع حقوق مردم میشود، بلکه زمینه تعجیل عقوبت الهی و زوال نعمتهای الهی را نیز فراهم میآورد. از این رو، رعایت انصاف و عدالت نسبت به مردم یکی از مهمترین وظایف حاکمان اسلامی به شمار میرود.
حضرت سپس معیار مهمی را برای تصمیمگیری در حکومت بیان میکنند و میفرمایند که محبوبترین امور نزد حاکم باید اموری باشد که بیش از همه با حق سازگار است، عدالت را به شکل گستردهتری در جامعه برقرار میکند و رضایت عمومی مردم را به همراه دارد. در این نگاه، ملاک اداره جامعه تأمین منافع گروههای خاص یا خواص نیست، بلکه جلب رضایت عامه مردم و گسترش عدالت در سطح جامعه است. امیرالمؤمنین(ع) تصریح میکنند که خشم و نارضایتی تودههای مردم اهمیت بسیار بیشتری از نارضایتی گروههای محدود و مدعی خواص دارد؛ از این رو حاکم باید همواره در پی تأمین رضایت عمومی و حفظ پیوند خود با بدنه جامعه باشد.
بخش دیگری از توصیههای حضرت به انتخاب مدیران و کارگزاران اختصاص دارد. ایشان تأکید میکنند افرادی که در اداره امور مردم به حاکم کمک میکنند، باید از شایستگیهای اخلاقی و مدیریتی برخوردار باشند. از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، افراد عیبجو، سخنچین، بخیل، ترسو، حریص و کسانی که با گناهکاران همراهی و مشارکت دارند، نباید به عنوان نزدیکان و مشاوران حاکم انتخاب شوند؛ زیرا چنین افرادی نمیتوانند اهداف متعالی حکومت اسلامی را محقق کنند و در بسیاری از موارد منافع شخصی خود را بر مصالح عمومی ترجیح میدهند.
به تعبیر دیگر، کارگزاران حکومت باید دارای روحیه خدمتگزاری، شجاعت، امانتداری و درک صحیح از ظرفیتها و نیازهای مردم باشند تا بتوانند بیشترین خدمت را به جامعه ارائه دهند و رضایت عمومی را تأمین کنند. افرادی که گرفتار بخل، حرص یا ترس هستند، یا دنبال منافع خود هستند و توان بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی را ندارند و قدرت تصمیمگیری و اقدام مؤثر برای حل مسائل جامعه را پیدا نمیکنند.
در مجموع، آنچه از عهدنامه مالک اشتر به عنوان یکی از مهمترین اسناد حکمرانی علوی به دست میآید، توجه ویژه به مردم، رعایت حقوق آنان، گسترش عدالت، جلب رضایت عمومی و انتخاب کارگزاران صالح و خدمتگزار است. در این الگو، حکومت ابزاری برای خدمت به مردم و تأمین مصالح آنان است و هر اندازه این اهداف بهتر محقق شود، حکومت به معیارهای مورد نظر امیرالمؤمنین(ع) نزدیکتر خواهد بود. حتی ملاک انتخاب والیان و دستیاران حکومتی را حضرت به گونهای بیان فرمودند که دارای خصلتهایی نباشند که مانع این خدمتگزاری باشد.
ایکنا ـ برخی معتقدند برجستهسازی واقعه غدیر و مسئله ولایت میتواند موجب فاصله میان مذاهب اسلامی شود. به نظر شما تبیین صحیح غدیر چگونه میتواند به تقویت وحدت امت اسلامی کمک کند؟
باید توجه داشت که مسئله ولایت امیرالمؤمنین(ع) پس از پیامبر اکرم(ص) از باورهای اعتقادی مذهب شیعه است و این واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. برادران اهل سنت نیز هرچند امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان جانشین بلافصل پیامبر(ص) نمیدانند اما ایشان را به عنوان خلیفه چهارم مسلمانان پذیرفته و برای شخصیت، جایگاه و فضائل آن حضرت احترام ویژهای قائل هستند. بنابراین وجود این تفاوت اعتقادی به معنای نفی نقاط مشترک فراوان میان مسلمانان نیست.
اگر از منظر اهل سنت نیز به موضوع نگاه کنیم، امیرالمؤمنین(ع) یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ اسلام و از خلفای مورد احترام همه مسلمانان هستند. از این رو، تبیین شخصیت، سیره، فضائل و خدمات آن حضرت نه تنها نباید موجب اختلاف شود، بلکه میتواند زمینهای برای همگرایی بیشتر مسلمانان باشد. همه مسلمانان میتوانند به سابقه درخشان امیرالمؤمنین(ع) در پیشگامی در اسلام، مجاهدت در راه دین، نزدیکی به پیامبر اکرم(ص)، پاکی نسب و تربیت خاندان اهلبیت(ع) افتخار کنند. هرچه این فضائل بیشتر معرفی شود، سرمایهای مشترک برای جهان اسلام خواهد بود و نباید بسط و گسترش این خصوصیان به عنوان عاملی برای فاصله گرفتن مسلمانان از یکدیگر و دور شدن اسلام و مسلمین از هم، تلقی شود.
بنابراین واضح است که تفاوت اعتقادی بین تشیع و برادران اهل سنت وجود دارد اما مسئله این است که اولا از زاویه دید برادران اهل سنت که نگاه کنیم اگر چه نه به عنوان ولی بلافصل بعد از پیامبر اکرم (ص) به عنوان یکی از خلفای چهارگانه، تمامی اهل سنت ایشان را قبول دارند و به همین جهت میتواند مورد محبت، تبعیت و احترام تمام مسلمین باشد. بنابراین اگر از شخصیت امیرالمؤمنین (ع) تجلیل میشود و سجایای ایشان ترویج میشود، طبیعی است که مورد انکار و اکراه برادران اهل سنت نیز نباید قرار بگیرد و آنها نیز باید افتخار کنند که خلیفه مسلمین از چنین خصوصیات ستودنی و چنین جایگاهی نزد رسول الله (ص) برخوردار بوده است.
نکته مهمتر، توجه به سیره عملی خود امیرالمؤمنین(ع) است. براساس اعتقاد شیعه و ادله تاریخی که حتی در منابع اهل سنت نیز وجود دارد، حق مسلم آن حضرت در مسئله خلافت نادیده گرفته شد اما با این وجود ایشان برای حفظ مصالح امت اسلامی و جلوگیری از تفرقه، رویکردی مبتنی بر صبر، سکوت، مدارا و حفظ وحدت در پیش گرفتند. حضرت در طول سالهایی که قریب به 25 سال بود از مسئولیت رسمی حکومت دور بودند، نه تنها در برابر جامعه اسلامی موضع تقابلی اتخاذ نکردند، بلکه هر جا مصلحت اسلام اقتضا میکرد، با ارائه مشورتهای راهگشا به اداره امور مسلمانان کمک میکردند، عبارتی مشهور از عمر بن خطاب، خلیفه دوم است که «لَوْلا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر؛ اگر علی نبود، عمر هلاک میشد».
در منابع تاریخی نقل شده است که خلفای وقت در بسیاری از مسائل مهم از دانش و تدبیر امیرالمؤمنین(ع) بهره میبردند و بارها به نقش تعیینکننده ایشان در حل مشکلات اذعان کردهاند. این رفتار نشان میدهد که حضرت علی(ع) مصالح اسلام و وحدت امت را بر مسائل شخصی مقدم میدانستند و حتی در شرایطی که نسبت به ایشان بیمهری شده بود، از کمک به جامعه اسلامی دریغ نمیکردند.
بر همین اساس، یکی از مهمترین پیامهای غدیر برای امروز جهان اسلام، توجه به وحدت، همدلی و حفظ مصالح امت اسلامی است. بزرگداشت غدیر صرفاً یادآوری یک واقعه تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای معرفی شخصیت جامع امیرالمؤمنین(ع) و بازخوانی سیره وحدتآفرین ایشان است. آن حضرت در عمل نشان دادند که حفظ انسجام جامعه اسلامی و جلوگیری از تفرقه، از مهمترین وظایف مسلمانان است؛ از این رو تبیین صحیح غدیر میتواند نه عامل اختلاف، بلکه بستری برای تقویت مشترکات و انسجام بیشتر امت اسلامی باشد.
یک بُعد مهم شخصیت حضرت علی (ع) همین بود که به وحدت امت اسلامی بسیار اهمیت میدادند و حتی حاضر بودند با وجود اینکه مسئولیت رسمی در دوره خلفا نداشتند اما به مانند یک مشاور امین به خلفای وقت مشورت دهند. بنابراین میتوان گفت «تجلیل از امیرالمؤمنین (ع) که غدیر یکی از مهمترین تجلیات ایشان است، به نفع تمام امت اسلام است».
ایکنا ـ با توجه به تأکید رهبر شهید انقلاب بر شکلگیری تمدن نوین اسلامی، واقعه غدیر و آموزههای برخاسته از آن چه نقشی در تحقق این تمدن ایفا میکنند؟
پیش از پرداختن به نقش غدیر در مسیر تمدنسازی اسلامی، لازم است به این نکته اشاره کنم که مسئله حرکت تاریخ به سمت تمدن نوین اسلامی، یک ادعای صرف نیست. رهبر شهید در مقاطع مختلف و از جمله در بیانیهها و سخنرانیهای راهبردی خود از جمله بیانیه صدسالگی حوزه علمیه، هم ویژگیها و مختصات تمدن نوین اسلامی را تبیین کردهاند و هم بر افول و ناپایداری تمدن کنونی و مسلط مادیِ حاکم بر جهان تأکید داشتهاند. این تحلیل بر مبنای سنتهای الهی و وعدههای قرآنی و همچنین شواهد عینی موجود در جهان معاصر استوار است.
امروز نشانههای متعددی از بحرانهای عمیق تمدن مادی و تضعیف نفوذ این تمدن هم از لحاظ سنت الهی و قرائن و شواهد مشاهده میشود؛ یکی از تجلیهای آن پرده از رخ انداختن و نشان دادن چهره خشن این تمدن در قضیه فلسطین، ایران و همچنین سوریه و لبنان و یمن و امثالهم بود که مستقیم یا با واسطه و نیابتی، قتل و تجاوز و تعدی به سرزمینهای دیگر و سرقت اموال آنها را انجام داده و انجام میدهند.
قضیه دیگر ماجرای آن جزیره بدنام بود که بسیاری از رؤسا، سیاستمداران و صاحبان قدرت و ثروت دنیای غرب در آن نقش داشتند و آلودگیشان در این ماجرا مشخص شد. هرچند این آلودگی بیش از آن است که رسانهای و آشکار شده و جلوههای دیگر آن همه شواهدی بر ضدیت این تمدن با فطرت بشری، اخلاق، معنویت و کرامت انسان است. این تمدن تجاوزگر، وحشی و خونریز است که بساط آن به زودی جمع خواهد شد.
بنابراین رفتارهای سلطهگرانه قدرتهای جهانی، جنگافروزی، تجاوز به ملتها، حمایت از جنایات علیه مردم بیدفاع و همچنین گسترش آسیبهای اخلاقی و معنوی در جوامع مدرن، همگی بیانگر ضعفها و بنبستهای این الگوی تمدنی است. از این منظر، تمدنی که بر منفعتطلبی، قدرتمحوری و فاصله گرفتن از ارزشهای انسانی و معنوی استوار باشد، نمیتواند پاسخگوی نیازهای فطری بشر در بلندمدت باشد و به همین دلیل با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
در مقابل، انقلاب اسلامی به عنوان یک حرکت برخاسته از آموزههای دینی، تلاش کرده است مسیر متفاوتی را پیش روی جهان اسلام قرار دهد؛ مسیری که بر پایه معنویت، عدالت، کرامت انسانی، استقلال و حاکمیت ارزشهای الهی شکل گرفته است. این انقلاب توانست با فاصلهگذاری میان خود و تمدن مادی، کم کم زمینه تمدنسازی نوین را فراهم کند؛ هرچند تا تحقق کامل تمدن نوین اسلامی فاصله قابل توجهی وجود دارد اما به هر حال گامهایی در این مسیر برداشته شده و زمینههای آن در حال شکلگیری است و باید با تقویت بسترسازی برای تحقق معارف اسلامی در جامعه بتوانیم این مسئله تمدن سازی نوین اسلامی را تسریع کنیم.
در این میان، غدیر یکی از مهمترین مبانی نظری و عملی تمدنسازی اسلامی به شمار میآید؛ زیرا غدیر صرفاً معرفی یک شخص نبود، بلکه تبیین الگوی رهبری و حکمرانی مبتنی بر عدالت، معنویت، علم و خدمت به مردم بود. در حقیقت، تمدن اسلامی بدون مسئله ولایت و رهبری الهی قابل تحقق نیست. غدیر به مسلمانان میآموزد که اداره جامعه باید بر محور حق، عدالت، شایستگی و التزام به ارزشهای الهی استوار باشد و این دقیقاً همان مؤلفههایی است که برای شکلگیری یک تمدن پیشرفته و در عین حال انسانی ضرورت دارد.
از این رو، هرچه معارف غدیر و سیره حکمرانی امیرالمؤمنین(ع) بیشتر در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدیریتی جامعه اسلامی تحقق پیدا کند، زمینههای شکلگیری تمدن نوین اسلامی نیز تقویت خواهد شد. غدیر در واقع نقشه راهی برای پیوند میان معنویت و مدیریت اجتماعی ارائه میدهد و به همین دلیل میتوان آن را یکی از ارکان اساسی حرکت امت اسلامی به سوی آیندهای دانست که بر پایه عدالت، کرامت انسانی و ارزشهای الهی بنا شده است.
ایکنا ـ با این نگاه، غدیر چگونه میتواند در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی نقشآفرینی کند و چه نسبتی میان آموزه ولایت و آینده جهان اسلام وجود دارد؟
نخست باید توجه داشت که مسئله تمدن نوین اسلامی صرفاً موضوعی مربوط به ایران یا حتی جهان تشیع نیست، بلکه مسئلهای فراگیر و مرتبط با کل امت اسلامی است. امروز جهان اسلام در یک مواجهه تمدنی قرار دارد و مسلمانان با تکیه بر آموزههای قرآن کریم و تعالیم پیامبر اکرم(ص) این ظرفیت را دارند که الگوی متفاوتی از حیات فردی و اجتماعی را به بشریت عرضه کنند؛ الگویی که در مبانی، ارزشها و اهداف، تفاوتی اساسی با تمدن مادی حاکم بر جهان دارد.
به عبارت دیگر در این آوردگاه جهانی مسلمانان با تکیه آموزههای قرآن و تعالیم پیامبر (ص) میتوانند پیامآور یک زیست جمعی با مختصات کاملا متفاوت نسبت به مختصات تمدن غرب برای بشریت باشند و این یک مسئله وجودی برای دنیای اسلام است. از این منظر، بهرهگیری از ظرفیتهای اسلام برای ساختن یک تمدن جدید، صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی تاریخی و تمدنی برای دنیای اسلام به شمار میآید.
اگر جهان اسلام نتواند از این ظرفیت عظیم بهرهبرداری کند، بیش از پیش منکوب تمدن مادی غربی خواهد شد و این یک اجحاف و تضییع سرمایه و قدرنشناسی نسبت به پیامبر گرامی اسلام و خاندان ایشان است و بیش از پیش تحت تأثیر و سلطه الگوهای مادی قرار خواهد گرفت و این به نوعی نادیده گرفتن سرمایه عظیمی است که پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم در اختیار مسلمانان قرار دادهاند. بنابراین مسئله تمدنسازی اسلامی، یک مسئله وجودی و سرنوشتساز برای امت اسلامی است.
یک محور در بحث تمدنسازی، مسئله امام و امت است. اگر امت اسلام، امام نداشته باشد؛ امامی که عادل، شجاع، با تقوا، برخوردار از فضائل اخلاقی و دلسوز برای امت اسلامی و مستضعفین عالم است، مسئله تمدنسازی اسلامی به سامان نمیشود.
در این میان، غدیر از آن جهت اهمیت ویژهای پیدا میکند که یکی از ارکان اساسی هر تمدنی، چگونگی رابطه میان امام و امت یا به تعبیر دیگر، رهبری و جامعه است. جامعهای که از رهبری صالح، عادل، شجاع، باتقوا، دلسوز و برخوردار از فضائل اخلاقی محروم باشد، نمیتواند ظرفیتهای خود را به درستی سازماندهی و در مسیر پیشرفت به کار گیرد. غدیر نماد استمرار و انتصاب ولایت الهی در زمین و بیانگر ضرورت وجود رهبری الهی برای هدایت جامعه به سوی صلاح و کمال است.
امیرالمؤمنین(ع) در اوج فضائل انسانی، اخلاقی و مدیریتی قرار داشتند و به همین دلیل شایستگی هدایت امت را دارا بودند. هرچند در عصر غیبت امکان دسترسی به آن مرتبه کامل از رهبری وجود ندارد اما جامعه اسلامی باید تا حد امکان به الگوی حکمرانی و مدیریت مبتنی بر ارزشهای علوی نزدیک شود. از این منظر، غدیر الهامبخش این حقیقت است که اداره جامعه باید به دست افرادی سپرده شود که بیش از دیگران از عدالت، تقوا، شجاعت، دلسوزی و تعهد به مصالح مردم برخوردارند.
از سوی دیگر، تمدنسازی اسلامی نیازمند آن است که جهان اسلام خود را یک پیکره واحد بداند. این به معنای نادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی یا ساختارهای سیاسی کشورهای اسلامی نیست، بلکه به این معناست که مسلمانان باید به سطحی از بلوغ و همبستگی برسند که منافع و سرنوشت خود را به هم پیوسته بدانند و در برابر مسائل کلان جهان اسلام، همچون یک امت واحد عمل کنند.
بر این اساس، غدیر تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه الگویی برای سازماندهی ظرفیتهای امت اسلامی در مسیر تحقق جامعهای عادلانه و در نهایت تمدن نوین اسلامی است. هر اندازه آموزههای ولایت، عدالت، مسئولیتپذیری و همبستگی اسلامی که در غدیر تجلی یافته است در جوامع اسلامی گسترش یابد، زمینههای شکلگیری تمدنی مبتنی بر معنویت، کرامت انسانی و عدالت نیز بیش از پیش فراهم خواهد شد.
ایکنا ـ در این چارچوب، نسبت میان غدیر، رهبری امت و شکلگیری تمدن نوین اسلامی را چگونه میتوان تبیین کرد؟
مسئله تمدن نوین اسلامی را نباید صرفاً در چارچوب یک کشور یا یک مذهب خاص تحلیل کرد. امروز جهان اسلام در یک آوردگاه تمدنی قرار دارد و مسلمانان با تکیه بر آموزههای قرآن کریم و تعالیم پیامبر اکرم(ص) این ظرفیت را دارند که الگوی متفاوتی از زیست فردی و اجتماعی را به بشریت ارائه دهند؛ الگویی که در مبانی، اهداف و ارزشها تفاوتی اساسی با تمدن مادی حاکم بر جهان دارد. غدیر این پیام را به همراه دارد که اداره جامعه باید بر محور رهبری شایسته و الهی شکل گیرد. اگرچه هیچکس در مرتبه امیرالمؤمنین(ع) قرار نمیگیرد، اما در عصر غیبت نیز جامعه اسلامی نیازمند زمامدارانی است که تا حد امکان به ویژگیهای علوی نزدیک باشند؛ افرادی که بتوانند ظرفیتهای امت اسلامی را در مسیر تحقق آرمانهای اسلامی بسیج و سازماندهی کنند. همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه مالک اشتر بر اصلاح امور مردم و سامانبخشی روابط اجتماعی تأکید میکنند، رهبری نیز نقشی محوری در جهتدهی و هماهنگسازی ظرفیتهای جامعه برای حرکت به سمت تمدن اسلامی دارد.
امام راحل و رهبری شهید و سومین مقام معظم رهبری نیز بر این تأکید دارند که مسلمانان اگر باهم باشند میتوانند در مقابل ستمگران مقاومت کافی داشته باشند یعنی بنیان جدیدی را پایهگذاری کنند و اگر دشمن بتواند همچنان گذشته اختلافافکنی کند و رقابتهای نابه جایی را ایجاد کند، طبیعی است که این مهم به تأخیر میافتد.
بر همین اساس، یکی از مهمترین پیامهای غدیر برای عصر حاضر، تقویت وحدت و همبستگی امت اسلامی است. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که هرگاه مسلمانان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، توانستهاند در برابر سلطهطلبی و ظلم مقاومت کنند و ظرفیتهای خود را به فعلیت برسانند؛ اما هر زمان اختلافافکنی و رقابتهای ناسالم بر جهان اسلام حاکم شده، حرکت به سوی پیشرفت و تمدنسازی با تأخیر و آسیب مواجه شده است. از این رو، غدیر را میتوان یکی از مهمترین الهامبخشهای وحدت، رهبری صالح و تمدنسازی در جهان اسلام دانست.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


