امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 19 ذو الحجة 1447
شناسه خبر : 363632
  پرینت تاریخ انتشار : 04 ژوئن 2026 - 8:25 | 11 بازدید

موازی‌کاری‌های قریش مهم‌ترین عامل انحراف از واقعه غدیر بود

یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخی اسلام، جریان خلافت پس از پیامبر(ص) است که به رغم انتصاب امام علی(ع) به خلافت از سوی رسول خدا(ص)، جامعه آن روز، این مهم را نپذیرفت و زمینه ایجاد دو فرقه بزرگ شیعه و سنی در اسلام فراهم شد. در طول تاریخ، همواره عده­‌ای سعی کرده‌اند واقعه غدیر را کتمان […]

موازی‌کاری‌های قریش مهم‌ترین عامل انحراف از واقعه غدیر بود


یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخی اسلام، جریان خلافت پس از پیامبر(ص) است که به رغم انتصاب امام علی(ع) به خلافت از سوی رسول خدا(ص)، جامعه آن روز، این مهم را نپذیرفت و زمینه ایجاد دو فرقه بزرگ شیعه و سنی در اسلام فراهم شد.

در طول تاریخ، همواره عده­‌ای سعی کرده‌اند واقعه غدیر را کتمان یا با فضاسازی و شبهه‌پراکنی تحریف و انکار کنند و این رویداد مهم و سرنوشت‌ساز را به فراموشی بسپارند و به تدریج از شعاع ­های پر نفوذ آن بکاهند.

عید غدیر مناسبتی است که حق ولایت امام علی(ع) را با استناد به حدیث غدیر یادآوری می‌کند؛ ایکنا به همین مناسبت گفت‌و‌گویی با صادق السلایمیه، پژوهشگر مطالعات دینی، فعال رسانه‌ای، نویسنده و شاعر الجزایری انجام داد که وی در بخش اول آن در پاسخ به سؤالی درباره چگونگی تفسیر مفاهیم اکمال دین و اتمام نعمت در آیه تبلیغ با توجه به واقعه غدیر خم اظهار کرد: نوشته‌های من در این زمینه برگرفته از خود قرآن کریم درباره جهانی‌بودن اسلام و اینکه پیامبر(ص) برای همه مردم فرستاده شده بود، است. آن حضرت زمانی که رحلت کردند، اسلام را فقط در جزیرة العرب باقی گذاشتند. بنابراین چه کسی باید این رسالت جهانی را تکمیل می‌کرد؟ همچنین، ایشان رحلت کردند و اسلام مانند مواد خامی بود که شخص پیامبر(ص) در گوش شنوایی که همان امام علی(ع) بود، ریختند. این نشان می‌دهد که رسالت پیامبر(ص) در پیامی جهانی که در جزیرة العرب باقی گذاشت، عبارت بود از تبیین(بیان) و تلقین(تفهیم‌کردن).

السلایمیه افزود: تبیین را همه اطرافیان پیامبر(ص) دریافت می‌کنند (تا آنچه را که به آنها وحی شده برای مردم توضیح دهند)، در حالی که تلقین را فقط گوش شنوا که گوش علی(ع) است، می‌شنود. همه قادر به درک آنچه پیامبر برای مردم توضیح می‌دهد، نیستند و در میان آنها کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند، اما وقتی از حضور تو بیرون می‌روند، به کسانی که عالم‌تر هستند، می‌گویند: «او الان چه گفت؟». همین اتفاق در غدیر و در انتصاب امام علی(ع) به جانشینی پیامبر(ص) رخ داد، جایی که پیامبر(ص) در اجتماعی عظیم و مهم در مقابل آنها دستان علی(ع) را بالا برد و گفت: «او ولی شما پس از من است. خدایا، هر که او را دوست بدارد، دوست بدار و هر که با او مخالفت کند، دشمن بدار.» از آنجایی که قرآن می‌گوید که بیان همه چیز است، پس وظیفه ولی امر علی علیه السلام پس از پیامبر(ص) «تدوین»(جمع‌آوری قرآن) و تمکین(اطاعت امر و اجرا) است. برای تحقق این امر، پیامبر در حالی که جانشین خود را به عنوان ولی مؤمنان در برابر بیش از هفتاد هزار مسلمان پس از حجة الوداع منصوب می‌کرد، خطاب به خداوند متعال فرمود: «خدایا، هر که او را دوست بدارد، دوست بدار و هر که با او دشمنی ورزد، دشمن بدار».

وی گفت: اگر امت از این انتصاب سرپیچی کنند و به عقب برگردند، کسی که جانشین رسول خدا در رهبری امت می‌شود، اجراکننده دین براساس هوی و هوس گروهی خواهد بود که او را منصوب کرده‌اند، نه براساس خواسته‌های رسول خدا که مفاهیم اسلام را به جانشین خود منتقل کرده بود تا پس از او تدوین و تمکین از این دین را انجام دهد. متأسفانه، این اتفاق افتاد و واقعه سقیفه(گردهمایی انصار و مهاجرين برای تعيين خليفه پس از رحلت پيامبر(ص)) آموزه هایی را به موازات دین اسلام تدوین و آن را با زور شمشیر در میان مسلمانان و غیرمسلمانان از طریق فتوحات تقویت کرد، در حالی که امام علی(ع) نیز در نوعی اقامت اجباری و در محیطی کوچک و تحت فشار، با برخی از صحابه وفادار به او که در آن انتصاب آشکار، وصیت رسول خدا را حفظ می‌کردند، وظیفه تدوین را انجام می‌داد.

این پژوهشگر الجزایری بیان کرد: همه آنها تحت نظر بودند، با این حال خداوند تمام آنچه را که امام علی(ع) و امامان پس از او گردآوری کرده بودند، برای مسلمانان جویای حقیقت حفظ کرد. آنها اقلیت مظلومی بودند که پرچم عقلانیت، آزادی و انسانیت را در محتوای اسلام جهانی حمل می‌کردند، در زمانی که اسلام قریشی موازی، با اکثریت خود، با زور شمشیر گسترش می‌یافت و وجدان‌ها را با پول می‌خرید و به نام اسلام، علوم این دین موازی از جمله تفاسیر، احادیث، سیره نبوی و نقد و ارزیابی را با بینش‌های تنگ‌نظرانه حزبی که بینش‌های اهل بیت(ع) و یارانش را نادیده می‌گرفت، می‌نوشت.

وی ادامه داد: در پرتو این امر، آنچه مکتب صحابه نامیده می‌شود و به مکتب خلافت نیز معروف است، شکل گرفت. این مکتب از روش قریش پیروی می‌کند که وصیت رسول خدا را دگرگون کرد. این مکتب مرجع فعلی اکثر دیدگاه‌های اسلامی و احکام فقهی است و همان چیزی است که در دانشگاه‌ها و مؤسسات براساس آن تدریس می‌شود.

فعال رسانه ای الجزایر بیان کرد: مکتب اهل بیت(ع) که براساس آنچه امام علی(ع) و امامان پس از او نوشتند و همچنین فقها و علمایی که مسیر امامت را دنبال کردند، در مقاطع خاصی از تاریخ خود را نشان داد‌ و در دانشگاه‌ها، مؤسسات و حسینیه‌ها متبلور شد. اکثریت تحت تأثیر مکتب صحابه و خلافت نمی‌دانستند که قرائت دیگری از اسلام در مکتب اهل بیت(ع) وجود دارد تا اینکه انفجار اطلاعات رخ داد و امکان دستیابی آسان و در مدت زمان کوتاه به اطلاعات فراهم شد.

صادق السلایمیه تأکید کرد: بسیاری از جویندگان حقیقت به ویژه کسانی که از مکتب صحابه هستند، با مطالعه مفاهیم مکتب اهل بیت(ع) که با عقلانیت، آزادی و انسانیت همسویی دارد، شروع به بازنگری در درک خود از اسلام کردند، این بازنگری با هدف تثبیت پیام جهانی اسلام، به دلیل خیری که در دنیا و آخرت به همراه دارد، برای همه مردم قابل قبول است. در پرتو این امر، آنها شروع به بازنگری در معنای این کلام خدا که «امروز دین شما را برای شما کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم.» کرده اند. بسیاری از آنها می‌دانند که دین از طریق تدوین و اجرا، کامل می‌شود و کسی که این دین را تدوین می‌کند باید سرچشمه علم پیامبر باشد و او کسی جز علی(ع) نیست. آنها معتقدند که تکمیل نعمت در پیروی و هدایت از آنچه آنها مدون و مستند کرده‌اند، نهفته است.

وی گفت: در آیه ۶۷ سوره مائده نیز، آنها از طریق تفاسیر اهل بیت و برخی تفاسیر متعادل‌تر از مکتب صحابه، فهمیدند که این آیه – آیه‌ای که امامت را با انتصاب امام علی(ع) به عنوان تدوین‌کننده و اجرا‌کننده اسلام در دل‌ها و ذهن‌های مردم پس از رسول خدا تثبیت می‌کند – به امام علی(ع) اشاره دارد. زیرا این آیه به پیامبر می‌گوید: «آنچه را که از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن.» او چه چیز دیگری می‌توانست ابلاغ کند، در حالی که قبلاً تمام اسلام را به مسلمانان ابلاغ کرده بود؟ تهدید و انذاری که پس از دستور ابلاغ این پیام آمده است، نشان‌دهنده سنگینی و اهمیت این موضوع است. گویی تمام اسلامی که توسط رسول خدا ابلاغ شده است، اگر با این ابلاغ – یعنی انتصاب کسی برای تدوین و تثبیت این دین پس از رسول خدا – همراه نباشد، بی‌ارزش است. (و اگر این کار را نکنی، رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای. و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد کرد.)

این نویسنده الجزایری ادامه داد: تصور کنید اگر مردم وصیت پیامبر را در غدیر خم اجرا می‌کردند و علی(ع) رهبری مسلمانان را بر عهده می‌گرفت؟ آیا بین مسلمانان درگیری داخلی رخ می‌داد و از درک هدف اسلام جهانی که در آوردن سعادت برای بشریت، تضمین زندگی سعادتمند و فرجام نیک نزد خدا از همه تمدن‌ها و فلسفه‌ها پیشی می‌گیرد، محروم می‌شدیم؟ آیا صهیونیست‌ها به دو میلیارد مسلمان در سراسر جهان اهانت می‌کردند و مسلمانان ثروتمند خلیج فارس با تحقیر به آنها جزیه(باج) می‌دادند؟ قرائت عینی و قیاسی من از پیامدهای کودتا(توطئه) علیه انتصاب امام علی(ع) اتحاد پنهانی بین قریش و یهودیان را آشکار می‌کند که به موجب آن قریش کنترل کامل حکومت را به دست گرفت.

السلایمیه بیان کرد: این امر، در را برای یهودیان، تحت پوشش اسلام، باز کرد تا نسخه خود از اسلام را که براساس دیدگاه‌های قبیله‌ای و مبتنی بر تورات بنا شده بود و در خدمت منافع قریش و یهودیان بود، تدوین و تثبیت کنند. یهودیان از این امر سود بردند و متحدان عربشان آنها را اهل کتاب و پسرعمو می‌دانستند، در حالی که مکتب امام علی(ع) را مکتبی می‌دانستند که قربانی‌هایش را نباید خورد، ازدواج با زنانش ممنوع بود و نباید در دینی که آن‌ها در آن اعلام می‌کردند مسلمان هستند، از آنها حمایت می‌شد.

وی در پاسخ به این سؤال که استناد به حدیث «هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست» در منابع روایی و تاریخی مسلمانان سنی و شیعه در مورد برتری فکری و اخلاقی امام علی (ع) چه پیامدهایی دارد؟، اظهار کرد: پاسخ این است که اگر برتری علمی و اخلاقی تنها معیار رهبری در نظر قریش بود، آنها این انتصاب را رد نمی‌کردند و امام علی پس از رسول خدا، نور چشم و مورد علاقه آنها می‌بود. اما آن‌ها با وجود اسلامشان، معیارهای دیگری داشتند که به آنها متوسل شدند. در صدر این معیارها، قبیله‌گرایی بود که ابن خلدون آن را مورد بحث قرار داد و برای ادامه حکومت ضروری دانست و پیامبر اسلام(ص) آن را محکوم کرد و کسانی را که از آن حمایت می‌کردند، خارج از هدایت خود دانست. کسانی که علیه انتصاب علی(ع) قیام کردند، این تعبیر را درباره سخن«این علی، مولای اوست. خدایا، هر که با او دوستی کند را دوست بدار و هر که با او مخالفت کند را دشمن بدار» از پیامبر(ص) به کار بردند که منظور آن حضرت، محبت بوده است، نه رهبری مسلمانان، و اسلام حکومتی موروثی نیست، بلکه حکومتی شورایی بین مسلمانان است.

وی گفت: این در حالی است که شیعیان می‌گویند: «ما از روی محبت به علی وفادار و در انتصاب به مشورت پایبند هستیم. من در این توضیح مختصر ثابت خواهم کرد که مسلمانان پس از وفات رسول خدا به مشورت پایبند نبودند و هیچ انتصابی هم وجود نداشت. قبل از آن، تفسیر آنها از وفاداری را که ادعا می‌کنند محبت است، رد خواهم کرد، گویی امام علی(ع) در تمام سال‌های رسالت پیامبر و تمام دوران هجرت مورد نفرت صحابه بوده است و رسول خدا فقط آنها را در آن مکان جمع کرده تا به آنها بگوید که به او وفادار باشند، یعنی او را دوست داشته باشند. این یک تفسیر عقیم است که توسط شیطان ملعون به کسانی که به دنبال تحریف اسلام هستند، دیکته شده است.

 این پژوهشگر الجزایری گفت: من به یاد داستانی می‌افتم که بین دو دوست، یکی سنی و دیگری شیعه، اتفاق افتاد که یکی از آنها در خانه دیگری مهمان بود. آنها شروع به بحث در مورد جانشینی پیامبر(ص) کردند و سنی با این تفسیر، که محبت است، پیش رفت.

السلایمیه ادامه داد که بعد از نماز صبح، مرد سنی با ماشینش به خانه برگشت و فکری به ذهن مرد شیعه رسید که می‌توانست دوستش را با بطلان تفسیر ولایت از طریق عشق و محبت روبرو کند. حدود یک ساعت او را ترک کرد و سپس با او تماس گرفت و گفت: «فلانی، من موضوع مهمی را باید با تو در میان بگذارم. باید برگردی.» مرد پاسخ داد: «پشت تلفن بگو.» مرد شیعه گفت: «نه، این موضوعی نیست که بشود پشت تلفن در موردش صحبت کرد. باید برگردی!» مرد پس از طی بیش از ۱۰۰ کیلومتر برگشت و در زد. دوستش در را باز کرد و بلافاصله گفت: «لطفاً موضوع مهمی را که برای بحث با من تماس گرفتی توضیح بده.» دوستش پاسخ داد: «من با تو تماس گرفتم تا به تو بگویم که دوستت دارم فلانی…!!»

دوستش از کوره در رفت و سرش فریاد زد: «آیا من دویست کیلومتر سفر می‌کنم فقط برای اینکه بشنوم تو می‌گویی «دوستت دارم» در حالی که می‌توانی آن را پشت تلفن بگویی؟ تو را به خدا واگذار می‌کنم» دوست شیعه‌اش خندید و به شانه‌اش زد و گفت: «پس تو از اینکه من بعد از این همه راه گفتم «دوستت دارم» عصبانی هستی و فکر می‌کنی من با کلمه «دوستت دارم» شوخی می‌کنم؟ آیا فکر می‌کنی رسول خدا هم با اصحابش شوخی می‌کرد، آنها را در یک روز گرم جمع می‌کرد، منبری از برگ و ریشه نخل می‌ساخت، از آن بالا می‌رفت، در حالی که امام علی در کنارش بود، دست راستش را بالا می‌برد و می‌گفت: «خدایا، با کسانی که او را دوست دارند دوست بدار و با کسانی که با او مخالفت می‌کنند دشمن باش» تا مسلمانان بفهمند که او به آنها دستور می‌دهد که او را دوست داشته باشند، نه اینکه او را پس از رسول خدا رهبر خود قرار دهند؟» آن دوست ساکت ماند و پاسخی نداشت، همچنین هر کسی که ادعا می‌کند پیامبر(ص) کسی را تعیین نکرده و امر را به مشورت مسلمانان واگذار کرده است، (با شنیدن این داستان) خاموش می‌شود.

پژوهشگر الجزایری یادآور شد: ما به این افراد می‌گوییم که انتصاب رهبری پس از پیامبر، در هر مکان و در هر کشور دموکراتیک و غیردموکراتیک، به چهار صورت انجام می‌شود و پنجمی وجود ندارد: ۱. انتصاب از طریق مشورت، چه از طریق انتخابات عمومی و چه توسط افراد صاحب قدرت و نفوذ. ۲. انتصاب از طریق انتصاب یا وصیت، همانطور که در سلطنت‌ها انجام می‌شود. ۳. انتصاب ترکیبی از نص انتصاب و مشورت. ۴. انتصاب بدون انتصاب یا مشورت، یعنی با اعمال زور قبیله‌ای یا نظامی.

صادق السلایمیه تأکید کرد: آیا نوع پنجمی هم وجود دارد؟ پاسخ منفی است. در کدام یک از این چهار نوع، خلیفه پس از رسول خدا منصوب شد؟ به کسانی که می‌گویند انتخاب خلیفه با نص بوده است، می‌گوییم که قریش نص را نادیده گرفتند، که همان واقعه غدیر و حدیث صحیح و متواتر «ثقلین» است که تأکید می‌کند کتاب و اهل بیت پیامبر(ص) تا روز قیامت از هم جدا نمی‌شوند و تمسک به آنها همان هدایت است.

وی بیان کرد: خلیفه اول وقتی انصار را پس از وفات رسول خدا در حال جمع شدن یافت، سعی کرد با نص آنها را فریب دهد و به آنها گفت: «شما وزرا هستید و ما حاکمان»، به این معنی که او ادعای انتصاب با نص را داشت. انصار حدیث اهل بیت پیامبر و واقعه غدیر را به یاد آوردند، بنابراین موضوع را با صاحبان حق آن، که اهل بیت رسول خدا بودند، مطرح نکردند و فکر کردند که او به انتصاب اهل بیت پیامبر(ص) پایبند است.

این نویسنده الجزایری گفت: بنابراین، ما (شیعیان) انتصاب خلیفه اول را به حکم الهی رد کرده‌ایم. آیا او با مشورت منصوب شده بود؟ در حالی که سعد بن عباده کشته شده است، اهل بیت پیامبر(ص) تهدید شدند که اگر بیعت نکنند، خانه‌شان را به آتش خواهند کشید و امام علی(ع) در رد این شورا فرمود چگونه می‌تواند در غیاب مشاوران معتبر، انجام شده باشد؟

السلایمیه بیان کرد: پس از ترور خلیفه سوم مردم به سوی امام علی(ع) هجوم آوردند و او را کشیدند تا اینکه عبا از دوشش افتاد. بنابراین، او انتصاب خود از طریق مشورت را با انتصاب خود از طریق نص ترکیب کرد. ۴- انتصاب بدون نص و بدون مشورت(شورا)، یعنی از طریق قبیله‌گرایی و کودتا. در نهایت، انتصاب بدون نص و بدون مشورت رخ داد، حدیث ثقلین از بین رفت، مردم غدیر را فراموش و شروع به متهم‌کردن شیعیان به حکومت موروثی کردند. اگر به قرآن کریم و آیات آن که انتصاب حاکم را براساس معیارهای علم و اخلاق خواستار است، مراجعه کنیم، این اتهام به سرعت باطل می‌شود.

ادامه دارد…

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.