امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 16 ذو الحجة 1447
شناسه خبر : 362658
  پرینت تاریخ انتشار : 01 ژوئن 2026 - 0:42 | 1 بازدید

کیمیای محبت علی(ع)؛ کلید اصلاح «فروعِ زندگی» + فیلم

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین نظافت، استاد حوزه در این گفت‌وگو با استناد به سیره امام رضا(ع) و کلام معصومین، پرده از برکات شگفت‌آور این روز برمی‌دارند؛ از لبخندی که هزار حاجت را روا می‌کند تا روزه‌ای که پاداش تمام عمر دنیا را دارد. در این گفت‌وگو، ضمن واکاوی نقشه‌های تاریخی برای انزوای غدیر، به بررسی اصل […]


کیمیای محبت علی(ع)؛ کلید اصلاح «فروعِ زندگی» + فیلم

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین نظافت، استاد حوزه در این گفت‌وگو با استناد به سیره امام رضا(ع) و کلام معصومین، پرده از برکات شگفت‌آور این روز برمی‌دارند؛ از لبخندی که هزار حاجت را روا می‌کند تا روزه‌ای که پاداش تمام عمر دنیا را دارد. در این گفت‌وگو، ضمن واکاوی نقشه‌های تاریخی برای انزوای غدیر، به بررسی اصل بودنِ محبت در اصلاح فروع زندگی پرداخته شده است. این استاد حوزه با روایت قصه‌های تکان‌دهنده‌ای از کیمیای ولایت در زندگی عمار تا ایثارِ بی‌بدیل جوانی چون سعید بن مره، تبیین کرد که چگونه می‌توان با تبدیل ولایت به اولویت اول، بن‌بست‌های زندگی را در هم شکست و نسل آینده را در آغوش پرمهر امام زمان(عج) تربیت کرد. مشروح این گفت‌وگوی بصیرت‌افزا و کاربردی را در ادامه می‌خوانیم و می‌بینیم:

 

عید غدیر از برترین اعیاد امت اسلامی است که روایات و کلمات فراوانی از معصومین (علیهم‌السلام) درباره عظمت آن به ما رسیده است. در طول تاریخ، طواغیت و کسانی که با حقیقت این روز زاویه داشتند، همواره در تلاش بودند تا از اهمیت آن بکاهند. به‌عنوان نمونه، مرحوم علامه مجلسی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در جلد ۴۹ کتاب «بحارالانوار» نقل می‌کند که مأمون عباسی با صرف هزینه‌های گزاف، اهتمام ویژه‌ای به احیای عید نوروز و برگزاری جشن‌های مفصل برای آن داشت. او در پاسخ به چرایی این اقدام، صراحتاً بیان می‌کرد که هدفش تحت‌الشعاع قرار دادن عید غدیر و کم‌رنگ کردن آن در اذهان مردم است تا جشنی دیگر جایگزین آن شده و بر سر زبان‌ها بیفتد. در مقابل این جریان طاغوتی، امام علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) با ایراد خطبه‌های عجیب و تعابیر بلند، به تبیین جایگاه رفیع غدیر پرداختند. حضرت در روایتی بر ارزش والای کوچک‌ترین کارهای خیر در این روز تأکید کرده و فرمودند: «مَن تَبَسَّمَ فی یَومِ الغَدیر…»؛ کسی که در روز غدیر لبخند بزند، خداوند در روز قیامت با نگاه رحمت به او می‌نگرد.


نکته حائز اهمیت اینجاست که پاداش‌های الهی معمولاً بر افعال اختیاری (مانند قرائت قرآن یا زیارت) مترتب می‌شود؛ اما زمانی که برای اموری نیمه‌ارادی یا ساده مانند لبخند زدن، خوابیدن یا نفس کشیدن (مانند آنچه در ماه مبارک رمضان ذکر شده) پاداش‌های عظیم در نظر گرفته می‌شود، این نشان‌دهنده قداست و ارزش استثنایی آن زمان و مکان است. امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند که به برکت یک لبخند در روز غدیر که به عشق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در روی برادر مؤمن زده شود، خداوند علاوه‌بر نگاه رحمت، هزار حاجت از حوائج دنیا و آخرت او را برآورده به خیر می‌کند.

 

نکته قابل تأمل اینجاست که خداوند متعال معمولاً برای افعال ارادی و دشوار ثواب در نظر می‌گیرد، اما زمانی که برای کارهای ساده و حتی غیرارادی ثواب‌های عظیم وضع می‌شود، نشان‌دهنده قداست و ارزش فوق‌العاده آن زمان و مکان است؛ درست مانند ماه مبارک رمضان که نفس کشیدن و خوابیدن در آن عبادت محسوب می‌شود. در روز غدیر نیز چنین است؛ امام رضا(ع) فرمودند به پاداش یک لبخند به عشق امیرالمؤمنین(ع)، خداوند علاوه بر نظر رحمت در قیامت، هزار حاجت از حوائج دنیا و آخرت آن شخص را برآورده به خیر می‌کند. امام رضا(علیه‌السلام) در ادامه تبیین برکات بی‌شمار این روز بزرگ، به سنت «آراستگی» اشاره کرده و می‌فرمایند: «مَنْ تَزَیَّنَ یَوْمَ الْغَدیر…»؛ کسی که در روز غدیر به عشق امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بهترین لباس خود را بپوشد و خود را زینت کند، خداوند تمامی گناهان او را، اعم از کوچک و بزرگ، می‌آمرزد.

اگر بخواهیم از منظر «فقه الحدیث» به این کلام بنگریم، درمی‌یابیم که توبه از گناهان معمولاً مسیر دشواری دارد و انسان باید با انابه و استغفار فراوان، امیدوار به بخشش باشد؛ اما در روز غدیر، به برکت ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، خداوند حتی در برابر عمل ساده‌ای چون پوشیدن یک لباس زیبا، چنین پاداش عظیمی را مقدر فرموده است. علاوه بر این، حضرت می‌فرمایند خداوند فرشتگانی را مبعوث می‌کند تا برای کسی که آراستگی در غدیر را گرامی داشته، تا سال آینده در همین روز دعا کنند. این نشان‌دهنده آن است که عبادات منتسب به اهل‌ بیت(علیهم‌السلام) با هیچ عمل دیگری بر روی زمین قابل قیاس نیست. امام رضا(علیه‌السلام) در نهایت، سرنوشت چنین فردی را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «ان مات مات شهیدا و ان عاش عاش سعیدا»؛ اگر در میان سال از دنیا برود، شهید محسوب می‌شود و اگر زنده بماند، زندگی او با سعادت و نیک‌بختی همراه خواهد بود و تمام این برکات، تنها به پاداشِ پوشیدن بهترین لباس در روز عید غدیر است.

در کنار روایات بی‌بدیلی که در عظمت عید غدیر ذکر شده، موضوع مسئولیت همگانی ما در قبال این روز نیز بسیار حائز اهمیت است. زمانی که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در روایتی فرمودند که بوی بهشت به مشام کسی که بغض امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را در دل داشته باشد نخواهد رسید، یکی از اصحاب با تعجب پرسید: «آیا ممکن است کسی با وجود این همه فضایل، نسبت به علی(علیه‌السلام) بغض داشته باشد؟» پاسخ پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در این بخش از روایت، بسیار تکان‌دهنده است و مسئولیت ما را نسبت به غدیر سنگین‌تر می‌کند. حضرت فرمودند: «القعود عن نصرتی بغضه»؛ یعنی نشستن و یاری نکردن من، خود نشانه بغض است. 

این سخن به این معناست که شاید در ظاهر محبت و عشق به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) وجود داشته باشد، اما اگر کسی توانایی داشته باشد که برای احیای غدیر قدمی بردارد و کاری انجام دهد، ولی گوشه‌ای بنشیند و برای یاری این جریان تلاشی نکند، همین کوتاهی و سکون، نشانه‌ای از بغض تلقی می‌شود. این هشدار نشان می‌دهد که محبت واقعی در گروِ تلاش برای احیا و بزرگداشت نام و راه حضرت است. روایات و اهتمام به عید غدیر در دین ما بی‌بدیل است و بر همین اساس، حداقل وظیفه هر مسلمان این است که یک بار خطبه غدیر را از ابتدا تا انتها، حتی شده ترجمه آن را، مطالعه کند تا دریابد پیامبر اکرم(ص) چه حقایقی را بیان فرموده‌اند. 

سیره پیامبر(ص) همواره بر کوتاهی کلام و ایجاز در سخن بود، به طوری که معمولاً بیش از چند دقیقه صحبت نمی‌کردند؛ اما در واقعه غدیر، ایشان در آن شرایط آب‌وهوایی خاص و با آن حالات دشوار، خطبه‌ای طولانی ایراد کردند که امروزه چندین صفحه متن را شامل می‌شود. این تفاوت در شیوه سخنوری، نشان‌دهنده اهمیت حیاتی موضوع غدیر است. اهمیت این سفر چنان بود که حتی افرادی مانند «اسماء بنت عمیس» که در آن زمان باردار بود، وقتی از پیامبر(ص) پرسیدند که آیا با وجود این شرایط در سفر همراه شوند، حضرت تأکید فرمودند که باید بیایند؛ چرا که قرار است حکمی الهی ابلاغ شود که شنیدن آن بر همگان واجب است. براساس همین تأکید بود که فرزند او، «محمد بن ابی‌بکر» که بعدها از شیعیان خالص امیرالمؤمنین (ع) شد، در مسیر بازگشت از همین سفر متولد شد. پیامبر(ص) با این سیره عملی می‌خواستند روشن کنند که هیچ‌کس نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت و وظیفه‌ای که نسبت به ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بر عهده دارد، شانه خالی کند.

عظمت روزه در عید غدیر نیز از دیگر روایات بی‌بدیل امام رضا(علیه‌السلام) است. در میان روزهای مستحبی، چهار روز (۱۷ ربیع‌الاول، ۲۷ رجب، ۲۵ ذی‌القعده و روز غدیر) جایگاه ویژه‌ای دارند؛ اما پاداش غدیر با هیچ‌کدام قابل قیاس نیست. در حالی که برای سه روز دیگر ثواب ۷۰ سال روزه‌داری ذکر شده، حضرت فرمودند کسی که روز غدیر را روزه بگیرد، خداوند ثواب روزه «تمام عمر دنیا» را برای او می‌نویسد. عمر دنیا از میلیاردها سال پیش از خلقت آدم تا قیام قیامت را شامل می‌شود و این پاداشی است که عقل انسان از درک آن عاجز است. اما امام(ع) یک شرط بسیار مهم و دقیق برای این پاداش ذکر کردند: «بشرطی که روز غدیر را با هیچ روز دیگری جایگزین و مقایسه نکند». اینجاست که فاصله میان «شعار» و «عمل» مشخص می‌شود. گاهی ما در زبان می‌گوییم غدیر برترین عید است، اما در عمل، ممکن است اهتمام و وقتی که برای یک مراسم ازدواج یا یک مهمانی دوستانه می‌گذاریم، بسیار بیشتر از وقتی باشد که برای بزرگداشت غدیر اختصاص می‌دهیم.

این همان نکته‌ای است که باب‌الحوائج، امام کاظم(علیه‌السلام) به آن هشدار داده و فرمودند: تا کی می‌خواهید بر پشتی‌ها تکیه بزنید و فقط بگویید نحن شیعه علی «ما شیعه علی هستیم»؟ شیعه بودن در مقام عمل ثابت می‌شود. آراستگی، صرف وقت، هزینه کردن و اهتمام قلبی باید در بالاترین سطح خود برای غدیر باشد. اگر برای شادی رفیقمان بهترین لباس را می‌پوشیم و سنگ تمام می‌گذاریم که بسیار هم پسندیده است، برای غربت‌زدایی از غدیر و شادی دل امیرالمؤمنین(ع) باید بیشترین توان و برترین داشته‌هایمان را به میدان بیاوریم تا ثابت کنیم غدیر در زندگی ما جایگزینی ندارد.

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و ائمه معصومین به لطمات بزرگی که مأمون عباسی بر پیکره تشیع وارد کرد اشاره کرده‌اند؛ لطماتی که آثار برخی از آن‌ها هنوز هم گریبان‌گیر ماست. یکی از نقشه‌های خطرناک مأمون برای تضعیف و به حاشیه بردن غدیر، این بود که القا کند «غدیر صرفاً عید سادات است» و مردم فقط باید برای دید و بازدید به خانه سادات بروند. او می‌خواست با این کار، غدیر را از یک جریان عمومی و ولایی به یک رسم خانوادگی و محدود تبدیل کند. در حالی که در روایات امام رضا(ع) تأکید شده است: «مَنْ زارَ فِیهِ مُؤْمِن…»؛ هر کس در روز غدیر به دیدار برادر مؤمنی برود، خداوند برکات زیادی نصیب او می‌کند. در منطق روایات، «مؤمن» کسی است که قلبش ظرف محبت امیرالمؤمنین(ع) باشد، حتی اگر در برخی فروع ضعیف باشد؛ چرا که ایمان درجات و طبقات دارد و اصل آن ولایت است. پس غدیر عید همه محبان علی(ع) است و وظیفه داریم در این روز به دیدار یکدیگر برویم.

نکته نهایی و بسیار مهم در احیای غدیر، پیوند آن با مهدویت است. پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیر بیش از بیست جمله درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیان فرمودند. ایشان با این کار نشان دادند که وارث حقیقی غدیر و کسی که تمام آرمان‌های این روز بزرگ را محقق می‌کند، حضرت مهدی(عج) است. بنابراین احیای غدیر، در حقیقت زمینه‌سازی برای ظهور وارث غدیر و تجدید بیعت با امام عصر خویش است. پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیر برای جلب توجه حداکثری مخاطبان و بیان اهمیت کلام، از واژه «أَلَا» (آگاه باشید) استفاده می‌کنند. در زبان عربی، «أَلَا» ادات استفتاحیه است؛ یعنی وقتی گوینده می‌خواهد تمام حواس شنونده را جمع کند تا نکته‌ای حیاتی را بگوید، سخنش را با آن آغاز می‌کند. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که پیامبر(ص) نزدیک به ۱۵ تا ۱۶ بار از این واژه برای توصیف ویژگی‌های امام زمان(عج) استفاده کرده‌اند. گویی ایشان می‌خواستند فریاد بزنند که غدیر فقط متعلق به گذشته نیست، بلکه آینده جهان به دست وارث غدیر است. احیای غدیر در حقیقت رفتن به درِ خانه «وارث غدیر» است؛ یعنی از خداوند بخواهیم کسی را که احیاگر واقعی این عید و تمام ارزش‌های الهی است، برساند. در روایات آمده است که روز غدیر «یوم مَرغَمَةِ الشیطان» است؛ یعنی روزی که بینی شیطان به خاک مالیده شد. این روز چنان با عظمت است که نزدیک به ۷۲ نام برای آن ذکر شده (مانند عیدالله الاکبر، روز عهد و پیمان، روز زینت و…) که هر کدام نشان‌دهنده ابعادی از این واقعه بی‌بدیل است.ما نباید منتظر اقدامات رسمی و دولتی بمانیم؛ در قبال غدیر، پیش از هر کس، پدر خانواده مسئول است. وظیفه ماست که محیط خانه را در این روز دگرگون کنیم. باید بهترین غذا، بهترین پوشش و شادترین رفت‌وآمدها را برای خانواده فراهم کنیم؛ آن‌چنان که وقتی غدیر نزدیک می‌شود، بچه‌ها با تمام وجود خوشحال شوند و در خاطرشان بماند که پدرشان بهترینِ امور را برای عید غدیر ذخیره کرده است.

ما موظفیم عظمت غدیر را با عمل خود به فرزندانمان بچشانیم. اگر کسی در این مسیر برای خانه امیرالمؤمنین(ع) زحمت بکشد و قدمی بردارد، بی‌تردید مورد توجه خاص حضرت و دعای امام زمان(عج) قرار می‌گیرد. کمترین پاداشی که حضرات معصومین به خادمان غدیر هدیه می‌دهند، «حسن عاقبت» است. کسی که نگاهِ ولیّ خدا به او بیفتد، عاقبت‌به‌خیر می‌شود و این بزرگترین و برترین دعایی است که می‌تواند در حق یک انسان مستجاب شود. ان‌شاءالله که به برکت خدمت به غدیر، همگی عاقبت‌مان ختم به خیر شود.

خطبه غدیر تنها بیانِ «ولایت» نیست، بلکه حاوی «برائت» و پیش‌بینی انحرافات آینده نیز هست. پیامبر اکرم(ص) با بصیرت الهی می‌دیدند که جریانی در همان‌جا در حال شکل‌گیری است تا این پیام عظیم را منحرف کند. پیامبر(ص) برای اینکه فرصت بیعتِ چهره‌به‌چهره و «شخص به شخص» را برای همه فراهم کنند، سه روز در غدیر ماندند و نمازها را به صورت «جمع» (ظهر و عصر با هم، مغرب و عشا با هم) اقامه کردند تا وقتِ بیشتری برای بیعت باقی بماند. اما تاریخ گواهی می‌دهد همان کسانی که بعدها اساس غصب خلافت را بنا کردند، اولین کسانی بودند که با بهانه‌های واهی (مانند تند خواندن نماز حضرت رسول یا ادعای فضیلتِ نماز در وقتِ مجزا) صف خود را از جماعت پیامبر جدا کردند. این اولین جرقه «جدا کردن راه از وصی» بود. حضرت در خطبه غدیر هشدار دادند که انحراف از این پیام، سرآغاز تمام بدبختی‌های عالم است. وقتی حقِ وصی غصب شود و به او ظلم شود، عدالت از مسیر خود خارج شده و ظلم بر جهان حاکم می‌گردد. اما در پایان همین خطبه، پیامبر(ص) امید را در دل‌ها زنده کردند و با واژه «أَلَا» فرمودند: «أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِین»؛ آگاه باشید که منتقم نهایی اوست. او می‌آید تا انتقام تمام ظلم‌هایی که به امیرالمؤمنین(ع) و اهل‌ بیت(ع) روا داشته شده را بگیرد و مسیر منحرف شده بشریت را به شاهراه غدیر بازگرداند. دعا برای آمدن او، در واقع دعا برای تحقق کاملِ پیام غدیر است.

 

عینِ عدل الهی زمانی در جهان محقق می‌شود که وارث حقیقی غدیر، حضرت حجت‌ابن‌الحسن (عج) بیاید. در روایات از وجود مقدس ایشان با تعبیر شگفت‌انگیز «عَلَمُ النُّور» یاد شده است. اگرچه تمام اهل‌بیت (ع) نور واحد هستند، اما تعبیر «عَلَم» (به معنای پرچم برافراشته) کنایه‌ای عمیق است؛ امام عصر (عج) می‌آیند تا آنچه را که در طول تاریخ اجازه ندادند به عالم صادر شود، برافراشته کنند. تراژدی بزرگ تاریخ آنجا بود که ۲۵ سال بیل به دستِ امیرالمؤمنین (ع) دادند و خانه‌نشین‌اش کردند، در حالی که او فریاد می‌زد: «من به راه‌های آسمان آگاه‌ترم». ای‌کاش به جای آن، فرصتی مهیا می‌شد تا علی(ع) میان پیروان قرآن، انجیل و تورات براساس کتب خودشان قضاوت کند تا عالم بفهمد معنای واقعی «علم و معرفت» چیست. اما دشمنان، درِ خانه اهل‌ بیت(ع) را بستند و جهان را از این اقیانوس محروم کردند.حقیقت این است که برافراشته شدنِ این نورها و شناخته شدنِ جایگاه معصومین، متوقف بر ظهور حجت(عج) است. وقتی او بیاید، ما تازه امیرالمؤمنین(ع) را می‌شناسیم، تازه کرامت امام حسن(ع) را درک می‌کنیم، تازه رحمت واسعه سیدالشهدا(ع) برای تمام عالم مشخص می‌شود و باب‌الحوائجی امام کاظم(ع) تجلی می‌یابد. پیامبر اکرم(ص) در غدیر با تأکیدات مکرر فرمودند که حواستان باشد و برای آمدن این فرزند آخرم دعا کنید؛ چرا که تنها با آمدن اوست که تمام این انوار برافراشته شده و وعده‌های الهی محقق خواهد شد.

در بحث غدیر، توجه به یک نکته روایی بسیار حائز اهمیت است؛ به ویژه با تکیه بر دغدغه‌ حضرت رضا(علیه‌السلام). ما ایرانی‌ها که افتخار میزبانی از این امام معصوم را در کشورمان داریم، باید به حکم «حق همسایگی»، کلام و سفارش ایشان را با اهتمام ویژه‌ای دنبال کنیم. امام رضا(ع) تأکید فرمودند که بازه‌ زمانیِ «از غدیر تا مباهله»، ایام سرور اهل‌بیت و جشن ولایت امیرالمؤمنین(ع) است و برای هر روزِ این ایام، سفارش‌های بسیاری شده است. از نکات ظریف و تاریخی این دوران که اهل مطالعه باید به آن بپردازند، این است که مولا علی(ع) در مسیر حرکت کاروان از مدینه همراه پیامبر نبودند، بلکه ایشان در مأموریت یمن حضور داشتند و با کاروانی از مسلمانان یمنی خود را به مکه رساندند تا در واقعه عظیم غدیر حضور یابند. پرداختن به این جزئیات، معرفت ما را نسبت به این ایام فرخنده عمیق‌تر می‌کند.

 

برای آشنایی فرزندانمان با محبت و ولایتی که به فضل الهی شامل حال ما شده، کتاب «قدم به قدم تا غدیر» به قلم آقای مهدی‌پور منبع بسیار ارزشمندی است؛ این کتاب تمام منزل‌ها را آورده و درباره اتفاقات هر منزل توضیح مختصری داده است تا بتوانیم قدردان این نعمت بزرگ باشیم.


در اهمیت این جایگاه، حضرت فرمودند: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ». امام صادق(ع) در تبیین این آیه از شخصی پرسیدند: «این نعیمی که خداوند از آن سوال می‌کند چیست؟» آن شخص که فردی عامی بود، گمان می‌کرد مقصود نعمت‌هایی مثل چشم، زبان و خوراک است. حضرت فرمودند: «عجب! اگر تو در خانه‌ات سفره‌ای بیندازی و مهمانی دعوت کنی، آیا وقت رفتن از او بازخواست می‌کنی که چه خوردی و چند نوع غذا داشتی؟» آن مرد پاسخ داد: «نه آقا، این کار زشت و خلاف کرامت است.» حضرت فرمودند: «آیا گمان می‌کنی تو از خدا کریم‌تری؟ یعنی خدا نعمتی مثل چشم داده که از آن بازخواست کند؟» سپس فرمودند: «مقصود، نعمتِ ولایت امیرالمؤمنین(ع) است که از آن سوال می‌شود.»


همچنین در آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»، وقتی سؤال شد که این «حبل‌الله» (ریسمان الهی) چیست که چنگ زدن به آن مانع از هرگونه تفرقه در عالم می‌شود، فرمودند: «مقصود، ولایت امیرالمؤمنین است». منشأ تمام بدبختی‌ها و اختلاف‌نظرهای اعتقادی امروز، فاصله گرفتن از این حقیقت است؛ چرا که اگر تمام عالم به این ریسمان الهی چنگ می‌زدند و درِ خانه امیرالمؤمنین(ع) جمع می‌شدند، حتی یک تفرقه در جهان محقق نمی‌شد. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) با همان حالاتِ جانسوز و در اوج مظلومیت‌شان فرمودند: «لَوِ اجْتَمَعَ النَّاسُ عَلى حُبِّ عَلِیِّ بْنِ أبی طالِبٍ لَمَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ»؛ یعنی اگر همه‌ی مردم بر محور محبت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) جمع می‌شدند، حتی دو نفر هم در عالم با یکدیگر اختلاف نمی‌کردند. این نشان می‌دهد که منشأ تمام تفرقه‌ها و بدبختی‌های بشر، فاصله گرفتن از درِ خانه‌ی علی (ع) است و اگر عالم به این «حبل‌الله» چنگ می‌زد، یگانگی و وحدتِ حقیقی محقق می‌شد.

وجوب تبلیغ غدیر

نکته اول در باب وجوب تبلیغ غدیر این است که بدانیم هر چقدر هم در این مسیر تلاش کنیم، باز هم در برابر عظمت این واقعه کم‌کاری کرده‌ایم. این اولین قدمی است که باید در ذهن داشته باشیم؛ یعنی حتی پس از آنکه شبانه‌روز برای غدیر زحمت کشیدیم، باز هم باید سرمان پایین باشد و بدانیم حق مطلب را آن‌گونه که شایسته است، ادا نکرده‌ایم.

 

الگوی بی‌بدیل تبلیغ غدیر، شخصی به نام «ابوطفیل» است؛ مردی که حتی پس از شهادت دو فرزندش در رکاب مولا، آرام ننشست. او پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، زندگی خود را وقفِ ولایت کرد و خود را شهر به شهر و روستا به روستا آواره کرد تا فضائل مولا را فریاد بزند. ابوطفیل با خطابه‌ای قوی و اشعاری اثرگذار، چنان در تبیین جایگاه علی (ع) کوشید که در آن روزگارِ بدون رسانه، آوازه‌ فعالیت‌هایش به شام و گوش معاویه رسید. معاویه که از نفوذ کلام او به هراس افتاده بود، برای او جایزه تعیین کرد و دستور داد هر کس او را بگیرد پاداش خواهد گرفت؛ چرا که او یک‌تنه تمام شهرها را با حقیقتِ محبت امیرالمؤمنین(ع) آشنا می‌کرد.

 

ابوطفیل را دستگیر کردند و نزد معاویه آوردند. معاویه پرسید: «تا کی می‌خواهی این‌قدر از علی دم بزنی؟ چقدر او را دوست داری؟» ابوطفیل پاسخ داد: «کَحُبِّ اُمِّ مُوسی لِمُوسی»؛ یعنی همان‌گونه که مادرِ موسی او را دوست داشت. (از آنجا که محبت مادر به فرزند بی‌بدیل است و محبت مادرِ حضرت موسی به ایشان به یک نماد تبدیل شده است). او گفت: همان‌طور که مادر حضرت موسی فرزندش را دوست داشت، من نیز این‌گونه علی(ع) را دوست دارم. معاویه گفت: «با این همه که از علی دم می‌زنی، از او چه می‌خواهی؟» ابوطفیل گریه کرد و گفت: «اَشکُوا اِلَی اللهِ التَّقصیر»؛ یعنی من سرم پایین است و می‌گویم برای امیرالمؤمنین کاری نکرده‌ام. لذا اولین قدم این است که بدانیم هر قدمی برای ایشان برمی‌داریم، باید حواسمان باشد که گویی هیچ کاری انجام نداده‌ایم؛ اما وجوبِ این امر همان است که بیان شد. در کتابی به نام «واجب فراموش شده»، از واجباتی سخن به میان آمده که اساس و از اهمِ واجبات هستند اما مورد غفلت قرار گرفته‌اند؛ نخست، دعا برای امام زمان(عج) و نکته بعدی، تبلیغ برای غدیر است. 

تبلیغ غدیر یک امر مستحب نیست که تنها در صورت داشتن وقت یا حالِ مساعد به آن بپردازیم؛ بلکه حضرت رسول(ص) در همان روز هجدهم ذی‌الحجه وجوب آن را انشا فرمودند: «باید حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت این پیام را برسانند.» این وجوبِ رساندنِ پیام ولایت و محبت امیرالمؤمنین(ع)، تکلیفی است که در هیچ حالتی ساقط نمی‌شود. برخلاف سایر واجبات که تحت شرایطی تغییر می‌کنند—مثلاً نماز در هنگام بیماری به صورت نشسته اقامه می‌شود، یا روزه از شخص مریض و حج از کسی که استطاعت جانی یا مالی ندارد ساقط می‌گردد—وجوبِ ولایت و محبت امیرالمؤمنین، تنها واجبی است که در هیچ حالی ساقط شدنی نیست و تا قیام قیامت بر ذمه همگان باقی است. در مورد وجوب تبلیغ غدیر، همه ما وظیفه داریم؛ هرچند مصادیق این خدمت متفاوت است. یکی می‌تواند با نشر روایات اهل‌ بیت(ع) به این امر کمک کند و دیگری که بضاعت مالی دارد، با هزینه کردن در این راه. همچنین کسی که در حوزه رسانه فعالیت می‌کند، می‌تواند با رسانه‌ای کردن این پیام، قدم مهمی در این وادی بردارد.

حداقلِ کار در روز غدیر این است که انسان به عنوان «سیاه لشکرِ» این جریان، در جشن‌ها حضور پیدا کند و در خانه نماند. باید کاری کرد که به همه عالم بفهمانیم امروز بهترین روز عمر ماست؛ چرا که ولایت آقایمان علی(ع) در چنین روزی به جهانیان اعلام شده است.

ما باید در اکثر امور به خودِ کلام اهل‌ بیت(ع) رجوع کنیم؛ یعنی وقتی ایشان درباره مسئله‌ای نکته‌ای فرموده‌اند، شایسته است همان کلام نقل شود. به‌عنوان مثال، در زمان امام باقر(ع) نیز دغدغه‌هایی مشابه دغدغه‌های امروز (مانند نگرانی برای آینده و تربیت دختران در جامعه‌ای آشفته) وجود داشت. حضرت در پاسخ به این نگرانی‌ها راهکاری ارائه فرمودند که عصاره تمام سمینارهاست: عشقِ علی بن ابی‌طالب(ع) را در دل فرزندت بینداز و دیگر از بابت او خاطرجمع باش.

در روایات دیگر نیز بر این حقیقت تأکید شده است؛ چنان‌که پیامبر اکرم(ص) فرمودند خداوند هیچ مخلوقی را نیافرید مگر آنکه برای آن سرور و آقایی قرار داد. حضرت در تطبیق این موضوع بر عبادات فرمودند که در میان تمامِ راه‌های تقرب به خدا، هیچ عبادتی بالاتر از محبت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) نیست. 

اما پرسش اینجاست؛ اگر این محبت بالاترین عبادت و اساس همه چیز است، پس چرا در زندگی اجتماعی، بازار، برخوردهای خانوادگی و تربیت فرزندان ما نمود کافی ندارد؟ ما می‌بینیم که کسی ادعای عشق به علی(ع) دارد، اما در تجارتش بی‌انصاف یا اهل رباست و یا در محیط خانواده ظلم می‌کند. 

پاسخ این است که محبت، مراتب (تشکیک) دارد. برخی محبتشان فقط به اندازه همان نیم‌ساعت حضور در روضه و گریه بر امام حسین(ع) است، اما به محض اینکه پشت پاچال مغازه می‌روند یا درگیر کار می‌شوند، آن را فراموش می‌کنند. به تعبیر روایات، نباید ایمان و محبت ما «مستودع» (عاریه‌ای و لرزان) باشد که در شب عروسی فرزند یا در سفرهای تفریحی به کلی فراموش شود. نمی‌گوییم این مراسمات و تفریحات نباشد، حرف اینجاست که چرا محبتِ مولا در این لحظات رنگ می‌بازد؟ علت آن است که این محبت، هنوز به «اولویت اول» زندگی ما تبدیل نشده است.

ما معمولاً تلاش می‌کنیم از فروع به اصل برسیم؛ مثلاً می‌گوییم برای اینکه فرزندمان نمازخوان شود، باید مستقیماً روی نماز کار کنیم. یعنی می‌خواهیم از فرع، اصل را درست کنیم. اما روش اهل‌بیت (ع) این است که باید از «اصل»، «فرع» را درست کرد. در روز عاشورا نیز اصحاب سیدالشهدا(ع) همین‌گونه بودند؛ امام حسین(ع) اصل را در دل آن‌ها درست کرده بود و به تبع آن، فروع خودبه‌خود اصلاح شد. حتی آن مسیحی که اصلاً در این وادی نبود، با دیدن محبت امام حسین (ع) به درِ خانه ایشان آمد.

طبق فرموده امام رضا(ع) که «لو عَلِمَ النّاسُ مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعونا»، اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را می‌شناختند از ما پیروی می‌کردند. اگر کسی نسبت به روز غدیر معرفت پیدا کند، چنان مقامی می‌یابد که ملائکه روزی ده مرتبه با او مصافحه می‌کنند.

اساس زندگی ما این است؛ چنان‌که مرحوم کلینی در کافی آورده، با هر گناه یک درجه از محبت کم می‌شود. کسی که محبتش به امیرالمؤمنین(ع) مانند «عمار» باشد، در هیچ‌یک از شئون زندگی به بن‌بست نمی‌خورد.

عمار در اوج گرفتاری نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و عرض کرد: «آقا، سی درهم از یک یهودی قرض کرده‌ام و او چون می‌داند من شما را دوست دارم، اذیتم می‌کند و اکنون چیزی برای بازپرداخت ندارم.» حضرت فرمودند: «بروم به او بگویم؟» عمار گفت: «خدا آن روز را نیاورد که مولایم بخاطر من به کسی رو بزند.» عمار معتقد بود که تمام عالم تحت تصرف ولایت است، لذا از حضرت طلب عنایت کرد. حضرت فرمودند: «سنگی بردار و با دعایی که یادت می‌دهم، دعا کن.» عمار گفت: «اللهم بجاهِ امیرالمؤمنین صار ذهباً»؛ سنگ طلا شد. عمار قرضش را داد، اما مقداری از آن طلا که حلال‌ترین مال عالم بود، باقی ماند. عمار در میان بازار ایستاد، به آسمان نگاه کرد و گفت: «خدایا، اگر این مال حلال بخواهد رفت‌ و آمد مرا به درِ خانه علی(ع) کم کند (مثلاً به جای سه بار، یک‌بار بروم)، آن را نمی‌خواهم.» سپس دعا کرد: «به وجاهت آن آقایی که این سنگ طلا شد، دوباره سنگ شود.» طلا دوباره سنگ شد. وقتی به درِ خانه مولا آمد، حضرت با آغوش باز فرمودند: «یا عمار، ملائکه آسمان از کار تو به شگفت آمدند.» عمار عرض کرد: «حَسبی من الدنیا و الآخرة موالاتک یا علی»؛ برای من در دنیا و آخرت، ولایت تو کافی است. وقتی محبت اساس زندگی باشد، انسان در ازدواج، انتخاب مدرسه فرزند و گزینش شغل، معیار را بر این می‌گذارد که این محبت کم نشود، بلکه بیشتر شود. اگر کسی اساس زندگی‌اش بر این محبت استوار باشد، البته ابتدا در زندگی دچار سختی می‌شود اما بعد از آن او را در آغوش می‌گیرند.

«سعید بن مره تمیمی» یکی از شهدای کربلا و جوانی ۱۸ ساله بود. او ساکن بصره بود و نه امیرالمؤمنین (ع) را دیده بود و نه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را، اما شیعه‌ای خالص بود. سعید یک سال تمام به خواستگاری دخترعمویش رفت؛ دختری که زیباترین دختر بصره بود و پدرش (عموی سعید) رئیس عشیره و صاحب ثروت و کمالات بود. بعد از یک سال دوندگی و پشت سر گذاشتن سنگ‌اندازی‌های عمو، سرانجام به عشقش رسید.

تنها سه روز از عقدشان گذشته بود که سعید در چهارراه بصره شنید جارچی فریاد می‌زند: «ای مردم! اباعبدالله (ع) در کربلا غریب مانده، هر که می‌خواهد یاری‌اش کند، بیاید.» عده‌ای که ادعای شیعه‌گری داشتند، گفتند: «چه ما برویم و چه نرویم، ایشان کشته می‌شود؛ پس رفتنمان نفعی ندارد.» اما این جوان ۱۸ ساله که در اوج لذت و خوشی بود، تا شنید امامش غریب است، دنیا در نظرش تیره شد.

به خانه آمد و به مادرش گفت: «شمشیرم کجاست؟» مادر پرسید: «چه شده؟» گفت: «از دنیا بدم آمده، امامم غریب است و من نمی‌توانم اینجا بمانم.» مادر که می‌خواست عشق پسرش را امتحان کند یا شاید دلش لرزید، به عروسش گفت: «سعید تو را خیلی دوست دارد، برو بهترین لباس‌هایت را بپوش و خود را زینت کن و با او صحبت کن؛ عشق تو او را نگه می‌دارد.»

عروس با بهترین زینت و لباس نزد سعید آمد و گفت: «نور چشمم، کجا می‌خواهی بروی؟» سعید پاسخ داد: «آقایم اباعبدالله الحسین(ع) در کربلا غریب است، باید بروم.» عروس گریه کرد و اسبش را گرفت، اما سعید تنها به فکر غربت امامش بود. وقتی مادر یقین کرد که پسرش رفتنی است، به او گفت: «برو، اما حواست باشد که در قیامت، ما را نزد صدیقه طاهره (س) فراموش نکنی.»  ماجرا به همین‌جا ختم نشد؛ او با سختی‌های بسیار خود را به کربلا رساند. همه‌ ما در زندگی با مسائل مختلفی مثل فقر، ثروت، داشتن فرزند یا نداشتن آن امتحان می‌شویم، اما یک امتحان میان همه‌ ما مشترک است و آن، امتحان نسبت به «امام» است.

سعید سه شبانه‌روز بخشی از مسیر را سینه خیز طی کرد تا سرانجام عصر عاشورا به کربلا رسید. وقتی خیمه‌ها را دید، فریاد زد: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه». حضرت زینب(س) از خیمه بیرون آمدند و فرمودند: «امروز جز تو کسی به ما سلام نداده است؛ ما از صبح تا کنون فقط بی‌احترامی شنیده‌ایم.» سعید عرض کرد: «آمده‌ام تا امام حسین(ع) را یاری کنم.» در آن لحظه تمام اصحاب و بنی‌هاشم شهید شده بودند و عمر سعد فشار می‌آورد که کار را تمام کنند؛ اما گویا اباعبدالله(ع) منتظر رسیدن سعید بود. حضرت به او فرمودند: «سه روز است که منتظرت هستم»؛ چرا که او از تمام دلبستگی‌ها و منافع زندگی‌اش به خاطر امام زمانش گذشته بود. او آمد و در راه امامش به شهادت رسید.

نتیجه اینکه اگر ما در مسائل اجتماعی، فردی یا خانوادگی دچار لغزش و نقص هستیم، به این دلیل است که «دوزِ» محبتمان کم شده است. اگر بتوانیم جوانمان را عاشق امام زمان(عج) کنیم، او به خاطر این عشق و محبت، هر چه امامش بخواهد انجام می‌دهد؛ اگر امام بگوید نماز بخوان، ربا نگیر یا در خانه خوش‌برخورد باش، با جان و دل می‌پذیرد. اگر عالم را با نگاه محبت‌آمیزِ امام معرفی کنیم، اختلافات و مشکلات بسیار کم می‌شود. ان‌شاءالله که این محبت در دل‌های ما افزون شود.



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.