- غدیر فقط یک واقعه تاریخی نیست، نقشه راه زندگی بشر است
- زندگی ماشینی ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر انداخته است
- تنشهای اخیر جنوب لبنان در تقاطع میدان و منطقه
- صفحات نخست روزنامههای یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
- آغاز ثبتنام مرحله دانشگاهی چهلمین جشنواره سراسری قرآن و عترت دانشجویان دانشگاه قم
- سید ابوالحسن نواب؛ «دیده جهانبین» حوزه و معمار گفتوگوی جهانی ادیان
دغدغههای کتاب کودک؛ از ناشر تا مخاطب
در شرایطی که فضای فرهنگی و اقتصادی کشور با چالشهای بیسابقهای روبرو است، صنعت نشر، به ویژه نشر کودک، بیش از پیش نیازمند توجه و حمایت است. امسال عدم برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به شکل سنتی و جایگزینی آن با مدلهای مجازی و رویدادهای پراکنده، بحثهای فراوانی را در پی داشته است. ایکنا برای […]
در شرایطی که فضای فرهنگی و اقتصادی کشور با چالشهای بیسابقهای روبرو است، صنعت نشر، به ویژه نشر کودک، بیش از پیش نیازمند توجه و حمایت است. امسال عدم برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به شکل سنتی و جایگزینی آن با مدلهای مجازی و رویدادهای پراکنده، بحثهای فراوانی را در پی داشته است. ایکنا برای بررسی عمیقتر این وضعیت و شنیدن دغدغههای اهالی این حوزه، با قدرتاله نیکبخت، مدیر انتشارات قو و دبیر انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک، به گفتوگو نشسته است. او از دلایل عدم موفقیت نمایشگاههای اخیر، چالشهای اقتصادی نشر، بیعدالتی در تبلیغات و سیاستگذاریها و راهکارهای برونرفت از این بحران سخن میگوید که در ادامه با هم میخوانیم.
ایکنا – با توجه به شرایط خاصی که امسال منجر به برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب به شکل مجازی و همچنین نمایشگاهی مجزا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد، به عنوان یک ناشر و فعال فرهنگی، ارزیابی شما از تاثیرگذاری و مفید بودن این رویدادها چیست؟
در حقیقت، پاسخ به این سوال، آن هم در حالی که هنوز چند روز بیشتر از شروع نمایشگاه کانون نگذشته و نمایشگاه مجازی نیز اخیرا به پایان رسیده قدری زود است. نمیتوانیم در چنین بازه زمانی کوتاهی به نتیجهگیری قطعی برسیم. با این حال، آنچه که در عمل مشاهده میشود، وضعیت مطلوب فروش نیست. دلایل این امر متعدد است اما اصلیترین آن به نظرم گرانی کتابها و از سوی دیگر، کاهش شدید توانایی خرید مردم است.
امروز یک کتاب کودک ممکن است 300 تومان قیمتگذاری شود اما وقتی هزینه پست و بستهبندی آن (بدون احتساب زحمتی که مخاطب برای جستجو و پیدا کردن کتاب متحمل شده) مثلا 256 تومان باشد، چه چیزی برای ناشر باقی میماند؟ تقریبا 40 تومان. این 40 تومان حتی هزینه واقعی تولید آن کتاب برای ناشر هم نیست چه برسد به سود. این نشان میدهد که یا باید از ابتدا قیمت کتاب را به شکلی نامتعارف بالا ببریم (مثلاً همان کتاب 300 تومانی را 500 تومان بزنیم که این هم درست نیست) و یا با زیان کار کنیم. این وضعیت فعلی، به هیچ وجه پایدار نیست.
ایکنا – ایده برگزاری نمایشگاه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از کجا شکل گرفت؟
پیشنهاد برگزاری نمایشگاه کتاب کانون پرورش فکری را دبیرخانه انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک، ارائه داد. مدیریت و اجرای ثبتنامها و دعوت از ناشران نیز بر عهده ما بود. کانون پرورش فکری هم در حقیقت محل برگزاری را فراهم کرد و مدیریتهای بعدی را انجام داد. بنابراین، این ایده و پیشنهاد از درون خود صنف بود. وقتی وارد این کار شدیم اهداف مشخصی داشتیم. یکی از مهمترین اهداف ما این بود که با توجه به عدم برگزاری نمایشگاه بینالمللی امسال به شکل سنتی و انتقاداتی که به آن وارد بود، فضایی برای فروش و عرضه کتاب برای ناشران فراهم کنیم. موافق آن شکل از نمایشگاه بینالمللی نیستم که صرفا به بازاری برای فروش نقدی تبدیل شده است.
ایکنا – اشاره کردید که با شکل کنونی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران موافق نیستید. از دید شما، یک نمایشگاه کتاب بینالمللی ایدهآل چگونه و دارای چه کارکردی باید باشد؟
نمایشگاه، اصولا باید یک نمایشگاه باشد، نه صرفا یک بازار مکاره. به این معنا که باید فضایی باشد برای عرضه و نمایش کتابها، حتی فروش مستقیم در اولویت نباشد. نمایشگاه باید شبیه به رویدادهای معتبری مانند نمایشگاه کتاب بولونیا یا فرانکفورت عمل کند. یعنی من به عنوان یک ناشر بیایم و کتابهایم را به نمایش بگذارم. چه کسانی باید از این نمایشگاه دیدن کنند؟ تصویرگر کتاب کودک، نویسنده، مترجم، بنگاههای ادبی و ناشران خارجی.
آنها باید بیایند و کتابهای ما را ببینند، نه فقط برای خرید، بلکه برای ارزیابی. یک بنگاه ادبی باید بتواند کتابهای ما را بردارد ببرد به یک ناشر خارجی نشان دهد و بگوید این کتاب در ایران چاپ شده و ما آن را به شما پیشنهاد میدهیم. باید بیایند و ببینند کدام ناشر خوب کار کرده است، تصویرسازی کدام کتاب خوب است، متن کدام کتاب ارزشمند است. مثلا ممکن است ناشری با اینکه تعداد زیادی کتاب منتشر کرده، اما به تصویرسازی آن توجه کافی نکرده باشد، در حالی که ناشری دیگر با تعداد کمتری کتاب، کارهای بسیار ارزشمندی در حوزه تصویرسازی دارد.
این ارزیابیها باید صورت گیرد. تصویرگرها باید بگویند «فلانی چه خوب کار کرده، بروم به او پیشنهاد کار بدهم». چاپخانهها باید بیایند و بگویند «فلانی چقدر کارهای شستهرفتهای دارد، من میتوانم با او همکاری کنم». نویسندهها نیز به همین ترتیب. نمایشگاه باید چنین شکلی داشته باشد.
اما نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از این شکل و شمایل خارج شده است. یعنی به نوعی تبدیل شده به یک «بازار بهاره»، درست مثل بازاری برای فروش لباس شب عید! مردم میدانند که در اردیبهشت ماه، فرصتی است برای خرید کتاب با تخفیف. ناشران هم از هر راهی استفاده میکنند تا کتاب بفروشند. چون فروش نقدی است، برایشان بسیار مطلوب است. ناشر دلش میخواهد یک فروش نقدی خوب داشته باشد تا سه چهار ماه خیالش از بابت نقدینگی راحت باشد. این شکل از نمایشگاه، دیگر آن نمایشگاه واقعی نیست که انتظارش را داریم.
ایکنا – با توجه به این رویکرد، فکر میکنید آیا نمایشگاه کانون به اهداف اولیه خود دست یافت؟
خیر، به آن شکلی که ما انتظار داشتیم، دست نیافت. متاسفانه چندین عامل باعث شد که این نمایشگاه (کانون) نیز تحتالشعاع قرار گیرد. یکی از آنها وجود نمایشگاهی دیگر در باغ کتاب بود. ما در کشورمان در برخی مسائل اینگونه عمل میکنیم که در یک زمان، چندین رویداد مشابه برگزار میشود و این باعث تقسیم شدن مخاطب و کاهش اثربخشی میشود.
نکتهای که برای من جالب است بحث عدم عدالت در تبلیغات و حمایتهاست. ببینید، در تمام هفت سال گذشته هرگز از مراکز شهر ونهای رایگان برای انتقال مردم به باغ کتاب گذاشته نشده بود. اما در این مدت، ناگهان ونها در همه مراکز شهر قرار گرفتند تا مردم را مجانی به باغ کتاب ببرند. صدا و سیما، تابلوهای شهری، همه در اختیار تبلیغات باغ کتاب بودند.
هدف ما این بود که در این شرایط بحرانی و جنگ، نمایشگاهی در شهر باشد تا خانوادهها بیایند و بچهها خوشحال باشند و کتاب ببینند و بخرند. اگر آن نمایشگاههای بزرگ برگزار نشده لااقل اینجا یک فضای خوبی باشد. اما با این همپوشانیها و عدم رعایت عدالت، این هدف نیز به خوبی محقق نشد. شاید اگر آن نمایشگاهها تعطیل میشد، اینجا وضع بهتری پیدا میکرد و خانوادهها بیشتر مراجعه میکردند.
ایکنا – علاوه بر این مسائل، آیا عدم اختصاص «بُن» یا اعتبار خرید کتاب، در کاهش استقبال از نمایشگاه مجازی موثر بود؟
یکی از دلایل عدم موفقیت آن نمایشگاه مجازی به نظر من، همین عدم اختصاص بُن بود. شما هر سال یک مبلغی را در قالب بُن یا اعتبار خرید، در اختیار افراد و به خصوص اساتید و نخبگان قرار میدادید. همین مبلغ بنها، کمک بسیار بزرگی بود که مخاطب را به سمت نمایشگاه سوق میداد و باعث میشد او برود و کتابهای مورد نظر خود را انتخاب کند. اما امسال، نمایشگاه مجازی برگزار شد، در حالی که هیچکس از بُن تخفیف بیشتری بهرهمند نشد. فقط همان تخفیف عمومی برای همه مردم بود که تاثیر بُنهای گذشته را نداشت. این یکی از مشکلات بزرگ بود که به طور مستقیم بر فروش تاثیر منفی گذاشت.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


