تضاد میان «زیست دینی» و «علوم غیردینی» منجر به بحران و استحاله فرهنگی میشود
به گزارش ایکنا، نشست علمی با موضوع «امتداد فلسفه صدرایی در حکمرانی و سیاست» شامگاه ۳۱ اردیبهشتماه به همت مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار گردید. این نشست که به مناسبت بزرگداشت مقام شامخ صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) برپا شده بود، میزبان حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. پارسانیا در این برنامه با […]
به گزارش ایکنا، نشست علمی با موضوع «امتداد فلسفه صدرایی در حکمرانی و سیاست» شامگاه ۳۱ اردیبهشتماه به همت مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار گردید. این نشست که به مناسبت بزرگداشت مقام شامخ صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) برپا شده بود، میزبان حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.
پارسانیا در این برنامه با اشاره به ضرورت تبیین مفاهیم پایه، اظهار کرد: برای بررسی امتداد فلسفه، ابتدا باید مراد و مقصود از خودِ واژه فلسفه روشن شود؛ چراکه این اصطلاح امروزه دچار اشتراک لفظی شده است.
وی تصریح کرد: فلسفه گاه در معنای عام و مطلق خود که شامل تمام علوم و حکمت است به کار میرود، گاه در معنای خاص که به چگونگی اثرگذاری بر سایر علوم اشاره دارد و گاه در معنای اخص که همان دانش متافیزیک است، مدنظر قرار میگیرد. در فضای علمی امروز، به هرگونه تلاش عقلانی و فرایند اندیشهورزی نیز فلسفه اطلاق میشود.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تفکیک میان «فلسفه مضاف» و خودِ علوم، اظهار کرد: فلسفهِ علومی نظیر ورزش، سیاست و اجتماع، ماهیتی متفاوت از خودِ آن علوم دارند. وی ضمن اشاره به تلاشهای عقلی فلاسفه در مواجهه با مسائل روز، بر لزوم پرهیز از دو نگاه افراطی و تفریطی تأکید کرد: نگاهی که توقع دارد فلسفه عهدهدار تمامی جزئیات علوم روز باشد و نگاهی که آن را صرفاً به مسائل عقلی انتزاعی محدود میکند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تبیین ارتباط میان علوم بر اساس موضوعاتشان، مفهوم «امتداد فلسفه» را در میزان بهرهگیری علوم جزئی از احکام کلی فلسفه اسلامی دانست. وی با طرح این پرسش که آیا در نگاه به طبیعت، خلقت و منشأ الهی آن را میبینیم یا صرفاً به ماده مینگریم، افزود: در گذشته، علوم در فضای فکری مسلمین بهطور خودکار از فرهنگ قرآن و دین سیراب میشدند، اما امروزه به دلیل تحول در معنای واژگانی «علم» و «فلسفه» و عدم توجه کافی به این تغییرات، با بحرانی عظیم مواجه هستیم.
استاد حوزه و دانشگاه در نقد نظام آموزشی فعلی اظهار کرد: در کتابهای درسی از دبستان تا دبیرستان و حتی در دانشگاه، تعریف «علم» صرفاً به امور تجربی و حسی محدود شده است؛ به گونهای که گزارههای معرفتی و دینی دیگر در دایره علم گنجانده نمیشوند. این در حالی است که در نگاه سنتی و حوزوی، طلبِ علم مسیری قدسی و الهی تلقی میشود.
پارسانیا در ادامه تصریح کرد: تغییر در فهم از علم و ورود علومی با مبانی غیردینی، منجر به انزوای فلسفه شده است. در جهان غرب، ابتدا سبک زندگی، سیاست و فرهنگ تغییر یافت و سپس فلسفههایی برای توجیه این نوع زندگی پدید آمد؛ در واقع، میان فلسفه و زندگی آنان نوعی اقتضای متقابل حاکم است که با مبانی فکری ما تفاوت بنیادین دارد.
زندگی دینی در فلسفه غیردینی
پارسانیا در بخش دیگری از سخنان خود به شکاف میان سبک زندگی و نظام فکری اشاره کرد و گفت: اگرچه ما همچنان از زندگی دینی برخورداریم، اما فلسفهای که بر علوم ما سایه انداخته، متعلق به زیست و دنیای دیگری است. این ناهماهنگی، بحرانزا بوده و میتواند تا مرز استحاله فرهنگی پیش برود؛ لذا امتداد یافتن فلسفه در زندگی روزمره و علوم جزئی، ضرورتی است که در طول تاریخ همواره وجود داشته، مگر در ادواری که قدرتهای مستبد و پادشاهان مانع آن شدهاند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با نقد وضعیت فعلی، از ایزوله شدن عقبه فلسفی در محافل خاص سخن گفت و افزود: امروزه بحثهای فلسفی ما به خلوتها محدود شده است. اگرچه فلسفه هنوز در لایههای فرهنگ عمومی زنده است، اما بهشدت از ساحت علوم رسمی رانده شده؛ استمرار این روند میتواند در نهایت فرهنگ عمومی را نیز از ما بگیرد. بنابراین، بازگشت فلسفه به نظام علمی کشور یک نیاز قطعی است.
وی با تبیین جایگاه بنیادین فلسفه، تأکید کرد که این دانش تأمینکننده ریشههای سایر علوم است. وی اظهار کرد: در جهان اسلام، حتی فقه و کلام ما نیز از فلسفه متأثر بودهاند. در واقع فقه شیعه و سنی بدون مبانی کلامی و نگاه مشترک فلسفی قوام نمییابد و این علوم پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند.
استاد حوزه و دانشگاه در تشریح معنای امتداد فلسفه در حکمرانی و علوم سیاسی و اجتماعی بیان کرد: مقصود این نیست که فیلسوف عهدهدار وظایف عالمِ سیاسی شود. همانطور که هیچ فیزیکدانی بدون مبانی فلسفی نمیتواند قدم از قدم بردارد، علوم سیاسی نیز نیازمند مبناست. وظیفه فیلسوف، ورود به عرصه علوم برای نقد مبنایی و یاری رساندن به دانشمندان علوم جزئی جهت آشکارسازی پیشفرضهای فلسفی آنهاست.
پارسانیا در پایان با هشدار به کسانی که ضرورت فلسفه را انکار میکنند، تصریح کرد: یک فیلسوف مسلمان موظف است تبیین کند که چگونه ممکن است تفکرات الحادی تا مغز استخوان نفوذ کرده و مفاهیم آن بهصورت غیرمستقیم و در پوشش علم به جامعه القا شود. فیلسوف باید این لایههای پنهان را برای جامعه اسلامی آشکار کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
