نشستی برای ارتقای رشته علوم قرآن؛ از آسیبشناسی ساختار تا امید به تحول
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، چهارشنبه، سیام اردیبهشتماه، در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. در یکی از پنلهای این نشست که با حضور مجازی مهمانان و با محوریت مباحث مختلف حوزه علوم قرآن و حدیث برگزار شد، مهدی مطیع، عضو هیئت […]

به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، چهارشنبه، سیام اردیبهشتماه، در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. در یکی از پنلهای این نشست که با حضور مجازی مهمانان و با محوریت مباحث مختلف حوزه علوم قرآن و حدیث برگزار شد، مهدی مطیع، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، به تبیین برخی مسائل روانشناختی و اجتماعی جهان معاصر از منظر مطالعات قرآنی پرداخت.
وی گفت: یکی از جدیترین دردهای بشر امروز، تنهایی است؛ تنهاییای که در لایههای مختلف زندگی انسان معاصر رخنه کرده و آرام آرام مناسبات اجتماعی را دگرگون ساخته است. انگارههای جامعه، اجتماع و جمع، چه در مقیاس جهانی و منطقهای و چه در سطح خانوادهها، دیگر مانند گذشته نیست و انسانها کمتر با یکدیگر گفتوگو میکنند.
مطیع افزود: نهادهای اجتماعی همچون دانشگاه نیز کارآمدی پیشین خود را از دست دادهاند و حتی نسبت انسان با جامعه و جهان پیرامونش کمرنگتر شده است. همین مسئله سبب شکلگیری رویکردهای جدیدی در جهان امروز شده؛ از جمله افزایش گرایش به تراپی و توسعه فردی.
وی ادامه داد: امروز همهچیز به سمت شخصیسازی پیش رفته و مفهوم خودِ برتر به یکی از کلیدواژههای رایج تبدیل شده است. البته این مسئله در عین حال که قابل احترام است، نیازمند تأمل جدی نیز هست. ما سراغ ابزارهایی میرویم که در ظاهر علت برخی تحولاتاند، اما در واقع معلول شرایط جدید انسانی هستند. برای مثال، انسان امروز به سمت هوش مصنوعی میرود، چون میتواند خلأ تنهایی او را تا حدی پوشش دهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان اظهار کرد: سبک زندگی نسل جدید نیز دستخوش همین تغییر شده است. کودکان امروز بیشتر در بازیهای دیجیتال غرقند؛ در حالی که نسلهای گذشته در کوچه، خیابان و جمعهای واقعی بازی میکردند. حتی امروز وقتی اعضای فامیل دور هم جمع میشوند، کودکان از طریق گوشیهای همراه با یکدیگر ارتباط میگیرند. اینترنت اگرچه انسانها را به هم متصل کرده، اما در عین حال آنها را تنهاتر نیز ساخته است.
وی با اشاره به پیامدهای معنوی این وضعیت گفت: وقتی احساس تنهایی تشدید میشود، دو اتفاق مهم رخ میدهد؛ نخست آنکه معنای زندگی بیش از پیش شخصی و فردی میشود و دوم اینکه انسان، تعالی را نه در حرکت از «من» به «ما»، بلکه در حرکت از «من» به «خود» تعریف میکند.
مطیع با اشاره به دو تشبیه که در قرآن آمده است، افزود: قرآن کریم دو تشبیه قابل تأمل در این زمینه دارد؛ یکی «نشر جرادی» که نشانه آشفتگی و پراکندگی است؛ انسانهای تنهایی که در هم میلولند، اما پیوند حقیقی ندارند. دیگری تصویری پروانهسان است؛ پروانههایی که از پیله بیرون میآیند و در حرکتی جمعی به سوی کمال و تعالی پیش میروند. وضعیت بشر امروز وضعیت «تنهایانِ درهمآمیخته» است؛ انسانهایی که در کنار هماند، اما عمیقاً تنها هستند.
وی ادامه داد: این تنهایی، معنای زندگی را از انسان گرفته و زندگی را به امری فردی، شخصیسازیشده و بیمعنا تبدیل کرده است. تا زمانی که این وضعیت به درستی فهم نشود، نمیتوان مطالعات قرآنی را بهدرستی آغاز کرد.
مطیع تأکید کرد: مطالعات امروز قرآن باید مخاطب خود را انسانِ جویای رشد فردی بداند و بتواند با او ارتباط برقرار کند. با این حال، این واگرایی و فردگرایی افراطی پایدار نخواهد ماند و بشر بهزودی از این پراکندگی خسته خواهد شد و به سوی نوعی جمعگرایی نوین حرکت خواهد کرد؛ جمعگراییای متعالیتر از الگوهای گذشته.
وی افزود: اگر بخواهیم از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برسیم، مطالعات و پژوهشهای قرآنی در حوزه روانشناختی ـ اجتماعی باید انسان را از حرکت به سمت تنهایی و فردیت، به سوی حرکت جمعی هدایت کنند. همه روانشناسان بر اهمیت شبکههای ارتباطی مثبت در عبور از بحرانها تأکید دارند و این مسئله در قرآن و معارف اهلبیت (ع) نیز مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به تجربه بحرانها گفت: در بحرانهایی همچون جنگ، کسانی که از یک شبکه دوستانه و ارتباطی قوی برخوردار بودهاند، آرامش بیشتری را تجربه کردهاند. این مسئله نشان میدهد هیچچیز به اندازه یک ارتباط انسانی سالم و مثبت نمیتواند در روزهای سخت آرامشبخش باشد.
مطیع تصریح کرد: احساس تنهایی محدود به یک نسل خاص نیست و تقریباً همه نسلها را درگیر کرده است؛ مسئلهای که در آینده میتواند به بحرانی فراگیر تبدیل شود. از این رو، اگر قرار است اقدامی جدی در این زمینه انجام شود، مطالعات قرآنی باید به تغییرات تربیتی مبتنی بر حرکت جمعی منتهی شوند.
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: پیشبینی من این است که در آینده، انسانها در قالب جمعهای همصفت و همسنخ گرد هم خواهند آمد؛ نه صرفاً جمعهایی که از پیش به آنها تحمیل شده است. این مسئله میتواند فرصتی طلایی برای مطالعات قرآنی باشد تا از فردگرایی به سوی جمعگرایی متعالی حرکت کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: شاید حرکت دنیا به سوی آخرت و حقیقت قیامت نیز از همین جنس باشد؛ جایی که ارتباطات اعتباری و ظاهری فرو میریزد و انسانها به سمت ارتباطات حقیقی حرکت میکنند. اگر چنین تحولی رخ دهد، میتواند زمینهساز اتفاقی بزرگ در تربیت انسان و معنادار شدن زندگی او باشد.
وی در پایان گفت: آیندهنگری، آیندهپژوهی و آیندهسازی با رویکرد روانشناختی ـ اجتماعی، یکی از مهمترین خلأهای تربیتی جهان معاصر است. همانگونه که قرآن در صدر اسلام توانست شکافها و افتراقهای عمیق را به وحدت تبدیل کند، امروز نیز میتواند با رویکردی معناگرا و باطنمحور، انسانهای پراکنده و فردگرا را دوباره به سوی یک حیات جمعی متعالی سوق دهد.
بیشتر بخوانید و ببینید:
بر اساس گزارش ایکنا در بخش دیگری از این پنل، احمد قرایی سلطانآباد، عضو هیئت علمی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، به تبیین نقش استادان و دانشجویان در ارتقای رشته علوم قرآن و حدیث پرداخت و بر ضرورت تحول در شیوههای آموزشی و پژوهشی این حوزه تأکید کرد.
وی گفت: هرگونه تغییر و تحول مثبت، سازنده و ماندگار در رشته علوم قرآن و حدیث، در درجه نخست وابسته به آن است که استادان و دانشجویان بتوانند نقش خود را بهدرستی ایفا کنند. استاد باید از اشراف و تسلط اطلاعاتی کافی برخوردار باشد و بتواند مسائل کاربردی و نیازمحور را در کلاس درس مطرح کند تا ذهن و نگاه دانشجو بهتدریج قرآنی و حدیثی شود.
قرایی سلطانآباد افزود: در مقابل، دانشجویان نیز باید متناسب با این مسیر، همراهی لازم را با استادان داشته باشند؛ مطالعه مستمر داشته باشند، شیوههای تحقیق و روشهای نوین تدریس را بیاموزند و از ظرفیت کلاس درس برای ارتقای علمی خود بهره بگیرند. کلاس درس زمانی پویایی و اثربخشی خواهد داشت که متنوع، پویا و مبتنی بر انتقال سریع و جامع اطلاعات علمی باشد.
وی ادامه داد: آموزش در این رشته باید همزمان بر محور پژوهشهای قدیم و جدید پیش برود تا دانشجو بتواند میان میراث علمی گذشته و نیازهای روز پیوند برقرار کند. همچنین استادان باید در خلال طرح مباحث درسی، گریزی نیز به بازار کار و حوزه اشتغال داشته باشند و در جلسات مختلف، ذهن دانشجویان را به سمت نگاه مسئلهمحور هدایت کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان اظهار کرد: ضروری است دانشجویان به مطالعات بینرشتهای علاقهمند شوند، قدرت تحلیل پیدا کنند و کار با نرمافزارها، پایگاهها و سایتهای تخصصی را بیاموزند. البته تحقق همه این اهداف، تا حد زیادی به شیوه تدریس، عملکرد علمی و رفتار آکادمیک استادان در کلاس درس وابسته است.
وی افزود: هر اندازه استاد بتواند درک علمی، تجربه، تخصص و تسلط خود بر منابع، کتب، پژوهشهای قدیم و جدید، سرفصلهای آموزشی و روشهای نوین تدریس را بهتر و ملموستر در کلاس ارائه کند، به همان نسبت میزان تأثیرپذیری، یادگیری، سواد علمی و توان آکادمیک دانشجویان نیز افزایش خواهد یافت.
قرایی سلطانآباد در ادامه تأکید کرد: تمرکز بر نقش استادان به معنای نادیده گرفتن سایر عوامل اثرگذار نیست. نقش مدیران گروهها، دانشجویان، جامعه قرآنی، وزارتخانههای مرتبط، نهادها و مراکز قرآنی، خانوادهها و حتی شرایط سیاسی و اقتصادی جامعه نیز در این مسیر تأثیرگذار است.
وی در پایان بیان کرد: با این حال باید توجه داشت که ساختار علمی و محتوایی این رشته بیش از هر چیز بر عهده استادان و متخصصان علوم قرآن و حدیث است و از همین رو، آنان میتوانند نقشی تعیینکننده در بقای این رشته، ارتقای کیفیت آن و افزایش بهرهوری علمی و آموزشی آن ایفا کنند.
بر اساس این گزارش در ادامه این نشست، محمد شکرانی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، با موضوع «رشته علوم قرآن و حدیث؛ ابهام در عنوان و گستردگی در محتوا» به بیان دیدگاههای خود پرداخت و به برخی چالشهای بنیادین این رشته اشاره کرد.
وی گفت: عنوان هر یک از رشتههای دانشگاهی، بهویژه در حوزه علوم انسانی، دارای تعریف و محتوایی مشخص و معین است. برای نمونه، در رشته فقه، به جز ادبیات عرب و منطق که از دانشهای مقدماتی مشترک میان رشتههای علوم اسلامی به شمار میروند، یک دوره فقه و یک دوره اصول برای تعریف محدوده این دانش کفایت میکند. در دیگر رشتهها نیز اگر بنگریم، با چارچوبی روشن و مرزهایی مشخص از دانش روبهرو هستیم که تحصیل و تحقیق در همان محدوده ادامه مییابد.
شکرانی افزود: اما در رشته علوم قرآن و حدیث، مسئله به این سادگی نیست؛ چراکه عنوان «علوم قرآن» دستکم بر سه گروه دانشی دلالت دارد؛ «علوم للقرآن»، «علوم حول القرآن» و «علوم فی القرآن». اگر علوم للقرآن را صرفاً به دانستن صرف، نحو، بلاغت و منطق تقلیل دهیم، باید توجه داشت که این علوم در دیگر رشتههای الهیات نیز آموزش داده میشود.
وی ادامه داد: همچنین اگر علوم حول القرآن را همان دانشهای مصطلح علوم قرآن بدانیم، این مباحث نیز در آثاری همچون «الاتقان» سیوطی و دیگر منابع مشابه مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ هرچند تفکیک این بخش از علوم قرآن از قسم سوم، یعنی «علوم فی القرآن» یا همان معارف قرآن، تقریباً ناممکن است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: گروه سوم که همان علوم فی القرآن یا معارف قرآن است، در حقیقت مقصد نهایی دو گروه نخست به شمار میرود و هدف از فراگیری علوم مقدماتی و پیرامونی قرآن، رسیدن به این بخش است. اما مسئله اساسی اینجاست که دانشجوی علوم قرآن و حدیث، این مقدمات را برای دستیابی به کدام بخش از معارف قرآن میآموزد؟
وی افزود: اگر هدف از آموزش معارف قرآن، مباحث اعتقادی باشد، این وظیفه در حوزه رشته کلام و فلسفه اسلامی تعریف شده است. اگر مقصود، آموزش فقه و حقوق اسلامی باشد، این مسئولیت بر عهده رشته فقه و حقوق است و اگر بحث اخلاق و عرفان مطرح باشد، رشته اخلاق و عرفان متولی آن خواهد بود. به همین ترتیب، هر بخش دیگری از معارف قرآن که بهعنوان هدف نهایی این رشته در نظر گرفته شود، در قالب رشتهای تخصصی مورد تدریس و بررسی قرار میگیرد. از اینرو همچنان این پرسش باقی میماند که وظیفه اصلی رشته علوم قرآن و حدیث چیست و این رشته دقیقاً چه هدفی را دنبال میکند؟
شکرانی در ادامه با اشاره به راهکاری که سالها پیش ارائه کرده بود، گفت: برای حل این سرگردانی، سالها پیش طرحی را ارائه دادم که البته با استقبال مواجه نشد. اکنون که این فرصت فراهم شده است، بار دیگر آن را مطرح میکنم. به باور من، میتوان برای دانشجویان دوره کارشناسی با طراحی حدود ۴۰ واحد درسی، شرایطی فراهم کرد که دانشآموخته این رشته، علاوه بر یادگیری صرف و نحو، توانایی سخن گفتن به زبان عربی را نیز پیدا کند.
وی افزود: من شخصاً با استفاده از کتابهای آموزشی مرحوم استاد آذرنوش توانستم به زبان عربی تکلم کنم. ما در یک خطای راهبردی، درس آموزش زبان عربی استاد آذرنوش را از مجموعه دروس حذف کردیم و آن را به همان قالبهای سنتی چهار یا هشت واحدی تقلیل دادیم؛ آن هم در حد منبع دوم و سوم. در حالی که بازگشت به روش آموزشی استاد آذرنوش میتواند به یادگیری واقعی زبان عربی، حتی در سطح نگارش و تکلم، منجر شود.
بر اساس گزارش ایکنا، در بخش پایانی این نشست نیز محسن قاسمپور، دبیر علمی نخستین نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث، به جمعبندی مباحث مطرحشده پرداخت.
وی گفت: در این نشست بر اهمیت نوآوری، بهرهگیری از دانشهای نوین و مطالعات میانرشتهای در برنامهریزیهای آموزشی و پژوهشی تأکید شد. همچنین درباره آسیبشناسی مقالات و مجلات علمی و نیز مسئله کارآمدی یا عدم کارآمدی این رشته با توجه به اقتضائات اجتماعی و فرهنگی بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
قاسمپور افزود: در این نشست همچنین بر ضرورت بازخوانی و بازتعریف رشته علوم قرآن و حدیث و رفع ابهام از هویت و کارکرد آن تأکید شد. مجموعه این مباحث نشان میدهد که این رشته در ابعاد مختلف نیازمند تحولآفرینی و بازنگری جدی است.
وی ادامه داد: همه حاضران در این نشست به یک درد مشترک رسیدند و آن، وجود برخی اشکالات و چالشها در ساختار و مسیر این رشته بود؛ اما صرف بیان مشکلات و گرفتار شدن در ناامیدی، راهحل مسئله نیست. راه برونرفت از این وضعیت، در همافزایی، مشارکت و همراهی همه استادان و صاحبنظران این حوزه نهفته است.
دبیر علمی نشست تأکید کرد: باید با تزریق امید، احساس مسئولیت و نگاه آیندهنگر، مسیر پیشرو را ادامه دهیم و برای اصلاح و ارتقای این رشته گامهای عملی برداریم.
وی در پایان گفت: لازم است ارتباط مؤثر میان مرکز هماهنگی پژوهش و آموزش قرآنی وزارت علوم با دانشگاهها همواره حفظ شود تا نتایج این نشستها به اقدامات عملی و اثربخش منتهی شود. همچنین آمادگی برای برگزاری دومین نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث در آبان یا آذرماه، به میزبانی دانشگاه قم اعلام شده است که برنامهریزیهای مربوط به آن در آینده انجام خواهد شد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


