تبیین الهیات پیروزی در حکمت اسلامی؛ چرا امید به پیروزی واقعگرایانه است
به گزارش ایکنا، سلسله نشستهای تخصصی «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» به همت مؤسسه حکمت و فلسفه ایران امروز با سخنان بهزاد حمیدیه، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به موضوع «واقعگرایی در امید پیروزی؛ بحثی الهیاتی پیرامون ماهیت پیروزی و شکست» اختصاص داشت. او با بیان اینکه امید به پیروزی در الهیات جهاد، یک امید […]

به گزارش ایکنا، سلسله نشستهای تخصصی «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» به همت مؤسسه حکمت و فلسفه ایران امروز با سخنان بهزاد حمیدیه، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به موضوع «واقعگرایی در امید پیروزی؛ بحثی الهیاتی پیرامون ماهیت پیروزی و شکست» اختصاص داشت. او با بیان اینکه امید به پیروزی در الهیات جهاد، یک امید صرفاً احساسی و تلقینی نیست، بلکه بر مبانی حکمی، عقلی و نصوص دینی استوار و ناظر به حقیقت پیروزی و شکست در مراتب مختلف وجودی انسان و جهان است به شرح مطالب خود پرداخت.
حمیدیه بحث خود را با طرح مسئله «امید به پیروزی» آغاز کرد و گفت: امید به پیروزی میتواند از منشأهای مختلفی شکل بگیرد؛ گاه از برآوردهای نظامی و استراتژیک و تحلیل توزیع قدرت، گاه از استدلالهای عقلی و فلسفی درباره پیروزی و گاه از دلایل نقلی و روایی و نصوص دینی. حتی ممکن است فردی براساس تجربههای شهودی و کشف و شهود نیز به چنین امیدی برسد.
وی افزود: مسئله اساسی این است که آیا این امید به پیروزی، واقعاً ناظر به واقعیت است یا صرفاً نوعی تلقین و تخیل ذهنی. آیا امیدی که در ذهن ما شکل میگیرد یک تصویر شناختی مطابق با واقع است یا تنها تصوری القایی است؟ این موضوع را به ویژه وقتی به تاریخ نگاه میکنیم و میتوانیم پیروزیها و شکستها را در کنار یکدیگر میبینیم تجربه کردهایم.
حمیدیه در ادامه با اشاره به آیات قرآن درباره وعده نصرت الهی گفت: در منابع دینی آیات فراوانی وجود دارد که بر یاری مؤمنان تأکید میکند. برای نمونه در آیاتی از سوره حج، بقره و نحل، تأکیدهای متعددی درباره نصرت الهی آمده است. در ادبیات قرآنی، سخنی که با تأکید فراوان در برابر انکار بیان میشود «کلام انکاری» نام دارد؛ یعنی سخنی که برای رفع استبعاد و انکار مخاطب بیان میشود و بر حتمیت تحقق امر تأکید دارد. براساس این آیات، نصرت الهی و پیروزی برای مؤمنان حتمی دانسته شده است.
نمونههایی از تاریخ اسلام
این استاد دانشگاه با طرح این پرسش که اگر چنین است، پس چرا در تاریخ با مواردی مواجه میشویم که به ظاهر شکست بوده است، گفت: در جنگ احد که درباره آن بحثهایی وجود دارد که آیا نتیجه آن شکست بوده یا نه و یا در جنگ صفین که در نهایت پیروزی قاطعی برای لشکر امیرالمؤمنین(ع) حاصل نشد و همچنین صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی(ع)، واقعه کربلا و رویدادهای پس از آن، از جمله واقعه حرّه در سال ۶۴ هجری که در آن مسلم بن عقبه فجایع بزرگی در مدینه رقم زد، نمونههایی از رخدادهایی هستند که در ظاهر با پیروزی همراه نبودند.
وی افزود: حتی در تاریخ معاصر نیز نمونههایی مانند سرنوشت میرزا کوچکخان جنگلی دیده میشود. بنابراین این پرسش پیش میآید که پیروزی و شکست دقیقاً چه معنایی دارند و چگونه میتوان آیات و روایات دال بر نصرت حتمی الهی را با شکستهای تاریخی جمع کرد.
حمیدیه در ادامه این پرسش را به وضعیت کنونی جهان اسلام و محور مقاومت پیوند داد و گفت: امروز نیز وقتی درباره جنگ سخن میگوییم و به مردم امید میدهیم، با جنگی نابرابر و ظالمانه روبهرو هستیم که ابعاد گستردهای از ظلم در آن مشاهده میشود و حتی در مواردی جامعه جهانی نیز با آن همراهی میکند. در چنین شرایطی وقتی گفته میشود «پیروزی حتمی است»، باید پرسید آیا این سخن واقعگرایانه است یا صرفاً نوعی تلقین روانی؟

مبادی وجودی جنگ
وی تصریح کرد: برای پاسخ به این مسئله باید از سطح ظواهر مادی جنگ فراتر رفت و با نگرشی متعالیتر به موضوع نگاه کرد. لازم است مبادی وجودی جنگ بررسی شود؛ موضوعی که در قالب «الهیات جنگ»، «الهیات جهاد» یا «الهیات پیروزی» قابل طرح است. در چنین چارچوبی میتوان نصوص دینی را نیز در پرتو فهم عقلی و حکمی تحلیل کرد.
این استاد دانشگاه تهران برای ورود به بحث از یک قاعده فلسفی در حکمت اسلامی، یعنی «قاعده امکان اشرف» آغاز کرد و گفت: قاعدهای که در حکمت اشراق سهروردی برای تبیین نظام صدور و مراتب نور مطرح شده است. براساس این قاعده، هر مرتبه پایینتر از وجود باید پیشتر در مرتبهای اشرف و برتر تحقق داشته باشد. بنابراین آنچه در عالم مادی مشاهده میشود، در مراتب عالیتر وجود نیز دارای صورتی متعالیتر است.
وی توضیح داد: اگر به جنگ صرفاً از منظر مادی نگاه کنیم، مجموعهای از صحنههای خشونتآمیز مانند زد و خورد، استفاده از سلاح، کشتهها، ویرانیها و اسارتها را میبینیم. اما در نگاه حکمی، جهاد تنها مجموعهای از وقایع پراکنده نیست، بلکه دارای یک «وحدت حقیقی» است. همانگونه که در فلسفه گفته میشود خانه صرفاً انباشته شدن مصالح نیست، بلکه صورتی واحد دارد که به آن وحدت میبخشد، جهاد نیز حقیقتی واحد دارد.

حمیدیه برای توضیح این نکته به مثال نماز در روایات اشاره کرد. در روایتی از امام صادق(ع) در کتاب «کافی» آمده است که وقتی مؤمن وارد قبر میشود، نماز در سمت راست او، زکات در سمت چپ و نیکیها همچون سایهای بر او حاضر میشوند و صبر نیز در گوشهای میایستد. هنگامی که دو فرشته برای پرسش میآیند، صبر به نماز و زکات میگوید اگر شما نتوانستید او را یاری دهید، من از او حمایت میکنم. این روایت نشان میدهد اعمال عبادی دارای صورتهای ملکوتی و واقعی در عوالم دیگر هستند.
وی ادامه داد: بر همین اساس، نماز، ماه رمضان و دیگر اعمال عبادی حقیقتی دارند که در عوالم بالاتر نیز دارای صورت است. جهاد نیز چنین است؛ یعنی حقیقتی در عالم ناسوت دارد و در عوالم مثال و عقل نیز صورتهای متعالیتر آن وجود دارد. براساس قاعده امکان اشرف، ممکن نیست پدیدهای با چنین آثار عمیقی در عالم ماده وجود داشته باشد اما در مراتب بالاتر وجود، صورتی نداشته باشد.
صورتهای مختلف جهاد در مراتب وجود
وی سپس به تبیین صورتهای مختلف جهاد در مراتب وجود پرداخت و گفت: صورت جهاد در مرتبه نفس، ظهور فضایل اخلاقی و تربیت نفس است. جهاد در این سطح موجب بروز فضایل متعدد میشود و میتوان آن را نوعی «ابر فضیلت» دانست که مجموعهای از فضایل مانند شجاعت، ایثار، صبر، فروتنی در برابر حق و دیگر فضایل را در خود جمع میکند. کسی که با نیت خالص وارد جهاد میشود، در واقع وارد فرآیندی از تحول و دگرگونی نفسانی میشود.
وی در ادامه توضیح داد: صورت جهاد در عالم مثال، به شکل نصرت الهی، تثبیت قدمها و افزایش بصیرت نسبت به تمایز حق و باطل ظاهر میشود. این همان صورت نورانی جهاد است که انسان در عالم مثال با آن مواجه میشود. در مرتبه عقل یا عالم جبروت، حقیقت عقلی جهاد «نظام انکشاف حق» است؛ یعنی نظامی که در آن حق از باطل تمییز داده میشود. در عالم ماده حق و باطل در هم آمیختهاند و همین امر موجب انحراف و اشتباه بسیاری از انسانها میشود. جهاد در حقیقت فرآیندی است که این تمایز را آشکار میکند. او در این زمینه به آیه «جاء الحق و زهق الباطل» از سوره اسراء اشاره کرد و آن را بیانگر حقیقتی دانست که ناظر به واقع است. حتی میتوان از صورت لاهوتی جهاد نیز سخن گفت که در مباحث عرفانی به نزاع اسماء جمال و جلال مرتبط میشود، هرچند پرداختن به آن نیازمند بحثی مستقل است.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به تفسیر انفسی جهاد پرداخت و گفت: زندگی مادی انسان در حقیقت سفری برای رهایی از حجابهاست. جهاد در این معنا صحنه قربانی کردن نفس و کنار گذاشتن منیت و خودبینی است تا انسان به حقیقت وجودی خود نزدیک شود.
وی سپس با اشاره به طرحی از مرحوم سید بحرالعلوم درباره منازل سلوک، توضیح داد که سیر صعودی نفس در دوازده منزل ترسیم شده است که شامل اسلام، ایمان، هجرت و جهاد است. در این چارچوب، جهاد اکبر مرحلهای است که در آن جنود عقل با جنود جهل به مبارزه برمیخیزند.
حمیدیه با استناد به منازل دوازدهگانه منسوب به مرحوم سید بحرالعلوم، به تحلیل مفهوم «فتح و ظفر» پرداخت و اشاره کرد: در منزل هشتم، سخن از «فتح و ظفر» است؛ فتحی که به معنای رهایی انسان از خودبینی و استقلالانگاری نفس است. حقیقت فتح، فتح انفسی است: شکلگیری توکل، رضا و تسلیم در انسان و رهایی از خودیت. در بعد آفاقی نیز فتح به معنای رفع حجاب از جهان انسانها و آشکار شدن تمایز حق از باطل است. بر این اساس، به محض ورود انسان با نیت خالص به جهاد، فتح رخ میدهد؛ زیرا هم رهایی از خودیت تحقق مییابد و هم نظام تمایز حق از باطل آشکار میشود.
وی تأکید کرد: حتی اگر در ظاهر، کشته شدن یا شکست نظامی رخ دهد، این امر به معنای شکست حقیقی نیست. آیه «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» (توبه، ۵۲) نیز بر همین معنا دلالت دارد. شهادت، خود مرتبهای از فتح است؛ زیرا تمایز حق و باطل را تثبیت میکند و رهایی از خودیت را به اوج میرساند.
استناد به بیانات رهبر شهید
در پایان حمیدیه با نقل بیاناتی از رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان سپاه در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۷۰، سخنان خود را جمعبندی کرد و گفت: در این بیانات آمده است: به خود نپردازید، خود را محور قرار ندهید؛ هدف را خدا بدانید. از قالب زندگی مادی خارج شوید، دنبال وظیفه بروید و رضای خدا را بر حسب حجت شرعی کشف و بر طبق آن عمل کنید. اینها قواعد حکمتآموزی برای پیروزی انسان در مبارزه دائمی او در این عالم است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


