نقدی بر تصویر رایج از ازدواج در آثار نمایشی
امروز، سالگرد ازدواج آسمانی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است؛ روزی که در تقویم ایران اسلامی به نام «روز ازدواج» ثبت شده است. این مناسبت فرخنده، فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در باب بنیان خانواده و ترویج فرهنگ اصیل و بومی ازدواج در جامعه به شمار میرود. از آنجا که رسانهها، بهویژه سریالها و فیلمها، […]

امروز، سالگرد ازدواج آسمانی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است؛ روزی که در تقویم ایران اسلامی به نام «روز ازدواج» ثبت شده است. این مناسبت فرخنده، فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در باب بنیان خانواده و ترویج فرهنگ اصیل و بومی ازدواج در جامعه به شمار میرود. از آنجا که رسانهها، بهویژه سریالها و فیلمها، نقشی بیبدیل در شکلدهی به نگرشها و الگوهای رفتاری مخاطبان ایفا میکنند، توجه به نحوه بازنمایی مقوله ازدواج در این آثار، ضرورتی انکارناپذیر است.
سریالها و فیلمها به عنوان مؤثرترین روایتگران عصر حاضر، این ظرفیت را دارند که یا الگویی واقعبینانه، پایدار و مبتنی بر ارزشهای بومی از ازدواج ارائه دهند، یا با رواج مفاهیمی همچون گریز از تعهد، رابطههای زودگذر و تجملگرایی افراطی، تصویری نادرست و دلسردکننده از این نهاد مقدس ترسیم کنند. متأسفانه در بسیاری از آثار نمایشی امروزی، یا از موضوع ازدواج عبور میشود و یا تصویری غیرواقعی و فاقد همخوانی با فرهنگ ایرانی-اسلامی ارائه میشود که میتواند جوانان را از سادهزیستی، همراهی و آرامش حقیقی نهفته در یک ازدواج سالم، دور سازد.
بدین ترتیب، ترویج فرهنگ بومی ازدواج و نمایش جنبههای مثبت، عمیق و اصیل آن در قاب سریالها و فیلمها، نه یک انتخاب هنری، بلکه یک مسئولیت فرهنگی و اجتماعی است. بازنمایی سادهزیستی، وفاداری، صمیمیت و همدلی در قالب داستانهایی جذاب و باورپذیر، میتواند گامی مؤثر در ترویج سنت حسنه ازدواج و تحکیم خانواده در جامعه امروزی باشد. ایکنا با توجه به این ضرورت، به گفتوگو با حسین تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون درباره نقش و مسئولیت آثار نمایشی در این زمینه پرداخته است.
حسین تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه موضوع ازدواج همواره یکی از دغدغههای او در تولیدات نمایشی بوده است، اظهار کرد: در بیشتر تولیداتم تلاش کردهام رویکردی خانوادگی داشته باشم و اساساً معتقدم خانواده مهمترین بستر شکلگیری بسیاری از ارزشهای اجتماعی است. با این حال اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم، در رسانه بهویژه در تولیدات نمایشی کمتر پیش آمده که موضوع ازدواج بهصورت مستقل و با تمرکز جدی مورد توجه قرار گیرد. اغلب آنچه دیدهایم این بوده که ازدواج صرفاً بهعنوان نقطه پایانی یک داستان مطرح شده؛ یعنی قصه به جایی میرسد که دو نفر به هم میرسند و داستان تمام میشود، در حالی که جذابترین و مهمترین بخش زندگی دقیقاً بعد از همین نقطه آغاز میشود.
وی ادامه داد: کمتر به این موضوع پرداختهایم که تشکیل خانواده چه تأثیراتی در آینده افراد دارد و چگونه میتواند در رشد شخصیتی، رشد اجتماعی و حتی اعتلای فرهنگی یک فرد مؤثر باشد. اینها موضوعاتی است که در درامهای ما کمتر به آنها توجه شده است. در بسیاری از داستانها، ازدواج پایان قصه تلقی میشود، در حالی که واقعیت این است که زندگی مشترک تازه از همان نقطه شروع میشود و ظرفیتهای روایی فراوانی برای پرداخت هنری و دراماتیک دارد.
این کارگردان سینما و تلویزیون با اشاره به نقش روایتهای اجتماعی در ترغیب نسل جوان به ازدواج گفت: اگر داستانهایی با نگاه اجتماعی و جامعهشناسانه و متناسب با دغدغههای نسل امروز ساخته شود، میتواند تأثیر قابل توجهی در نگاه جوانان به ازدواج داشته باشد. جوان امروز نیاز دارد بداند که ازدواج صرفاً یک تعهد اجتماعی نیست، بلکه میتواند زمینهساز رشد فردی، تکامل شخصیتی و حتی پیشرفت فرهنگی او باشد. وقتی چنین نگاههایی در قالب داستانهای جذاب و باورپذیر ارائه شود، طبیعتاً میتواند انگیزه بیشتری برای تشکیل خانواده در میان جوانان ایجاد کند.
تبریزی در پاسخ به این پرسش که آیا تصویر ارائهشده از زندگی مشترک در بسیاری از سریالها تصویر امیدوارکنندهای برای جوانان بوده است یا خیر، بیان کرد: در بسیاری از موارد چنین نبوده است. اغلب به همان نقطه رسیدن دو نفر بسنده کردهایم و کمتر تلاش کردهایم نگاه روانشناسانه یا نگاه نزدیک به دغدغههای نسل جوان را وارد روایتها کنیم. در واقع این بخش تا حدی در رسانه مغفول مانده است. از طرف دیگر گاهی نیز ازدواج را صرفاً با نمایش مشکلات و چالشها به تصویر کشیدهایم و همین باعث شده تصویر کلی چندان امیدبخش نباشد.
وی افزود: البته نشان دادن مشکلات زندگی مشترک نهتنها ایرادی ندارد بلکه ضروری نیز هست. زندگی واقعی بدون چالش نیست و اگر در آثار نمایشی همه چیز کاملاً آرمانی و بدون مشکل نشان داده شود، باورپذیری آن برای مخاطب از بین میرود. اما مسئله اینجاست که در کنار نمایش چالشها باید راهکارها و مسیرهای حل مسئله نیز مطرح شود. در بسیاری از آثار، مشکلات نمایش داده میشود اما هیچ چشماندازی برای حل آنها ارائه نمیشود و همین باعث میشود مخاطب با تصویری ناامیدکننده از زندگی مشترک مواجه شود.
این کارگردان درباره گرایش برخی آثار نمایشی به نمایش تنشها، درگیریها و اختلافات در زندگی زناشویی توضیح داد: واقعیت این است که ماهیت درام بر پایه کنش و واکنش شکل میگیرد. وقتی ما از داستان و نمایش صحبت میکنیم، طبیعی است که تضادها و پارادوکسها نقش مهمی در پیشبرد روایت داشته باشند. همین تضادهاست که برای فیلمساز امکان خلق موقعیتهای دراماتیک را فراهم میکند و مخاطب را درگیر داستان نگه میدارد. بنابراین اینکه در آثار نمایشی چالش و تنش وجود داشته باشد، امر عجیبی نیست.
در بسیاری از آثار، مشکلات نمایش داده میشود اما هیچ چشماندازی برای حل آنها ارائه نمیشود و همین باعث میشود مخاطب با تصویری ناامیدکننده از زندگی مشترک مواجه شود
وی ادامه داد: با این حال مشکل از جایی شروع میشود که این چالشها به تنها عنصر روایت تبدیل میشوند. گاهی در برخی آثار آنقدر بر مشکلات، اختلافات و بحرانها تمرکز میشود که دیگر جایی برای نمایش جنبههای مثبت زندگی مشترک باقی نمیماند. در حالی که یک زندگی سالم هم میتواند سرشار از لحظات عاشقانه، همراهی، همدلی و موفقیتهای مشترک باشد و اینها نیز ظرفیتهای دراماتیک بسیار جذابی دارند.
تبریزی با اشاره به برخی کلیشههای رایج در آثار نمایشی گفت: اگر بخواهیم صادقانه به سینما و حتی بخشی از تولیدات تلویزیونی نگاه کنیم، متوجه میشویم که برخی موضوعات مانند خیانت یا فروپاشی خانواده بیش از حد مورد توجه قرار گرفتهاند. البته منکر ظرفیت دراماتیک این موضوعات نیستم و درام طبیعتاً به تضاد و بحران نیاز دارد، اما وقتی این مضامین به شکل افراطی تکرار میشوند، تصویر کلی از زندگی خانوادگی را مخدوش میکنند. شخصاً همیشه علاقه داشتهام داستانهایی بسازم که در آنها یک فضای سالم و امیدوارکننده از زندگی خانوادگی ترسیم شود. این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به این معناست که در کنار مشکلات، ظرفیتهای مثبت زندگی مشترک نیز دیده شود. در بسیاری از کارهایم تلاش کردهام به جایگاه خانواده، نقش پدر و مادر، اهمیت حضور فرزندان و همچنین تأثیر نسلهای بزرگتر در شکلگیری و استحکام خانواده توجه کنم.
این کارگردان سینما و تلویزیون درباره نقش سیاستگذاری فرهنگی در جهتدهی به تولیدات نمایشی نیز گفت: واقعیت این است که ما فیلمسازان تا حدی تابع سیاستگذاریهای فرهنگی هستیم. البته نمیتوان گفت کاملاً تابع هستیم، اما طبیعی است که چارچوبهایی وجود دارد که تولیدات باید در آن مسیر حرکت کنند. گاهی پیش میآید که ایدهها و داستانهایی ارائه میدهیم اما مورد پذیرش قرار نمیگیرد و دلایل مختلفی هم برای آن مطرح میشود.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی نقش سیاستگذاری فرهنگی بسیار مهم میشود. اگر سیاستها بهگونهای طراحی شود که به موضوعات بنیادینی مانند خانواده و ازدواج توجه جدیتری داشته باشد، طبیعتاً زمینه برای تولید آثار مؤثرتر نیز فراهم میشود. البته نمیتوان گفت سیاستها منفی بودهاند، اما شاید نیاز به بازنگری و نگاه آیندهنگرانهتری وجود داشته باشد.
تبریزی با اشاره به تجربههای مختلف در حوزه برنامهسازی و سریالسازی افزود: گاهی سیاستگذاریها به شکل مقطعی و واکنشی شکل میگیرد. برای مثال وقتی اتفاق یا موضوع خاصی در جامعه مطرح میشود، ناگهان همه توجهها به همان موضوع معطوف میشود و تولیدات زیادی در همان زمینه شکل میگیرد. در حالی که اگر نگاه بلندمدتتری وجود داشته باشد، میتوان برای موضوعات فرهنگی مهم برنامهریزی مستمر انجام داد.
وی در توضیح این موضوع گفت: فرض کنید در مقطعی تمرکز اصلی بر ساخت آثار مرتبط با یک موضوع خاص مانند جنگ یا مناسبتهای مذهبی قرار میگیرد. این کار البته ارزشمند است، اما در کنار آن باید به نیازهای دائمی جامعه نیز توجه داشت. جامعه همیشه به داستانهایی درباره خانواده، روابط انسانی و مسائل اجتماعی نیاز دارد و این موضوعات نباید در میان اولویتهای مقطعی به حاشیه رانده شود.
اگر سیاستها بهگونهای طراحی شود که به موضوعات بنیادینی مانند خانواده و ازدواج توجه جدیتری داشته باشد، طبیعتاً زمینه برای تولید آثار مؤثرتر نیز فراهم میشود
این کارگردان درباره تفاوت بازنمایی خانواده در سریالهای دهههای گذشته با تولیدات امروز نیز اظهار کرد: شاید نتوان گفت که تفاوت بسیار بزرگی در اصل نگاه وجود دارد، اما شرایط اجتماعی تغییر کرده است. در دهههای شصت و هفتاد، سادهزیستی در جامعه بیشتر بود و تشکیل خانواده نیز از نظر اقتصادی و اجتماعی سادهتر به نظر میرسید. همین مسئله در روایتهای نمایشی آن دوره هم بازتاب پیدا میکرد.
وی افزود: امروز شرایط پیچیدهتر شده است. مسائل اقتصادی، تغییرات فرهنگی و همچنین تأثیر رسانههای مختلف باعث شده نگاه جوانان به ازدواج و زندگی مشترک متفاوتتر شود. در چنین شرایطی مسئولیت رسانهها نیز سنگینتر است، زیرا باید بتوانند با زبانی قابل فهم برای نسل جدید درباره اهمیت خانواده صحبت کنند.
تبریزی ادامه داد: علاوه بر این، با نوعی تهاجم فرهنگی نیز مواجه هستیم که به شکلهای مختلف بر سبک زندگی تأثیر میگذارد. در چنین فضایی طبیعی است که برخی ارزشها از جمله ازدواج و تشکیل خانواده تا حدی کمرنگتر شوند. به همین دلیل معتقدم رسانهها وظیفه دارند با تولید آثار فرهنگی مناسب، این ارزشها را دوباره تقویت کنند.
وی با تأکید بر ضرورت رویکردی هوشمندانه در این زمینه گفت: البته منظور از این کار برخورد شعاری یا تحمیلی نیست. اگر بخواهیم با زبان مستقیم و دستوری درباره این موضوعات صحبت کنیم، نتیجه معکوس خواهد داشت. هنر و رسانه باید بتوانند به شکلی طبیعی و باورپذیر این مفاهیم را در دل داستانها قرار دهند تا مخاطب بدون احساس اجبار با آنها ارتباط برقرار کند.
این کارگردان در بخش دیگری از سخنان خود به تصویر زندگی مجردی در برخی آثار نمایشی اشاره کرد و گفت: در بعضی برنامهها و سریالها زندگی مجردی بهعنوان سبکی جذاب، آزاد و بدون مسئولیت نمایش داده میشود. این موضوع هم نیاز به نگاه کارشناسی دارد و نمیتوان آن را صرفاً سیاه یا سفید دید.
وی توضیح داد: زندگی مجردی هم میتواند جنبههایی داشته باشد که برای برخی افراد جذاب به نظر برسد، اما مسئله این است که وقتی این سبک زندگی بدون نمایش پیامدها و چالشهای آن ارائه میشود، ممکن است تصویر غیرواقعی از آن در ذهن مخاطب شکل بگیرد. در حالی که واقعیت این است که بسیاری از مشکلات و خلأهای عاطفی در زندگی مجردی کمتر دیده میشود.
تبریزی ادامه داد: در مقابل، زندگی مشترک زمانی شکل کاملتری پیدا میکند که دو نفر بتوانند مکمل یکدیگر باشند. وقتی این همراهی و تکمیلکنندگی در یک رابطه شکل بگیرد، ظرفیتهای بسیار بیشتری برای رشد فردی و اجتماعی فراهم میشود. این موضوعی است که میتواند در آثار نمایشی به شکلی جذاب و تأثیرگذار مطرح شود.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به نسل جوان در تولیدات نمایشی گفت: اگر قرار است درباره ازدواج و خانواده صحبت کنیم، باید مخاطب اصلی ما جوانان باشند. نمیتوان صرفاً با نگاه نسلهای گذشته به این موضوع پرداخت. لازم است بدانیم جوانان امروز چه دغدغههایی دارند، چه خواستههایی دارند و چگونه به آینده نگاه میکنند.
این کارگردان سینما و تلویزیون در پایان خاطرنشان کرد: وقتی این شناخت بهدرستی شکل بگیرد، میتوان آثاری تولید کرد که هم برای مخاطب جذاب باشد و هم به شکل غیرمستقیم به تقویت فرهنگ خانواده کمک کند. رسانه اگر بتواند با زبان هنر به سراغ دغدغههای واقعی جوانان برود، قطعاً میتواند نقش مؤثری در شکلگیری نگاه مثبتتر به ازدواج و زندگی مشترک ایفا کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


