امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 1 ذو الحجة 1447
شناسه خبر : 358537
  پرینت تاریخ انتشار : 17 می 2026 - 11:28 | 3 بازدید

رسانه‌های ایران چگونه توانستند مرجعیت رسانه‌ای را کسب کنند

رسانه‌های ایران در جریان کلی ارتباطات، با دو گونه رسانه در سپهر ارتباطی جهانی مواجه هستند و در کل دنیا، به طور کلی با دو دسته رسانه روبرو هستیم:  دسته اول، رسانه‌های جریان اصلی(Mainstream Media) هستند، این رسانه‌ها که از آنها با عنوان «مین‌استریم مدیا» یاد می‌شود، رسانه‌های بزرگی همچون سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی، فاکس نیوز، واشنگتن […]

رسانه‌های ایران چگونه توانستند مرجعیت رسانه‌ای را کسب کنند



رسانه‌های ایران در جریان کلی ارتباطات، با دو گونه رسانه در سپهر ارتباطی جهانی مواجه هستند و در کل دنیا، به طور کلی با دو دسته رسانه روبرو هستیم: 

دسته اول، رسانه‌های جریان اصلی(Mainstream Media) هستند، این رسانه‌ها که از آنها با عنوان «مین‌استریم مدیا» یاد می‌شود، رسانه‌های بزرگی همچون سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی، فاکس نیوز، واشنگتن پست، یورونیوز و امثال اینها را شامل می‌شوند. این رسانه‌ها در جریان غالب قرار دارند و اشاعه‌دهنده گفتمان غرب به شمار می‌روند و عمدتاً در تقابل با شرق هستند. همین رسانه‌ها بودند که موجب شکل‌گیری نقد کمیسیون شان مک‌براید شدند و خروجی آن نقد، گزارش معروف «یک جهان، چندین صدا» بود که هدف آن تحقق «جریان آزاد اطلاعات» اعلام شد.

دسته دوم، رسانه‌های ضدجریان(Anti-flow) هستند، یعنی رسانه‌هایی که در برابر رسانه‌های جریان اصلی قرار می‌گیرند و بر گفتمان شرق و گفتمان بومی توجه دارند. رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران، همچنین رسانه‌هایی مانند پرس‌تی‌وی، الفارس، الجزیره، المیادین (قطر، عربی) و تمام رسانه‌هایی که در برابر جریان اصلی، یک گفتمان خاص بومی و شرقی را توسعه می‌دهند، در این دسته جای می‌گیرند. این رسانه‌ها مبتنی بر آموزه‌ها، فرهنگ و تنوع فرهنگی خود، در برابر سلطه و هژمونی‌ای که رسانه‌های جریان اصلی به دنبال ایجاد آن هستند، ایستادگی می‌کنند.

رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران نیز در همین فضا قرار می‌گیرند. در بحث جنگ امروز – که می‌توان آن را «نبرد رمضان» یا «جنگ تحمیلی سوم» نامید؛ جنگی که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی غاصب اسرائیل و با همراهی شماری از رژیم‌های عربی علیه ایران شکل گرفته است – در این گفتمان، رسانه‌ها جایگاه خاص خود را دارند.

بر مبنای نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها، رسانه در جامعه وظایف مشخصی را نسبت به فرهنگ، تمدن، جامعه و منافع و مصالح آن جامعه بر عهده دارد. قاعدتاً در موقعیت‌های بحرانی، رسانه باید نقش واسط، آوانگارد و پیشتاز را ایفا کند و مدافع فرهنگ، تمدن، جامعه و منافع کشور خود باشد.

در کتابی که با عنوان «نظریه مقبول مشروع» به عنوان یک نظریه بومی هنجار رسانه برای رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده‌ایم، به این بحث «موقعیت‌گرایی» و مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها در جامعه ایران توجه ویژه داشته‌ایم.

هدف رسانه، علاوه بر توسعه ارتباطات پایدار در کنار اطلاع‌رسانی بی‌وقفه، باید تقویت همبستگی ملی و افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه باشد. یعنی آنچه به عنوان خروجی رسانه‌های ارتباطی مدنظر قرار می‌گیرد، چیزی جز افزایش انسجام ملی و اعتماد عمومی نیست. رسانه در شرایط جنگی و بحرانی، نه یک ناظر خنثی که یک کنشگر مسئول و متعهد به منافع ملی و تمامیت فرهنگی و اجتماعی کشور است.

خروجی رسانه‌های ارتباط جمعی در جمهوری اسلامی ایران باید این باشد که از کلیت و تمامیت ارضی کشور ایران، هویت ملی – تمدنی ایران، همه اقوام و فرهنگ ویژه ایرانی-اسلامی دفاع کند. علاوه بر این، رسانه باید در میدان نبرد نظامی، تمام‌قد از نیروهای مسلح دفاع کرده و منادی حمایت از آنان باشد. در بستر عمومی جامعه نیز باید موجد و بسترساز همبستگی اجتماعی در خیابان و میدان باشد. به همین خاطر است که خوشبختانه رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه صداوسیما و رسانه ملی – و البته نباید از رسانه‌های شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر فضای اینترنت غافل شد؛ همان سکوها و پلتفرم‌هایی که بر بله، ایتا و امثال آنها استوارند – واقعاً همگی فعالانه در گفتمان دفاع از تمامیت ارضی کشور و فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی، دوش به دوش نیروهای مسلح و مردم حاضر در صحنه، یک هدف را دنبال می‌کنند. ما در رسانه ملی و در ستاد رسانه جنگ یک هدف را دنبال می‌کنیم و آن این است که رسانه، میدان و خیابان، یک صدا، یک جهت، یک هدف؛ «ایران وطن پیروز». این همان استراتژی سه‌گانه نیروهای مسلح در صحنه‌های نبرد، حضور مردم در میادین و رسانه به‌عنوان آوانگارد مدافع در صحنه جنگ امروز و «نبرد رمضان» – یا نبردی که اکنون با آن مواجه هستیم – را شکل می‌دهد. خوشبختانه رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران، چه رسانه ملی و چه رسانه‌های شبکه‌ای، عملکرد قابل دفاعی داشته‌اند.

 

برای اثبات این ادعا که رسانه‌ها در شرایط جنگی امروز در ایران عملکرد خوبی داشته‌اند، حتی توییت‌های خود ترامپ، رئیس‌جمهور تروریستی ایالات متحده آمریکا، چندین بار اشاره کرده است که ایرانیان در نبرد رسانه دست بالا را دارند؛ به تعبیر ایشان، بهتر از میدان نبرد نظامی ظاهر می‌شوند. علاوه بر توییت رسمی ترامپ که به دست برتر ایران در نبرد رسانه‌ای اشاره شده، بی‌بی‌سی نیز گزارش مفصلی از تولیدات و حضور رسانه‌ای ایران در جنگ پخش کرد. رسانه ملی حضور حماسی مردم را انعکاس می‌دهد، سرودهای حماسی پخش می‌کند که واقعاً مردم را برانگیخته می‌سازد و به تعبیر رهبر شهید عظیم‌الشأن که برای حفظ فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی شهید شد، رسانه در این میان واقعاً با مسئولیت اجتماعی و به‌عنوان آوانگارد حرکت می‌کند. علاوه بر ترامپ، روزنامه معتبر انگلیسی گاردین نیز گزارش‌های متعددی درباره نبرد رسانه‌ای ایران در این «نبرد رمضان» منتشر کرده که نشان می‌دهد خوشبختانه رسانه‌های ایران در این نبرد امروزی و جنگی خوش درخشیده‌اند.

 

در کنار اینها، اساتید دانشگاه، از جمله آقای دکتر زرشناس که استاد دانشگاه هستند، در جلوی دوربین شبکه یک در برنامه «جریان»، ضمن عرض ادب و احترام در برابر مردم حضور یافته در میادین شهرها و به‌عنوان مدافع نیروهای مسلح در جنگ که حافظ تمامیت ارضی کشور و فرهنگ و تمدن خود ایران هستند، تعظیم کردند و نقش رسانه را که در این میان عملکرد بسیار خوبی داشته ستودند. همچنین رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما، حجت‌الاسلام میرزایی که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز هست، بر عملکرد مثبت رسانه ملی در نبرد رمضان تصریح کرده است.

 

می‌توانیم اذعان کنیم که رسانه ملی با تبعیت از الگوی بومی – که اکنون در کتاب «هنجار رسانه» یا «هنجار مقبول مشروع» در دانشگاه صداوسیما و دانشگاه رسانه تدریس می‌شود و به بحث مسئولیت اجتماعی رسانه و الگوی بومی رسانه در جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد – می‌تواند در جایگاه مرجعیت رسانه‌ای قرار گیرد. برای مستندسازی این ادعا بر‌اساس پژوهش، مرکز تحقیقات و سنجش برنامه‌ای سازمان صداوسیما و رئیس آن آقای شاکری‌نژاد، طی گزارش مفصلی که در تلویزیون و در گفت‌وگوی خبری نیز پخش شد، اعلام کردند که مرجعیت رسانه‌ای مردم ایران در طول جنگ تحمیلی دوازده‌ روزه و جنگ تحمیلی سوم که اکنون در آن هستیم، اولین رسانه مورد مراجعه مردم، رسانه ملی بوده است. طبق این پژوهش و پیمایش، حدود هفتاد تا هفتاد و پنج درصد مردم جامعه ایران، اولین رسانه‌ای که در خصوص جنگ به آن مراجعه می‌کنند، رسانه ملی است. پس رسانه ملی جایگاه مرجعیت رسانه‌ای را در جنگ کسب کرده است.

 

حال این رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی‌های ممتازی دارند که توانسته‌اند مرجعیت رسانه‌ای را در الگوی بومی کسب کنند؟ می‌توان با چند گزاره به آنها اشاره کرد. اول از همه، بحث صداقت است. یعنی در بحران و ابربحرانی مثل جنگ که تمام کشور درگیر آن است – بالاخره یک جنگ تمام‌عیار با کلیت فرهنگ و تمدن ایران که توسط ائتلاف عبری-عربی-صهیونیستی و آمریکایی علیه فرهنگ و تمدن ایران صورت گرفته، جنگ تمام‌عیاری است – انواع و اقسام وقایع رسانه‌ای تولید می‌شود. یکی از ارزش‌های خبری، بلکه مهم‌ترین ارزش خبری، بحث «تعارض»(Conflict) است. جنگ یکی از اصلی‌ترین تعارض‌ها و برخوردهاست.

 

در نتیجه، رسانه‌ای می‌تواند میدان‌دار و مرجعیت را کسب کند که صداقت و سرعت عمل در انعکاس اخبار وقایع جنگ را داشته باشد. خوشبختانه رسانه‌های ایران، چه رسانه ملی و چه شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر ایتا و بله و امثال آنها، توانسته‌اند با واقع‌نمایی و عینیت از جنگ – چه از طریق حضور خبرنگاران در عرصه‌های میادین جنگی، چه در شهرهایی که درگیر جنگ هستند، چه همراه با نیروهای مسلح، چه از طریق سخنگوی نیروهای مسلح و قرارگاه خاتم‌الانبیا که خود نقش رسانه‌ای را ایفا می‌کرد و چه توییت‌های فرماندهان ارشد نظامی نیروی دریایی، نیروی هوافضا و ارتش که خود نوعی رسانه است – با صداقت عمل کنند. جایی که ما مورد هدف قرار گرفتیم، شهرها، مدارس، بیمارستان‌ها، نیروگاه‌ها و پل‌هایمان، سریع و واقعی گزارش‌ها منعکس شد؛ نه دروغ و نه جعلی. این در حالی است که ترامپ برخلاف آن، بر توییت‌های جعلی متعدد اصرار می‌کند که نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران از بین رفته، کشتی‌هایشان قعر دریاست، نیروی هوایی ندارند، نیروی دریایی ندارند که اینها اخبار جعلی(Fake News) است. ولی رسانه ملی خوشبختانه با صداقت توانسته یکی از مؤلفه‌های مرجعیت خود را حفظ کند.

 

دیگر اینکه سرعت عمل در انعکاس اخبار جنگ – چه در حوزه نبرد علیه ایران، چه در حوزه نبرد علیه کشورهای متخاصم، از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس که پایگاه‌های آمریکایی در آنها حضور دارند و مورد هدف مشروع ایران بودند – و گزارش‌های سریع از این میادین، سرعت عمل و در دست گرفتن میدان روایت، یکی دیگر از گزاره‌ها و مؤلفه‌های مرجعیت رسانه‌ای است. همچنین، به اذعان بسیاری از اندیشمندان رسانه، رسانه ملی «رسانه پاک» تلقی می‌شود؛ به خاطر اینکه یک serie از هنجارها را رعایت می‌کند که سایر رسانه‌ها رعایت نمی‌کنند. یکی از این هنجارها، صداقت و سرعت عمل و رعایت هنجارهای دیگر است. شایسته است در اینجا اشاره کنم که یکی از اساتید دانشگاه یا مؤسسه امام خمینی به نام آقای شریف‌الدین که مدیر گروه جامعه‌شناسی این مؤسسه است، اشاره می‌کرد که دانشجویانی در مقاطع ارشد و دکترا از عربستان، افغانستان و چند کشور دیگر در پایان‌نامه‌های خود اذعان کرده‌اند که برخی از سریال‌ها و گزارش‌های رسانه ملی در این کشورها با آرامش خاطر دوبله و پخش می‌شود و خانواده‌ها با خیال راحت از این رسانه به دلیل پاک بودن رسانه استفاده می‌کنند.

 

گزاره یا معرف دیگر مرجعیت رسانه‌ای، بحث «رسانه جبهه مقاومت» است. بالاخره این جنگ، «نبرد رمضان»، صرفاً ایران را درگیر نکرده است؛ حوزه مقاومت در عراق، یمن و لبنان نیز با ما یکسان هستند. به تعبیر دیگر، ما با این جبهه مقاومت، «وحدت ساحات» داریم و به مثابه یک امت، درگیر با جبهه باطل به سرکردگی آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی و به اصطلاح حاشیه خلیج فارس که پایگاه‌های آمریکایی در آنها قرار دارد، هستیم. پس «رسانه جبهه مقاومت بودن» نیز یکی دیگر از مؤلفه‌های مرجعیت رسانه‌های ایران است که آنها را در جایگاه اول مراجعه جبهه مقاومت قرار داده است. شایسته است در حوزه جبهه مقاومت به رسانه‌هایی مثل «نایا» اشاره کنیم که در عراق فعالیت می‌کند؛ رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران یکی از مراجع و منابع گزارش‌های جنگی همین نایا هستند که در حوزه عراق فعالیت می‌کند. همچنین «الاعلام الحربی» در حوزه لبنان که به کرات گزارش‌های جبهه نبرد را حضوری و عملی منعکس می‌کند، و «القطر جدید» که دفترش در تهران مورد اصابت نیروهای آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفت به این خاطر که اینها راویان صادق نبرد رسانه‌ای هستند، و نیز الجزیره که تا حدودی در جبهه مقاومت قرار دارد، از جمله رسانه‌هایی هستند که رسانه ملی از آنها در انعکاس اخبار مربوط به جنگ و پوشش وقایع نبرد رمضان استفاده می‌کند.

 

این رسانه‌ها مبتنی بر فضای مجازی فعالیت می‌کنند، گرایش‌های ضدصهیونیستی و ضد امپریالیستی آمریکایی دارند. سؤال این است که ما چگونه باید پیام و صدای حقیقی خود را به آنها برسانیم؟ اینها در فضای مجازی فعالیت می‌کنند و لازمه آن این است که دسترسی راحت‌تری به فعالان عرصه جنگ نرم بدهیم، ولو اینکه اینترنت استارلینک باشد یا اینترنت پرسرعت بین‌الملل برای خبرنگاران دارای مجوز، خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها و پژوهشگران ارشد و امثال آنها؛ قاعدتاً باید دسترسی داشته باشند تا بتوانند در این جنگ نرم و زیست‌بوم رسانه‌ای و جنگ ترکیبی، ما نیز موفق عمل کنیم.

 

از دیگر تاکتیک‌هایی که برای پاسخ به دشمن و متخاصم در عرصه جنگ نرم باید در پیش بگیریم، علاوه بر افشای دروغ‌ها، «سرعت عمل» برای به دست گرفتن «روایت دست اول» است. یعنی رسانه‌های ما – رادیو، تلویزیون، ماهواره و رسانه‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران در کنار شبکه‌های مجازی – باید به سرعت خبرها و وقایع جنگ را نقل و منتشر کنند تا روایت دست اول هر رسانه و هر خبرگزاری، سرعت عمل در انعکاس اخبار باشد. البته بحث اعتبار و موثق بودن نیز سر جای خود محفوظ است، ولی سرعت عمل در عرصه جنگ نرم بسیار مهم است. برای مثال در بحث سرعت عمل، این مثال بسیار معروف است که شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای الجزیره خبر فوت حافظ اسد، رئیس‌جمهور اسبق سوریه، را زودتر از رسانه‌های خود سوریه منتشر کرد. این به عنوان یک پوئن مثبت و مؤلفه مثبت برای آن شبکه لحاظ می‌شود. پس سرعت عمل نیز یکی دیگر از تاکتیک‌هایی است که در نبرد رسانه‌ای باید به آن توجه کرد.

 

ایکنا ـ دشمن در جنگ نرم امروز، از «زیست‌بوم ترکیبی» رسانه‌های جریان‌ اصلی، شبکه‌های خصوصی، پلتفرم‌های خارجی، بات‌ها و …) استفاده می‌کند. مهم‌ترین گره‌گاه این زیست‌بوم برای ضربه زدن کجاست؟

 

در کنار شبکه‌های اجتماعی، بات‌ها و پلتفرم‌‌های فضای مجازی، مهمترین گرانیگاهی که می‌توان در عرصه نبرد رسانه‌ای، جنگ نرم و سافت وار بر آن تمرکز کرد، این است که ما نیز درست مانند جبهه متخاصم، به صورت ترکیبی وارد این نبرد شویم. همانگونه که در جنگ سخت، موشک در برابر موشک، پدافند هوایی در برابر جنگنده‌ها و پهپاد در برابر پایگاه‌ها به کار گرفته می‌شود، در جنگ نرم نیز باید در برابر رسانه‌های تلویزیونی دشمن، تلویزیون‌های ما؛ در برابر رادیوهای متخاصم، رادیوهای ما و در فضای مجازی نیز سکوها و پلتفرم‌های داخلی ما فعال باشند، دقیقاً به صورت نعل به نعل و مقابله به مثل. در نتیجه، همه عرصه‌ها و ساحت‌ها باید درگیر نبرد رسانه‌ای شوند.

 

از مهمترین جنبه‌هایی که در این نبرد می‌توان بر آنها تمرکز کرد، یکی از اصلی‌ترین تاکتیک‌ها، افشای دروغ‌های رسانه‌های جبهه متخاصم است. برای مثال، در ایام نبرد یا جنگ تحمیلی سوم(مانند جنگ دوازده روزه) بنا به تشخیص شورای عالی امنیت ملی، اینترنت بین‌المللی قطع می‌شود و در نتیجه دسترسی هموطنان ایرانی به اینترنت بین‌المللی از بین می‌رود. در همین ایام، یکی از دروغ‌هایی که به عنوان تاکتیک افشا می‌توان به آن اشاره کرد، مربوط به پست‌ها یا توییت‌هایی بود که از سوی فردی مدنظر مانند رضا پهلوی منتشر و از طریق رسانه‌ها و پلتفرم‌های داخلی بازنشر می‌شد. مشاهده می‌شد که پایین پست‌های وی لایک‌های متعددی خورده و طرفدارانش نشان می‌دادند که لایک‌ها، ریتوییت‌ها و بازنشرهای فراوانی از آن پست‌ها صورت گرفته است. سؤال افشاگرانه اینجاست که وقتی هموطنان داخلی ما دسترسی به اینترنت بین المللی ندارند، چه کسانی زیر پست‌های این فرد لایک و توییت کرده‌اند؟ بعدها معلوم شد که بات‌ها و روبات‌های جبهه متخاصم(به ویژه گردان سایبری رژیم اسرائیل که با هشت هزار و دویست حساب کاربری شناخته می‌3شود) طوری وانمود می‌کردند که گویی ایرانیان مخالف و معترض، طرفدار پهلوی هستند. یکی از تاکتیک‌های ضربه زدن به جبهه متخاصم در عرصه جنگ نرم، افشای همین دروغ‌هاست، مانند نمونه‌ای که ذکر شد.

 

تاکتیک دیگر، تقویت سکوهای داخلی فضای مجازی است. به طور طبیعی، جنگ ترکیبی هم جنگ سخت و سختافزاری را شامل می‌شود(نبرد نظامی با موشک، جنگنده، پهپاد، گشت‌ها و پایگاه‌های نظامی) و هم جنگ نرم را. در برابر رسانه‌های جریان اصلی جبهه متخاصم مانند فاکس نیوز در آمریکا که رسانه‌ای بسیار متعصب در حوزه جمهوری‌خواهان و اشاعه‌دهنده مانیفست‌های جنگ‌طلبانه آنهاست، یا کانال‌های ۱۲ و ۱۴ رژیم اسرائیل در حوزه مس مدیا، ما باید سکوهای داخلی و رسانه‌های خود را – اعم از شبکه‌های تلویزیونی، ماهواره‌ای، رادیویی و پلتفرم‌های داخلی – تقویت کنیم. هرچند ممکن است این سکوها در عرصه بین‌الملل برد چندانی نداشته باشند و نمونه‌هایی مانند ایتا در حفظ روحیه حماسی در داخل ایران و میان کاربران شبکه‌های اجتماعی داخلی تا حدودی موفق عمل کرده‌اند، اما همچنان نیاز به تقویت دارند.

 

از دیگر تاکتیک‌ها در عرصه نبرد جنگ نرم، دسترسی به اینترنت پرسرعت برای فعالان رسانه‌ای است. همانطور که افسران و نیروهای نظامی ما در عرصه نبرد سخت باید به جدیدترین فناوری‌های ماهواره‌ای، موشکی و جنگنده مجهز باشند، در عرصه جنگ نرم نیز افسران آن باید به فناوری‌ها، تاکتیک‌ها و فناوری‌های ارتباطی پیشرفته مجهز شوند. اشکالی ندارد که فعالان رسانه‌ای به اینترنت پرسرعت و حتی سرویس‌هایی مانند استارلینک – با مجوزها و گواهینامه‌های مخصوص خبرنگاران و فعالان عرصه جنگ نرم – دسترسی آزاد به اینترنت بین‌الملل داشته باشند. یکی از اشتباهات در عرصه جنگ، قطع کامل اینترنت برای همه مردم است، زیرا این کار آسیب‌زاست. باید گفتمان، ارزش‌ها، هنجارها و صدای حقیقی خود را علاوه بر رادیو و تلویزیون، از طریق فضای مجازی نیز به گوش فعالان این عرصه به ویژه نسل جدید و نسل زد و آلفا برسانیم.

 

خوشبختانه براساس پژوهش‌هایی که در آمریکا و حتی اسرائیل انجام شده، نوع نگاه نسل زد به گونه‌ای است که گاه گزارش‌هایی از آسیب‌های موجود در پایگاه‌های آمریکا منتشر می‌کند. اگر رسانه‌های داخلی ما این گزارش‌ها را منتشر می‌کردند، شاید کمتر قابلیت مرجعیت و استناد داشت، اما وقتی شبکه‌های معتبری مانند انبیسی نیوز آمریکا چنین گزارشهایی را تهیه و منتشر میکنند، بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. این گزارش‌ها هم برای رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران و هم برای فضای مجازی قابلیت بازنشر متعدد دارند. برای نمونه، من در این عرصه فعال بودم و این گزارش‌ها را در گروه‌های متعدد ریتوییت و بازنشر می‌کردم، زیرا یک رسانه معتبر با استفاده از کارشناسان نظامی معتبر و مستندات رسانه‌ای و خبرنگاری، گزارشی را تهیه کرده بود.

 

نمونه دیگر، گزارش سی‌ان‌ان در مورد اهداف منهدم شده در پایگاه‌های ایالات متحده در کشورهای حاشیه خلیج فارس بود که در آن اذعان شد بیش از 238 مرکز و هدف در این پایگاه‌ها توسط جبهه مقاومت ایران منهدم شده است. گزارش مستند سی‌ان‌ان علاوه بر اینکه دروغ‌های ترامپ را که مدعی بود ارتش و ناوگان زیبای آمریکا پیروز است و نیروی دریایی و هوایی ایران نابود شده، افشا کرد، برای رسانه‌های ما نیز مرجعیت و قابلیت استناد داشت. از این منظر که گفته می‌شود «الفضل ما شهدت به الأعداء» یعنی پیروزی زمانی ارزش و مزیت بیشتری دارد که دشمن به آن اقرار کند. این نمونه‌ای از موفقیت رسانه و روایت در جنگ توسط رسانه‌هاست، حتی اگر آن رسانه‌ها در جبهه مقابل قرار داشته باشند.

 

البته باید توجه داشت که همه رسانه‌های غربی و آمریکایی و حتی رژیم اسرائیل جنگ‌طلب نیستند. برخی رسانه‌ها مانند سی‌ان‌ان در آمریکا و هاآرتص در اسرائیل ضد جنگ هستند و علیه سیاست‌های ترامپ و نتانیاهو گزارش‌هایی منتشر می‌کنند که دروغ‌های آنها را افشا می‌کند. برای رسانه‌های ما این فرصت بسیار مناسبی است که چنین گزارش‌هایی را شکار کرده و بازنشر متعددی در رادیو، تلویزیون و فضای مجازی از آنها انجام دهند. این کار می‌تواند در حفظ روایت اول از جنگ و مرجعیت رسانه بسیار مؤثر باشد و بسیاری از فیک‌نیوزها و ادعاهای واهی افرادی مانند ترامپ و نتانیاهو را افشا و خنثی کند و اثربخشی دروغ‌ها و جعل‌های این افراد را از بین ببرد.

 

پایان بخش نخست



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.