- اقتدار ایران در تنگه هرمز برنامه ۲۰ ساله دشمن را ناکام گذاشت
- درخواست علمای زندانی بحرین برای توقف فشارها علیه شیعیان
- برگزاری آزمون اعطای مدرک تخصصی حفظ در چهارمحالوبختیاری
- توهين صهيونيستها به قرآن کارزار خصمانه آشکار علیه اسلام است
- فیلم | بدون تعارف با خانواده امیر شهید موسوی
- توهين صهيونيستها به قرآن کارزار خصمانه آشکار علیه اسلام است
خاطرات محمدرضا پورزرگری از تلاوت در محضر رهبر شهید + فیلم
به گزارش ایکنا، محمدرضا پورزرگری، قاری بینالمللی کشورمان، در برنامه تلویزیونی «دیدار» که با اجرای سیدوحید مرتضوی از شبکه قرآن و معارف سیما پخش میشود، به بیان خاطرات و ناگفتههایی از دیدارها و تلاوتهای خود در محضر رهبر شهید انقلاب، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای پرداخت. وی در ابتدای صحبتهای خود درباره نخستین تلاوت و حضور […]

به گزارش ایکنا، محمدرضا پورزرگری، قاری بینالمللی کشورمان، در برنامه تلویزیونی «دیدار» که با اجرای سیدوحید مرتضوی از شبکه قرآن و معارف سیما پخش میشود، به بیان خاطرات و ناگفتههایی از دیدارها و تلاوتهای خود در محضر رهبر شهید انقلاب، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای پرداخت.
وی در ابتدای صحبتهای خود درباره نخستین تلاوت و حضور در محضر رهبر شهید انقلاب گفت: اولین حضور من در جلسات و دیدارهای حضرت آقا مربوط به زمان ریاست جمهوری ایشان بود. ایشان در دوران ریاست جمهوری و امامت نماز جمعه تهران، پیش از نماز جمعه، جلسه تفسیر قرآن را در نهاد ریاست جمهوری برای کارکنان و عدهای خاص برگزار میکردند. در آن سالها من حدود ۱۴ سال داشتم.
وی افزود: در آن دوران، برادر یکی از معلمهای ما رفتوآمدهایی به نهاد ریاستجمهوری داشت و به همین دلیل من به همراه این معلم بارها در جلسات تفسیر حضور یافتم. در یکی از این حضورها اعلام کردند که من قاری قرآن هستم. نخستین تلاوتی که در آن جلسات داشتم، مربوط به جلسه تفسیر سوره مبارکه طلاق بود. به من گفتند آیات این سوره را بخوانم. با شنیدن این جمله تپش قلب گرفتم، آن زمان مانند حالا اطلاعات قرآنی و سطح تلاوت ما در حد قاریان نوجوان امروزی نبود و اساساً موضوع تلاوت قرآن در کشور، موضوعی جدید بود؛ بنابراین تلاوت سوره طلاق، تلاوت سختی بود و تا آن روز انسی با آن سوره و کلماتش نداشتم. خوشبختانه تلاوت خوبی شد و حضرت آقا هم تشویق کردند و از ادای من تعریف کردند و فرمودند با اینکه آیات سخت و جدیدی برای شما بود، اما آهنگگذاری خوبی انجام دادید.
پورزرگری تصریح کرد: نخستین تلاوتهای تصویری قاریان مطرح مصری را برای اولین بار در همان جلسات مشاهده کردم، یعنی پیش از آغاز جلسه تفسیر، بعضی دوستان وقتی دیدند، علاقهمند هستم، فیلم آن تلاوتها را گذاشتند و من برای نخستین بار این تلاوتهای تصویری را دیدم.
این قاری بینالمللی اظهار کرد: آخرین تلاوتی که در محضر حضرت آقا داشتم، آیات خاصی برای آن انتخاب شده بود و اصلاً به آیاتی که پشت سر ایشان نوشته شده بود دقت نکرده بودم. وقتی رفتم و در جایگاه تلاوت نشستم، چشمم به آیه «وَمَنْ یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَةً وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ» افتاد. همانجا تصمیم گرفتم این آیات را با آیاتی که از قبل انتخاب شده بود جابهجا کنم. شاید آنچه میخواستم بخوانم از نظر خواندن بهتر و خوشلحنتر بود، اما تصمیم خودم را گرفته بودم. پس از پایان تلاوت، وقتی خدمت حضرت آقا رسیدم، جریان تغییر آیات را خدمت ایشان عرض کردم. ایشان هم فرمودند معمولاً انتخابهای خوبی برای تلاوت دارید. یک قاری بیشتر دوست دارد آیات خوشدستتر را بخواند تا هنر خود را به نمایش بگذارد، اما نیت من این بود که پیام قرآنی بیشتر منتقل شود.
پورزرگری همچنین به یکی از خاطرات خود در محضر رهبر شهید انقلاب اشاره کرد و گفت: همراه با گروه تواشیح قدر برای اجرا به محضر رهبر انقلاب رفته بودیم. اجرای ما مقداری طولانی شد و با توجه به اینکه همه اعضای گروه دوزانو نشسته بودیم، در اواخر اجرا احساس کردم پاهایم خواب رفته و هیچ حسی در پاهایم وجود ندارد. وقتی برنامه تمام شد، موضوع را به دوستان انتقال دادم و گفتم پایم خواب رفته و نمیتوانم از جایم بلند شوم. دوستان مقداری صبر کردند و پس از مدتی وقتی دیدند فایدهای ندارد و زمان در حال هدر رفتن است، برای رفتن به خدمت حضرت آقا بلند شدند. با کمک یکی از دوستان بلند شدم، اما هیچ کنترلی روی پاهایم نداشتم. وقتی پا را بر زمین گذاشتم تا قدم اول را بردارم، به شدت روی زمین افتادم و صدای عجیب و بلندی از این افتادن در فضا پخش شد. همه خندیدند، حتی خود حضرت آقا هم خندیدند. وقتی خدمت ایشان رسیدم، ماجرا را تعریف کردم باز هم خنده شیرینی کردند.
وی افزود: مدرسهای که در آن درس میخواندم، آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز در همان مدرسه تحصیل میکرد. یک روز مدیر مدرسه سر کلاس آمد و از برخی والدین که برای فرزندان خود وقت نمیگذارند و در جلسات اولیای مدرسه حضور نمییابند، گلایه کرد. ظاهراً برخی اولیا با توجه به اینکه مسئولیتی داشتند، به مدیر مدرسه گفته بودند ما کار داریم و وقت نمیکنیم پیگیر وضعیت درسی فرزندانمان شویم. مدیر مدرسه هم همیشه فرزندان رهبر انقلاب را که آن زمان رئیسجمهور بودند مثال میزد و میگفت چگونه رئیسجمهور مملکت با آن همه مشغله میتواند شخصاً پیگیر وضعیت درسی فرزند خود شود، اما بقیه نمیتوانند.
وی ادامه داد: از همان دوران کودکی این موضوع در ذهن من بود و برایم جذابیت داشت که چگونه رئیسجمهور مملکت با آن همه گرفتاری شغلی، اینقدر به همه جزئیات زندگی توجه میکند. این موضوع نشانگر آن است که رهبر شهید انقلاب فرزندانی منزه تربیت کردهاند. در این سالها حتی یک نکته منفی از فرزندان حضرت آقا نشنیدهاید و نقطه سیاهی در زندگی آنها نیست. اینها همه لطف خدا و دقتنظر رهبر است. این موضوع برای امثال من و همه پدر و مادرها، در هر جایگاهی که باشند و با هر میزان مشغله، درس است. افتخار ملت ایران پس از رهبری امام خمینی (ره) این بود که سکاندار مملکت شخصیتی بود که ذوبشده در قرآن بود.
پورزرگری درباره هدایایی که تاکنون از رهبر شهید انقلاب دریافت کرده است، گفت: من وقتی به محضر رهبر شهید انقلاب میرسیدم، حیای خاصی داشتم. با اینکه از درون با ایشان مأنوس بودم و نگاه کریمانه و پدرانه ایشان را نسبت به همه قرآنیان احساس میکردم، اما هیچوقت به خودم اجازه ندادم از ایشان چیزی بخواهم و رویم نمیشد. تا اینکه یکی، دو سال پیش دیدم همه از ایشان یادگاری گرفتهاند، لذا به یکی از اساتید قرآنی که رفتوآمد زیادی به محضر ایشان دارند گفتم سلام مرا به حضرت آقا برسانند و یک انگشتر از ایشان برای من بگیرند. بعد از مدتی از دفتر حضرت آقا انگشتری برای من فرستادند و ما آن را به عنوان یادگاری بسیار ارزشمند، روی چشممان میگذاریم.
این قاری بینالمللی در پایان اظهار کرد: یکی از ترسهای من همیشه این بود که روزی حضرت آقا را دیگر نداشته باشیم. البته قرآن میفرماید «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ». به هر حال ایشان امام امت بودند. در آخرین دیدار، روز اول ماه مبارک، مقابل ایشان نشسته بودم. وقتی ایشان مقداری دیرتر آمدند و مقداری زودتر هم رفتند، پیش خودم گفتم نکند این آخرین دیدار باشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

