امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 28 ذو القعدة 1447
شناسه خبر : 357877
  پرینت تاریخ انتشار : 14 می 2026 - 21:44 | 2 بازدید

واژگان پارسی بزرگترین سپاه ایرانیان در برابر دشمن است

به گزارش ایکنا؛ آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه و حماسه‌سرای بزرگ ایران، با عنوان «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایران‌زمین» با هدف پاسداشت مقام علمی، ادبی و فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی و بررسی نقش بی‌بدیل شاهنامه در حفظ هویت ملی، زبان فارسی و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی؛ عصر پنجشنبه، 24 اردیبهشت، به همت انجمن […]

واژگان پارسی بزرگترین سپاه ایرانیان در برابر دشمن است


به گزارش ایکنا؛ آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه و حماسه‌سرای بزرگ ایران، با عنوان «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایران‌زمین» با هدف پاسداشت مقام علمی، ادبی و فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی و بررسی نقش بی‌بدیل شاهنامه در حفظ هویت ملی، زبان فارسی و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی؛ عصر پنجشنبه، 24 اردیبهشت، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزار شد.

در این مراسم که به شکل برخط (آنلاین) برگزار شد، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ میرجلال‌الدین کزازی، چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی؛ محمدجعفر یاحقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی؛ محمود جعفری‌دهقی، استاد گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و قدمعلی سرامی، استاد زبان و ادبیات فارسی به سخنرانی پرداختند.

در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر میرجلال‌الدین کزازی، چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی از خاطرتان می‌گذرد.

از دیرزمان، به ویژه در این روزگار؛ بارها می‌شنویم که اگر «فردوسی»، رزم‌نامه‌سُرای بزرگ و بی‌مانند، در یکی از باریک‌ترین و دشوارترین روزگاران، در پیشینه و تاریخ ایران؛ سر بر نمی‌آورد، ما کسانی که امروز در جغرافیای ایران‌زمین می‌زی‌ایم، نمی‌توانستیم ایرانی بدانیم؛ به زبان شکرین و شیوا و شورانگیز پارسی با خود سخن بگوییم.

شاید کسانی در گمان بیفتند و بینگارند که این دید و داوری درباره فرزانه فَرِه‌مُند توس از سر دلباختگی به اوست.

من در کوتاه می‌خواهم، روشن بدارم که این داوری و دید، از سر روزگاری شورمندانه فردوسی نیست. به راستی سخنی است که ریشه در آگاهی و شناخت درست و راستین از او دارد.

به گفته‌ای دیگر، به برهان‌ورانه می‌توان آن را پای‌وَر دانست. اگر بخواهد، بدان سان که می‌سزد در آن باره سخن بگوید؛ این گفتار به ناچار به درازا خواهد کشید. چون پایه بر گفتار کوتاه نهاده شده است؛ من بسیار اندک به این زمینه می‌پردازم. کندوکاو فراخ‌دامان در آن؛ که بی هیچ گمان، بسیار بایسته‌تر است؛ به روزگار دیگر وا می‌نهم.

آن سخن کوتاه و بسیار فشرده این است:

«فردوسی» با سپاهی در برابر سازش دشمنان که چشم به این سرزمین سِپَنج اهورایی دوخته بودند ایستاد؛ آنان را راند؛ ایران را از این تنگنا رهانید؛ که سپاهی بود شگفت‌آور؛ شِگَرف؛ بی‌همانند! سپاهی به یک‌بارگی، دیگرسان؛ با سپاهی که نیرومندترین ارتش جهان نیز نمی‌توانست در برابر آن بایستد، پایدار بماند، آن را تاب بیاورد. با سپاه واژگان!

سپاهی با هزاران هزار سپاهی؛ سپاهی نیرومند، اما دسترس‌ناپذیر! فردوسی با سرودن شاهنامه که رزم‌نامه‌ای‌ست جان‌سخت؛ دیریاب؛ پُرفروغ؛ برازنده سخن پارسی، شایسته شکوه و شِگَرف ایرانیان؛ ایران را از آن تنگنا رهانید.

سپاهی از واژگان که آوردگاه آن، پهنه‌های نبرد نبود؛ اندیشه و فرهنگ و جهانِ نهانِ مردمان بود. این کارِ شگرفِ فردوسی است. فردوسی ایران را؛ ایرانِ شکوهمند! ایرانِ فسون‌کار! ایرانِ دلربا! ایرانِ نازش‌خیز؛ آری این ایران را در دل و جانِ ایرانیان نشاند. آن را در برابر دیدگانشان با درخشش بسیار ستود.

ایرانی که اندک اندک در پی آشوب‌های گوناگون، بیم آن می‌رفت که از هم بپاشد، یک‌بارگی و یکپارچگی خود را از دست دهد، به یاری این سپاهِ شگفتی‌انگیز؛ استوارتر از هر زمان به یکدیگر پیوست. آن پاره‌های پراکنده به هم پیوند داده شدند.

بدین سان بود که بزرگترین راز تاریخی را که ایران را بَر می‌توانست انداخت، ایرانیان مانند دیگر آزمون‌ها، در پهنه سرگذشت نازِش‌خیزِ خویش، از سر گذرانیدند و از بوته این آزمون سربلند بیرون آمدند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.