امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 26 ذو القعدة 1447
شناسه خبر : 357288
  پرینت تاریخ انتشار : 12 می 2026 - 19:18 | 3 بازدید

واکاوی الگوی انسان‌سازی و جامعه‌پردازی در مکتب اهل‌ بیت(ع)

به قلم حسن عبدی‌پور، استاد تاریخ و تمدن  تشیع را می‌توان در افقی فراتر از یک دستگاه اعتقادی یا مجموعه‌ای از آموزه‌های فقهی و کلامی فهم کرد. ساختار معرفتی مکتب اهل‌ بیت(ع) در پیوند میان عقل، وحی و عدالت، قابلیت‌هایی برای صورت‌بندی رابطه انسان، جامعه و جهان ارائه می‌کند؛ قابلیت‌هایی که در طول تاریخ در […]

واکاوی الگوی انسان‌سازی و جامعه‌پردازی در مکتب اهل‌ بیت(ع)


تشیع و افق انکشاف تمدنی؛ بازاندیشی در نقش دانش، فقه و سیاست در قرن دهم هجری

به قلم حسن عبدی‌پور، استاد تاریخ و تمدن 

تشیع را می‌توان در افقی فراتر از یک دستگاه اعتقادی یا مجموعه‌ای از آموزه‌های فقهی و کلامی فهم کرد. ساختار معرفتی مکتب اهل‌ بیت(ع) در پیوند میان عقل، وحی و عدالت، قابلیت‌هایی برای صورت‌بندی رابطه انسان، جامعه و جهان ارائه می‌کند؛ قابلیت‌هایی که در طول تاریخ در قالب الگوهای متنوع تربیتی، اجتماعی و سیاسی ظهور یافته‌اند. در این افق، تشیع نه صرفاً یک هویت مذهبی، بلکه ظرفیت‌مند برای تولید نرم‌افزار تمدنی است؛ نرم‌افزاری که از طریق آن می‌توان روندهای انسان‌سازی و جامعه‌سازی را سامان داد.

قرن دهم هجری، به‌ویژه در بستر دولت صفوی، یکی از لحظات برجسته ظهور این ظرفیت‌ها به‌شمار می‌آید. در این دوره، هم‌افزایی میان نخبگان دانشی و فقهی با ساختار قدرت سیاسی، زمینه‌ای فراهم کرد که تشیع از سطح گفتمان اعتقادی به سطح سازمان اجتماعی ارتقا یابد. نقش چهره‌هایی مانند محقق کرکی و ملاعبدالله یزدی در این مرحله، اهمیت ویژه‌ای دارد. محقق کرکی با بازخوانی نظریه نیابت عامه و تبدیل فقه امامیه به چارچوب سامان‌دهی قدرت و اداره جامعه، پایه‌های یک نظم مشروعیتی جدید را استوار کرد. او با ورود به نهادهای کلیدی مانند قضا، اوقاف و آموزش، فقه شیعی را از حوزه نظری به عرصه کارکردهای نهادی منتقل نمود.

در سطحی مکمل، ملاعبدالله یزدی با نظام‌مند کردن آموزش منطق و ایجاد زبان مشترک عقلانی میان نخبگان، زیربنای معرفتی لازم را برای تقویت قدرت استدلال فقهی و کلامی فراهم ساخت. اثر او، که به متن معیار در مدارس و حوزه‌ها بدل شد، نه صرفاً یک کتاب درسی، بلکه ابزار شکل‌دهنده به عقلانیت شیعی بود؛ عقلانیتی که توانست هویت فکری جامعه را سازمان دهد و کیفیت گفت‌وگو و مواجهه با رقیبان فکری را ارتقا بخشد.

ابعاد تمدنی تشیع در این دوره تنها در مرزهای سیاسی ایران صفوی محدود نشد. تجربه نجف، که تحت سلطه سیاسی عثمانی قرار داشت، نشان داد که شبکه مرجعیت و دانش دینی می‌تواند نوعی قدرت فراملی تولید کند. حضور فعال ملاعبدالله یزدی در این شهر و نقش او در حفظ استقلال نهادهای شیعی، نمونه‌ای برجسته از دیپلماسی دینی و اقتدار نمادین است؛ اقتداری که نه بر نیروی نظامی، بلکه بر دانش، مرجعیت و مدیریت فرهنگی استوار است. این تجربه، الگویی از قدرت نرم شیعی عرضه کرد که توانست نوعی هماهنگی تمدنی میان کانون‌های علمی، سیاسی و مذهبی ایجاد نماید.

برآیند این تحولات نشان می‌دهد که افق تمدنی تشیع بر سه محور کلیدی استوار است: عقلانیت دانشی، مشروعیت فقهی و تدبیر سیاسی. هنگامی که این سه حوزه در حالت تعامل و هم‌افزایی قرار گیرند، امکان تولید الگوهای پایدار برای انسان‌پردازی و جامعه‌پردازی فراهم می‌شود. انسان مطلوب در این منظومه، انسانی است که عقلانیت، حکمت، عدالت و کنشگری اجتماعی را در وجود خود جمع می‌کند؛ و جامعه مطلوب جامعه‌ای است که توازن نهادی، پیوند دانش و اخلاق، و سامان‌دهی سیاسی آن در یک ساختار یکپارچه بازتاب می‌یابد.

در این چشم‌انداز، تجربه قرن دهم نه یک حادثه تاریخی محدود، بلکه نمونه‌ای از قابلیت‌های احیاپذیر سنت شیعی است؛ قابلیتی که می‌تواند در طراحی افق‌های آینده نیز الهام‌بخش باشد. فهم این تجربه کمک می‌کند تا روشن شود که تشیع، به‌عنوان یک دستگاه معرفتی–تمدنی، امکان ارائه الگوهایی برای ساخت انسان، سازمان‌دهی جامعه و ایجاد شبکه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از اقتدار فرهنگی–معرفتی را داراست. چنین نگاهی، راه را برای صورت‌بندی دوباره قابلیت‌های تمدنی تشیع در جهان امروز هموار می‌سازد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.