امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 19 ذو القعدة 1447
شناسه خبر : 355145
  پرینت تاریخ انتشار : 05 می 2026 - 11:09 | 3 بازدید

عملیات آزادی در تنگه هرمز؛ پروژه‌ای برای شکستن خط قرمز ایران یا آغاز جنگ فرسایشی

حسین آجرلو، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با ایکنا، در تحلیل آخرین تحولات نظامی و سیاسی منطقه، به بررسی برنامه آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز تحت عنوان «عملیات آزادی» و واکنش راهبردی ایران پرداخت و گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از آغاز تهاجم آمریکایی-صهیونیستی، بر اساس حقوق بین‌الملل و با توجه به شرایط جنگی، […]

عملیات آزادی در تنگه هرمز؛ پروژه‌ای برای شکستن خط قرمز ایران یا آغاز جنگ فرسایشی


حسین آجرلو

حسین آجرلو، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با ایکنا، در تحلیل آخرین تحولات نظامی و سیاسی منطقه، به بررسی برنامه آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز تحت عنوان «عملیات آزادی» و واکنش راهبردی ایران پرداخت و گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از آغاز تهاجم آمریکایی-صهیونیستی، بر اساس حقوق بین‌الملل و با توجه به شرایط جنگی، اقدام به اعمال مدیریت ویژه بر آب‌های سرزمینی خود کرد. تنگه هرمز به صورت مشترک متعلق به ایران و سلطان‌نشین عمان است و هر دو کشور در زمان جنگ، حق اعمال حاکمیت کامل بر این آبراه حیاتی را دارند. در شرایط عادی و صلح، اصل عبور بی‌ضرر برای کشتی‌ها قابل پیگیری است، اما این امر نیز باید با مدیریت کشورهای ساحلی همراه باشد.

وی افزود: متأسفانه آمریکایی‌ها در اقدامی کاملاً غیرقانونی، به محاصره دریایی ایران دست زدند. از یک سو، اقدام ایران برای تأمین امنیت و ایجاد بازدارندگی از طریق مجازات متجاوزین، یک حق مسلم و قانونی محسوب می‌شد. اما از سوی دیگر، آمریکا تلاش کرد با تکمیل این محاصره، ابزار بازدارندگی ایران را بی‌اثر کند. بر اساس موازین بین‌المللی، کشوری که مورد تجاوز قرار می‌گیرد، مجاز به استفاده از ابزارهای بازدارنده از جمله محدودیت‌های دریایی است. بنابراین اقدام ایران در این چارچوب کاملاً قابل دفاع بوده و ریشه در قواعد حقوق بشردوستانه و حقوق دریاها دارد.

آجرلو با اشاره به تحولات میدانی تصریح کرد: ما دیروز شاهد بودیم که چندین موشک از سمت سواحل ایران به سمت ناوهای آمریکایی در آب‌های خلیج فارس شلیک شد. این رویداد صرفاً یک اقدام تاکتیکی نبود، بلکه یک پیام راهبردی روشن داشت. سؤال اساسی این است که آیا واقعاً بدون اذن و اجازه ایران، عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌تواند امن باشد؟ پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران به این سؤال، منفی است. هیچ کشتی بدون هماهنگی و پذیرش قواعد تعیین شده از سوی نیروهای مسلح ایران، نمی‌تواند از این آبراه استراتژیک تردد امنی داشته باشد.

«عملیات آزادی» یا «سوسیس خرد شده»؟ روایت آمریکا از شکستن خط قرمز

این کارشناس بین‌الملل در ادامه به تشریح ماهیت عملیات ادعایی آمریکا پرداخت و اظهار کرد: آمریکایی‌ها با یک عنوان به ظاهر بشردوستانه به نام «پروژه آزادی» یا «عملیات آزادی» وارد میدان شده‌اند. ادعای اولیه آنها این است که می‌خواهند به عبور و مرور امن کشتی‌های تجاری و دریانوردانی که در خلیج فارس گیر افتاده‌اند، کمک کنند. اما در عمل، یک پیوست نظامی قوی برای این پروژه تعریف کرده‌اند. سنتکام رسماً اعلام کرده که نیروهای نظامی آمریکا برای ایجاد یک محل عبور امن و مقابله با هرگونه اختلال احتمالی در این مسیر، آماده‌باش کامل دارند.

وی با طرح یک مفهوم کلیدی و شناخته شده در روابط بین‌الملل، اظهار کرد: هدف اصلی و پنهان آمریکا از این اقدام، شکستن خط قرمز ایران به صورت گام‌های کوچک و تدریجی است. در اصطلاح حرفه‌ای به این راهبرد، «سوسیس خرد شده» می‌گویند. معنای این عبارت آن است که یک خط قرمز مشخص و واضح، تکه‌تکه و با عناوین فریبنده و به ظاهر انسان‌دوستانه‌ای مثل حقوق بشر، آزادی کشتیرانی یا کمک بشردوستانه، از بین برده می‌شود. حامیان این استراتژی امیدوارند که روزی فرا برسد که طرف مقابل متوجه شود دیگر هیچ خط قرمزی برایش باقی نمانده است، بدون اینکه حتی متوجه روند تدریجی حذف آنها شده باشد.

آجرلو تأکید کرد: این رویه، یک تهدید جدی برای حاکمیت و امنیت ملی ایران محسوب می‌شود. آمریکایی‌ها با مانور تبلیغاتی گسترده بر روی عملیات آزادی، سعی در عادی‌سازی حضور نظامی خود و تضعیف نقش مدیریتی ایران دارند. اما آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نشان داد که ایران هوشیارانه این تهدید را رصد می‌کند. شلیک موشک‌ها و درگیری‌های محدود نظامی که برخی از آنها با منشأ مشخص و برخی دیگر با منشأ نامشخص صورت گرفت، همگی در راستای حفظ همان خطوط قرمز و نشان دادن عزم جدی تهران برای دفاع از منافع خود بود.

بیانیه قرارگاه خاتم‌الانبیاء؛ توسعه خطوط قرمز به جای انفعال

کارشناس مسائل بین‌الملل، بیانیه دیروز سردار عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء، را نقطه عطف این تحولات دانست و تصریح کرد: سردار عبداللهی با صدور یک بیانیه قاطع و صریح اعلام کرد که تنگه هرمز کاملاً در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است و به هیچ وجه اجازه داده نخواهد شد غیر از آنچه ایران مشخص می‌کند، دستورالعملی در این منطقه حاکم شود. این بیانیه در حقیقت یک عملیات خنثی‌سازی کامل و به موقع در برابر اقدام اخیر آمریکا بود. پیام این بیانیه به واشنگتن بسیار روشن بود: هر تلاشی برای تحمیل نظم جدید در تنگه هرمز، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.

وی افزود: نکته بسیار مهم و هوشمندانه‌ای که در این بیانیه و رویکرد ایران وجود دارد، این است که تهران در واکنش به تلاش آمریکا برای خرد کردن خطوط قرمز خود، نه تنها دست از مواضع خود برنداشت و دچار انفعال نشد، بلکه برعکس، اقدام به گسترش خطوط کنترلی و عملیاتی خود در منطقه کرد. به عبارت دیگر، ایران به جای عقب‌نشینی، جلو آمد و میدان بازی را عوض کرد. یک نقشه جدید در حال تعریف است که کل سواحل پیرامونی خلیج فارس و دریای عمان را در بر می‌گیرد.

آجرلو در تشریح این نقشه جدید گفت: هدف ایران از این گسترش، مانع‌زدایی از احتمالات آینده است. برای مثال، مسیر جایگزینی مثل بندر فجیره در امارات که می‌تواند مورد استفاده طرف‌های متخاصم برای دور زدن تنگه هرمز قرار گیرد، اکنون در چارچوب محاسبات جدید امنیتی ایران قرار گرفته است. برخی از درگیری‌های نظامی که دیروز در اطراف سواحل امارات رخ داد، دقیقاً در همین چارچوب قابل تفسیر و تحلیل است. ایران عملاً نشان داد که خطوط قرمز خود را گسترش داده و هرگونه تهدید از هر نقطه‌ای را زیر نظر دارد. این پیام روشنی به آمریکا و متحدانش است که تلاش برای تضعیف ایران، نتیجه معکوس خواهد داشت و فقط باعث می‌شود تهران مناطق نفوذ و کنترل خود را وسیع‌تر کند.

مسئولیت حقوقی کشورهای منطقه و چرایی عبور آسان ترامپ از تنش

آجرلو در پاسخ به سؤالی درباره نقش کشورهای منطقه به ویژه امارات در این پروژه، به ابعاد حقوقی آن پرداخت و گفت: بر اساس ماده ۲ منشور ملل متحد بند پنجم و مواد ۱۶ و ۱۸ طرح مسئولیت دولت‌ها، هرگونه اقدام نظامی علیه یک کشور مستقل که پشتوانه شورای امنیت و ذیل فصل هفتم منشور نباشد، یک عمل متخلفانه محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، دولت‌های ثالث نیز مسئولیت دارند که با دولت متجاوز همکاری نکنند. متأسفانه برخی کشورهای منطقه مانند امارات، نه تنها همکاری نکرده، بلکه با میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و تسهیل لجستیکی عملیات، در این تجاوز مشارکت داشته‌اند.

وی در پاسخ به این سؤال که چرا ترامپ به راحتی از کنار درگیری‌های اخیر گذشت و آن را نقض آتش‌بس ندانست، گفت: در این زمینه به سه دلیل حقوقی و یک دلیل راهبردی باید اشاره شود. از نظر عرف حقوق جنگ، یک درگیری محدود و پراکنده که با چند موشک یا پهپاد انجام شده باشد، به تنهایی نمی‌تواند یک آتش‌بس نسبتاً پایدار را لغو کند. همچنین طرفی که اقدام نظامی انجام داده (ایران) اساساً نپذیرفته که این آتش را آغاز کرده است. سوم اینکه خود آمریکایی‌ها با راه‌اندازی پروژه آزادی و حضور نظامی در منطقه، آغازگر تنش بودند و نمی‌توانند آتش متقابل دیگران را نقض آتش‌بس قلمداد کنند.

آجرلو درباره اما دلیل راهبردی گفت: آمریکا بارها نشان داده که تنها برای منافع حیاتی خود و رژیم صهیونیستی وارد جنگ‌های سخت و تمام عیار می‌شود. نمونه حملات به تأسیسات آرامکو در عربستان سعودی ثابت کرد که آمریکا حتی از متحدان استراتژیک خود در منطقه نیز به سادگی دفاع نمی‌کند. ترامپ با کم‌اهمیت جلوه دادن درگیری‌های اخیر و گفتن اینکه «یه اتفاقی افتاده»، عملاً نشان داد ارزش وارد شدن به یک جنگ پرهزینه در خلیج فارس را برای نجات متحدان عرب خود ندارد. این یک درس بزرگ برای کشورهای منطقه است که امنیت پایدار را نباید از آمریکای غیرقابل اعتماد انتظار داشت، بلکه باید در درون منطقه و از طریق همکاری‌های جمعی و سیاست همسایگی آن را تأمین کرد.

نتیجه‌گیری: عبور جنگ از کلاسیک به «تاب‌آوری»

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان وضعیت فعلی را به معنای گذر از جنگ کلاسیک به جنگ تاب‌آوری توصیف کرد، گفت: جنگ امروز دیگر فقط میدان نبرد نظامی و درگیری توپ و تانک نیست. جنگ کلاسیک دارای بخش‌های متعددی شامل توان نظامی، اقتصاد مقاوم، ثبات سیاسی، امنیت داخلی، انسجام اجتماعی و اراده مردمی است. اکنون پس از ماه‌ها درگیری غیرمستقیم، جنگ ایران و آمریکا عملاً از حالت گرم و فعال به یک جنگ سرد و از آن به مرحله فرسایشی تبدیل شده است.

وی افزود: دقیقاً به همین دلیل است که آمریکا بر افزایش محاصره و فشار اقتصادی تمرکز کرده است. هدف آمریکا از این اقدام، کاهش ظرفیت تاب‌آوری ایران در این جنگ سرد فرسایشی است. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که هر کشوری که بتواند تاب‌آوری بیشتری در برابر طیف گسترده‌ای از فشارهای اقتصادی، تحریم‌های سیاسی، تهدیدات امنیتی و حتی بمباران تبلیغاتی و رسانه‌ای داشته باشد، در نهایت پیروز این میدان خواهد بود. اکنون شرایطی پیش آمده که ترامپ نمی‌تواند هیچ روایت قانع‌کننده‌ای از پیروزی برای افکار عمومی خود بسازد و همین روند فرسایشی، هر روز روایت شکست‌های سیاسی و راهبردی او را پررنگ‌تر می‌کند. آجرلو در پایان تأکید کرد که جنبه رسانه‌ای و ترکیبی این جنگ، که در آن میزان امید و اراده مردم اهمیت حیاتی دارد، به نفع طرفی تمام خواهد شد که از مشروعیت حقوقی، انسجام داخلی و پشتیبانی مردمی بیشتری برخوردار باشد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.