امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 18 ذو القعدة 1447
شناسه خبر : 354935
  پرینت تاریخ انتشار : 04 می 2026 - 16:48 | 2 بازدید

«مردم‌سالاری دینی» میراث تمدن‌ساز رهبر شهید و الگوی برتر در برابر دموکراسی غربی است

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدسجاد ایزدهی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، target=”_blank”>، 14 اردیبهشت ماه در «هم‌اندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید(ره)» که از سوی این پژوهشگاه برگزار شد به موضوع «مردم‌سالاری دینی» پرداخت که مشروح سخنان را در ادامه می‌خوانیم: برخی افراد صاحب اندیشه‌اند، اما برخی دیگر «راهبر فکر» […]

«مردم‌سالاری دینی» میراث تمدن‌ساز رهبر شهید و الگوی برتر در برابر دموکراسی غربی است


ارسال/ جمهوریت و جایگاه آن در اندیشه رهبری شهیدبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدسجاد ایزدهی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، target=”_blank”>، 14 اردیبهشت ماه در «هم‌اندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید(ره)» که از سوی این پژوهشگاه برگزار شد به موضوع «مردم‌سالاری دینی» پرداخت که مشروح سخنان را در ادامه می‌خوانیم:

برخی افراد صاحب اندیشه‌اند، اما برخی دیگر «راهبر فکر» و «اندیشه‌ساز» هستند؛ شخصیت‌هایی که فارغ از تلاطم‌های روزمره، آینده‌نگار و آینده‌سازند. از امام شهید می‌توان به‌عنوان راهبری یاد کرد که جامعه را بر مدار دانش هدایت کرد و مسیر تمدنی انقلاب اسلامی را بر بنیادهای دینی و ترسیم آینده مطلوب استوار ساخت.

تفاوت بنیادین ایشان با اندیشمندانی که صرفاً در کنج خانه‌ها یا پژوهشگاه‌ها به تئوری‌پردازی می‌پردازند، در «راهبری اجرایی جامعه» بود. اگر اندیشه‌ورزی عمیق ایشان نبود، مسیر تحول جامعه با چالش‌های بزرگی مواجه می‌شد؛ لذا ایشان نه تنها راهبر دانش، بلکه راهبر جامعه بر اساس دانشِ برگرفته از دین بودند.

در زمانی که نظام سلطه با قاطعیت ادعا می‎‌کرد انقلاب چهل‌سالگی خود را نخواهد دید، ایشان با صدور «بیانیه گام دوم»، افق‌های دورتری را ترسیم کردند. اگر این راهبریِ اندیشه‌ای نبود، انقلاب در جریانات پیچیده جهانی قافیه را می‌باخت و آرمان‌های ما تنها در مرزهای جغرافیایی جمهوری اسلامی محدود می‌ماند. به تعبیر برخی، ایشان آینده‌نگرترین شخصیتی بودند که تاریخ معاصر به خود دیده است.

ایشان انقلاب اسلامی را نه یک «پروژه» کوتاه‌مدت و تمام‌شدنی، بلکه یک «فرآیند» مستمر تا ظهور منجی(عج) تبیین کردند. مفاهیم راهبردی همچون «مقاومت»، «اقتصاد مقاومتی»، «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، «مردم‌سالاری دینی» و «محور مقاومت»، اگر توسط ایشان تبیین و در بدنه جامعه جاری نمی‌شد، انقلاب تدریجاً رو به نحیف شدن می‌رفت.

پرسش اینجاست که ایشان چگونه دریافتند که ما در یک پیچ تاریخی و در مسیر صعود هستیم و آمریکا رو به افول است؟ و با کدام پشتوانه با چنین اعتماد به نفس قاطعی از «نزدیک بودن به قله» سخن می‌گفتند؟ حضور امروز مردم در صحنه، تصادفی نیست؛ بلکه محصول آینده‌نگاری و تربیتِ امام شهیدی است که به ملت آموخت «ما می‌توانیم»، «هزینه سازش بیشتر از مقاومت است» و بر باورِ «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ» استوار ماند.

در بحث ساختار سیاسی نیز، در حالی که برخی تصور می‌کردند میان جمهوریت و اسلام تفکیک وجود دارد، امام خمینی(ره) ماهیت جمهوری اسلامی را تبیین کردند و رهبر شهید با طرح نظریه «مردم‌سالاری دینی»، این مفهوم را بومی‌سازی کرده و امتداد بخشیدند. ایشان تصریح داشتند که مردم‌سالاری دینی، ترکیبی التقاطی یا وصله‌ای جداگانه از غرب نیست، بلکه ریشه در مبانی اصیل خودمان دارد؛ چنان‌که در عصری که غرب تصوری از مردم‌سالاری نداشت، در «مدینة‌النبی»، شاهد بیعت مردم با حکومت پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) و امام حسن(ع) بودیم، هرچند که در مقاطع بعدی تاریخ، این مسیر دچار انحراف شد.

تفاوت جمهوریت و دموکراسی غربی

در این دیدگاه، «جمهوریت» به معنای دموکراسی غربی نیست، بلکه به معنای حضور همه‌جانبه مردم بر اساس معیارهای انسانی و اسلامی است. بر این اساس، صرفِ رأی مردم به هر پدیده‌ای مطلوبیت نمی‌بخشد؛ چرا که احکام، تابع ارزش‌های پیشینی و الهی هستند. با این حال، در مدل اجرایی، ما از ابزارهایی چون رأی مردم، مشورت و رجوع به خبرگان بهره می‌بریم.

به‌طور طبیعی، ما مدلی مطلوب را در برابر دموکراسی غربی ارائه داده‌ایم؛ دموکراسی‌ای که بر محوریت «انسان خودبنیاد» تعریف شده و در آن، انسان جایگزین خدا گشته و مفاهیمی چون آسایش بر آرامش، دنیا بر آخرت، و جسم بر روح اولویت یافته است.

مردم‌سالاری دینی، الگویی از «دین‌سالاری» است که در آن استبداد راهی ندارد و حاکمیتِ شایستگان اصل است. این مدل در تار و پود انقلاب اسلامی نهادینه شده است؛ و اگر این منطقِ امام شهید را به درستی درک نکنیم، نخواهیم فهمید که چرا انقلاب شکل گرفت و چگونه پس از ۴۷ سال، مردم همچنان پیروزی آن را جشن می‌گیرند؛ پدیده‌ای که در دنیا بی‌سابقه است.

منطق مردم‌سالاری دینی این است که مردمی تسلیم‌ناپذیر، غیور و شجاع در رأس امور هستند؛ بر اساس همین باور است که مردم ۶۰ شب متوالی به میدان می‌آیند و اگر کارگزاری بخواهد قدمی اشتباه بردارد، مانع او می‌شوند. اگر امام راحل و رهبر شهید نسبت به استمرار انقلاب اطمینان داشتند، به این دلیل بود که مردم حقیقت انقلاب را درک کرده و برای آن هزینه می‌دهند؛ واقعیتی که در دو ماه اخیر و پس از «جنگ رمضان» به خوبی شاهد آن بودیم. لذا این الگو باید به عنوان میراثی گران‌بها برای تمامی جوامع تبیین و معرفی شود.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.