امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 16 ذو القعدة 1447
شناسه خبر : 354197
  پرینت تاریخ انتشار : 02 می 2026 - 13:40 | 2 بازدید

میناب از رنج خاموش تا گفتمان جهانی عدالت

به گزارش ایکنا به نقل از وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، سیدرضا صالحی‌امیری، در یادداشتی همزمان با روز معلم نگاهی متفاوت و پرمعنا به میان تعریف ارتباط معلم و دانش‌آموزان با محوریت شهدیا دانش‌آموز میناب پرداخت. متن یادداشت وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به این قرار است: جهان امروز بیش از هر زمان دیگر درگیر […]

میناب از رنج خاموش تا گفتمان جهانی عدالت


به گزارش ایکنا به نقل از وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، سیدرضا صالحی‌امیری، در یادداشتی همزمان با روز معلم نگاهی متفاوت و پرمعنا به میان تعریف ارتباط معلم و دانش‌آموزان با محوریت شهدیا دانش‌آموز میناب پرداخت.

متن یادداشت وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به این قرار است:

جهان امروز بیش از هر زمان دیگر درگیر بحران «حافظه» است؛ بحرانی که از فقدان «روایت معنادار» نشأت می‌گیرد. در چنین وضعیتی ملت‌ها اگر نتوانند تجربه‌های تاریخی خود را به «سرمایه‌های هنجاری» و «ابزارهای سیاست‌گذاری» تبدیل کنند، ناگزیر در حاشیه نظم در حال بازتعریف جهانی قرار خواهند گرفت.

فاجعه میناب به عنوان ابرجنایت سوم آمریکایی‌ها بعد از هیروشیما و ویتنام، در این چهارچوب، یک «مسأله راهبردی» است که نسبت مستقیم با بازتعریف جایگاه ایران در سپهر اخلاقی و حقوقی جهان دارد.

اگر تاریخ، به تعبیر اندیشمندان، میدان نزاع روایت‌هاست، آنگاه هر ملتی که در این میدان، فاقد راهبرد روایتگری باشد، در عمل از حق معنابخشی به رنج‌های خود محروم می‌ماند. از همین منظر، آنچه در جنایت آمریکایی در میناب رخ داد، باید از سطح «رویداد» به سطح «گفتمان» ارتقا یابد؛ گفتمانی که بتواند همزمان حافظه ملی را تقویت، انسجام اجتماعی را تعمیق و ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی و حقوقی کشور را فعال کند.

پیشنهاد راهبردی این نوشتار، استقرار یک «نظامِ جامعِ بازآفرینی حافظه میناب» بر پایه یک الگوی بیست‌گانه است؛ الگویی که با رویکردی میان‌رشته‌ای، به‌ دنبال تبدیل این رخداد به یک «نقطه مرجع اخلاقی» در مقیاس ملی و بین‌المللی است. این الگو یک «معماری مفهومی» است که سطوح مختلف سیاست‌گذاری، فرهنگ‌سازی و کنشگری را به‌هم پیوند می‌دهد.

در گام اول، باید جنایت اعمال شده در میناب را وارد «نظام دانایی» کشور کرد. این به معنای طراحی یک چهارچوب آموزشی چندلایه است که در آن، فاجعه میناب به‌عنوان یک «مطالعه موردی» در حوزه‌هایی چون حقوق بشردوستانه، امنیت انسانی، اخلاق جنگ و مطالعات صلح تدریس شود. هدف اصلی، پرورش «حس مسئولیت تاریخی» در نسل‌های آینده است.

در گام دوم، خلق یک «نماد ملی» ضرورت می‌یابد. نماد، زمانی کارآمد است که بتواند در عین سادگی، حامل بار معنایی عمیق باشد. کوله‌پشتی دانش‌آموزی، در این چهارچوب، می‌تواند به نشانه‌ای از «زندگی ناتمام» و «آینده‌های مصادره‌شده» تبدیل شود؛ نشانه‌ای که حضور آن در فضاهای شهری و مبادی ورودی کشور به یک یادآور دائمی بدل گردد.

ارسالی//// میناب از رنج خاموش تا گفتمان جهانی عدالت

در گام سوم، باید یک «اکوسیستم تولید معنا» شکل گیرد. این اکوسیستم، متکی بر پیوند نظام‌مند میان هنرمندان، پژوهشگران، نهادهای فرهنگی و رسانه‌هاست. سینما، ادبیات، موسیقی و هنرهای تجسمی، هر یک به‌مثابه یک زبان، می‌توانند ابعاد مختلف این روایت را بازنمایی کنند. در این میان، کیفیت و استاندارد جهانی تولیدات، شرط لازم برای عبور از مرزهای ملی است.

گام چهارم، استقرار «دیپلماسی روایت» است. در جهانی که قدرت نرم، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به افکار عمومی دارد، برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی، حضور در رویدادهای هنری و تعامل با شبکه‌های فرهنگی جهانی، می‌تواند میناب را به بخشی از گفت‌وگوی جهانی درباره حقوق کودکان و اخلاق جنگ تبدیل کند.

گام پنجم، «فضامندسازی حافظه» است. حافظه، زمانی پایدار می‌شود که در فضا تثبیت شود. نام‌گذاری معابر، طراحی نمادهای شهری و ایجاد مسیرهای یادمانی، می‌تواند این روایت را از سطح انتزاع به سطح تجربه زیسته منتقل کند.

گام ششم، تأسیس «موزه ملی کودکان میناب» به‌عنوان یک نهاد روایتگر است که مقدمات آن در مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد در حال انجام است. این موزه باید از الگوی موزه‌های سنتی فراتر رود و با بهره‌گیری از فناوری‌های تعاملی، تجربه‌ای چندحسی و تأمل‌برانگیز خلق کند. موزه، در اینجا، یک «فضای گفت‌وگو» میان گذشته، حال و آینده است.

گام هفتم، ورود فعال به «حوزه حقوق بین‌الملل» است. مستندسازی علمی، تدوین پرونده حقوقی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوق بشردوستانه می‌تواند این رخداد را در سطح نهادهای بین‌المللی مطرح سازد. این اقدام، علاوه بر پیگیری عدالت، به بازتعریف مرزهای مسئولیت‌پذیری در نظام بین‌الملل کمک می‌کند.

گام هشتم، «دیجیتالیزه‌کردن حافظه» است. در عصر پلتفرم‌ها، هر روایتی که در فضای مجازی بازتولید نشود، از چرخه تأثیرگذاری حذف خواهد شد. توسعه اپلیکیشن‌ها، روایت‌های چندرسانه‌ای و کمپین‌های دیجیتال، ابزارهای ضروری این مرحله‌اند.

گام نهم، «تولید ادبیات مرجع» است؛ از کتاب‌های کودک تا متون دانشگاهی که بتوانند این گفتمان را در سطوح مختلف دانشی تثبیت کنند.

گام دهم، «بهره‌گیری از آیین‌های جمعی» است. آیین‌ها، حافظه را از سطح فردی به سطح جمعی ارتقا می‌دهند و امکان هم‌حسی و همفکری را فراهم می‌آورند.

در ادامه این معماری، محورهای یازدهم تا بیستم، بر ایجاد اجماع نهادی، تأمین مالی پایدار، تربیت نیروی انسانی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، پایش مستمر، پیوند با ایرانیان خارج از کشور، بین‌المللی‌سازی تولیدات، توسعه ادبیات حقوقی، اتصال به گفتمان صلح جهانی و در نهایت، «تبدیل میناب به یک مفهوم تمدنی» متمرکز است.

آنچه این الگو را از یک برنامه اجرایی صرف متمایز می‌کند، «نگاه تمدنی» به مسأله است. میناب، اگر در این چهارچوب بازتعریف شود، می‌تواند از یک رنج تاریخی به یک «سرمایه نمادین» تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که در بازآرایی اخلاق جهانی نیز نقش‌آفرین است.

در نهایت، باید اذعان کرد که جهان، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازتعریف نسبت خود با رنج و عدالت است. اگر بتوانیم روایت فاجعه میناب را با زبانی علمی، هنرمندانه و حقوقی به جهان عرضه کنیم، نه‌تنها از تاریخ خود صیانت کرده‌ایم، بلکه در شکل‌دهی به آینده‌ای عادلانه‌تر نیز سهمی ایفا خواهیم کرد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.