- ضرورت مستندسازی دقیق وقایع جنگ رمضان و مشارکت فعال دستگاهها
- دشمن باورهای مردم را نشانه رفته است
- ملت ایران پیروز میدان نبرد است
- اهتزاز پرچم ایران بر بلندای پارسه در پاسخ به گزافهگوییهای ترامپ
- افزایش قیمت دارو در اکثر کشورهای جهان
- طنین اقتدار بر بلندای پارسه؛ اهتزاز پرچم ایران در پاسخ به گزافهگوییهای ترامپ
ضرورت بازنگری در مبانی فلسفه اسلامی در مواجهه با علوم شناختی
حجتالاسلام قائمینیا در نشستی علمی مطرح کرد به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین علیرضا قائمینیا؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شامگاه 10 اردیبهشتماه در نشست علمی «آینده علوم شناختی؛ سناریوها و موانع» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی و به مناسبت شهادت کمال خرازی برگزار شد، با تأکید بر اینکه علوم شناختی […]
حجتالاسلام قائمینیا در نشستی علمی مطرح کرد
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین علیرضا قائمینیا؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شامگاه 10 اردیبهشتماه در نشست علمی «آینده علوم شناختی؛ سناریوها و موانع» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی و به مناسبت شهادت کمال خرازی برگزار شد، با تأکید بر اینکه علوم شناختی ناظر به ذهن بوده و پارادایم جدیدی در میان دانشها ارائه میدهد، بر ضرورت تفکیک میان شناخت، معرفت و علم تأکید کرد و یادآور شد که نباید مفهوم علم در فلسفه را با شناخت که یک فرایند ذهنی است، یکسان دانست.
وی در ادامه به تبیین پارادایمهای حاکم بر این علم پرداخت و اظهار داشت که علوم شناختی هنوز به یک پارادایم واحد نرسیده و میان نظریههایی چون محاسبات ذهنی، پیوندگرایی و بدنمندی در نوسان است؛ چرا که این دانش محصول همکاری چندین رشته مختلف است. قائمینیا همچنین پنج رویکرد اصلی در این حوزه شامل همگرایی کامل (با سلطه عصبشناسی و هوش مصنوعی)، چندپارگی دانش، همگرایی فیزیک کوانتوم، همگرایی زیستشناختی و رویکرد محاسباتی را برشمرد.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با آسیبشناسی وضعیت این علم در کشور، خاطرنشان کرد که در ایران، بحث علوم شناختی تحت تأثیر شدید هوش مصنوعی قرار دارد و غلبه نگاههای انتزاعی در این عرصه به عنوان یک چالش جدی مطرح است.
رویکردهای افراطی و میانی در علوم شناختی
وی در ادامه سخنان خود به بررسی آینده علوم شناختی پرداخت و خاطرنشان کرد که در این حوزه دو رویکرد «افراطی» و «میانی» وجود دارد؛ در رویکرد افراطی، ذهن یا کاملاً محاسباتی تلقی میشود و یا هرگونه ماهیت محاسباتی برای آن نفی میگردد، اما در رویکرد میانی، نوعی همگرایی میان محاسبات چندلایه و علوم شناختی برقرار است. همچنین سناریوی «چندلایه و بدنمند» که متأثر از پدیدارشناسی است، بر شناخت توزیعشده تأکید دارد، هرچند این دیدگاه هنوز تبیین کاملی از تمامی فرایندهای ذهنی ارائه نداده است.
قائمینیا با اعلام تمایل خود به سناریوهای میانی، بر این باور است که در آینده لایههای مختلفی برای ذهن تبیین خواهد شد؛ به گونهای که برخی لایهها محاسباتی و برخی دیگر غیرمحاسباتی تلقی شوند. وی با طرح نظریه «هویت تشکیکی ذهن»، توضیح داد که ذهن در لایههای پایینتر ممکن است مانند رایانه، مادی و محاسباتی عمل کند، اما در لایههای بالاتر هویتی غیرمحاسباتی دارد. از این رو، علوم شناختی تنها در تحلیل لایههای پایین موفق است و در سطوح عالی کارآیی ندارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همچنین بر ضرورت تفکیک میان «سناریوهای علوم شناختی محض» و «آینده فناوریهای شناختی» تأکید کرد. وی در خصوص رابطه هوش مصنوعی و ذهن، ضمن رد دیدگاههای افراطی مبنی بر جایگزینی کامل مغز توسط هوش مصنوعی، به رویکرد «تعامل» معتقد است و هوش مصنوعی را همکار و یاریگری قدرتمند برای مغز انسان میداند.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد اگر یک فیلسوف اسلامی بتواند زبانِ ذهنی خود را در بستر فناوریهایی مانند چتجیپیتی مهندسی کند، به فلسفهای دست خواهد یافت که پیش از این ممکن نبود. وی تأکید کرد که ما هنوز به صورت سطحی از این فناوریها استفاده میکنیم، در حالی که پیوند «ذهن مصنوعی» (با دسترسی به کلاندادهها) و «ذهن طبیعی»، منجر به ظهور ذهنی خواهد شد که بر بسیاری از محدودیتهای فعلی بشر غلبه میکند.
سناریو های علوم شناختی در آینده ایران
در ادامه این نشست، قائمینیا با اشاره به نگاه راهبردی رهبر شهید به مقوله هوش مصنوعی، تأکید کرد که توجه ویژه ایشان بهویژه از سال ۱۴۰۲، باعث شد تا جریانات فلسفه محض که پیش از این در موضعی انفعالی بودند، با چالشی جدی مواجه شوند. در این فضا، چهار سناریو شکل گرفته است: «انفعال و انزوا»، «پذیرش کامل علوم شناختی» (که حتی در میان برخی طلاب نفوذ کرده است)، «تلفیق» و «تحلیل».
وی با نقد نگاههای موجود، تفاوت اصلی را در مبانی دانست؛ چراکه در فلسفه اسلامی ذهن مرتبهای مجرد از وجود است، در حالی که علوم شناختی رویکردی فیزیکالیستی (مادی) دارد. راهکار پیشنهادی وی، بازگشت به نظریه «ذهن تشکیکی» است که در آن بخشی از لایههای ذهن، مادی و محاسباتی و بخشهای دیگر، غیرمحاسباتی و فرامادی قلمداد میشوند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هشدار داد که علوم شناختی در آینده، چه بخواهیم و چه نخواهیم، خود را بر حوزههای دینی و اسلامی تحمیل خواهد کرد. وی با انتقاد از فضای سنتی مؤسسات فلسفه اسلامی، خاطرنشان کرد که بسیاری از استادان هنوز با مسئله اصلی این حوزه مواجه نشدهاند؛ مسئلهای که صرفاً «فیزیکالیسم» نیست، بلکه ظهور یک «ذهنشناسی جدید» و نگرشی کاملاً متفاوت به جایگاه ذهن است.
قائمینیا در پایان این پرسش بنیادین را مطرح کرد که آیا فلسفه به تنهایی قادر به شناخت ذهن است یا باید از دستاوردهای سایر علوم بهره ببرد؟ وی تأکید کرد که در صورت استفاده از این دستاوردها، بسیاری از مباحث سنتی فلسفه در حوزه ذهنشناسی، ناگزیر با دگرگونیهای جدی یا پرسشهای اساسی روبرو خواهند شد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


