- نظم نوین در آسمان منطقه؛ ترکیب موشک ایرانی و رادار چینی و تغییر معادلات هوایی +عکس و فیلم
- حلقه ایکس در دولت پزشکیان چه میکند؟
- حماقتی که هزاران پرچم را برافراشت
- سنگرچینی حجاریان برای تروریستها – مشرق نیوز
- ماجرای کشته شدن ۱۰۰ تروریست در اطراف پاستور چه بود؟
- روایت نشریه آمریکایی از برتری ایران در جنگ الکترونیک
مفهومشناسی جوانی در قرآن کریم
انقلاب به معنای دگرگونی و تحولی عمیق و ریشهای در ساختارهای یک جامعه است و نقش جوانان در تحقق آن بسیار مبرز و برجسته مینماید. یادداشت پیشرو با تمرکز بر این مفهوم اساسی، نقش جوانان را در تحقق قیامها و انقلابهای دینی و اسلامی از عصر نزول قرآن تا امروز بررسی میکند؛ با این توضیح […]
انقلاب به معنای دگرگونی و تحولی عمیق و ریشهای در ساختارهای یک جامعه است و نقش جوانان در تحقق آن بسیار مبرز و برجسته مینماید. یادداشت پیشرو با تمرکز بر این مفهوم اساسی، نقش جوانان را در تحقق قیامها و انقلابهای دینی و اسلامی از عصر نزول قرآن تا امروز بررسی میکند؛ با این توضیح که تبیین این موضوع مبتنی بر شخصیتشناسی جوان در قرآن است.
دوره جوانی، یکی از مراحل حساس و تعیینکننده حیات انسان، در آموزههای قرآنی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. به هر چیزی که از عمر آن چندان نگذشته باشد، جوان گفته میشود. این دوره در مقابل کهنسالی قرار دارد و به مرحلهای اشاره میکند که در آن قوای جسمی و روحی بشر در بالاترین درجه قرار دارد و به عبارت دیگر، تمامی استعدادهای درونی و بیرونی انسان در اوج شکوفایی و ثمردهی است. قرآن کریم با تعابیر گوناگون و متنوعی به این برهه اشاره کرده که در ادامه به بررسی چهار کلیدواژه اصلی آن پرداخته خواهد شد.
دوران قوت و قدرت: قرآن کریم جوانی را دوران توانمندی و نیرومندی میان دو دوره ضعف معرفی میکند. خداوند متعال میفرماید: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ؛ خداست که شما را از ضعف آفرید، آنگاه پس از ضعف قوت بخشید، سپس بعد از قوت، ناتوانی و پیری قرار داد. هرچه بخواهد، میآفریند و اوست که دانا و قدرتمند است.» (سوره روم، آیه ۵۴)
این آیه بهوضوح نشان میدهد که جوانی، دوران نیرومندی و توانمندی است. این دوران میانی که میان ضعف کودکی و ضعف پیری قرار دارد، موهبتی الهی است که جوانان باید آن را قدر بدانند و در مسیری صحیح و الهی بهکار گیرند.
بلوغ اشد: قرآن کریم در آیات متعدد، از دوران جوانی انسان با عنوان بلوغ اشد یاد کرده است. اشد از ماده «شدّ» به معنای گره محکم است و در معنای گستردهتر، به هرگونه استحکام جسمانی و روحانی اطلاق میشود. منظور از بلوغ اشد در اینجا، فقط رسیدن به بلوغ جسمانی نیست، بلکه بلوغ فکری و اقتصادی را نیز شامل میشود، بهگونهای که فرضاً فرزندی یتیم بتواند اموال خود را حفظ و نگهداری کند. این تعبیر، بر مرحلهای از حیات انسان دلالت دارد که در آن، قوای جسمانی و عقلی به نهایت رشد، استقامت و قوت خود میرسد و طبیعتاً مصداق آن، دوران جوانی است.
فَتی: واژه فَتی و مشتقات آن از دیگر تعابیر قرآنی مرتبط با جوانی محسوب میشود. این واژه در لغت به معنای طراوت و جوانی است. فتی، مرد قوی، مدبر و عاقل و شاب اعم از آن است. (مصطفوی، ج ۹، ص ۲۸) قرآن کریم در بیان داستان اصحاب کهف، آنان را با این وصف میستاید: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى؛ ما داستانشان را بهدرستی برای تو بازگو میکنیم. آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.» (سوره کهف، آیه ۱۳)
در روایتی نیز آمده است که امام صادق(ع) در پاسخ به پرسش از معنای فَتی فرمود: «… مراد از فتی، مؤمن است. مگر نمیدانی اصحاب کهف مردان کاملی بودند، پس خداوند آنان را بهدلیل ایمان و تقوایشان جوان نامید.» بنابراین، از منظر قرآن، جوان واقعی کسی است که دارای نیروی ایمان و تقوا باشد.
غُلام: واژه غُلام از ریشه «غلم» به معنای غلبه و تهییج شهوت است و به دوران رویش موی صورت و سبیل اطلاق میشود. (فراهیدی، ج ۴، ص ۴۲۲) از تعابیر گوناگون لغوی میتوان دریافت که غلام حدفاصل میان طفل (کودک) و شاب (جوان) است که در فارسی از آن به نوجوان تعبیر میشود. حاصل سخن آنکه، جوانی بهترین دوران زندگی و بهار عمر انسان و دوران قوت و قدرت انسان است و بهرهگیری صحیح از این فرصت بینظیر، وظیفهای خطیر برای هر جوان محسوب میشود.
قرآن و تیپشناسی جوان
با جستوجو در آیات قرآن و بهرهگیری از کلیدواژههای بالا، میتوان دریافت که در این کتاب آسمانی، سه تیپ شخصیتی برای جوانان به تصویر کشیده شده است که در ادامه و نیز شماره بعدی، به تبیین نقش هر تیپ در وقوع انقلابهای عصر خود پرداخته خواهد شد.
جوان احساساتی: در بررسی تیپشناسی جوانان از منظر قرآن کریم، نخستین گونهای که به تصویر کشیده میشود، جوان احساساتی است. در وجود انسان دو عنصر محوری عقل و احساسات جای گرفتهاند. عقل بر پایه منطق و استدلال استوار شده و با محاسبه و سنجش دقیق امور، به قضاوت مینشیند. در مقابل، احساسات با منطق سروکاری ندارد و هدف اصلی آنها، ایجاد هیجان و حرکت برای دستیابی به نتیجهای مطلوب است. با فرارسیدن سن بلوغ، تمایلات جنسی و سایر خواهشهای عاطفی در جوان رشد میکند؛ اما از سوی دیگر، عقل او هنوز به مرحله پختگی کامل نرسیده است و قدرت مقابله با احساسات را ندارد.
این وضعیت، جوانان را در معرض آسیبهای گوناگونی قرار میدهد. از اینرو، جوان باید با بهرهگیری از احساساتی که با عقل همراهی میشود، مسیر زندگی را طی کند و از اطاعت بیچون و چرای احساسات بپرهیزد. بهرهگیری صحیح از فرصت جوانی که بهار شکوفایی استعدادهای انسانی است، به رعایت اصولی نیاز دارد که خود جوان باید فراهم آورد. از جمله این اصول، احساساتی تصمیم نگرفتن، تحت تأثیر فضا قرار نگرفتن، در امور لهو و لعب و باطل فرونرفتن، پیروینکردن از هواهای نفسانی و همنشیننشدن با اهل باطل است.
مصادیق قرآنی
پسر نوح(ع)، مصداق بارز قرآنی جوان هیجانی است که از پدرش پیروی نکرد، از اهل باطل تبعیت کرد و سرانجام هلاک شد. قرآن کریم در اینباره میفرماید: «وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ؛ و آن كشتى ايشان را در ميان موجى كوهآسا مىبرد و نوح پسرش را كه در كنارى بود، بانگ درداد: اى پسرک من با ما سوار شو و با كافران نباش؛ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ؛ گفت بهزودى به كوهى پناه مىجويم كه مرا از آب در امان نگاه مىدارد، گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست، مگر كسى كه خدا بر او رحم كند و موج ميان آن دو حائل و پسر از غرقشدگان شد.»
قدرت تأثیرپذیری از محیط و جامعه اطراف در جوان بهحدی است که حتی اگر الگویی چنین شایسته، یعنی پیامبر خدا (حضرت نوح) نقش پدری برایش ایفا کند، باز هم شرایط روحی و بدنی این گروه سنی چنان است که تحت تأثیر فضاسازیها و هیجانهای دیگران، خصوصاً گروههای همسال قرار میگیرد.
نمونه معاصر این تیپ شخصیتی، جوانانی هستند که بهراحتی و با تحریک رسانههای خارجی در دام دشمن میافتند. جوان و نوجوانی که قوه احساس او بر قوه تعقلش غلبه دارد، وقتی با بمباران رسانههای معاند روبهرو میشود، دیگر قادر به تشخیص حق از باطل، راستیآزمایی شنیدهها و کنترل هیجانهای خود نیست. در فتنههای گوناگون، از جمله فتنه موسوم به «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱ و فتنه جنگ شهری دیماه ۱۴۰۴ شاهد آن بودیم که شماری از جوانان و نوجوانان تحت تأثیر فضای مجازی و فضاسازی دشمنان، احساساتی شدند و آسیبها و فجایع جبرانناپذیری برای کشور و مردم بهوجود آوردند؛ رفتارهایی که مانعی جدی در مسیر تحقق انقلاب اسلامی و اهداف مقدس آن بهشمار میرود.
هر چند زمینهها و بسترهایی همچون عوامل اقتصادی، فقدان آموزش سواد رسانهای، رهاکردن کودکان و نوجوانان از سوی خانوادهها در فضای مجازی و نفرتپراکنی رسانههای بیگانه در بروز اغتشاشات اخیر بسیار مؤثر بود، اما توجهنکردن به خصلت احساسی و هیجانیبودن نوجوان و جوان و فقدان برنامهریزی مدون برای آنها در این خصوص، یکی از عوامل مهم و جدی در ایجاد این فاجعه محسوب میشود.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


