- نظم نوین در آسمان منطقه؛ ترکیب موشک ایرانی و رادار چینی و تغییر معادلات هوایی +عکس و فیلم
- حلقه ایکس در دولت پزشکیان چه میکند؟
- حماقتی که هزاران پرچم را برافراشت
- سنگرچینی حجاریان برای تروریستها – مشرق نیوز
- ماجرای کشته شدن ۱۰۰ تروریست در اطراف پاستور چه بود؟
- روایت نشریه آمریکایی از برتری ایران در جنگ الکترونیک
استقلالخواهی و نفی سلطه خارجی؛ محور اصلی مسیر انقلاب اسلامی
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی: ابوالحسن حسینزاده، مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، درباره دلایل شکلگیری انقلاب اسلامی اظهار کرد: علل متعددی برای وقوع این انقلاب مطرح شده است که عمدتاً مبتنی بر نظریههای کلاسیک و معاصر انقلابهاست، اما نکتهای که در این […]
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی:
ابوالحسن حسینزاده، مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، درباره دلایل شکلگیری انقلاب اسلامی اظهار کرد: علل متعددی برای وقوع این انقلاب مطرح شده است که عمدتاً مبتنی بر نظریههای کلاسیک و معاصر انقلابهاست، اما نکتهای که در این میان اهمیت دارد آن است که انقلاب اسلامی موجب شد صاحبنظران جهانی به این نتیجه برسند که نسل جدیدی از نظریههای انقلاب در حال شکلگیری است.
وی در خصوص نظریههای کلاسیک وقوع انقلابها در جهان، افزود: از جمله این نظریهها میتوان به نظریه مارکس با تأکید بر عامل اقتصادی، نظریه دیویس درباره بهبود شرایط اقتصادی و افزایش انتظارات مردم، نظریه چارلمرز جانسون در خصوص ناهمخوانی ارزشهای فرهنگی با نظام اقتصادی و ایجاد عدم تعادل اجتماعی، نظریه چارلز تیلی درباره اعتراض و کنش جمعی، نظریه فقدان همبستگی اجتماعی از منظر هانا آرنت و نیز نظریه تدا اسکاچپل درباره ساختیابی انقلابها اشاره کرد.
شکلگیری نسل چهارم نظریههای انقلاب پس از انقلاب اسلامی
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی با بیان اینکه انقلاب اسلامی موجب تحول در نظریههای انقلاب در جهان شد، تصریح کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از صاحبنظران این حوزه اذعان کردند که نسل جدیدی از نظریههای انقلاب در حال شکلگیری است. حتی تدا اسکاچپل در مقالهای که در سال ۱۹۸۹ با عنوان «دولت تحصیلدار و اسلام شیعی در انقلاب ایران» منتشر کرد، بهنوعی در نظریه پیشین خود تجدیدنظر کرد و از مواجهه با تحولی نو سخن گفت. این رویکرد که بعدها از آن بهعنوان نسل چهارم نظریههای انقلاب یاد شد، علاوه بر عوامل اقتصادی و سیاسی، به نقش تعیینکننده فرهنگ، دین و مؤلفههای هویتی توجه ویژه دارد.
حسینزاده ادامه داد: در همین چارچوب، میشل فوکو در اثر خود با عنوان «ایران، روح یک جهان بیروح» به مفهوم نظامهای حقیقت و نقش معنویت در انقلاب ایران اشاره میکند. همچنین در خاطرات برخی مقامات غربی، از جمله مقامات امنیتی ایالات متحده، انقلاب ایران پدیدهای «تعریفناپذیر» توصیف شده است؛ به این معنا که ابزارهای تحلیلی و محاسباتی رایج قادر به پیشبینی و درک آن نبودهاند. این امر نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران از الگوهای متعارف تحلیل انقلابها فراتر رفته و نیازمند چارچوب نظری جدیدی بوده است.
وی با تأکید بر اینکه عدم شناخت صحیح ماهیت و مسیر انقلاب میتواند به برداشتها و تحلیلهای نادرست از روند آن منجر شود، بیان کرد: بررسی دقیق تاریخ انقلاب اسلامی نشان میدهد که این حرکت از آغاز تا پیروزی، مبتنی بر استقلالخواهی و نفی هرگونه وابستگی به قدرتهای خارجی بوده است.
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی در بخش دیگری از سخنان خود، درباره ماجراهای پس از تبعید امام خمینی(ره) به عراق، تصریح کرد: این تبعید همزمان با کودتای حزب بعث در عراق در سال ۱۳۴۷ بود؛ از همینرو برخی مقامات بعثی تصور میکردند میتوانند از جایگاه و نفوذ امام برای پیشبرد اهداف خود علیه رژیم پهلوی استفاده کنند و به همین دلیل پیشنهادهایی برای همکاری مشترک علیه حکومت شاه مطرح شد.
حسینزاده با تأکید بر اینکه امام خمینی(ره) بهصورت قاطعانه هرگونه مذاکره و همکاری با عناصر مخالف رژیم پهلوی که در چارچوب منافع بیگانگان فعالیت میکردند را رد میکرد، اظهار کرد: حتی در شرایطی که دولت عراق با ایرانیان مقیم این کشور برخوردهای نامناسبی داشت، امام نسبت به این رفتارها اعتراض کرد. همچنین در خرداد ۱۳۴۷، آیتالله سیدمصطفی خمینی دیداری با آیتالله حکیم، مرجع برجسته شیعیان عراق، درباره مسئله اخراج ایرانیان داشت که این موضوع موجب حساسیت رژیم بعث شد. در پی این دیدار، وی بازداشت و به کاخ بغداد منتقل شد و در آنجا با حسنالبکر، رئیسجمهور وقت عراق، اعضای شورای فرماندهی بعث و تیمور بختیار مواجه شد. در این نشست نیز پیشنهاد همکاری مشترک علیه رژیم شاه بهطور صریح و قاطع رد شد. این رویکرد نشان میدهد که امام خمینی(ره) اصولا با هرگونه اتکا به بیگانگان برای تحقق اهداف نهضت اسلامی مخالف بود و مبارزه با سلطه خارجی را یکی از مبانی اساسی حرکت خود میدانست.
حسینزاده مبارزه با اسرائیل را یکی دیگر از محورهای اصلی شعارها و مواضع امام خمینی(ره) دانست و ادامه داد: ایشان چه در دوران حضور در ایران در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ و چه پس از تبعید، بهویژه پس از جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل، هرگونه رابطه سیاسی و اقتصادی با این رژیم را محکوم میکرد. در نگاه امام، اسرائیل نماد سلطهطلبی غرب و بخشی از نظم ناعادلانه حاکم بر نظام بینالملل بهشمار میرفت. تحولات سالهای بعد نیز نشان داد که ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای غربی بهطور همهجانبه از اسرائیل حمایت میکنند و هرگونه تضعیف آن را بهمنزله تضعیف نظم مسلط جهانی تلقی میکنند.
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی تأکید کرد: در این چارچوب، این تصور که آمریکا یا انگلیس از پیروزی انقلاب اسلامی یا روی کار آمدن امام خمینی(ره) حمایت کردهاند، تحلیلی نادرست به نظر میرسد. هرچند در دیماه ۱۳۵۷ و در جریان نشست گوادلو، قدرتهای غربی به این جمعبندی رسیدند که رژیم پهلوی در حال فروپاشی است، اما تصمیم آنها نه حمایت از انقلاب، بلکه تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از استقرار نظامی مبتنی بر رهبری امام خمینی(ره) بود. اعزام ژنرال هایزر به ایران و حمایت از نخستوزیری شاپور بختیار نیز در همین راستا صورت گرفت. کنفرانس گوادلو که به ابتکار فرانسه برگزار شد، تلاشی برای مهار روند انقلاب و جلوگیری از بازگشت امام به ایران بود، نه حمایت از آن.
انقلاب اسلامی؛ حرکتی اصیل، مردمی و مستقل
حسینزاده ادامه داد: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که پیروزی انقلاب اسلامی نه محصول دخالت و حمایت بیگانگان، بلکه نتیجه حرکتی اصیل، مردمی و مستقل بود که بر پایه رهبری دینی، خواست عمومی و مخالفت با سلطه خارجی شکل گرفت. بنابراین تحلیلهایی که نقش تعیینکنندهای برای دخالت بیگانگان در پیروزی انقلاب قائل هستند، با شواهد تاریخی و ماهیت انقلاب اسلامی همخوانی ندارند.
وی با اشاره به حضور امام خمینی(ره) در فرانسه و نقش این حضور در پیشبرد انقلاب اسلامی و همگرایی جریانهای مختلف حول رهبری ایشان، بیان کرد: در اینباره ابتدا باید به این نکته توجه داشت که علت حضور امام در فرانسه چه بود. گاه چنین القا میشود که اقامت امام در فرانسه نتیجه تصمیم و حمایت قدرتهای بزرگ برای تسریع پیروزی انقلاب بوده است، در حالیکه شواهد تاریخی چنین برداشتی را تأیید نمیکند.
مدیرگروه سیاستگذاری و آیندهپژوهی اندیشکده ژئوپلتیک دانشگاه فردوسی تصریح کرد: پس از امضای قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر میان ایران و عراق، دو کشور متعهد شدند از حمایت مخالفان یکدیگر خودداری کنند. در پی این توافق و بهویژه در سال ۱۳۵۷، مقامات عراقی به امام خمینی(ره) هشدار دادند که به دلیل بهبود روابط بغداد و تهران، دیگر قادر به تحمل فعالیتهای سیاسی ایشان در عراق نیستند. نزدیکی دولت عراق به رژیم پهلوی و رفتوآمدهای گسترده میان دو کشور، موجب افزایش فشار بر امام شد و در نهایت به ایشان اعلام شد که باید عراق را ترک کند.
حسینزاده گفت: در این شرایط، امام خمینی(ره) ناچار به انتخاب محل جدیدی برای اقامت شد. کشورهایی همچون سوریه، کویت و پاکستان از جمله گزینههای مورد بررسی بودند، اما به دلیل محدودیتهای موجود امکان سفر مستقیم به سوریه فراهم نشد و در سفر به کویت نیز به امام اجازه ورود داده نشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


