آشکارسازی اسرار مگوی واقعه غدیر و ترور پیامبر از زبان «ماهان» ایرانی + صوت
نویسنده رمان «کتاب مخفی» با ایکنا در میان گذاشت؛ «تاریخ»، این سند هویتبخش آدمی، نگین درخشان تمدن بشری است که در گذر ایام، رخدادهای شگرف و آموزندهای را در خود ثبت کرده است. اما این گنجینه عظیم معرفت، زمانی به کمال تأثیر خود دست مییابد که از حصار متنهای پیچیده و قلمرو تخصصی پژوهندگان فراتر […]
نویسنده رمان «کتاب مخفی» با ایکنا در میان گذاشت؛

«تاریخ»، این سند هویتبخش آدمی، نگین درخشان تمدن بشری است که در گذر ایام، رخدادهای شگرف و آموزندهای را در خود ثبت کرده است. اما این گنجینه عظیم معرفت، زمانی به کمال تأثیر خود دست مییابد که از حصار متنهای پیچیده و قلمرو تخصصی پژوهندگان فراتر رود و با زبانی گویا و دلنشین، دل و ذهن همگان را مُسَخَر خود سازد. در این عرصه، هنر روایتگری و به ویژه «رمان»، نقشی بیبدیل ایفا میکند.
«رمان»، با تاروپود خیال و واقعیت، توان آن را دارد که خشونت وقایع تاریخی را به بافتی زنده و ملموس بدل کند و گذشته را نه به عنوان مجموعهای از نامها و تاریخها، بلکه به مثابه صحنهای پرتلاطم از عواطف، آرمانها، تضادها و انتخابهای انسانی به تصویر بکشد.
این تبدیل «تاریخ» به «داستان»، کلید گسترش آگاهی عمومی و تعمیق شناخت جامعه از ریشههای هویتی خویش است. داستان، پلی است میان اندیشههای متخصص و حسهای عامه، که از رهگذر آن، معرفت تاریخی از انحصار قلههای پژوهشی فرود میآید و در دشت پهناور فرهنگ عمومی جاری میشود.
تاریخ اسلام، مملو از شکوه و فراز و نشیب، با قدمتی بیش از 1400 سال، یکی از غنیترین و حساسترین حوزههای معرفتی برای این گونه بازآفرینیهاست. از سپیدهدم «بعثت» در صحرای حجاز تا فراخنای گسترده تمدن اسلامی، رویدادهایی رخ داده است که هر یک، گوهرهایی ناب برای تأمل و الهامبخشی در خود نهفته دارند. گنجینهای عظیم برای خلق آثاری درخشان در گونههای ادبیات دینی و ادبیات دینی و قرآنی.
اگرچه در طول قرون، هزاران جلد کتاب در شرح و تحلیل این تاریخ نگاشته شده است، اما ترازو در قلمرو آثار داستانی و «رمان» که بر پایه این وقایع استوار باشند، به شدت نامتوازن است. حجم عظیم آثار، به سوی پژوهشهای محض تاریخی سنگینی میکند و سهم آثاری که با تکیه بر قدرت تخیل و فنون روایی، مخاطب را به دل آن روزگاران ببرند، به ویژه در حوزه تاریخ صدر اسلام، اندک و نیازمند توجهی جدیتر است.
حتی در میان آثار موجود نیز، شمار آثاری که از منظر هنر داستاننویسی و عمق بخشیدن به شخصیتها و فضاها، کیفیّتی درخشان و مقبول داشته باشند، محدود است. این در حالی است که نفس روایت داستانی واقعه، خود میتواند زمینهساز پرسش، کنکاش و ارتباط عاطفی عمیقتر با مفاهیم متعالی آن باشد.
این کمرنگ بودن جلوه داستان در تاریخ صدر اسلام، تناقضی شگفت میآفریند؛ چراکه مردمان کشورهای مسلمان، به ویژه ایرانیان، همواره عشق و ارادتی ژرف و سترگ به حضرت محمد (ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) و واقعه تعیینکننده «غدیر خم» در دل داشتهاند.
این علاقه، در بطن فرهنگ، ادبیات، هنر و حتی زندگی روزمره ایرانزمینیان ریشه دوانده است. پس چگونه است که با وجود این گنجینه عظیم عشق و این پیشینه تابناک، اقبال به آفرینش آثار داستانی فاخر در این عرصه، آنچنان که شایسته است، نیست؟ آیا نباید این دلبستگی دیرینه، بهانهای باشد برای خلق آثاری که هم دل را بنوازند و هم عقل را اقناع کنند؟ به ویژه آنکه خود صفحات تاریخ صدر اسلام، چهرههای حقیقی و برجستهای چون جناب «سلمان فارسی» را در دوشادوشی با پیامبر اکرم(ص) به نمایش گذاشته است؛ شخصیتی ایرانی که نمونهای عینی از همزبانی عشق و معرفت است و میتواند به تنهایی سرچشمه الهام برای روایتهایی بدیع باشد.

با طرح همین پرسشها و درنگی بر فقر نسبی آثار داستانی در این حوزه است که خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) همزمان با میلاد مسرور فخر عالم امکان، امیر بیان، شیر ژیان، مولای متقایان، امیر غدیر؛ حضرت علی(ع)؛ گفتگویی با مجید پورولی کُلِشتَری، نویسنده رمان «کتاب مخفی» ترتیب داده است. اثری که خود گامی است در مسیر پر کردن این خلأ.
رمان «کتاب مخفی» با جسارتی خلاقانه، سراغ دوره حساس صدر اسلام رفته و داستانی را حول محور انتقال امامت و ولایت از «واقعه غدیر» به پیش میبرد. این رمان، با خلق قهرمانی ایرانی به نام «ماهان»، همزمان دو محور مهم را دنبال میکند؛ نخست، نقش و مسؤولیت «ماهان» (قهرمان ایرانی این رمان) در انتقال حقیقت «غدیر» به سرزمین ایران؛ و دو دیگر؛ کشف دسیسههای پایان عمر پیامبر و خنثیسازی نیرنگ و خدعه دشمنان برای ترور پیامبر اعظم(ص).
این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان با پایبندی به اصول تاریخی و در عین حال بهرهگیری از اجازه تخیل در پیرامون وقایع، روایتی جذاب، پویا و تاثیرگذار آفرید؛ روایتی که ظرف مدت کوتاهی پس از انتشار، با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شد و به چاپهای متعدد و ترجمه به زبانهای گوناگون رسید.
گفتوگوی پیشرو، تنها معرفی یک کتاب نیست؛ بلکه همزمان با میلاد حضرت علی(ع)، کاوشی است در ضرورتها، دشواریها و ظرافتهای نوشتن از تاریخ مقدس با زبان داستان امروز. این گفتگو میکوشد تا از رهگذر تجربه خالق رمان «کتاب مخفی»، دریچهای بگشاید به دنیای نویسندهای که عشق به اهل بیت(ع) را با مطالعات عمیق تاریخی و جسارت در قلمزدن داستانی درآمیخته است. شاید این روایت و گفتوگو، انگیزهبخش دیگر نویسندگان برای غور در این اقیانوس بیکران و عرضه آثاری باشد که هم میراثدار حقیقت تاریخ باشند و هم بر بلندای هنر داستانپردازی ایستاده باشند.
ایکنا: آقای مجید پورولی کُلِشتَری؛ اگر اغراق نباشد، رمان «کتاب مخفی» به قلم شما، نخستین رمانی است که با محوریت حوادث تاریخ اسلام، از داستان کینه دشمنان پیامبر جهت ترور نبی مکرم اسلام، حضرت محمد امین(ص) تا ماجرای واقعه «خدیر خم» و برنتافتن دشمنان و منافقان که مطامع آنها بحث ولایت را بر نمیتافت، با محوریت بحث دلدادگی مومنی ایرانی به نام «ماهان» از پیروان شیر ژیان، امیر بیان، مولای متقیان، حضرت علی(ع) طی تاریخ 46 ساله ادبیات دینی انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده است. اثری که از زمان انتشارش (1399) تا به امروز در کنار 17 تجدید چاپو ترجمه به زبانهای متعدد، گفتوگوهای مختلف و گوناگونی بر بلندای آن صورت گرفته است. «ماهان»، این قهرمان ایرانی اثر شما، نخستین فصل مشترک تمام آن گفتهها و نوشتههاست که از یک سو زلفش گره میخورد به مقوله جایگاه و نقش ایرانیان در انتشار واقعه «غدیر خُم» و از سوی دیگر، رو شدن دست دشمنان و خدعهای که برای ترور نبی مکرم اسلام در سر داشتند و تاریخ شیعه و سنی بر وقوع آن گواهی داده است. این همه، بیش و کم در نهایت، با خُردهداستانها و خردهروایتهایی، فراز و فرود رمان «کتاب مخفی» را شکل میبخشند و سامان میدهند. با ایجاد همه این حس کنجکاوی برای مخاطبان، نیز برای آغاز گفتوگو، از زبان شما به بطن و متن این اثر ورودی داشته باشیم.
همانگونه که اشارت داشتید، «کتاب مخفی» داستانی است درباره مکتوب کردن فضایل امیرالمومنین(ع) که در واقعه «غدیر خُم» و قبل از آن توسط رسول خدا(ص) بیان شده بود؛ شخصی میآید اینها را مکتوب میکند. این کتاب که از اسرارِ مَگو پرده بردارد و با ذائقه و روحیه بعضی از اصحاب سازگار نبوده و مخالفتهایی با حضرت امیر(ع) داشته، سبب میشود تا سعی کنند کتاب و نویسندهاش (ماهان-قهرمان ایران این اثر) را از بین ببرند و حالا داستانهایی پیش میآید تا به انتهای داستان میرسیم که این کتاب به صحت و سلامت به سرزمین ایران میرسد.
ایکنا: برویم سراغ جمله پایانی شما، آنکه بیان داشتید و تاکید بر سرزمین ایران! به هر حال، نگارش آثاری بر بلندای اتفاقهای تقویمی و تاریخی، خاصه آنچه به تاریخ صدر اسلام بازمیگردد، عقبه پژوهشی بسیار دقیق و عمیقی است. اما جناب پورولی، خیلی صریح میپرسم، آیا عرض ارادت ایرانیان، خاصه شیعیان به حضرت امیر(ع) و همچنین نبی مکرم اسلام(ص)، سبب شده است تا شما قهرمانی به نام «ماهان» را در این میان بیاورید؟ یا چون شما ایرانی هستید و حال قلمتان را بر بلندای این اتفاق خاص، روایت فضایل حضرت علی(ع)، واقعه «غدیر خُم» و جنس روایتهایی که بر مدار حضرت ختمی مرتبت(ص) استوار کردید، سبب خلق یک قهرمان ایرانی مانند «ماهان» برای این رمان شده شده است؟ آیا به واقع در تاریخ صدراسلام، ما قهرمان ایرانی داریم که در این مسیر برای انتقال معارف و مبانی حضرت علی(ع) به داخل کشور ایران نقشی اینچنین داشته باشد؟ اصلا ساده و صریح؛ چه شد که «ماهان» خلق شد؟
اگر ما محور بحث را ایرانی بودن قرار دهیم، خوب، چه کسی بالاتر از جناب «سلمان فارسی» که رحمت و درود خداوند بر حضرت سلمان باد! ایشان ایرانی بودند و حضرات، او را «سلمان محمدی» هم نام نهاده و خطاب کردهاند.
ولی من بیشتر احساس کردم در خلق قهرمانی ایران مانند «ماهان»؛ برای مخاب ایرانی و فارسی زبان، ذائقه مخاطب این را میپسندد. شاید همین دلیل بشود بر این که کتاب بیشتر دیده شود، بیشتر خوانده شود و به این بهانه، معارفی که در کتاب هست نیز بیشتر خوانده و دیده شود. چون بیشتر احساس کردم که ذائقه مخاطب این مسئله را میپسندد؛ از این ترفند به نوعی استفاده کردم در خلق این شخصیت و انتهای داستان را بردیم به طرف سرزمین ایران.
ایکنا: جناب پورولی، در ادامه گفتوگو اگر موافق باشید، به سراغ روش تحقیق و آنچنان که عرض کردم و بیان فرمودید، بر بلندای دو واقعه مهم مد نظر رمان «کتاب مخفی» شما و گاه خُردهواقعههایی که به فراخور نیاز روایت رمان، پای آنها به فضای اثر شما باز میشود، برویم. مسئله «غدیر خُم» از یک سو، یعنی مقوله امامت و استمرار تفکر ولایتپذیری؛ از سوی دیگر، ترور و خدعهای که فرمودید که ذیل آن برخی از اصحاب، امامت مولا را برنمیتافتند و در نهایت برای ترور نبی مکرم اسلام(ص) نقشهای ریختند و این نقشه توسط «ماهان» (قهرمان رمان) کشف میشود و در ادامه، طراحی مسیری برای جلوگیری از حرکت «ماهان»؛ همه و همه، کار تحقیق و پژوهش این اثر را عمیق، شریف، نجیب و گاه حریف بازتاب میدهد. این پیشه و شیوه مداقه شما بر چه نمطی صورت گرفته است؟ تا چه حد و کجای این اثر، شما به خود و قلمتان اجازه ورود تخیل دادید که در نهایت، شمایل و تمامیت «کتاب مخفی» شما را رمان خطاب کنیم؟ چرا که میدانیم ذات خلق ادبیت رمان به ورود تخیل و جوشش قلم نویسنده استوار است و تاریخ اسلام و روایت وقایع آن، تخیل را در امر روایت برنمیتابند!
به حقیقت، این را توفیقی بر خود میدانم که سالها در حوزه امامشناسی و تاریخ اسلام کار کرده، مطالعه داشتهام و مطالعه میکنم؛ برای من چندان دور از ذهن نبوده و در این فضا، مطالعه و تحقیق و پژوهش داشتهام و هنوز هم دارم. لذا یکی از آن تحقیقها را، یکی از آن پژوهشها را که البته از مستندات تاریخی است و برای عموم مردم در دسترس هست و میتوانند به آن دسترسی داشته باشند، برداشتم و در قالب داستان سعی کردم گوشههایش را مطرح کنم.

اما اینکه اشاره داشتید تا کجا اجازه داریم تا از دامنه تخیل بهره ببرده و داستان را پیش ببریم، خوب، هر آنچه که مربوط به حجت خداست و امام معصوم است، ما مقید به این هستیم که همان را بیان کنیم؛ هرچه که حضرات فرمودند، هر فعلی، هر تقریری، هر قولی که دارند، همانجا، نه کم و نه زیاد. اما درباره شخصیتهایی که پیرامون حضرات میچرخیدند و زندگی میکردند، اصلاً میتوانیم شخصیتی خلق کنیم و شخصیت پروبال بدهیم؛ باز هم اگر بنا باشد تا آنها با امام معصوم تعاملی داشته باشند، باید این تعامل در متون تاریخی آمده باشد. من نمیتوانم چیزی را از خودم، از ذهنم، اسمش را بگذارم خلاقیت و بچسبانم به حجت خدا.
ایکنا: کماکان میخواهم بر همین اصل و مولفه روایتی شما تمرکز داشته باشم. جناب پورولی؛ از یک سو، شما اشارت داشتید که بخشی از افتخار خود را مطالعه، تحقیق و پژوهش در حوزه امامشناسی میدانید و از سوی دیگر؛ همه میدانیم و بر آن آگاه هستیم که گاه برخی از ناشران یا در مواردی به انتخاب خود نویسنده، وقتی که قرار است درباره تاریخ صدر اسلام یا یکی از ائمه اطهار(ع) یا شخص نبی مکرم اسلام(ص) کتابی منتشر کنند، پژوهشگرهایی مسلط به آن دامنه، چه بزرگوارانی ملبس به لباس مقدس روحانیت، چه فارغالتحصیلان دانشکده در حوزه فقه و علوم اسلامی را پای کار میآورند. چنین فرد یا افرادی در مسیر خلق رمان «کتاب مخفی» همراه شما به عنوان مشاور بودند یا شما تنها با استناد و اتکای خود به دامنه تحقیقهای شخصی، آنچنان که اشاره داشتید در حوزه امامشناسی، در مسیر خلق، تولدو نگارش این اثر همراه بودید؟
من بیشتر تکیه بر مطالعات خودم داشتم. حالا نمیدانم تا چه میزان میتوانم نقادانه و منتقدانه صحبت کنم…

ایکنا: در صورت مستند بودن، کلام و روایت شما در مسیر نقد باز و هموار است…
متأسفانه باید به این مهم اشاره کرد تا همگان آگاه باشند که حوزههای علمیه ما مبتنی بر نگاه و نگرش خاصی است. به بیان سادهتر، کارشناسان حوزه علمیه ما در حوزه فقه و اصول، درسها و علم خود را میآموزند؛ یعنی دروس علمی و مراتب علماندوزی آنها مبتنی بر احکام و اعتقادات است. اگر کسی بخواهد مطالعهای جدا از این چارچوب داشته باشد، باید در خارج از درسها و محیط حوزه، به قطع و یقین با راهنمایی و هدایت همان استادهای محترم و بزرگوار حوزه که من هم نزد همان بزرگان شاگردی کردم، به مسیر خود ادامه دهد.
با تاکید میگویم که در پاسخ به چنین مواردی، همان استادها به ما کتابهایی معرفی میکردند و هادی ما بودند. لذا از همین روی، بنا بر آنچه در ذهن برای شکل دادن به خلق ادبی و روایتی فارغ از چارچوب تدوینشده فقه و اصول در مورد ائمه اطهار(ع) و تاریخ اسلام در ذهن داشتم، خود به شخصه وارد مسیر تحقیق و پژوهش شدم.
در حوزههای علمیه، در مسیر خلق آثار ادبی، داستانی، رمان و روایی با اتکا به زیست، زمان، سیره، سلوک و رخدادهای مرتبط با هر کدام از بزرگان دین هدایتگر و مبین اسلام، از زمان حضرت ختمیمرتبت محمد مصطفی(ص) تا سلاله و استمرار مسیر ولایت و امامت ایشان توسط ائمهاطهار(ع)، افراد متخصص، مبرز و آشنا به این مسیر ادبیت و خلق ادبیات را چندان نمیتوانید پیدا کنید که به آنها دسترسی داشته باشید؛ منظورم افرادی در حوزههای علمیه است که در حوزه داستان، رمان و روایت ادبی به شکل تخصصی کار کرده باشند.
برای همین و بنابر آنچه ذکرش رفت، به شخصه بر دامنه مطالعه، تحقیق و پژوهش در این حوزه به شکل شخصی استوار بودم. وقتی عرض میکنم در این حوزه دست به مطالعه، تحقیق و پژوهش زدهام، درباره بازه زمانی حداقل 20 ساله صحبت میکنم، نه این که به عنوان مثال یک یا دو سال مطالعه داشته باشم. من متولد 1354 هستم و از 23 یا 24 سالگی پیمودن این مسیر تحقیقی و مطالعاتی را در حوزه امامشناسی آغاز کردم و به تقریب اصلیترین منابع شیعه را خواندم و هنوز هم در حال مطالعه و خواندن جمیع آثار هستم. اگر تعریف از خود نباشد نیز در مواردی از همین گونه از آثار، دستی بر تدریس هم دارم.
پس وقتی در این گفتوگو یا در مصاحبت یا دوستان نتقد ادبی و اهل قلم میگویم مطالعه، پشت این ادعا حداقل بیش از 20 سال مطالعه قرار گرفته است. به حتم در این زمینهها من نیز استادهایی داشتم، استادهای بزرگواری که بعضی از آنها حوزوی بودند، برخی دانشگاهی، هنوز هم مدیون آنها هستم، ولی بیشتر تکیه بر همین مطالعات 20 ساله خودم بوده است.
ولی چیزی که بخواهم ادعا کنم که خیال خود و مخاطبانم را راحت میکند، این است که من به متون مورد اعتماد شیعه مراجعه کردم؛ من به متونی مراجعه کردم که تمامی استادهای حوزه آن متون را تأیید میکنند.

ایکنا: شاید من در طرح پرسشم منظورم را درست عنوان نکردم؛ در عقبه پژوهش شما کوچکترین تردید و تشکیکی وارد نیست. منظورم این بود جناب پورولی، آنچه که شما نوشتید، قبل از این که به چاپ برسد، به عنوان نمونه چه از سوی خود ناشر، چه شخص شما، با توجه به این که به حتم و قطع در این مسیر بیش از دو دهه – حسب صحبت و کلام خوتان – با تعدادی از استادهای بلندنام که برخی از آنها در حوزه علمیه مشغول فعالیت هستند، این اثر را ارائه دادید تا نگاه آنها را جویا شوید؟ غرض از روایت نخستم نیز همین بود که قبل از انتشار رمان «کتاب مخفی»، آیا این اثر توسط بزرگوارانی روحانی و متخصص به علوم حوزی قرائت شده بود یا خیر؟
خیر؛ به شکل شخصی کتاب را به بزرگواری ندادم. چرا که میدانم با توجه به حساسیتهای «انتشارات جمکران»، گروه متخصصی که این نشر از حضور آنها به عنوان تیمهای کارشناسی، اتاق فکر، گروه ارزیابی، نظارت و کیفیتسنجی بهره میبرد.
به حتم و قطع وقتی نشر جمکران میخواهد هر اثری را چاپ کند، ابتدا متن آن اثر را به اشخاص معتمد و همکار خود با این نشر ارائه میدهد و بعد از تأیید آنها اقدام به چاپ کتاب میکند.
چون از نقطه نظر سپردن کتاب از سوی نشر جمکران به بزرگان علوم دینی، روایی، فقهی و حدیثی اطمینان کامل داشتم و از صحت آنچه روایت کردم اطمینان محض داشتم، کار دیگری را برای کیفیتسنجی این اثر و دیگر آثارم انجام میدهم آن است که متن این اثر و آثار دیگرم را برای مطالعه به چند دانشجو ارائه میدهم تا بخوانند تا پیش از چاپ از حیث کیفیت داستانی، ادبی، روایی و زبان اثر؛ نظر آنها را دریافت کنم و جویا شوم.
ایکنا: بار دیگر به رمان «کتاب مخفی» بازگردیم. اگر ما از شخصیت اصلی این رمان (ماهان) کمی عبور کنیم، خیلی راحت خودمانی بخواهم بگویم شاهد تقابلهای مختلف و متعددی میان شخصیتهای مثبت و منفی، شخصیتهایی که شاید بر مدار «قهرمان» یا «ضد قهرمان» آنها را خطاب میکنیم، هستیم. از سویی دیگر؛ بستر اجتماعی- سیاسی که شما به واسطه خلق روایت یا بازه زمانی تاریخی (صدر اسلام) به واسطه این اثر به من مخاطب معرفی میکنید، چه سالهایی که با «غدیر خُم» زلفش گره خورده، چه فصلی از روایتی که به دوران زیست نبی مکرم اسلام اشاره دارد، همه اینها در نهایت بازتابدهنده مولفهای است که وقتی مرا با موضوع قتل و ترور نبی مکرم اسلام(ص) همراه میکند، آن را به سادگی فراتر از یک روایت تاریخی در قامت نگاه رمان و داستان میپذیرم. میخواهم روایت و پرسش خود را بر قلم به غایت متفاوت، جذاب و متأثر از زبان امروزی جامعه به ویژه نسل جوان متمرکز کنم. با توجه به این که مخاطبان هدف اصلی شما آنگونه که اشاره داشتید نسل جوان هستند، آیا عامدانه واژگان و دایره منقاش این قلم را چنین جذاب و شفاف مبتنی بر زبان امروز نسل جوان قرار دادید؟ به گونهای که حتی در بخشهایی، گاه لغتهایی را میبینیم که مخلوق یک دهه اخیر زبان گفتار نسل امروز جامعه به شمار میروند. درباره خلق زبان و خلق شخصیتها توضیح بفرمایید؟
نخست آنکه؛ یکی از شاخصهای نویسندگی این است که نویسنده حداقل باید بتواند به زبان روز جامعه خود، آگاه و مسلط باشد. اینکه ذائقه مخاطبانش چه نوع ادبیاتی را میپسندد. دو دیگر آنکه؛ نویسنده فراتر از پسندِ مخاطب؛ خودش باید خالق باشد؛ واژههایی، جملاتی و تعابیری را به شیوهای مسلط از زبان امروز جامعهاش به بازه زماین خلق رمان و جهان داستانی خود ببرد. چون ممکن است که آن دنیا و آن فضای داستانی، مثل همین رمان «کتاب مخفی»، متعلق به 1400 سال قبل باشد.

بله؛ این امری بدیهی و الزامی است که آن ادبیات، آن زبان، آن اجتماع، باید با زبان امروز بیان شود؛ به گونهای که از یک سو؛ برای مخاطب، نچسب نباشد و او را دلزده نکند؛ و از سویی دیگر؛ باعث اُنس و صمیمیت مخاطب و ضامن ارتباطگیری او با اثر باشد.
ایکنا: پرسش پایانی من با توجه به اینکه چیزی قریب به پنج سال است که از انتشار رمان «کتاب مخفی» میگذرد، 17 بار تجدید چاپ شده و تجربه ترجمه به زبانهای دیگر را نیز داشته است؛ بازخوردهایی که تا به امروز، خاصه مخاطبان هدفتان، یعنی نسل جوان گرفتهاید چگونه بوده است؟ آیا فردی بوده که به عنوان مثال با شما از روی نقد صحبت کند، نه فقط فقط تعریف و تمجید؟
بله، به حتم و قطع چنین مخاطبهایی وجود داشتند. در کنار آنکه این امری بدیهی است که خود نویسنه در مواجهه با آثارش احساسهای متعددی دارد؛ اما منِ نویسنده نیاز دارم در کنار تعریفهایی که میشنوم و به من انرژی مثبت میدهد – از مخاطبان بیرونی به ویژه اگر اهل فن باشند یا حداقل کتابخوان حرفهای باشد، نکتههایی را مثبت یا منفی دریافت کنم. این شکل از نقدها و گفتهها، فارغ از «له» یا «علیه» بودنشان، بیتردید و به تحقیق به من کمک کردهو خواهد کرد.

خیلی از دوستان و مخاطبها نیز در مواجهه با رمان «کتاب مخفی»، به من محبت داشته و من به واقع از آرا و نظرهای آنها استفاده کردهام. حتی آنهایی که شمشیر را از رو میبندند، به نظرم دارند به اثر خدمت میکنند. من باید یک ذره بر عواطفم تسلط داشته باشم و حداقل بشنوم؛ سپس در آن خلوت خودم، به آنها بیاندیشم و ببینم کدامهایش میتواند یاریگر من برای بهتر شدن شیوه و پیشه هنر داستاننویسیام باشد و از آنها استفاده کنم.
سخن پایانی و عرض آخرم آنکه؛ کاشکی من هم بیان شیوای شما را داشتم؛ یعنی شما اینقدر استادانه محبت دارید، بیان شیوایی دارید، حسرت خوردم. سلامت باشید، انشاءالله که هر چقدر اگر قلم بنده خوب و نیک هست، خداوند به حق همین کارهایی که کردیم، همین زبان شیوای شما را هم به ما بدهد.
ایکنا- فروتنانه قدردان شما و بندهنوازی شما هستم. آرزوی صحت و سلامت برای شما و قوت و قوام برای قلمتان دارم.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


