امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 14 رجب 1447
شناسه خبر : 346970
  پرینت تاریخ انتشار : 02 ژانویه 2026 - 12:11 | 2 بازدید

علوم اسلامی میراث فرهنگی یک ملت است

عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره): 12 دی‌ماه، روز ارتحال آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى به‌عنوان روز علوم انسانی اسلامی نامگذاری شده است. علامه مصباح نقش برجسته‌ای در بنیانگذاری و گسترش این جریان علمی داشت و نامگذاری چنین روزی نشان‌دهنده اهمیت این دانش برای حیات جامعه بشری است. به همین مناسبت خبرنگار ایکنا از قزوین […]

علوم اسلامی میراث فرهنگی یک ملت است


عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره):

مهدی نوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)
12 دی‌ماه، روز ارتحال آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى به‌عنوان روز علوم انسانی اسلامی نامگذاری شده است. علامه مصباح نقش برجسته‌ای در بنیانگذاری و گسترش این جریان علمی داشت و نامگذاری چنین روزی نشان‌دهنده اهمیت این دانش برای حیات جامعه بشری است. به همین مناسبت خبرنگار ایکنا از قزوین با مهدی نوریان، دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) در خصوص علوم اسلامی گفت‌وگویی کرده است که در ادامه آن را می‌خوانیم؛  

 

ایکناـ در ابتدا علوم اسلامی‌ را تعریف کنید تا مقدمه‌ای برای پرسش‌های بعدی باشد.

مطلب در این خصوص بسیار است، اما می‌توان از زاویه میراثی موضوع را مورد بررسی قرار داد. دانش بشری به‌عنوان محصول فکری اوست که می‌تواند منشأ تجربی یا تأملی داشته باشد و با آموزش یا روایتگری از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. چنین روندی به‌عنوان آموخته‌های انتقال یافته بشر به‌شمار آمده و ذیل عنوان میراث فرهنگی قرار می‌گيرد.

 

علوم اسلامی نیز از آن جهت که جنبه میراثی دارد عبارت از مجموعه‌ای از دانش‌هایی است که یا از اساس در متون و آموزه‌های اسلامی (قرآن و سنت) ریشه دارند یا در بستر تمدن اسلامی توسعه یافته‌اند. این علوم به ۲ دسته کلی عقلی و نقلی تقسیم می‌شوند. علوم عقلی همچون فلسفه و حکمت اسلامی و علوم نقلی همچون تفسیر و حدیث و فقه هستند. البته مصادر اسلامی علم و دانش را در معانی مختلف و بعضاً متفاوتی به‌کار برده‌اند، اما آنچه بتوان در یک تعریف شرح‌الاسمی و صرفاً برای تقریب به ذهن‌ آورد، همین بیان است. 

 

ایکناـ با توجه به همین زاویه دید، توجه به علوم اسلامی چه ضرورتی می‌تواند داشته باشد؟

 

پرسش دقیقی است. با توجه به همین معنای شرح‌الاسمی که از علوم اسلامی ارائه شد، پرسش از ضرورت توجه به آن نیز مفید خواهد بود، چرا که ممکن است مخاطب بگوید اگر دانش محصول تفکر بشری است چه لزومی دارد که ما آن را از مصادر اسلامی دریافت کنیم تا بعد مجبور باشیم قیدی در عنوان آن قرار دهیم و بگوییم علوم اسلامی. مگر علم قابلیت انشقاق به اسلامی و غیراسلامی را دارد؟ این مطلب اولاً بازگشت به همان اختلاف مفهومی از علم دارد که در پرسش اول گفته شد، چرا که در بعضی اسناد اسلامی هر چیزی ذیل علم قرار نمی‌گیرد. برای نمونه برخی شاید تجربه بشری را اساساً دانش ندانند هر چند این مطلب خودش اول بحث و تردید هم هست، اما به هر حال موضوعی قابل بحث و بررسی است. ثانیاً اگر ما بخواهیم مطلب را خیلی هم تخصصی نکنیم و عامیانه‌تر توضیح دهیم می‌توانیم یک زاویه عام‌تری به بحث بدهیم و آن اینکه آیا مقصود از دانش اسلامی تولیدات فکری مسلمانان است یا چیزی بیش از این در مفهوم علوم اسلامی مقصود بوده است؟ 

 

شاید اگر به نکته دوم توجه شود و به اختلافاتی که در این خصوص قابل طرح و بحث است عنایت کافی شود، پاسخ ضرورت توجه به علوم اسلامی هم داده شود. در اینجا ذکر نکته دیگری راهگشا است. جهان معاصر با توجه به توسعه‌یافتگی، حرکت توسعه‌ای جوامع بشری، اقتضای ارتباط میان‌نسلی، حفظ هویت فرهنگی و پاسخ به چالش‌های نوین جوامع اسلامی، چنین می‌طلبد که مسلمانان در حل نظام مسائل خود از رویکرد درون‌گرایانه غفلت نداشته باشند، چراکه پاسخی می‌تواند مفید باشد و مسئله را به نحو مناسبی حل کند که ناظر به شرایط محیط فرهنگی و اجتماعی باشد و از آنجا که در علوم اسلامی به این نکته توجه دقیقی شده است، پاسخ از طریق علوم اسلامی می‌تواند پاسخی مناسب‌تر باشد؛ بنابراین از این جهت شاید بتوان توجه خاص اندیشمندان به علوم اسلامی را ضروری تلقی کرد. ضمن اینکه علوم اسلامی به‌عنوان میراث فرهنگی یک ملت نیز به‌شمار می‌رود و از این جهت حفظ و پاسداری از آن نگهبانی از میراث معنوی جامعه اسلامی نیز به شمار آمده و ضرورت دارد.

 

همچنین از آنجا که پاسخ به سؤالات مطرح در نظام مسائل جامعه اسلامی ضرورتاً باید ناظر به شرایط و تحولات روز باشد و این روزآمد بودن نیز مقتضی نقد و بررسی‌های جدیدی است که لازمه آن توجه دقیق به ظرائف این علوم را می‌طلبد، بنابراین از جهت به‌روزرسانی این علوم نیز توجه و تلاش مضاعف در ارتباط با علوم اسلامی ضروری است.

 

ایکناـ به نظر شما علوم اسلامی در دنیای امروز چه جایگاهی دارد؟

 

در دانشگاه‌های معتبر جهان مانند هاروارد، آکسفورد و لیدن رشته‌هایی مانند «مطالعات اسلامی» تعریف شده که دانشگاهیان از طریق تحصیل و تدریس در این رشته‌ها به مطالعه متون، تاریخ و فلسفه اسلامی می‌پردازند. این مطالعات اغلب رویکردی تاریخی-انتقادی دارند. از نمونه‌های دیگر این مراکز می‌توان به مراکزی همچون «مؤسسه مطالعات فرهنگ و دین اسلام» در دانشگاه گوته فرانکفورت اشاره کرد که در آن به تحقیق در میراث علمی تمدن اسلامی می‌پردازند، بنابراین از جهت توجه مراکز روزآمد علمی جهان به علوم اسلامی نیز این علوم از جایگاه مناسب و رفیعی برخوردار هستند.

 

علوم اسلامی علاوه بر اهمیت روش شناختی و فرهنگی ـ تمدنی از تأثیرگذاری اخلاقی-اجتماعی نیز برخوردار هستند، بنابراین از این جهت نیز توجه به آن و گسترش آن ضروری به نظر می‌رسد.

 

ایکناـ در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده بفرمایید.

 

آنچه بیان آن ضروری به نظر می‌رسد این است که بحث از علوم اسلامی بدون توجه به تعریف علم در اسناد اسلامی بحثی کامل و دقیق نخواهد بود. از این جهت و با توجه به اختلافی که در تعریف علم مطرح است نکات و ظرائف بیشتری قابل بیان است که لازم است در فرصتی دیگر به تفصیل به آن پرداخته شود، بنابراین مطالبی که در این خصوص گفته شد صرفاً ناظر به علوم اسلامی از زاویه میراثی نه از زاویه دانشی بود، چراکه اگر بخواهیم با این رویکرد به بررسی علوم اسلامی بپردازیم فرصت دیگری لازم است. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.