امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 14 رجب 1447
شناسه خبر : 346961
  پرینت تاریخ انتشار : 02 ژانویه 2026 - 11:27 | 3 بازدید

مرگ پارسایان از منظر امام علی(ع) در نهج‌البلاغه 

حجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: امیر مؤمنان(ع) در بیان فضیلتی از پارسایی فرمود: «وَلَوْلَا الْأَجَلُ‌الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ‌تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى‌‌الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ‌الْعِقَابِ؛ و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدر فرموده، […]

مرگ پارسایان از منظر امام علی(ع) در نهج‌البلاغه 


حجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامیحجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: امیر مؤمنان(ع) در بیان فضیلتی از پارسایی فرمود: «وَلَوْلَا الْأَجَلُ‌الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ‌تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى‌‌الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ‌الْعِقَابِ؛ و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدر فرموده، روح‌شان به شوق ديدار حق، به اندازه برهم زدن چشمی، در بدن‌‌هایشان به شوق ديدار بهشت و ترس از عذاب آرام نمی‌گرفت.»

پارسایان چون‌ از مرگ آگاه‌اند و آن‌ را پل به دار بقا دانند، نه‌تنها مرگ بر اندوه و رنج‌شان نمی‌افزاید بلکه بال پرواز دهد و شوق انگیزد. چون آن را انتقال از گلشن دنیا به گلشن عقبی و لقاء‌الله دانند.

«از جان‌‌ چرا‌ گریزیم‌ جان‌است جان‌‌سپردن/ وز‌ کان‌‌ چرا‌ گریزیم‌ کان‌‌ زر است‌‌ مردن

چون‌‌‌زین‌ قفس‌‌پرستی‌‌ در گلشن‌ است‌ مسکن/ چون‌این‌صدف شکستی چون‌‌گوهر‌ است‌‌ مردن».

از این‌رو ارواح‌‌شان مشتاق و مهیای پرواز به‌‌ جنت‌ لقاست. چنان‌ که پیامبر(ص) فرمودند: «أَنْبِیَاءُ‌اَللَّه لاَیَمُوتُونَ بَلْ یُنْقَلُونَ مِنْ‌دَارٍ إِلَی‌دَارٍ؛ پیامبران موت ندارند بلکه انتقال و کوچ دارند»، این اشتیاق میوه معرفت باشد، هر‌که از این میوه خورد و نفس از آلودگی‌ها بزداید، قلبش از اغیار تهی شود و سبک‌بال مشتاق پرواز به جنت رضوان‌ شود تا در شراب طهور و بوستان کرامت‌ محبوب آرام بگیرد.

در سایه این‌ معرفت است که ارواح بی‌قرارشان راضی به قضای‌الهی و جان ستاندنش را شیرین شود.

«چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن/ با تو زجان شیرین شیرین‌تر است‌ مردن»، به‌ قضای الهی که اصل‌ و سنت غیر‌قابل تغییر و جاری در هستی است، باور دارند که مرگ فرجام‌ محتوم آدمی‌ است و تنها در دار بقا مرگِ مرگ فرارسد و آدمی در جهان خُلد وارد می‌شود و آن‌چه قابل تغییر تقدیر باشد اما از مرگ‌ که قضای الهی است، گریزی نیست بنابرین فرمودند: «وَلَوْلَا‌‌ الْأَجَلُ‌الَّذِي كَتَبَ‌اللَّهُ عَلَيْهِمْ»، اگر این نگاه حاکم شود، مرگ نه‌تنها تلخ نباشد بلکه‌‌ شوق‌انگیز خواهد بود، چون دیدار دوست باشد.‌ چنان‌که خداوند تمنای آن را نشان صداقت‌ در دوستی‌ خویش دانسته و به پیامبرش امر می‌کند تا اعلام بدارد، اگر مدعی‌ صادق دوستی با خداوند هستید، تمنای مرگ کنید: «قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ؛ بگو اى كسانى كه يهودى شده‏ ايد اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس اگر راست مى‏ گوييد درخواست مرگ كنيد.»(سوره جمعه/آیه 6).

در احوال‌ ابراهیم‌ خلیل نقل است، وقتی ملک‌الموت خود را به او عرضه کرد، گفت: «فهل رأیت‌ُ خلیلاً یُمیت خلیلَه» و جواب شنید که «هل رأیتَ حبیباً یکره لقاء حبیب،انّ‌ الحبیب یُحب لقاء حبیبه». در فرازین این نگاه، حبیب خدا قرار دارد، آن هنگام که حضرت جبرئیل به امر خداوند مأمور شد تا به محضرش‌‌ تشرف یابد و مخیرش کند بین شفا و اقامت یا کوچ و رحلت، فرمودند: «لا، مع‌الرّفیق‌ الاعلی؛ نه ماندن نخواهم، رفتن به سوی رفیق اعلی بعنی خدای محبوب را طالبم.»

خداوند در اندیشه پیامبر(ص)، رفیق اعلی است و لذا محضرش محبوب و شوق‌انگیز باشد. بر این اندیشه، مرگ اسباب ملاقات دوست است بنابراین فرمودند، روح‌شان در آتش این عشق بی‌قرار است. این شوق با تهذیب و طهارت نفس فراهم آید. بدین جهت نگرانند که در ادامه حیات، آلوده شوند و انبان سفر به گناه پُر شود و عاقبت بال‌ شکسته و جان رهیده از حق، زمین‌گیر شده و توفیق پرواز میسر نشود و به جای بهشت رضوان به جهنم سوزان گرفتار آیند چون‌ آدمی خود با کِشتِ بدی و گناه، عقاب و آتش در‌آخرت بِدَرَد.

پارسایان چون از مرگ آگاه‌اند و هم جان آزاد دارند، آزاد از همه محبوب‌ها، دل به لقای حق پیوند زدند و در انتظار عروج بی‌قرارند و مرگ‌شان را رحمت و پلی به سوی محبوب دانند، چنان‌که حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا فرمود: «صَبْراً بَنِي الْكِرامِ، فَمَا الْمَوْتُ إِلاّ قَنْطَرَةٌ تَعْبَرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤُسِ وَ الضَّرّاءِ إِلَى الْجِنانِ الْواسِعَةِ وَ النَّعيمِ الدّائِمَةِ؛ اى فرزندان بزرگوار! صبر پیشه کنید، زیرا مرگ جز پلى نیست که شما را از رنج و سختى به بهشت برگزیده و نعمت همیشگى عبور مى دهد».

در این بیان نورانی مرگ به پل تشبیه شده است برای ورود به عالم دیگر، بنابراین پارسا چون صادق در دلدادگی به حق و بر مرگ آگاه‌ است، آن را لقای حق می‌داند و مرگ برایش شیرین است و جان‌شان را در آتش عشق دیدار حق مشتعل می‌سازد. از این‌رو پیامبر(ص) فرمودند: «من‌ احرق به نارالعشق، فَهُوَ شَهِیدٌ وَ مَن قتِل فی‌ سَبیلِ اللَهِ، فَهُوَ شَهِیدٌ؛ کسی که به آتش عشق بسوزد، شهید است چنان‌که کشته در راه خدا شهید باشد.

این آتش عشق، طاهر و صافی‌ جان و روح باشد، همانند شهید معرکه که قبل شهادت دل از غیر کنده و با شرکت در جهاد ریسمان تعلق گسسته و به حبل محکم محبوب آویزد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.