امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 13 رجب 1447
شناسه خبر : 346860
  پرینت تاریخ انتشار : 01 ژانویه 2026 - 20:17 | 2 بازدید

وعده‌های قرآنی و خوانش تاریخی وقایع بیت‌المقدس

به گزارش ایکنا از خراسان‌رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، در نشستی که محتوای آن از کانال‌های مجازی منتسب به این مفسر قرآن کریم منتشر می‌شود، با موضوع «قانون خداوند در باب طغیان و سرکشی انسان‌ها»، اظهار کرد: مرور تاریخ نشان می‌دهد که فتح بیت‌المقدس به دست مسلمانان در دوره خلیفه دوم رخ داده و پس […]

وعده‌های قرآنی و خوانش تاریخی وقایع بیت‌المقدس


محمدعلی انصاری صاحب تفسیر مشکاة

به گزارش ایکنا از خراسان‌رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، در نشستی که محتوای آن از کانال‌های مجازی منتسب به این مفسر قرآن کریم منتشر می‌شود، با موضوع «قانون خداوند در باب طغیان و سرکشی انسان‌ها»، اظهار کرد: مرور تاریخ نشان می‌دهد که فتح بیت‌المقدس به دست مسلمانان در دوره خلیفه دوم رخ داده و پس از آن نیز درگیری‌ها و تحولات مختلفی در دوره امویان و عباسیان به وقوع پیوسته است؛ اما هیچ‌یک از این حوادث، از نظر شدت، گستره و ابعاد تخریب، قابل قیاس با آنچه قرآن ترسیم می‌کند نیست. قرآن تصریح می‌کند که جریان دوم نه‌تنها هم‌سنگ جریان اول، بلکه شدیدتر، خشن‌تر و سهمناک‌تر از آن است؛ جریانی که با ویرانی گسترده، قتل‌عام عمومی و زیرورو شدن کامل بیت‌المقدس همراه بوده است. چنین ویژگی‌هایی در حوادث پس از اسلام مشاهده نمی‌شود و این وقایع هرگز به سطح و اندازه رخدادهای نخست، یعنی تسلط بابلیان و سپس رومیان، نمی‌رسد.

وی ادامه داد: از این رو، به نظر می‌رسد نیازی به انتقال تفسیر این آیات به دوره‌ای پس از عصر اسلام نیست و می‌توان همان دو رخداد تاریخیِ مورد اشاره قرآن را پذیرفت؛ یعنی دو سلطه بزرگ بابلی و رومی، با تمام شواهد تاریخی و گزارش‌هایی که قرآن نیز به‌گونه‌ای به آن‌ها اشاره دارد. برخی آراء تفسیری که احتمال می‌دهند این آیات ناظر به حوادث دیگری در طول تاریخ یهود باشد، قابل طرح است، اما دلیلی قطعی برای عدول از تفسیر تاریخیِ روشن آیات وجود ندارد.

صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد: در عین حال، آنچه در قرن بیستم و در جریان جنگ جهانی دوم رخ داده، هر مقدار که از نظر تاریخی قابل اثبات باشد، و نیز مجموعه حوادثی که در طول تاریخ، چه در صدر اسلام و چه پس از آن، بر جامعه یهود گذشته است، همگی می‌توانند در چارچوب سنت‌های الهی مورد بررسی قرار گیرند. افزون بر این، آنچه امروز در قالب طغیان‌گری و فساد جریان صهیونیسم به‌عنوان یک گرایش سیاسی منحرف و نه یک دین مشاهده می‌شود، طی بیش از هفت دهه، منطقه خاورمیانه را دچار ناامنی و بحران کرده و مجموعه‌ای از جنایات را رقم زده است که از حیث «علو و فساد»، به‌روشنی با توصیف قرآنی هم‌خوانی دارد و ننگ آن بر دامان بشریت و حامیان این جریان باقی مانده است.

انصاری افزود: در پاسخ به این احتمالات، خود قرآن مسیر را روشن کرده است. قرآن پس از بیان تحقق دو وعده، می‌فرماید: «عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا»؛ یعنی سنت الهی بر این است که رحمت الهی بر غضب پیشی دارد. چنان‌که در تعابیر نورانی امام سجاد(ع) آمده است، رحمت خداوند شتابان به سوی بندگان می‌آید، در حالی که غضب الهی چنین سبقتی ندارد. این قاعده کلی الهی است: بازگشت به رحمت، مشروط به ترک طغیان و فساد است؛ و اگر بازگشت به سرکشی رخ دهد، بازگشت غضب الهی نیز قطعی خواهد بود.

وی عنوان کرد: این منطق، یک قضیه شرطی است که می‌تواند مصادیق تاریخی فراوانی داشته باشد؛ نه‌تنها درباره بنی‌اسرائیل، بلکه درباره همه ملت‌ها. قرآن اساساً تاریخ بنی‌اسرائیل را نقل نمی‌کند تا صرفاً یک گزارش تاریخی ارائه دهد، بلکه هدف، تبیین سنت‌ها و قواعد ثابت الهی در تعامل با جوامع انسانی است. سنت‌هایی که تغییرناپذیرند و در هر عصر و زمانی جاری می‌شوند.

صاحب تفسیر مشکاة در ادامه گفت: در همین چارچوب، برخی متون روایی تفسیری ذیل این آیات، اشاراتی به قیام و ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) دارند. هرچند درباره سند و درجه اعتبار این روایات، بررسی‌های دقیق درایه‌ای لازم است، اما اصل این اشارات نیز در چارچوب همان قانون کلی الهی قابل فهم است؛ قانونی که می‌گوید هرگاه فساد به اوج برسد، بازگشت قدرت الهی حتمی خواهد بود.

انصاری افزود: بر همین اساس، امید می‌رود که ملت‌های مظلوم، به‌ویژه مردم فلسطین و لبنان، مشمول یاری الهی شوند و مصداق «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ» تحقق یابد؛ چه بسا این وعده الهی حتی پیش از ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) نیز مصادیقی عینی پیدا کند.

وی تصریح کرد: در نهایت، قرآن با تأکید بر این سنت الهی، هشدار می‌دهد که رابطه خداوند با بندگان، رابطه‌ای دوسویه است: اگر بندگان بازگردند، رحمت بازمی‌گردد و اگر روی‌گردان شوند، نتیجه آن بازگشت به محدودیت، حبس و سقوط است. از همین رو، جهنم به‌عنوان «حصیر» معرفی می‌شود؛ نماد حبس و محدودیت، در مقابل بهشت که مظهر رهایی، وسعت و آزادی مطلق است.

صاحب تفسیر مشکاة ادامه داد: این آیات، در مجموع، یک هشدار تربیتی و معرفتی جدی برای همه جوامع، از جمله مسلمانان است؛ هشداری که تأکید می‌کند هیچ امتی، صرف‌نظر از نام و عنوان، در برابر سنت‌های الهی مصونیت ندارد و بقای عزت یا سقوط، در گرو عملکرد و رفتار جمعی انسان‌هاست.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.