سردار سلیمانی نمونه متجلی ارزشهای هویتبخش انقلاب اسلامی است
بازتاب وجوه کمتر گفته شده سردار دلها در گفتوگو با ایکنا: در میانه گردباد تاریخ، آنجا که هر ملتی با خشتهای وجود رادمردان و شیرزنانش، دیوارهای استوار هویت خویش را میسازد، ضرورتی ژرف و ناگزیر رُخ مینماید؛ ضرورت ثبت روایت قهرمانانه. این ثبت، تنها گردآوری خاطرهها نیست؛ نقش زدن بر تارک زمان است، تا آیندگان […]
بازتاب وجوه کمتر گفته شده سردار دلها در گفتوگو با ایکنا:
در میانه گردباد تاریخ، آنجا که هر ملتی با خشتهای وجود رادمردان و شیرزنانش، دیوارهای استوار هویت خویش را میسازد، ضرورتی ژرف و ناگزیر رُخ مینماید؛ ضرورت ثبت روایت قهرمانانه. این ثبت، تنها گردآوری خاطرهها نیست؛ نقش زدن بر تارک زمان است، تا آیندگان در پرتو آن، راه را از چاه بازشناسند.
سرزمین کهنمان، ایران؛ با تار و پودی از حماسه و عرفان، ایثار و مقاومت، در دل خود چهرههایی پرورده که نامشان با تاریخ معاصر این ملت گره خورده است. و در این میان، روایتِ آنانی که در کورهراههای سخت دفاع مقدس هشت ساله، همپای عشق، خون دادند تا خاک، خاک بماند و نام، نام، بسی فراتر از یک وظیفه تاریخی است؛ تکلیفی اخلاقی و میثاقی نانوشته با فردای این مرز و بوم است.
دفاع مقدس، تنها یک جنگ تحمیلی نبود؛ حماسه تجلی اراده ملتی بود که در سایه ایمان، از خاک خود چون جان حراست کردند. اما پایان جنگ، پایان ایثار نبود. بسیاری از همان قهرمانان دیروز، در میدانهای دیگری حاضر شدند تا امنیت، استقلال و اقتدار ایران را پس از جنگ نیز بیمه کنند؛ در سکوت خدمات اداری، در تلاشهای علمی، در عرصههای فرهنگی و اجتماعی. آنها ثابت کردند که قهرمانی، منحصر در میدان رزم نیست؛ در وفای به عهد است، در استمرار خدمت.
از این روی، ثبت زندگینامه و خلق آثار داستانی از این چهرهها، تنها پاسداشت گذشته نیست، بلکه ساخت بنیانهای الگویی برای امروز و فرداست. اما نکته اینجاست؛ آیا روایت ما از این قهرمانان، جامع و تمامقد است؟ آیا ما، آنها را تنها در جامه رزم میبینیم و از ابعاد دیگر هستیشان غافل میمانیم؟
یک قهرمان ملی، پیش از هر چیز، یک انسان است؛ با همه پیچیدگیها، لطافتها، دغدغهها و علائقش. او نیز عاشق شده، دلشکسته، شعر خوانده، با طبیعت خلوت کرده، برای آینده فرزندانش اندیشیده و شاید در سکوتی عمیق، با خدا رازها گفته است. پرداختن صرف به وجوه نظامی و رزمی، اگرچه ضروری است، اما تصویری تکبعدی و ناقص ارائه میدهد. برای آنکه الگویی زنده، باورپذیر و تأثیرگذار به نسل نوجوان و جوان معرفی کنیم، باید او را در تمامیت انسانیاش بنگریم.
این درست همان بزنگاهیست که رسالت نویسنده و هنرمند، خطیرتر میشود؛ کندوکاو در ژرفای زندگی این افراد، روایت مهربانیهای آنها، شکستها و پیروزیهای درونیشان، و آن وجوهی که در پس پرده افتخارات رسمی، پنهان مانده است.
نمونۀ اعلای این حقیقت، شخصیت کمنظیر سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است. او برای ملت ایران، تنها یک فرمانده نظامی کارآزموده نبود؛ نماد اقتدار، امنیت و عزتی بود که مرزهای جغرافیایی را درنوردید و در دل مستضعفان منطقه تابید. نقش او در مقابله با دشمنان ایران در فراسوی مرزها، فصل نوینی از دفاع مقدسی گسترده را گشود. اما آیا او فقط سردار میدان نبرد بود؟
گزارشهای پراکنده از محبت بیمنتش به یتیمان، از اشکهایش در زیارت، از صبرش در برابر مشکلات، از تواضع مثالزدنیاش در برخورد با مردم عادی، و از دغدغههای فرهنگی و اجتماعیاش، همه حکایت از ابعادی فراتر از یک چهرۀ نظامی دارد.

برای تبدیل شدن سردار سلیمانی به الگویی جامع و اثرگذار برای نسل نوجوان، ضرورت دارد نویسندگان و هنرمندان، دوربین قلم و نگاه خود را به این وجوه کمتر پرداختشده معطوف کنند؛ به سپهبد سلیمانیِ عارف، سردار سلیمانیِ پدرگونه، حاج قاسم سلیمانی دغدغهمند مسائل فرهنگی و اخلاقی جامعه. اینگونه است که الگویی ساختنی و ملموس، جایگزین تصویری دور و دستنیافتنی میشود.
برای واکاوی دقیق این ضرورت و نیز آسیبشناسی آثار تولیدشده در حوزۀ زندگی و شخصیت سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی و دیگر قهرمانان ملی، چه کسی شایستهتر از کسی که خود درک و دریافتی نزدیک و عمیق از این عرصه دارد؟ محسن مؤمنیشریف، مدیر خوشنام فرهنگی و نویسندهای صاحبقلم و آشنا با فضای جبهه و فرهنگ مقاومت، که ارتباطی نزدیک و دیرینه با سردار سلیمانی و ابعاد فرهنگی و شخصیتی او داشت، گزینهای ایدهآل برای چنین گفتگویی است.
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از این نویسنده و مدیر فرهنگی که تقریظ رهبری معظم انقلاب را بر اثر جاودانش؛ «در کمین گل سرخ»، روایت داستانی و زندگینامهای از «صیاد دلها»، امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بخشی از افتخاراهای قلمش میبیند، طی گفتوگویی صریح و بیپرده خواسته تا از زاویهدید یک هنرمند و مدیر فرهنگی، درباره چهرههای کمتر گفتهشدۀ سردار، وجوه انسانی و عرفانی او، و نیز کاستیها و قوتهای آثاری که تاکنون با محور «سردار دلها» خلق شده است، سخن بگوید.
این گفتوگو میتواند چراغی فراروی نویسندگان نسل جدید باشد تا روایتهایی کاملتر، اثرگذارتر و ماندگارتر از قهرمانان این سرزمین بیافرینند؛ روایتهایی که نه فقط جنگاوری، که فرزانگی، مهربانی و ایمان آنها را نیز برای فردای ایران به ارث میگذارد.
بیتردید، تا زمانی که روایت قهرمانانه ما، ناتمام و تکبعدی بماند، الگوسازی برای نسل آینده ناقص خواهد بود. اینک وقت آن است که قلمها را تیزتر کنیم و نگاهها را عمیقتر؛ تا حماسه، در زندگی جاری شود و قهرمان، در جامه یک انسان کامل، برای همیشه در قلب تاریخ، ادبیات و به ویژه ادبیات دفاع مقدس این مرز و بوم جاودانه گردد.
در ادامه این گفتوگوی صریح و بیپرده؛ مهمان چشمان شما خوانندگان ایکنا خواهد بود.

ایکنا- آقای مؤمنیشریف، شما در کنار سابقه موفقیت مدیریت فرهنگی، از نویسندگان صاحبقلم و دارای امضای خود در عرصه ادبیات دفاع مقدس ومقاومت هستید و حتی یکی از آثار شما (کتاب «در کمین گل سرخ»، زندگینامه داستانی شهید صیاد شیرازی)، تقریظ مقام معظم رهبری را نیز بر پیشانیاش شاهد است. فارغ از آن با تنی چند از فرماندهان شهیر نیروهای مسلح کشورمان نیز به سبب همان سابقه مدیریتی ارتباط نزدیک کاری، حرفهای و فرهنگی داشتید از جمله سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی؛ برای آغاز گفتوگو پیرامون وجوه فرهنگی، کمتر شناخته و بازتاب داده شده سردار دلها، از چگونگی اولین برخورد و آشنایی خود با سردار حاج قاسم سلیمانی بگویید. این آشنایی در چه شرایطی و چگونه رقم خورد؟
اولین مواجهه من با این بزرگوار به زمستان سال 1375 بازمیگردد. آقای مرتضی سرهنگی؛ نویسنده شهیر و مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، با من تماس گرفتند و گفتند فردا مهمانانی از کرمان نزد ما خواهند آمد که قصد مشورت درباره برگزاری کنگرهای دارند.
در آن جلسه، سه نفر حضور پیدا کردند. نفر اول، سرداری به نام «قاسم سلیمانی» بودند که من تا آن روز نه نامی از ایشان شنیده بودم و نه تصویری دیده بودم. نفر دوم، آقای جعفری، مدیرکل ارشاد استان کرمان و نفر سوم، سرهنگ گلسرخی از همکارانشان بودند.
محور صحبتهای سردار سلیمانی در آن جلسه بر این مهم استوار بود: «ما قصد داریم کنگره سرداران لشکر ثارالله و شهدای کرمان و سیستان و بلوچستان را برگزار کنیم. به خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم. برنامههایمان را گفتیم و عرض کردیم که میخواهیم درباره فرماندهان شهید کتاب منتشر کنیم.» ذکر این نکته ضروری است که در آن زمان، «حاج قاسم»، فرماندهی لشکر ۴۱ ثارالله را بر عهده داشتند.
ایکنا- یعنی در همان ارتباط و آشنایی اولیه؛ نخستین ارتباط و فصل مشترک آغاز همکاریهای فرهنگی شما، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری با سردار حاج قاسم سلیمانی شکل گرفت؟
در آن جلسه مشخص شد که پیونددهنده این ارتباط، مقام معظم رهبری بودهاند که حوزه هنری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت را به سردار سلیمانی معرفی کرده بودند. ما نیز با آغوش باز این پیشنهاد همکاری را پذیرفتیم و کار به سرعت آغاز شد. در حین همان گفتوگوهای اولیه، تبادل اطلاعات جالبی بین سردار سلیمانی عزیز و آقای سرهنگی درباره شهید والاقدر، زندهنام «حسن باقری»، صورت گرفت که دوست مشترک هر دوی آنها محسوب میشد.
همانطور که میدانید «شهید حسن باقری» پیش از شهادت، روزنامهنگار بودند و در روزنامه جمهوری اسلامی با آقای سرهنگی همکاری داشتند. از این تبادل نظر، برای من روشن شد که سردار سلیمانی به شکل قابل توجهی تحت تأثیر شهید باقری قرار داشتهاند و شاید بتوان گفت که یکی از معلمان و الهامبخشهای ایشان، همین شهید بزرگوار بودهاند.
باید اضافه کنم که به نظر من، کسی که استعداد و ظرفیت سپهبد شهید، سردار سلیمانی را در میدان جنگ کشف کرد، همان شهید حسن باقری بود. شهید باقری در زمان دفاع مقدس، فرمانده قرارگاه و اطلاعات عملیات سپاه بودند و در جریان یکی از عملیاتها با سردار سلیمانی مواجه شده و به ایشان علاقهمند میشوند. به عقیده من، شهید باقری خود از چهرههای کمترشناختهشده و تأثیرگذار است و شاید بتوان گفت که او نیز حاج قاسم دیگری بود. نقش ایشان در تغییر سرنوشت دفاع مقدس و تبدیل رویکرد نیروهای ما از حالت انفعالی به فعال و هجومی، نقشی بیبدیل بود.

ایکنا- نکته جالب و کمتر بیانشدهای از زبان شما عنوان شد جناب مومنیشریف! ممکن است کمی بیشتر درباره این حمایت و کشف استعدادِ سپهبد شهید، حاج قاسم سلیمانی توسط شهید باقری، به چه صورت یا در چه موقعیتی شکل گرفت؟
در راستای توضیح بیشتر برای کشف سردار سلیمانی توسط شهید حسن باقری، باید به این نکته اشاره کنم که اگر حمایت ایشان نبود، ممکن بود پس از «عملیات فتحالمبین»، سردار سلیمانی را عوض کنند.
ماجرا از این قرار بود که «قرارگاه قدس» چندین لشکر داشت و عملکرد بعضی از آنها در آن عملیات، به ویژه در مواجهه با پاتکهای سنگین عراق، آنچنان که انتظار میرفت با توفیق چشمگیر همراه نبود. تیپ تحت فرماندهی «حاج قاسم» نیز در زمره یکی از همان یگانها بود. البته آنچه گفتم بر ارزیابی اولیه در مورد روشها، نقشههای تاکتیکی و راهبردی (استراتژیک) میدان نبرد متمرکز بود. در ارزیابیهای اولیه الزاما تمام اتفاقات به تصمیمهای فرمانده بازنمیگردد؛ گاهی عوامل مربوط به طرف مقابل است، همانطور که اگر خاطرات شهید صیاد شیرازی را بخوانید، به چنین مواردی برمیخورید.
نتیجه این حمایت و دفاع شهید باقری را به وضوح در عملیاتهای بعدی، به ویژه در «عملیات والفجر ۸» و آزادسازی فاو مشاهده کردیم. در آنجا بود که «لشکر 41 ثارالله» تحت فرماندهی حاج قاسم درخشید و نگاهها به کلی سمت ایشان و نبوغ ذاتی جنگاورانه ایشان معطوف شد. پس از آن نیز همه میدانیم که در «عملیات کربلای 5»، سردار سلیمانی یکی از عوامل اصلی موفقیت ایران بود.

ایکنا- بار دیگر به بحث اصلی بازگردیم. پس از آن آشنایی و همکاری ابتدایی شما با سردار شهید، حاج قاسم سلیمانی بود که شما توفیق نوشتن درباره یکی از بستگان سردار سلیمانی را پیدا کردید. منظورم کتاب «ریشه در آسمان: خاطرات سردار شهید احمد سلیمانی جانشین ستاد لشکر 41 ثارالله» است. در اینباره و این تجربه هم توضیح میدهید.
همانگونه که اشاره داشتید، در ادامه آن همکاری و پس از پذیرش سفارش کار توسط حوزه هنری، این توفیق به بنده رسید که کتابی درباره شهید «احمد سلیمانی» تألیف کنم. شهید احمد سلیمانی از بستگان و عموزادههای سپهبد شهید، حاج قاسم سلیمانی بودند که دوران کودکی و نوجوانی را در کنار یکدیگر گذرانده بودند تا زمانی که «حاج احمدم به شهادت رسیدند.
نگارش کتاب «ریشه در آسمان»، فرصتی مغتنم برای آشنایی نزدیکتر با خانواده پرافتخار سردار سلیمانی بود. بر همین اساس به روستای آنها سفر کردم، پدر بزرگوار حاج قاسم را ملاقات کردم و چند روزی میهمان این خانواده شدم. جالب است که خود سردار سلیمانی به صراحت به من گفتند و در جای دیگری نیز اعلام کرده بودند که: «معلم من شهید احمد بود.»
آنگونه که اشاره داشتید، نام کتابی که درباره این شهید نوشتم «ریشه در آسمان» بود و این سفر، توفیقی بزرگ برای من به همراه آورد.

ایکنا- در جریان تحقیق برای کتاب «ریشه در آسمان»، به چه جزئیاتی از سالهای نوجوانی و شکلگیری شخصیت سردار سلیمانی دست یافتید، جزئیاتی که کمتردرباره سپهبد شهید، حاج قاسم سلیمانی بازگو شدهاند، جزئیاتی که بیان آنها میتواند شنیدنی یا حتی ضرور باشد؟
ابتدا لازم میدانم کمی درباره گذشته حاج قاسم صحبت کنم، چرا که گاه متأسفانه شاهد انتشار برخی اطلاعات نادرست درباره این شهید بزرگوار و سردار بزرگ سپاه اسلام هستیم.
روستای «قنات ملک» به عنوان روستای زادگاه حاج قاسم سلیمانی، تنها تا کلاس پنجم ابتدایی مدرسه داشت و برای تحصیل در مقطع راهنمایی، دانشآموزان باید به شهرستان «رابُر» میرفتند که حدود 17 تا 18 کیلومتر با روستای آنها فاصله داشت. در همان سالها، «قاسم و احمد سلیمانی» ناچار میشوند برای کار به استان کرمان بروند. علت این بود که پدرانشان به بانک کشاورزی بدهکار بودند.
عجیب است که این دو نوجوان 12-13 ساله، عازم کرمان میشوند و با هم پیمان میبندند که آنقدر کار کنند تا بدهی پدران خود را کامل بپردازند. به مدت هشت ماه در کرمان کار میکنند و با دستمزد روزانه تنها 4 تومان، موفق میشوند بخشی از این بدهی را تسویه کنند.
با تأکید میگویم که عامدانه این جزئیات را بیان میکنم؛ زیرا قصدم آن است تا بگویم و نشان دهم قهرمانان انقلاب اسلامی از کدام بستر و با چه روحیههایی برخاستهاند.
پس از چند ماه کار، این دو (قاسم و احمد سلیمانی) بار دیگر به روستا بازمیگردند تا تحصیل را ادامه دهند. مقطع دبیرستان را در کرمان میگذرانند. نکته شگفتآور اینجاست که این دو نوجوان، به شکل حیرتانگیزی مراقب تربیت برادران و بستگان خود بودند. بارها در گفتوگو با نزدیکان آنها شنیدم که با توجه به اوضاع فرهنگی آن دوره، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید احمد سلیمانی، بسیار مراقب بودند تا کسی از اطرافیان به انحراف کشیده نشود.
اگر اجازه دهید کمی بیشتر به پیشینه تاریخی اشاره کنم؛ «قوم سلیمانیها» از عشایر استان فارس هستند که به دلایلی به کرمان کوچ کرده و در آنجا ساکن شدند. در روزهای اوج انقلاب، آنها در کرمان حضور داشتند. مطالعه کتاب «ریشه در آسمان» نشان میدهد که این افراد در سنین جوانی به جایگاهی رسیده بودند که حتی عارفان نیز به آن دست نیافتهاند. تمرکز اصلی آن کتاب بر شهید «احمد سلیمانی» بود، اما شخصیت این دو، چنان در هم آمیخته بود که جداسازی آن ممکن نبود.
حاج قاسم میفرمودند: «کسی که مرا با امام خمینی(ره) آشنا کرد، شهید کامیاب بود.» حجتالاسلام والمسلمین کامیاب از شاگردان مقام معظم رهبری در مشهد بودند. ایشان همچنین نقل میکردند که شهید احمد سلیمانی، کمی زودتر و از طریق آیتالله حقیقی با امام خمینی(ره) آشنا شده بود، اما خود ایشان بیشتر تحت تأثیر سخنرانیهای شهید کامیاب قرار گرفتند.
جالب توجه است که شهید کامیاب پس از انقلاب به نمایندگی مجلس شورای اسلامی از مشهد انتخاب شدند، اما شورختانه و تلخکامانه منافقین، او را در مشهد ترور کردند.

ایکنا- با توجه به سن و سال نوجوانی سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی در روزهای انقلاب، اما بسیاری از همرزمها، دوستان و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از نقش ایشان در آن برهه و در ادامه مسیر ورود به سپاه و جبهههای حق علیه باطل اشاره داشتند. شما در مسیر مطالعاتی و تحقیقهای خود به حتم اطلاعات بیشتری در این حوزه دارید. از آن سهم، نقش و جایگاه سردار سلیمانی عزیز در ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی بگویید.
با توجه به سن و سال سردار سلیمانی در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، مبارزه مسلحانه و جدی در کارنامه ایشان دیده نمیشود و فعالیتهایشان بیشتر حول مبارزه با مفاسد اجتماعی میچرخید. البته در واقعه آتشزدن مسجد جامع کرمان توسط طرفداران رژیم طاغوت و پهلوی که منجر به شهادت تعدادی از هموطنانمان شد، حاج قاسم و شهید احمد سلیمانی آنان در مسجد بریا کمکرسانی و در ادامه در تظاهرات اعتراضی پس از آن حضوری فعال و گاه سازماندادن این حرکتها را بر عهده داشتند.
حاج قاسم در آن روزها صاحب شغل آزاد بود و یک مسافرخانه اجاره کرده بودند. در آستانه پیروزی انقلاب، به عنوان کارمند در سازمان آب کرمان مشغول به کار میشوند. پس از آن، با وقوع درگیریها در کردستان و ماجرای «پاوه»، (اغتشاشهای کوملهدموکرات) اشتیاق فراوانی برای پیوستن به سپاه پیدا میکنند و سرانجام با اصرار زیاد در سال 1359 به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کرمان میپیوندند.
باز هم بیان این نکته جالب و خالی از لطف نیست که با توجه به سابقه ورزش رزمی، حاج قاسم در همان ابتدا برای مربیگری آموزشهای رزمی انتخاب میشوند. این روند تا شروع جنگ ادامه دارد و از این نقطه به بعد، با دو روایت مواجهیم.
– خود سردار روایت میکنند که در همان اوایل جنگ، یعنی زمستان 1359، وارد خوزستان شدهاند، در حالی که شهید احمد به کردستان رفته است.
– اما دیگرانی مانند آقای جعفری میگویند ایشان در شهریور ماه سال 1360 به جبههها اعزام شدهاند.
طبق آنچه مشهور است، حاج احمد راهی کردستان میشود و حاج قاسم گروهی از جوانان را به جبهههای جنوب میبرد و به فرماندهی دسته منصوب میشود. سپس در «عملیات آزادسازی بُستان»، فرماندهی گردان را عهدهدار میشود و در همین عملیات مجروح میشوند.
خود سردار سلیمانی به شکل جالب توجهی تعریف میکردند که در آن عملیات، با تمام افرادی که در کرمان و زمان کار بریا پرداخت بدهی خانواه و بعد تحصیل هماتاقی بودند، حاضر بودند.
شهید والامقام، حسن باقری در عملیات بعدی، یعنی «عملیات فتحالمبین»، به ایشان پیشنهاد میدهد که تیپی متشکل از رزمندگان کرمان، سیستان و بلوچستان تشکیل دهد که حاصل آن، تشکیل «تیپ ۴۱ ثارالله» بود.

ایکنا- یکی از دوگانههایی که اغلب در مسیر شناخت و معرفی قهرمانهای ملی کشورمان وجود دارد بر این مسئله استوار است که بدل شدن یک انسان به قهرمانی اثرگذار ریشه در خمیرمایه و ذات وجودی او دارد؛ عدهای دیگر بر این مسئله اتفاق نظر دارند که این مهم با تاثیر از عوامل محیطی و تربیتی شکل میگیرد. به اعتقاد شما جناب مومنیشریف در مورد سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی، ریشههای این عظمت و شخصیتهای استثنایی مانند سردار دلها را در چه باید جستجو کرد؟ آیا تنها عوامل فردی مطرح است؟
اگر امروز شناخت جامعه از شهیدانی مانند «شهید باکری» کمتر است، بخشی از تقصیر آن به ما نویسندگان و راویان بازمیگردد که نتوانستهایم ابعاد همهجانبه زندگی آنها را به درستی عرضه کنیم. اما حقیقت آن است که این شهیدان، به واقع برگزیدگانی الهی بودند.
انتخاب نام «ریشه در آسمان» برای کتابم درباره شهید احمید سلیمانی نیز از همین درک نشأت گرفت؛ اینکه خداوند به برخی افراد نظر ویژه دارد و آنها را برای مأموریتهای خاصی در زمانهای معین تربیت میکند. همانطور که در قرآن به حضرت موسی(ع) خطاب میشود: «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی» (و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.] آیه 41 سوره مبارکه طه)، این اتفاق منحصر به ایشان نیست. امام خمینی(ره) نیز برای روزگار ما ساخته شده بود تا چنین انقلاب عظیمی را رهبری کند.
اینها نشان از عنایت و نظر ویژه پروردگار دارد. همین که فردی مانند سردار سلیمانی در دایره توجه و انتخاب شخصیتی مانند شهید حسن باقری قرار میگیرد، خود گواه همین مدعاست. البته هرگز نباید از برکت و فضای معنوی حاکم بر انقلاب اسلامی نیز غافل شد. شهدای ما ابعاد برجسته و گوناگونی داشتند که متأسفانه ما اغلب تنها وجه رزمندگی و جنگاوری آنها را میبینیم، زیرا در این عرصه درخشیدند.
ایکنا- آیا مثال، خاطره یا نمونه عینی از همین شیوه تشخیص و انتخابهای مبتنی بر برگزیده شدن افراد دارید. خاطرهای که به تاریخ معاصر کشور ما یا به شکل خاص برآمده از دوران هشت ساله دفاع مقدس باشد؟
خاطرهای از «سردار فتحالله جعفری» نقل میکنم. سردار جعفری تعریف میکردند که روزی همراه با «شهید حسن باقری» برای سرکشی از یک محور رفته بودند. دیدند که نه فرمانده آن محور حضور دارد و نه جانشین او!
پس از جستجو، فردی را پیدا کردند و شهید باقری به او گفت: «از این پس تو فرمانده این محور هستی.» سردار جعفری میپرسد: «چگونه به او اعتماد کردی و او را انتخاب کردی؟» شهید باقری پاسخ میدهند: «اول اینکه سنگرش بسیار منظم بود. دوم آنکه؛ً دیدیم وقتی کسی صحبت میکند، وسط حرفش نمیپرد و با دقت گوش میدهد.» سردار باقری چند معیار دیگر نیز برشمردند و در پایان گفتند: «آیا همین موارد برای این انتخاب کافی نیست؟»
خداوند به برکت تقوا، شجاعت و راستگویی که در این بزرگواران وجود داشت، معرفت و بینش خاصی به آنان عطا کرده بود که به حکمت رسیده بودند. اینکه جوانی ۲۵ ساله مانند شهید حسن باقری توانست سرنوشت جنگ را تغییر دهد، ناشی از همین حکمت و شناخت عمیقی بود که خداوند به ایشان ارزانی داشته بود.

ایکنا- شما جز نخستین افرادی بودید که در مواجهه با «اسطوره» در برابر شهید حاج قاسم سلیمانی، تاکید کردید که بهتراست از واژه «اسوه» استفاده کنید. میخواهم از این روایت، به رهیافتی برای بحث الگوسازی درباره سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی دست یابم. دیدگاه کلی شما درباره جایگاه سردار سلیمانی به عنوان یک الگو چیست؟
آنچنان که اشاره داشتید، پیشتر نیز گفتهام که به شخصه اصطلاح «اسطوره» را نمیپسندم، اما مفهوم «اسوه» را بسیار دوست دارم، چرا که جامعه ما نیز اسوهها را میستاید. وظیفه ما اسطورهسازی نیست. شخصیتی مانند حاج قاسم سلیمانی آنچنان بزرگ و اصیل هستند که رسانهها، هنرمندان و افرادی مانند ما در بیان عظمت ایشان قاصریم و نیازی به اضافه کردن چیزی بر واقعیت زندگیشان نیست.
سردار سلیمانی نمونه عینی و متجلی ارزشهای پربسامد و هویتبخش انقلاب اسلامی است؛ ارزشهایی مانند مدیریت جهادی، صدور انقلاب اسلامی، جهاد، شهادتطلبی، هویت ایرانی-اسلامی و مواردی از این دست.
ایکنا- یکی از جنبههای کمتر مورد توجه عموم در شخصیت سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی، توجه عمیق ایشان به مقوله فرهنگ، کتاب و نویسندگان بود. در این زمینه بازهم به مدد ارتباط نزدیک و پیشینه تحقیقی و مطالعاتی شما درباره سردار دلها، نگاه و نظر شما را جویا میشوم.
از همان اولین آشنایی متوجه شدم که ایشان برای کار فرهنگی اهمیت فوقالعادهای قائل هستند. سردار سلیمانی اهمیت «روایت مکتوب» و جاودانه کردن خاطره شهیدان را 24 یا 25 سال پیش به خوبی درک کرده بودند و برای تحقق آن، شخصی و متکی به میل درونی و اعتقاد به اهمیت آن پیگیر و پای کار میایستادند. این مسئله بسیار مهم است و نکته حائز اهمیت دیگر آنکه ایشان هیچگاه کار را سرسری نمیگرفتند. ایشان ابتدا به محضر رهبر معظم انقلاب میرفتند، سپس به حوزه هنری میآمدند، به طور مداوم پیگیری میکردند تا کار به انجام برسد، خود کتابها را مطالعه میکردند و برای برخی از آنها مقدمه هم مینوشتند.
خداوند «شهید علی خوشلفظ» (از فرماندهان نیروی اطلاعات و عملیات لشکر 32 انصار الحسین(ع) استان همدان ) را رحمت کند. وقتی کتاب خاطرات ایشان با عنوان «وقتی مهتاب گم شد» (به قلم حمید حسام) منتشر شد، حاج قاسم آن را خوانده بودند و تعریف میکردند: «این کتاب را در حالی میخواندم که از بغداد به اقلیم کردستان در حرکت بودم و حال خوشی داشتم.» یعنی سردار ما حتی در چنین شرایط حساس و پرتنشی نیز کتاب میخواند و با کتاب بیگانه نبود.
یکی دیگر از وجوه کمتر بیان شده و شناخته شده سردار حاج قاسم سلیمانی آن بود که ایشان مطالب نویسندگان را به نام میشناختند، جلسات دوستانه و خصوصی با آنها داشتند. مسائل فرهنگی، دغدغهای جدی برای سردار سلیمانی بود. افزون بر این، به خانوادههای شهدا سر میزدند و همواره تلاش میکردند تا مشکلات مردم را حل کنند.
خاطرهای از «حجتالاسلام والمسلمین شیرازی»، نماینده ولی فقیه در نیروی قدس، گویای همین روحیه است. حاجآقا شیرازی تعریف میکردند: جلسهای با سردار سلیمانی داشتیم که تا پاسی از شب به طول انجامید. قرار شد فردا صبح جلسه را ادامه دهیم. صبح که به دیدار ایشان رفتم، گفت: «دیشب به اصفهان رفتم تا از یک جانباز عیادت کنم و بازگشتم.» هنگامی که به سنتهای اصیل دینی خود بازگردیم، با مفهومی به نام «برکت در زمان» مواجه میشویم که در وجود چنین افرادی متجلی است.

ایکنا- یکی دیگر اولینهایی که از زبان شما، جناب مومنیشریف در فضای رسانه درباره سپهید شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی شیندم استفاده کردن از واژه و عنوان «جهانپهلوان» برای سردار سلیمانی بود. تا پیش از آن اغلب مردم این واژه را برای پهلوانان ورزشهای زورخانهای یا کشتی پهلوانی شنیده بودند و کمتر در مواجهه با چهره و شخصیتی اغلب نظامی، این واژه به گوش آنها خورده بود. سالها منتظر بودم این مسئله را نیز در قالب پرسش از شما بپرسم. منظور از این اصطلاح در مواجهه با سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی چه بود؟
در ادبیات کهن و فرهنگ ملی ما، برخلاف فرهنگ غرب که محور آن «قهرمانِ» تنها نیرومند است، با مفهوم «پهلوان» مواجهیم. پهلوان کسی است که افزون بر قدرت و زور، دارای فتوت، جوانمردی و اخلاق است.
یک درجه بالاتر، «جهانپهلوان» قرار دارد. جهانپهلوانان کسانی هستند که پاسدار مردم، مرزها و امنیت کشورند. در حقیقت، آنها در حالی که همه خصائل برتر را دارا هستند، به تمامی مردم تعلق دارند. به نظر من، حاج قاسم سلیمانی را باید در همین ردهبندی جای داد. او افتخار ما بود، اما تنها متعلق به ما نبود. قلمرو تأثیر و محبوبیت او به خارج از مرزهای ایران نیز کشیده شده بود. یکی از نشانههای پاکی فطرت آن است که خداوند محبت آن فرد را در دل همه میاندازد.

ایکنا- و در پایان، با توجه به شخصیت فراملی سپهبد شهید، سردار حاج قاسم سلیمانی، به عنوان نویسندهای شناسا و صاحبقلم؛ چه توصیهای به افرادی دارید که قصد تولید آثار هنری یا مکتوب درباره سرداردلها را دارند؟
در زمان حیات پربرکت سردار سلیمانی، این سردار عزیز به شدت با نگارش زندگینامه یا کتابی درباره خود مخالفت میکردند و همکاران ما که برای این منظور مراجعه میکردند، با مقاومت ایشان مواجه میشدند.
اطلاع دارم که ایشان یادداشتها و دستنوشتههایی دارند که در اختیار خانواده محترمشان، سرکار خانم زینب سلیمانی، نیز در مرکز اسناد نیروی قدس نگهداری میشود. به حتم و قطع برنامههایی برای استفاده از این اسناد ارزشمند وجود خواهد داشت. خواهش و درخواست موکدم آن است که تمام علاقهمندان، پژوهشگران و هنرمندان، به حتم و قطع پیش از شروع هر گونه کار، با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به ویژه سپاه قدس هماهنگی و مشورت لازم را به عمل آورند.
هدف آن است که روایتها مستند، دقیق و یکسان باشد و از موازیکاری و تولید آثار پراکنده با روایتهای متفاوت و گاه متضاد جلوگیری شود. به هر حال، سردار دلها شخصیتی فراملی هستند و اختلاف در روایتها میتواند به اعتبار و مستند بودن کارهای تولیدی لطمه بزند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


