- تجمع مردم انگلیس در حمایت از فلسطین +فیلم
- سیره نبوی؛ تدبیری تاریخی بر پایه سنتهای الهی
- قرآن را به معیار سنجش اندیشهها در برابر تهاجم فکری تبدیل کنیم
- آیین«میثاق امت با امام» در حرم شاهچراغ(ع)
- کارآمدی نظام پزشکی ایران در جهان و ضرورت احیای منزلت پزشکان
- وحدت اجتماعی در نگاه رهبر شهید، فراتر از توصیه اخلاقی و یک ضرورت عقلی و شرعی
از حفظ قرآن تا رتبه اول فوقتخصص؛ روایت پزشکی که دو راه را یکی کرد
میان پزشکی و قرآن، در نگاه نخست شاید فاصلهای از جنس علم و معنویت دیده شود؛ یکی با درد جسم انسان سروکار دارد و دیگری با جان و جهان او. برای سیدامیرسینا عالمزاده، متخصص داخلی و فوقتخصص گوارش و کبد و حافظ کل قرآن، این دو مسیر نهتنها از هم جدا نیست، بلکه سالهاست در […]
میان پزشکی و قرآن، در نگاه نخست شاید فاصلهای از جنس علم و معنویت دیده شود؛ یکی با درد جسم انسان سروکار دارد و دیگری با جان و جهان او. برای سیدامیرسینا عالمزاده، متخصص داخلی و فوقتخصص گوارش و کبد و حافظ کل قرآن، این دو مسیر نهتنها از هم جدا نیست، بلکه سالهاست در زندگی او در کنار یکدیگر جریان دارند؛ از روزهایی که حفظ قرآن را از دوم دبستان آغاز کرد تا سالهایی که در مسیر پزشکی پیش رفت و سرانجام رتبه نخست کشور را در آزمون فوقتخصص گوارش و کبد به دست آورد.
برای او، حافظ قرآن بودن فقط عنوانی در کنار نام و مدرک پزشکی نیست؛ مسئولیتی است که در مواجهه با بیمار معنا پیدا میکند. پزشکی که معتقد است بیمار پیش از آنکه یک پرونده پزشکی باشد، انسانی است که با درد، نگرانی و امید به اتاق معاینه آمده است.
عالمزاده در گفتوگو با ایکنا از مسیر نزدیک به یک دهه حفظ قرآن، نقش خانواده و استادان، تأثیر انس با قرآن بر انتخاب و مسیر پزشکی، تجربه دشوار دوران کرونا، رابطه اخلاق و پزشکی، چالشهای جامعه پزشکی و البته از پیوندی سخن گفته است که به باور او میتواند میان «علم الابدان» و «علم الادیان» شکل بگیرد؛ پیوندی که در آن، درمان جسم از آرامش و اخلاق جدا نیست.
ایکنا – ابتدا روز پزشک را به شما و همه پزشکان متعهد این سرزمین تبریک میگویم، قبل از هر سوالی دوست دارم بیشتر از خودتان بگوئید، معرفی کوتاهی از خودتان داشته باشید و بفرمایید متولد کجا هستید و از چه زمانی وارد عرصه قرآن شدهاید؟
سیدامیرسینا عالمزاده متولد فروردین سال ۱۳۷۰ در کرمان هستم. خانواده ما چهار نفره بود؛ پدر، مادر، من و برادرم. برادرم چهار سال از من بزرگتر است و جالب اینکه او هم مسیر حفظ قرآن را رفته و در عرصه علمی هم چشمپزشک هست، از نظر علاقه و ارتباط با قرآن نیز همراه من بوده است.
ایکنا – نقطه آغاز ارتباط شما با قرآن کجا بود؟ آیا خانواده در این مسیر نقش داشتند؟
قطعاً نقطه آغاز آشنایی من با قرآن، خانواده بود. مادرم به قرآن علاقهمند بود و از همان ابتدا دوست داشت من در کلاس قرآن شرکت کنم. به همین دلیل، از دوران دبستان زمینه حضورم در فعالیتهای قرآنی را فراهم کرد.
حفظ قرآن را از دوم دبستان آغاز کردم. به نظرم دوران کودکی یک مقطع بسیار طلایی برای آشنا کردن فرزندان با قرآن است. اگر خانواده در آن سن زمینه و بستر مناسبی فراهم کند، کودک میتواند ارتباطی عمیق و ماندگار با قرآن پیدا کند.
من هم با پیگیری خانواده و تلاش استادانی که در این مسیر زحمت کشیدند، حفظ قرآن را ادامه دادم. در این میان، دکتر ایمان اسدی نقش مهمی در آموزش و تشویق من داشت و در نهایت توانستم در دوران دبیرستان حفظ کل قرآن را به پایان برسانم.
ایکنا – این مسیر نزدیک به یک دهه طول کشید. آیا حفظ قرآن در تمام این سالها بدون وقفه ادامه داشت؟
مسیر کاملاً یکدست و بدون وقفه نبود. در مقطعی به دلیل درس و مشغلههای دیگر، حفظ قرآن تعطیل شد؛ اما با پیگیری و اصرار مادرم دوباره این مسیر را از سر گرفتم و ادامه دادم تا اینکه در سالهای دبیرستان حفظ کل قرآن به پایان رسید.
البته حفظ قرآن چیزی نیست که بتوان گفت «تمام شد» و بعد آن را کنار گذاشت. حفظ، امری پویاست. حتی امروز هم اگر مرور و ارتباط مستمر با آیات نباشد، ممکن است بخشی از محفوظات بهتدریج کمرنگ شود. بسیاری از آیات بعد از سالها در حافظه بلندمدت انسان باقی میمانند، اما استمرار در مرور اهمیت زیادی دارد.
ایکنا – چه چیزی باعث شد با وجود وقفهها و دشواریهای مسیر، دوباره به حفظ قرآن برگردید و آن را تا پایان ادامه دهید؟
اول از همه لطف خداست. وقتی انسان به گذشته نگاه میکند و میخواهد دقیقاً بفهمد چه چیزی باعث شد در این مسیر قرار بگیرد و ادامه دهد، معمولاً نمیتواند یک عامل مشخص پیدا کند. در اصل، لطف خداست که انسان را در این مسیر قرار میدهد و کمک میکند ادامه دهد.
در کنار آن، مشوقها هم بسیار تعیینکننده بودند. هنوز خاطرم هست که مادربزرگم وقتی یک جزء قرآن را تمام میکردم، برایم جایزهای کنار میگذاشت. طبیعتاً برای یک کودک، همین تشویقها میتواند انگیزه بسیار خوبی برای ادامه مسیر باشد.
مادرم هم همیشه پیگیر بود. از طرف دیگر، محیطی که آموزش قرآن در آن انجام میشد، تأثیر زیادی داشت. ابتدا در مهد قرآن و بعد در مجمع قاریان و حافظان استان کرمان حضور داشتم. این مجموعهها فضایی ایجاد کرده بودند که کودک به قرآن علاقهمند شود. کلاس فقط یک محیط خشک آموزشی نبود که برویم، حفظ کنیم و برگردیم.
فضایی وجود داشت که برای کودک جذاب بود و همین جذابیت باعث میشد ارتباط با قرآن فقط یک تکلیف آموزشی نباشد، بلکه بهتدریج به علاقه و انس تبدیل شود.
ایکنا – روی «آهسته و پیوسته» بودن حفظ قرآن تأکید دارید. چرا این موضوع را مهم میدانید؟
به نظرم مهمترین هدف در حفظ قرآن، صرفاً حفظ کردن آیات نیست، بلکه ایجاد انس با قرآن است. حفظ از این جهت یکی از بهترین روشهای تعامل با قرآن محسوب میشود، چون انسان را برای مدت طولانی با آیات درگیر و مأنوس میکند.
به همین دلیل، حفظ قرآن باید آهسته و پیوسته باشد. شاید کسی بتواند با سرعت بسیار زیاد در مدت کوتاهی حجم زیادی از قرآن را حفظ کند، اما آنچه اهمیت دارد این است که این ارتباط استمرار داشته باشد و انس با قرآن شکل بگیرد.
وقتی این مسیر به صورت تدریجی و مستمر طی شود، قرآن کمکم وارد زندگی انسان میشود و دیگر صرفاً یک محفوظات ذهنی نیست.
ایکنا – در کنار خانواده و استادان، خود قرآن چه نقشی در ادامه این مسیر داشت؟
وقتی انسان به این مسیر نگاه میکند، میبیند خیلیها در مقطعی ادامه نمیدهند و اینکه انسان بتواند مسیر را تا پایان طی کند، خودش لطف خداست. از طرف دیگر، خود قرآن جذبه دارد. مخصوصاً وقتی انسان با معنا و مفاهیم قرآن آشنا شود، خود آیات او را جذب میکنند.
ما فقط باید زمینهای فراهم کنیم که کودک و نوجوان قدم اول را بردارد، در مسیر قرار بگیرد و از آن زده نشود. اگر این اتفاق بیفتد، خود قرآن میتواند ادامهدهنده مسیر باشد.
ایکنا – مسابقات قرآن هم در این مسیر برای شما انگیزه ایجاد میکرد؟
بله، نقش مسابقات را واقعاً نمیشود نادیده گرفت. وقتی برای یک فعالیت، نقطه پایانی یا موعد مشخصی وجود داشته باشد، انسان میتواند پشتکار بیشتری داشته باشد و برنامهریزی دقیقتری انجام دهد.
در ابتدای مسیر حفظ، طبیعتاً مسابقه مطرح نیست و خانواده، استاد و محیط آموزشی انگیزههای اصلی هستند. اما وقتی چند جزء از قرآن را حفظ میکنید و به مرحلهای میرسید که امکان شرکت در مسابقات فراهم میشود، خود مسابقه میتواند به یک انگیزه تبدیل شود.
مسابقات بهویژه در لایههای ابتدایی و برای کودکان، نوجوانان و کسانی که تازه وارد این مسیر شدهاند، اثرگذار است. برای فردی که تازه شروع کرده و قدمبهقدم پیش میرود، مسابقه میتواند یک هدف کوتاهمدت ایجاد کند و همین هدف به ادامه مسیر کمک کند.
ایکنا – از دوران مدرسه در مسابقات قرآن حضور داشتید؟
بله. در مدرسه مسابقات قرآن داشتیم و طبیعتاً در آنها شرکت میکردم. در مدرسه علامه حلی کرمان، هم در دوره راهنمایی و هم دبیرستان تحصیل کردم. علاوه بر مسابقات اختصاصی مدارس سمپاد، مسابقات استانی و سپس کشوری هم برگزار میشد و این مسابقات برای من انگیزه ایجاد میکرد.
در دوران مدرسه چند رتبه کشوری، بهویژه در مسابقات مدارس سمپاد، به دست آوردم. بعد از ورود به دانشگاه نیز این مسیر ادامه پیدا کرد. زمانی که دانشجوی پزشکی بودم، در مسابقات قرآن وزارت بهداشت در رشتههای حفظ کل شرکت کردم و رتبه کشوری به دست آوردم. حتی دو سال پیش نیز در مسابقات وزارت بهداشت، رتبه اول کشور در رشته حفظ کل را کسب کردم.
ایکنا – کمی هم درباره مسیر ورودتان به پزشکی بفرمایید. حفظ قرآن چه تأثیری بر انتخاب این مسیر داشت؟
ورود به پزشکی واقعاً یک جور عشق میخواهد. کسی که میخواهد پزشکی را انتخاب کند، مهمترین انگیزهاش باید علاقه به این رشته و میل به کمک به همنوع باشد. مسیر پزشکی طولانی و نسبتاً دیربازده است. اگر کسی صرفاً با هدف مالی وارد این رشته شود، ممکن است در سالهای طولانی تحصیل و آموزش انگیزه خود را از دست بدهد؛ چون شاید اگر مسیر دیگری را انتخاب میکرد، خیلی زودتر و حتی گاهی بیشتر به اهداف مالی خود میرسید.
بنابراین، کسی که پزشکی را انتخاب میکند، باید واقعاً این رشته را دوست داشته باشد و روحیه کمک به دیگران در او پررنگ باشد.
حفظ قرآن هم در انتخاب مسیر و هم در ادامه آن، یعنی دوران تحصیل، به من کمک کرد. زمانی که میخواستم کنکور بدهم و انتخاب رشته کنم، برای خودم نوشتم که چرا میخواهم پزشکی را انتخاب کنم. هنوز آن دفتر را دارم و وقتی به آن نگاه میکنم، میبینم انگیزههای قرآنی در انتخاب این مسیر نقش پررنگی داشته است.
این تأثیر یک بخش معنوی دارد و بخش دیگر به تقویت ذهن و حافظه مربوط میشود. کسی که ذهن خودش را با حفظ قرآن تقویت کرده و حجم زیادی از محفوظات را در ذهن نگه داشته است، طبیعتاً میتواند در رشتهای مثل پزشکی که حجم زیادی از مطالب علمی و حفظی دارد، از این توانایی استفاده کند.
بعد از پزشکی عمومی، تخصص داخلی را انتخاب کردم. در دوره پزشکی در المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی هم شرکت کردم و مدال طلای المپیاد کشوری را به دست آوردم.
در ادامه، به صورت مستقیم وارد تخصص داخلی شدم. پس از تخصص داخلی نیز به دلیل کسب رتبه برتر، امکان شرکت مستقیم در آزمون فوقتخصص را پیدا کردم و در رشته گوارش و کبد پذیرفته شدم. خدا را شکر میکنم که در آزمون برد فوقتخصصی گوارش و کبد نیز توفیق کسب رتبه اول کشور را پیدا کردم.
ایکنا – میان پزشکی که حافظ قرآن است با پزشکی که ارتباط کمتری با قرآن دارد، تفاوتی وجود دارد؟ آیا بیمار میتواند این تفاوت را احساس کند؟
این را باید از بیماران پرسید؛ آنها بهتر میتوانند قضاوت کنند. اما خودم همیشه سعی کردهام نگاهم به بیمار فقط از زاویه یک مراجعهکننده پزشکی نباشد و ارتباط با بیمار را فراتر از یک رابطه صرفاً درمانی ببینم.
خیلی از بیماران پیش از مراجعه به پزشک درباره او جستوجو میکنند و سوابقش را میبینند. من هم میدانم اطلاعات مربوط به سوابق علمی و قرآنیام در دسترس است و طبیعتاً بیماری که مراجعه میکند ممکن است از این موضوع اطلاع داشته باشد.
نکته جالب این است که مراجعهکنندگان فقط از یک قشر خاص نیستند. از اقشار مختلف جامعه بیمار دارم و همین مسئله، به نظرم مسئولیت یک پزشک را بیشتر میکند.
وقتی بیمار من را با این نگاه میبیند که «این پزشک، یک پزشک قرآنی است»، طبیعتاً انتظاری هم از رفتار و اخلاق من دارد. این انتظار برای خود من یک مسئولیت ایجاد میکند؛ اینکه اخلاق و رفتارم با بیمار به گونهای باشد که با تصویری که قرآن از انسان و اخلاق ارائه میدهد، تناقض نداشته باشد.
ایکنا – پس حافظ قرآن بودن برای شما بیش از آنکه یک عنوان باشد، یک مسئولیت اخلاقی است؟
دقیقاً. همیشه این دغدغه را دارم که مبادا قرآن به جای اینکه زینت انسان باشد، به واسطه رفتار او موجب سرافکندگی شود. نباید فقط عنوان «حافظ قرآن» را با خودمان داشته باشیم، بلکه باید تلاش کنیم رفتارمان هم متناسب با آن باشد.
به همین دلیل، بهویژه در ارتباط با بیمار، سعی میکنم اخلاق حسنه را رعایت کنم و حرمت این جایگاه را حفظ کنم. اینکه این تلاش چقدر در رفتار من نمود پیدا کرده، طبیعتاً قضاوتش با خود بیماران است.
ایکنا – یکی از گلایههای رایج بیماران، نحوه برخورد برخی پزشکان با بیمار است. همه میدانیم پزشکی حرفهای سخت و پرفشار است و پزشک دائماً با درد و رنج انسانها مواجه است. آیا این فشار میتواند بر اخلاق و رفتار پزشک اثر بگذارد؟
قطعاً. البته نمیشود گفت همه پزشکان بدخلق هستند، اما پزشکی حقیقتاً مسیر سخت و پرفشاری دارد. تفاوتش با بعضی مشاغل این است که برخی حرفهها بیشتر با شادی مردم سر و کار دارند، اما پزشکی عمدتاً با درد، بیماری و نگرانی انسانها ارتباط دارد.
در محیطهایی مثل بیمارستان، بهخصوص وقتی پزشک با بیمار بدحال یا بیماری که نیاز به جراحی دارد مواجه است، طبیعتاً سطحی از اضطراب همیشه وجود دارد. این اضطراب میتواند روی رفتار و اخلاق انسان هم اثر بگذارد.
اما پزشکان باید به شکل فعالانه تلاش کنند و اجازه ندهند فشار کاری و فضای پراضطراب، ارتباط آنها با بیمار را تحت تأثیر قرار دهد. بیمار فقط برای دریافت یک نسخه یا تشخیص بیماری به پزشک مراجعه نمیکند. او انتظار دارد شنیده شود، با او درست صحبت شود و احساس کند پزشک شرایطش را درک میکند. انس با قرآن و توجه به آموزههای اخلاقی آن میتواند در تقویت همین نگاه انسانی به بیمار مؤثر باشد.
ایکنا – انس با قرآن تا چه میزان میتواند این اضطراب و این فشار روانی را از روی دوش پزشک بردارد، در واقع انس با قرآن چقدر میتواند در این زمینه کمک کننده باشد؟
قرآن میتواند در ایجاد آرامش خیلی کمککننده باشد و خودم این مسئله را به شکل ملموس تجربه کردهام.
دوران کرونا، رزیدنت تخصص داخلی بودم و بخش زیادی از مسئولیت بیماران کرونایی بر عهده گروه داخلی بود. در آن دوران مسئول آیسییو کرونا شدم و با بیماران بدحال کرونایی مواجه بودم. شدت بیماری و میزان مرگومیر در آن دوره، شرایط بسیار سختی ایجاد کرده بود.
در آن دوران، نگاه و فرهنگ قرآنی و آرامشی که انس با قرآن به انسان میدهد، قطعاً به من کمک کرد. وقتی پزشک خودش آرامش داشته باشد، میتواند بخشی از آن آرامش را هم به بیمار منتقل کند. من همیشه سعی میکنم این آرامش را به بیمار منتقل کنم، اما پیش از آن، خودم باید از آرامش درونی برخوردار باشم و به نظرم انس با قرآن در ایجاد این آرامش مؤثر است.
ایکنا – تا به حال پیش آمده برای بیماری، در کنار درمان پزشکی، توصیهای هم از قرآن داشته باشید یا نسخه قرآنی تجویز کنید؟
در پزشکی بر اساس شواهد و مطالعات علمی تجویز میکنیم. نباید علم تجربی را با علم دین خلط کرد. از گذشته هم میان «علم الادیان» و «علم الابدان» تفکیک وجود داشته است.
علم تجربی مختصات خودش را دارد و بر اساس پژوهشها و مطالعات دقیق به دست میآید. بنابراین باید برای بیمار بر اساس شواهد و مطالعات پزشکی تصمیم بگیریم و درمان کنیم. از نظر شأن مسائل دینی هم درست نیست که علوم تجربی و مسائل دینی را به شکل نادرست با یکدیگر مخلوط کنیم.
البته اصول کلی و آموزههای دینی میتوانند در زندگی انسان اثرگذار باشند. بعضی بیماران هم ممکن است درباره مسائل دینی سؤال کنند و اگر بتوانم، پاسخ میدهم و نکات مورد نیازشان را منتقل میکنم.
اما اینکه برای یک بیماری مشخص، بخواهیم آیهای را جایگزین درمان پزشکی کنیم یا نسخهای تحت عنوان «تجویز قرآنی» ارائه دهیم، چنین کاری نمیکنم. درمان تخصصی پزشکی باید بر اساس شواهد علمی انجام شود.
ایکنا – با وجود مشغله سنگین پزشکی، هنوز حفظ قرآن را مرور میکنید؟
به دلیل محدودیت وقت، فرصت فعالیت گسترده مثل گذشته ندارم و بیشتر از طریق دوستان، اخبار و اتفاقات حوزه قرآن را پیگیری میکنم.
در مورد حفظ هم با توجه به مشغله زیاد، وقت محدودی دارم، اما سعی کردهام مرور روزانهام را حفظ کنم. همان اصل آهستگی و پیوستگی که درباره حفظ قرآن عرض کردم، اینجا هم برای خودم مهم است.
یکی از دغدغههای این روزهای من این است که بتوانم هر روز حداقل حدود ۲۰ دقیقه برای مرور محفوظات وقت بگذارم. این مرور برای خودم بسیار خوب است و احساس میکنم به کار و زندگیام هم کمک میکند. تلاش میکنم یک زمان کوچک و ثابت در برنامه روزانهام داشته باشم تا این ارتباط با قرآن همچنان ادامه پیدا کند.
ایکنا – حافظ قرآن بودن باعث نشده قشر خاصی از بیماران به شما مراجعه کنند و یا بیماران اعتماد بیشتری به شما داشته باشند؟
نخیر از همه قشری در بین بیماران هستند، اما در زمینه اعتماد، فکر میکنم چنین تأثیری وجود داشته باشد. امروز فضای مجازی باعث شده افراد پیش از مراجعه به پزشک بتوانند اطلاعات زیادی درباره سوابق علمی و حرفهای او به دست بیاورند. خیلی از بیماران پزشک را جستوجو میکنند، سابقهاش را میبینند و بعد تصمیم میگیرند.
من هم این موضوع را در مراجعه بیماران احساس کردهام. حدود چهار پنج روز پیش بیماری داشتم که مستقیماً برای انجام آندوسکوپی وقت گرفته بود. بعد از بررسی مشخص شد زخم بسیار بزرگی در اثنیعشر دارد و درمانش را شروع کردیم.
بعد از آن از او پرسیدم چه شد که بدون مراجعه قبلی و بررسیهای دیگر، مستقیم سراغ من آمدید. گفت: «در اینترنت جستوجو کردم و دیدم شما حافظ قرآن هستید؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم برای درمان پیش شما بیایم.»
جالب اینکه او چندین سال با درد معده زندگی کرده بود و اصلاً برای درمان مراجعه نکرده بود. خودش در جلسه قرآن شرکت میکرد و میگفت برایش مهم بوده پزشکی را انتخاب کند که چنین ویژگیای داشته باشد. حتی ما را به جلسه قرآن خود دعوت کرد.
این موارد نشان میدهد برای بخشی از مردم، ارتباط پزشک با قرآن واقعاً مهم است. امیدوارم ما هم شایستگی این اعتماد را داشته باشیم و بتوانیم در کنار این اعتمادی که شکل میگیرد، درمان درست و مناسبی برای بیمار ارائه کنیم.
ایکنا – تا حالا به این فکر کردهاید که چند حافظ یا قاری قرآن که فوقتخصص هم داشته باشند در کشور داریم؟ احساس میکنم آمار از انگشتان یک دست فراتر نرود.
اتفاقاً به این موضوع کردهام و تا جایی که اطلاع دارم، تعداد پزشکان فوقتخصصی که حافظ کل قرآن هستند، زیاد نیست. فکر میکنم در حال حاضر حدود چهار نفر را بتوانم نام ببرم.
آقای دکتر کرمی، فوقتخصص اورولوژی، آقای دکتر رجبی، فوقتخصص درد در کاشان، و آقای دکتر شریفزاده، متخصص چشمپزشکی در کرمان، از جمله پزشکان حافظ قرآن هستند. البته ممکن است افراد دیگری هم باشند که من از آنها اطلاع نداشته باشم.
ایکنا – اگر بخواهید از جایگاه یک پزشک، نقد یا توصیهای درباره وضعیت جامعه پزشکی داشته باشید، مهمترین مسئلهای که باید به آن اشاره کنید چیست؟
در حوزه پزشکی، یک مسئله مهم وجود دارد که به نظرم باید درباره آن صحبت کرد. در طول سالیان گذشته، به نظر میرسد در سیاستگذاری حوزه پزشکی اشتباهاتی وجود داشته که بهخصوص پزشکان جوان را تحت فشار زیادی قرار داده است. وقتی پزشک تحت فشار جدی قرار میگیرد، این فشار فقط متوجه خود او نمیشود و در نهایت ممکن است بیماران و مردم هم از پیامدهای آن متضرر شوند.
با وجود همه این مشکلات، پزشکان باید همیشه به یاد داشته باشند که سوگند پزشکی خوردهاند و باید به آن پایبند بمانند. میدانم در شرایط فعلی این کار گاهی واقعاً دشوار است، اما اصل نباید فراموش شود: بیمار باید در مرکز توجه ما باشد.
تمایل به کمک به بیمار و اینکه منفعت و رضایت او را اصل قرار بدهیم، چیزی است که باید در جامعه پزشکی حفظ شود. سایر مشکلات و ناملایمات را هم میتوان از مسیر گفتوگو، تعامل و پیگیری با مسئولان و وزارتخانه بهتدریج اصلاح کرد، اما اصل ماجرا نباید تغییر کند؛ بیمار باید اولویت باشد.
ایکنا – طی چند سال گذشته دو موضوع در بین جامعه پزشکی بیش از هر چیزی به اخبار و رسانهها راه پیدا کرد، یکی دریافتهای غیرمتعارف و هزینه اضافه از بیمار از سوی برخی پزشکان و دیگری اخبار مربوط به خودکشی دانشجویان علوم پزشکی بود، ریشه این مسائل را چه میدانید؟
درباره دریافتهای غیرمتعارف، باید کارشناسان دقیقتر بررسی کنند و ببینند عوامل شکلگیری آن چیست. اما در حوزه تخصصی ما، یعنی تخصص داخلی و گوارش، این مسئله اساساً به شکل رایج در جراحیها مطرح نیست.
بخش مهمی از مسئله زیرمیزی در حوزه جراحی اتفاق میافتد؛ چون جراحی در بیمارستان انجام میشود و حقالعملی که بر اساس تعرفهها به جراح پرداخت میشود، در بسیاری از موارد با میزان کاری که پزشک انجام میدهد و مسئولیتی که بر عهده دارد، تناسب ندارد.
امروز بخش زیادی از جامعه هم متوجه شدهاند که تعرفه رسمی برخی اعمال جراحی رقم قابل توجهی نیست و همین مسئله میتواند زمینه شکلگیری مطالبه هزینه اضافی از بیمار را فراهم کند. البته این اتفاق خوبی نیست و نمیتوان آن را تأیید کرد، اما برای اصلاح یک پدیده باید علتهای شکلگیری آن را هم دید.
نمیشود پزشکی را که ۱۲ سال یا بیشتر برای رسیدن به یک جایگاه تخصصی و فوقتخصصی تلاش کرده، با اضطراب بسیار زیاد در اتاق عمل مواجه است و مستقیماً با جان یک انسان سروکار دارد، نادیده گرفت و در عین حال انتظار داشت دریافتی او متناسب با مسئولیتش نباشد.
برای مقایسه، حتی در برخی مشاغل فنی که مسئولیت قابل توجهی دارند، دستمزدی که فرد دریافت میکند ممکن است از حقالعمل یک پزشک جراح بیشتر باشد، در حالی که مسئولیت پزشک در اتاق عمل مستقیماً با جان انسان ارتباط دارد. به همین دلیل، بخشی از این مسئله به ساختار پرداخت و تعرفهها برمیگردد.
ایکنا – در این میان، مرز میان دفاع از حقوق پزشک و حفظ حقوق بیمار کجاست؟
باید حقیقت را در نظر بگیریم. باید به گونهای رفتار کنم که هم در این دنیا و هم در آخرت بتوانم از کاری که انجام دادهام دفاع کنم.
از یک طرف، بیماران حق دارند که هزینههای غیرمتعارف به آنها تحمیل نشود و از طرف دیگر، پزشکان هم حق دارند متناسب با تخصص، مسئولیت و کاری که انجام میدهند، حق و حقوقشان را دریافت کنند.
به نظرم خود پزشکان هم باید همان اصلی را که عرض کردم، یعنی رضایت و منفعت بیمار، در نظر داشته باشند. اگر واقعاً بیمار را اصل قرار دهیم، میتوانیم از بخشی از این مسائل چشمپوشی کنیم و در عین حال از مسیر مذاکره و پیگیری صنفی، از طریق سازمان نظام پزشکی و دیگر نهادهای مرتبط، برای اصلاح ساختار پرداختها تلاش کنیم.
نباید هزینه مشکلات ساختاری نظام سلامت را به بیمار تحمیل کنیم. این دو موضوع باید از هم تفکیک شوند؛ هم حقوق پزشک باید تأمین شود و هم بیمار نباید قربانی این مشکلات شود.
درباره خودکشی واقعاً جای تأسف دارد. وقتی چنین مسئلهای را در میان دانشجویان علوم پزشکی مطرح میکنیم، با یک موضوع بسیار جدی و چندوجهی مواجه هستیم و نمیتوان آن را با یک علت یا یک عامل توضیح داد.
فردی را در نظر بگیرید که برای قبولی در رشته پزشکی سالها تلاش کرده است. امروز هم قبولی در پزشکی کار سادهای نیست و فرد با هزار امید و آرزو، هم برای خودش و هم برای خانوادهاش، این مسیر را انتخاب میکند.
بخش قابل توجهی از این موارد در میان دانشجویان و بهویژه دستیاران پزشکی اتفاق میافتد. یک دستیار پزشکی ممکن است هفت یا هشت سال دوره پزشکی عمومی را پشت سر گذاشته باشد، برای آزمون تخصص تلاش کرده و بعد از قبولی وارد دورهای شود که همچنان فشار و دشواری زیادی دارد.
در چنین شرایطی، اگر ببیند اهداف و انتظاراتی که برای آینده داشته همچنان دور از دسترس است، ممکن است انگیزه خود را از دست بدهد. اگر انگیزه اصلی فرد انگیزههای مادی باشد، این انگیزهها ممکن است در چنین مسیری خیلی زود رنگ ببازند. از طرف دیگر، فشار کاری بسیار زیادی که دستیاران تخصصی تحمل میکنند نیز احتمالاً در این مسئله بیتأثیر نیست.
البته بررسی دقیق علل این اتفاق، کار کارشناسان و متخصصان حوزه سلامت روان است و باید به صورت علمی بررسی شود. اما آنچه مسلم است، این وضعیت واقعاً تأسفبار است.
ایکنا – انس با قرآن و داشتن یک جهانبینی قرآنی میتواند در برابر چنین فرسودگیهایی کمککننده باشد؟
قطعاً میتواند کمککننده باشد. البته اگر کسی درگیر یک مشکل جدی روانی شده باشد، باید درمان تخصصی خودش را دریافت کند و نمیتوان همه مسائل را صرفاً با توصیههای معنوی حل کرد.
اما چیزی که به نظرم بسیار تعیینکننده است، جهانبینی انسان است. اگر جهانبینی انسان قرآنی باشد، هدف زندگی فقط در همین دنیا خلاصه نمیشود. انسان افق بزرگتری را میبیند و زندگی پس از مرگ را هم در نظر دارد. چنین نگاهی میتواند کمک کند خستگی، ناکامی و فرسودگی، انسان را به بنبست نرساند.
ایکنا – کمی از فضای پزشکی و قرآن فاصله بگیریم. ازدواج کردهاید؟
بله، حدود ۱۳ سال است که ازدواج کردهام و یک دختر دو ساله هم دارم. نقش همراهی همسر در چنین مسیری بسیار مهم است؛ هم در مسیر قرآنی و هم در مسیر پزشکی.
همسر من هم پزشک و متخصص داخلی است و اگر همراهی و کمک ایشان نبود، قطعاً بسیاری از موفقیتهایی که در زمینه قرآنی، تحصیلی و شغلی به دست آوردم، حاصل نمیشد.
وقتی هر دو نفر در یک مسیر حرفهای پرمشغله قرار دارند، طبیعتاً شرایط سادهای نیست؛ بهخصوص وقتی در کنار آن، فعالیتهای قرآنی و مسئولیتهای خانوادگی هم وجود داشته باشد. بنابراین همراهی همسر برای من واقعاً یک پشتوانه جدی بوده است.
ایکنا – شما هم در رشته حفظ قرآن و هم در رشته پزشکی به آنچه که میخواهید رسیدهاید و شناخت کاملی از هر دو موضوع دارید، اگر روزی فرزندتان بخواهد بین پزشکی و حفظ قرآن فقط یکی را انتخاب کند، چه توصیهای به او میکنید؟
من این دو را اصلاً در مقابل هم نمیبینم که بخواهیم یکی را انتخاب کنیم. قرآن و پزشکی میتوانند کاملاً در کنار یکدیگر باشند و حتی به هم کمک کنند.
هر انسانی زمانی در یک مسیر موفق میشود که خودش آن مسیر را با علاقه انتخاب کند. بنابراین قرار نیست برای فرزندم تصمیم بگیرم که حتماً پزشکی یا حتماً حفظ قرآن را انتخاب کند. تجربه خودم را در اختیارش میگذارم و کمک میکنم خودش انتخاب کند.
این دو مسیر نهتنها تضادی با هم ندارند، بلکه میتوانند در هم تنیده باشند. همانطور که حفظ قرآن میتواند به تقویت ذهن و حتی بهتر شدن عملکرد یک پزشک کمک کند، پزشک بودن هم میتواند فرصتی برای عمل به بسیاری از آموزههای اخلاقی و انسانی قرآن باشد.
اگر بخواهیم در پایان از تخصص شما بیشترین بهره را برای مخاطبان این گفتوگو ببریم، باید بپرسم به عنوان متخصص داخلی و فوقتخصص گوارش و کبد چه توصیهای برای مخاطبان دارید؟
نکته اصلی، سبک زندگی است. اتفاقاً این موضوع با فرهنگ قرآنی هم قرابت زیادی دارد. اگر توصیه قرآن درباره پرهیز از اسراف را در زندگی رعایت کنیم، بخش مهمی از مسیر سلامت را طی کردهایم.
امروز مشخص شده که چاقی میتواند زمینهساز بسیاری از بیماریها باشد و پرخوری هم یکی از عوامل مهم آن است. بنابراین برای سلامت دستگاه گوارش و کبد، سبک زندگی سالم اهمیت بسیار زیادی دارد.
تغذیه سالم، پرهیز از پرخوری و اسراف و داشتن فعالیت بدنی مناسب، از اصول مهم حفظ سلامت گوارش و کبد هستند. در کنار این موارد، نباید چکاپ و غربالگریها را فراموش کرد. معمولاً از حدود ۴۰ تا ۴۵ سالگی، توجه جدیتر به چکاپها و غربالگریهای متناسب با شرایط هر فرد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر این موارد را جدی بگیریم، میتوانیم امیدوار باشیم سلامت پایدارتر و زندگی سالمتری داشته باشیم.
ایکنا – اگر بخواهیم گفتوگوی امروز را با یک جمله درباره نسبت قرآن و پزشکی به پایان ببریم، خودتان این پیوند را چگونه توصیف میکنید؟
قرآن میتواند در کنار زندگی حرفهای یک پزشک، آرامش و معنای عمیقتری ایجاد کند. شاید مهمترین نکته این باشد که انسان در هر جایگاهی که قرار دارد، ارتباطش با قرآن را حفظ کند و تلاش کند این ارتباط فقط به مطالعه و حفظ محدود نشود، بلکه در زندگی و خدمت به مردم هم خودش را نشان دهد.
ایکنا – سخن پایانی شما به مناسبت روز پزشک؟
از دعوت شما و فرصتی که در اختیار من قرار دادید تشکر میکنم و روز پزشک را به همه همکارانم تبریک میگویم.
امیدوارم فضایی که برای پزشکان در این کشور ایجاد میشود، بهگونهای باشد که انگیزه آنها برای خدمت بیشتر شود. پزشکان واقعاً قشر زحمتکشی هستند. با وجود برخی تبلیغات و تصویرهایی که گاهی درباره جامعه پزشکی شکل میگیرد، بخش بسیار بزرگی از پزشکان با انصاف و مخلصانه کار میکنند.
گروههای جهادی پزشکی بسیار زیادی هم داریم که بدون چشمداشت به مناطق مختلف میروند و به مردم خدمت میکنند. امیدوارم مسئولان و فضای عمومی کشور به سمتی برود که انگیزه پزشکان برای خدمت بیشتر شود و شرایطی فراهم شود که پزشک بتواند با آرامش و انگیزه بیشتری در کنار بیمار باشد و به او خدمت کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.