سیره نبوی؛ تدبیری تاریخی بر پایه سنتهای الهی
به گزارش ایکنا، ادریس هانی، پژوهشگر و متفکر مراکشی، در گفتوگو با المسیره نت تأکید کرد که خوانش سیره نبوی نباید تنها به جنبه اعجازآمیز آن محدود شود، بلکه باید آن را به مثابه تجربهای تاریخی و کامل در نظر گرفت که بر پایه تدبیر، برنامهریزی، رهبری، جامعهسازی، آزادی و عدالت استوار بوده است. وی […]
به گزارش ایکنا، ادریس هانی، پژوهشگر و متفکر مراکشی، در گفتوگو با المسیره نت تأکید کرد که خوانش سیره نبوی نباید تنها به جنبه اعجازآمیز آن محدود شود، بلکه باید آن را به مثابه تجربهای تاریخی و کامل در نظر گرفت که بر پایه تدبیر، برنامهریزی، رهبری، جامعهسازی، آزادی و عدالت استوار بوده است. وی هجرت پیامبر را نقطه عطفی دانست که جامعه مسلمانان را از وضعیت ضعف و تحت تعقیب بودن، به مرحله دولتسازی و امتسازی رساند و تأکید کرد که پیامبر اسلام، هم پیامبر و هم رهبری بود که پروژهای جامع را دنبال میکرد.
وی خاطرنشان کرد که امت امروز با بحرانی پیچیده و انباشته شده در طول تاریخ روبهروست و نقطه آغاز برای درمان آن، آگاهی است؛ چرا که آگاهی، دروازه آزادسازی اراده و تصمیمگیری سیاسی و اجتماعی به شمار میرود. او بر این باور است که قرآن کریم باید جایگاه خود را به عنوان نخستین مرجع آگاهی بازپس گیرد و مشکل اصلی در دوری مسلمانان از تدبر در قرآن و ناتوانی آنان در گذر از «زمان نزول» به «زمان تأویل» نهفته است.
یمن در روایت نبوی
هانی به روایتهای مربوط به یمن در سیره نبوی اشاره کرد و گفت که پیامبر(ص) از یمن در زمینه تغییر و جایگزینی امت سخن گفته است. او معتقد است که برخورد با این متون باید بر پایه شنیدن، اطاعت و درک عمیق دلالتهای آن باشد، نه صرفاً خواندن آنها بدون توجه به وضعیت کنونی مسلمانان.
وی این موضوع را به مفهوم گستردهتری درباره اطاعت از پیامبر(ص) و استمرار رهبری او برای امت پیوند داد و تأکید کرد که اطاعت از رسول اکرم(ص)، محدود به زمان صحابه نیست، بلکه پیامبر باید در همه نسلها، رهبری حقیقی برای امت باشد؛ از طریق فهم سیره، آموزهها و پیشگوییهای او و بهکارگیری دلالتهای آنها در واقعیت.
هانی بر این باور است که این نگاه، نیازمند بازخوانی سیره بهعنوان تجربههایی است که دلالتهای آن میتواند در مراحل مختلف تاریخ تجلی یابد، نه رویدادهایی که با پایان زمان نزول به پایان رسیدهاند.
وی توضیح میدهد که شرایط پیش از هجرت، گویی تمام راهها را بر جامعه مسلمانان بسته بود و سلطه بر آنها کامل شده بود، بهگونهای که تسلیم شدن، امری طبیعی به نظر میرسید؛ اما تدبیر نبوی با این وضعیت بهگونهای دیگر برخورد کرد.
هانی به لیله المبیت و خوابیدن امام علی(ع) در بستر پیامبر(ص) اشاره کرد و آن را دارای دلالتهای متعددی از جمله فداکاری، جنبه امنیتی و انتخاب مسیر دانست. سپس هجرت پیامبر(ص) در حالی که در وضعیت استضعاف به سر میبرد، تحولی عظیم ایجاد کرد؛ بهگونهای که جامعهای که افرادش تعقیب میشدند، از تشکیل حکومت سخن میگفتند.
وی بیان کرد که این تحول نشان میدهد پیامبر(ص) همزمان هم پیامبر و هم رهبر امت بود و پروژهای جامع داشت که فراتر از ساخت یک جامعه محدود است.
هانی تأکید کرد که توصیف پروژه نبوی تنها بهعنوان «پروژه اجتماعی» نمیتواند حقیقت آن مرحله را دربرگیرد، زیرا خود جامعه هنوز به طور مستقل شکل نگرفته بود و محیطی که پیامبر(ص) در آن مبعوث شد، جامعهای جاهلی، وحشی و متفرق بود؛ در حالی که مناطق دیگر تحت نفوذ قدرتهای بزرگ قرار داشتند و برخی از کسانی که میخواستند با رومیان مقابله کنند یا بر ضد آنها شورش کنند، به دنبال نیروهایی برای تقویت خود میگشتند.
از این رو، ادریس هانی معتقد است که تحول ایجادشده توسط پیامبر(ص)، انتقالی بود از جامعه جاهلی به جامعهای نوین و از گروهی مستضعف به امتی که دارای رهبری، پروژه و استقلال بود.
سیره نبوی؛ تدبیری تاریخی بر پایه سنتهای الهی
هانی بر ضرورت بازخوانی سیره نبوی در پرتو وقایع تاریخی و استخراج درسهایی از آن، به دور از خوانشهایی که هر رویدادی را صرفاً معجزهای جدا از تدبیر انسانی میدانند، تأکید کرد.
او رویکردهایی را که میکوشند پیامبر(ص) را در زمان نزول، شخصیتی «غیر تاریخی» معرفی کنند، نقد کرد و گفت این کار باعث نادیده گرفتن جنبه تدبیرگرانه و عقلانی حرکت ایشان میشود. هانی تأکید کرد که رویدادهای نبوی اگرچه با وحی تأیید شدهاند، اما در عین حال رویدادهایی تاریخی هستند که بر اساس سنتهای تاریخی جریان داشتهاند و پیامبر(ص) در آنها از اسباب و تدابیر عقلانی پیروی کرده است.
وی حرکت پیامبر(ص) را حرکتی برای عبرتآموزی دانست و معتقد است که دلالتهای رویدادهای سیره میتواند در تاریخ بازتکرار شود؛ از این رو مسلمانان به خوانشی نو از سیره نیاز دارند تا بتوانند از حالت ناتوانی در گذر از «زمان نزول» به «زمان تأویل» خارج شوند.
رهبری، ضرورتی برای جامعهسازی و تبدیل ارزشها به پروژهای عملی
هانی در ادامه سخنان خود تأکید کرد که هیچ جنبش یا جامعهای بدون رهبری نمیتواند روشی عملی بسازد و رهبری یکی از سنتهای تاریخی ثابت در گذشته و حال است.
رهبری مورد نظر او تنها به جنبه مدیریتی محدود نمیشود، بلکه شامل رهبری فکری است که بتواند رابطهای مثبت میان آموزهها، انسان، موضعگیریها و تدبیر برقرار کند تا ارزشها و اصول به پروژهای عملی تبدیل شوند.
هانی خواستار بازخوانی رویدادهای نبوی بر اساس مفاهیم و دانشهای انباشته بشری شد و به پیشرفت علوم سیاسی، اجتماعی، مفاهیم دولت، عقل اجتماعی و دولت-ملت اشاره کرد که به کشف ابعاد گوناگون تجربه نبوی کمک میکنند.
وی در این زمینه به پیماننامه اهل مدینه، قراردادهای پیامبر(ص)، تدبیر او در جنگ و صلح، توزیع ثروت، سیاستهای اجتماعی، سیاست اتحادها و تألیف قلوب اشاره کرد و گفت: بررسی این اقدامات با مفاهیم علوم سیاسی معاصر، نشاندهنده تجربهای بسیار پیشرفته برای عصر خود است.
هانی افزود که مطالعه رفتار پیامبر(ص) با مفاهیم امروزی، الگویی را نشان میدهد که دربردارنده مفاهیم عدالت، مدارا، رحمت، خوب مدیریت کردن رعیت و توزیع ثروت است؛ در حالی که در آن زمان، مفاهیم عدالت و دموکراسی به معنای رایج امروز در محیط تاریخی پیامبر(ص) وجود نداشت.
وی تأکید کرد که قوانین اسلامی باید در بستر و شرایط تاریخی خود خوانده شوند و از مغالطه تاریخی که دشمنان اسلام و امت از آن استفاده میکنند، پرهیز شود، زیرا خوانش عینی آن بستر، نبوغ رویداد نبوی و توانایی تجربه جامعه مدینه در دستیابی به ثبات را آشکار میکند.
آزادسازی انسان، جوهر پروژه نبوی
این اندیشمند مراکشی تصریح کرد که یکی از مبانی اساسی دعوت نبوی، آزادسازی جامعه است؛ آزادسازی ذهنی، روانی و اجتماعی. این آزادی جوهره خلاقیتی است که در آغاز دعوت پدیدار شد.
وی به آیاتی از قرآن اشاره کرد که از برداشتن بارهای سنگین و غل و زنجیرها از مردم سخن میگویند و آن را نشانه آزادسازی جامع و چندبعدی انسان دانست که تنها به یک جنبه محدود نمیشود، بلکه یک برنامه کامل است که همه نشانههای آن به سوی مسئله آزادی حرکت میکنند.
هانی آزادی را با عدالت پیوند زد و تأکید کرد که پیامبران برای برقراری قسط آمدهاند و عدالت «ارزش ارزشها» است و تزکیه و پاکسازی نفس و آزادی، بخشی از تحقق آن به حساب میآید.
وی تصریح کرد که تحقق عدالت، نیازمند آزادسازی جامعه و از بین بردن تفاوتهای نژادی و منطقهای است که مانع شکلگیری امتی واحد میشود. نشانههای امت اسلامی در زمان پیامبر(ص) پدیدار شد و اقوام و ریشههای مختلفی از جمله رومی، فارسی و آفریقایی را در بر گرفت و با این تفاوتها، ویژگیهای یک امت واحد میان آنها شکل گرفت.
بحران امروز امت؛ مسئلهای پیچیده که راه حل آن از آگاهی و پیوند با قرآن آغاز میشود
ادریس هانی درباره حلقه گمشده در وضعیت کنونی امت گفت که بحران به یک عامل محدود نیست، بلکه موضوعی پیچیده است که در طول تاریخ انباشته شده؛ ممکن است مشکل در مرحلهای از عدم آگاهی ناشی شود و در مرحلهای دیگر ناشی از مسئله اجتماعی یا سیاسی باشد. اما انباشتگی که در طول تاریخ به وجود آمده است، در نهایت آن را به بحرانی چندبعدی بدل میکند.
وی توضیح داد که راه حل پیچیده، به معنای جستجوی پاسخهای دشوار نیست، بلکه باید به دنبال عنصر اساسی بود که بتواند فرایند تغییر را به حرکت درآورد؛ و آن عنصر، همواره آگاهی است.
هانی گفت: اگر آگاهی وجود نداشته باشد، اجتماع نیز آزاد نخواهد شد، زیرا آگاهی نقطه شروعی است که جامعه را قادر میسازد بحرانهای خود را تحلیل کند و قیدها را از خود بردارد و این امر بر آزادسازی اراده و تصمیمگیری، از جمله تصمیمگیری سیاسی و اجتماعی تأثیر میگذارد.
وی به سخنی از امام علی(ع) درباره یکی از اهداف بعثت انبیا یعنی «برانگیختن گنجینههای خردها» استناد کرد و گفت که این به معنای ایجاد نهضت و انقلابی در آگاهی است و این انقلاب باید بر مواضع و واقعیت جامعه مسلمان تأثیر بگذارد.
هانی در مورد منبع این آگاهی تأکید کرد که قرآن کریم، محل اجماع امت است، اما از دوری مسلمانان از آن گلایه کرده و به این سخن پیامبر (ص) که فرمود «يا رب إن قومي اتخذوا هذا القرآن مهجوراً» و نیز این کلام خداوند که «أفلا يتدبرون القرآن أم على قلوب أقفالها» اشاره کرد.
وی بیان داشت که مشکل در عدم اعلام مرجعیت قرآن نیست، زیرا قرآن معمولا به عنوان منبع و مرجع اول ذکر میشود، اما در عمل، قرآن اغلب آخرین مرجعی است که به آن رجوع میشود، یا کاملا در پشت معیارها و مراجع دیگر پنهان میماند.
هانی تأکید کرد که آنچه لازم است، خوانش قرآن به عنوان کتابی است که توانایی تشخیص واقعیت را دارد، نه کتابی که یکبار نطق کرده و با پایان زمان نزول، نطق آن نیز پایان یافته است. او قرآن را «نزول یافته مجدد» از طریق تدبر و تأویل دانست و توضیح داد که منظور از تأویل، تأویل نکوهیده نیست، بلکه تأویلی است که راسخان در علم میدانند و بر پایه تدبر در قرآن استوار است.
وی اشاره کرد که پیامبر(ص) قرآن را با روشی تفسیری و تأویلی برای جامعه میخواند و گاهی روشن میکرد که معنای مقصود، چیزی غیر از فهم مستقیم آنهاست. وی معتقد است که این روش در تاریخ به فراموشی سپرده شده و آنچنان که شایسته بوده، مورد توجه قرار نگرفته است.
این اندیشمند مراکشی بر این باور است که بازسازی آگاهی قرآنی، مستلزم بازگرداندن قرآن به مرکز فرایند تفکر و تشخیص است تا بتواند با واقعیت مسلمانان در مراحل مختلف تاریخ سخن بگوید.
ادریس هانی در پایان سخنان خود به اجماع امت بر قرآن و همچنین تمسک به کتاب خدا و عترت اهل بیت اشاره کرد و آن را ضمانتی برای امت برای دور ماندن از گمراهی دانست و تأکید کرد که این عناصر، پایههای اساسی در ساخت آگاهی، رهبری و روشی هستند که ارزشهای دینی را به واقعیتی عملی تبدیل میکند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
