رسولی که خلق عظیم را به هنر زیستن در مدار حق تعبیر کرد
حجتالاسلام والمسلمین علیاحمد پناهی دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار گرفته، گفت: بیستوهشتم صفر، در سپهر تاریخ بشریت، نه تنها روزی برای سوگواری، بلکه لحظهای برای تأمل در بازگشت نور تجلییافته به مبدأ ازلی و گذار از حضور جسمانی پیامبر اکرم(ص) به افق حضور معنوی بیزوال ایشان است. سخن […]
حجتالاسلام والمسلمین علیاحمد پناهی دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار گرفته، گفت: بیستوهشتم صفر، در سپهر تاریخ بشریت، نه تنها روزی برای سوگواری، بلکه لحظهای برای تأمل در بازگشت نور تجلییافته به مبدأ ازلی و گذار از حضور جسمانی پیامبر اکرم(ص) به افق حضور معنوی بیزوال ایشان است. سخن از رسول خدا(ص)، سخن از انسانی عادی نیست که صرفاً حامل پیامی باشد؛ بلکه سخن از وجودی است که حقیقت محض، در قامت انسان، تجلی یافته است. او پیوندگاه عالم غیب و شهود بود؛ آنچنان که آسمان و زمین، در آیینه اخلاق و سیره او، به هم میرسیدند.
شخصیت پیامبر اکرم(ص)، آمیزهای شگرف از عظمت بیکران و تواضع بیهمتاست. او در اوج اقتدار اجتماعی و سیاسی، هیبتی داشت که کبریاپیشگان را به لرزه درمیآورد و در عین حال، چنان با محرومان، مستضعفان و دردمندان همنفس و همدل میشد که گویی تمام هستی در مهر او خلاصه شده است. این صلابت در حق و لطافت در خلق، همان توازن شکوهمند عدل و رحمت است؛ توازنی که جهان را از سقوط در ورطه خودخواهی و خشونت رهایی بخشید.
او به بشر آموخت که کمال انسانی نه در انباشت مادیات، بلکه در رهاسازی خویش از تعلقات و گشودن جان به سوی تجلی حق، نهفته است.
قرآن کریم، پیامبر(ص) را با ویژگیهای ممتازی توصیف فرموده که شاید مهمترین آنها، آراستگی به خُلق عظیم باشد. در ساحت اخلاق، وحی الهی با بیانی استوار، جایگاه رفیع ایشان را در قلۀ «خُلقِ عظیم» تثبیت میکند همانگونه که در آیه ۴ سوره قلم میفرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ».
این آیه، پیامبر(ص) را نه صرفاً آراسته به اخلاق، بلکه خاستگاه و تجسم اخلاق معرفی میکند. او کانون تپنده محبت و سرچشمه جوشان رحمت رحمانی است. شکوه این مقام آنگاه رخ نمایش میدهد که در برابر جفای کینهتوزان، دعای خیر میطلبد و در پاسخ به سنگساران دشمنان، پرتو هدایت میگسترد؛ این همان تجلی پیروزی عشق بر انتقام و غلبه رحمت بیکران بر خشم است.
این ستاره پرفروغ و یگانه دوران و دردانه خلقت، در ۲۸ صفر، دیده از جهان فروبست. در آن لحظات سرنوشتساز، هنگامی که افق مدینه در اندوهی ژرف فرو رفت، جهان تنها فقدان یک رهبر را تجربه نکرد؛ بلکه با معنای سهمگین فراق رویارو شد. با این همه، این فراق، جدایی از معنا نبود؛ بلکه گذار از ظهور محدود به حضور بیکران بود.
رسول خدا(ص) با رحلت خویش، از قید زمان و مکان رها شد تا در جان هر انسانی که در جستوجوی عدالت، حقیقت و عشق است، حضوری ماندگار و جاری داشته باشد. او سیره خویش را نه به عنوان مجموعهای از احکام خشک و بیرونمانده از جان زندگی، بلکه به عنوان هنر زیستن در مدار حق، به یادگار نهاد.
امروز، در روزگار آشوب اندیشه و فرسایش معنا، بازخوانی شخصیت پیامبر اکرم(ص) ضرورتی فراتر از یک آیین مذهبی است؛ این بازخوانی، نیازی وجودی برای بازیافتن انسانیت است.
ما در سوگ او، در حقیقت بر آن بخش از وجود خویش میگرییم که در غبار غفلت، از نور او دور افتاده است. بیستوهشتم صفر، دعوتی است برای بیداری از رخوت روزمرگی و درک این حقیقت که اگرچه خورشید نبوت از افق جسمانی غروب کرد، اما فروغ اخلاق او همچنان تنها چراغ عبور از شبهای تیره جهل، خودخواهی و تباهی است.
باشد که این سوگواری، نه صرفاً تکرار مناسکی، بلکه تحولی درونی باشد؛ تحولی که ما را به تأسی از آن خُلق عظیم فراخواند و یاری کند تا از خاک فانی، بنایی استوار از کمال انسانی برپا سازیم.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.