امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 12 ربيع أول 1448
شناسه خبر : 385730
  پرینت تاریخ انتشار : 24 آگوست 2026 - 8:31 | 2 بازدید

پیامدهای غفلت از «احساسات متناسب» نسبت به مسائل دینی + فیلم

اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شده‌اند. پس چرا شاهد تندروی‌ها، کندروی‌ها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را به بی‌دینی متهم می‌کند؟ چگونه می‌توان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست […]

پیامدهای غفلت از «احساسات متناسب» نسبت به مسائل دینی + فیلم


اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شده‌اند. پس چرا شاهد تندروی‌ها، کندروی‌ها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را به بی‌دینی متهم می‌کند؟ چگونه می‌توان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟

برای دست یافتن به پاسخ این سؤال‌ها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیت دینی، کتابی با عنوان «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درس‌گفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح می‌کند که چگونه می‌توان مؤمنی متعادل، همان‌طور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.

در ادامه، قسمت چهارم این مجموعه با موضوع «تعادل قول، میل و فعل» را با هم می‌بینیم و می‌خوانیم.

در ادامه سلسله‌ گفتارهای «تربیت متعادل» می‌خواهیم به این مسئله اشاره کنیم که برخی می‌گویند: «من از حج خوشم نمی‌آید و دوست ندارم، حتی اصطلاحاً هم من را حاجی صدا کنند». این افراد حس خوبی به یک عمل دینی ندارند و احساس متناسبی با یک دستور الهی برقرار نکرده‌اند. آنها می‌دانند که حج واجب است و اگر استطاعت داشته باشند، باید به حج بروند؛ اما وقتی مستطیع می‌شوند، بهانه‌ای می‌آورند تا به حج نروند. اگر عمق اعتقادات این افراد را بررسی و از آنها سؤال کنیم که چرا چنین احساساتی نسبت به یک عمل دینی دارند، می‌گویند از حج خوشمان نمی‌آید و برای این «دوست نداشتن» هم دلایلی مطرح می‌کنند.

همین مسئله به نوعی نشان‌دهندهٔ عدم تعادل در دینداری است. وقتی چیزی نزد خداوند متعال محبوب است، مثل نماز، حج و …، چگونه می‌شود نزد منی که می‌خواهم مؤمن و متعادل باشم، محبوب نباشد؟

اگر نسبت به برخی از مسائل دینی چنین حسی داشتیم و از آن عمل خوشمان نیامد، همین احساسات نشان می‌دهد که تربیت دینی ما مشکل دارد.

«اعتقادات»، «اخلاق» و «احکام» یک تقسیم‌بندی در خصوص مسائل دینی است که البته خود این تقسیم‌بندی ریشه دینی ندارد و فقط نظر برخی بزرگان است؛ اما یک نوع تقسیم‌بندی دیگر نیز داریم که ما در این بحث به آن می‌پردازیم و آن هم تعادل بین سه عنوان «قول»، «میل» و «فعل» است. قول یعنی اعتقاد؛ فرد می‌گوید: «من قائل هستم»؛ یعنی اعتقاد و باور دارم.

«میل» یعنی داشتن احساسات متناسب به یک امر و «فعل» نیز یعنی انجام آن کار. زمانی یک فرد را متعادل می‌نامیم که به آنچه می‌گوید عمل کند؛ این مسئله یک امر فطری است که ما از افراد انتظار داریم اگر حرف خوب می‌زنند، رفتار خوب هم داشته باشند.

مسئله تعادل «قول» و «فعل» بسیار زیاد مطرح شده و غلط هم نیست، اما در این بحث فراتر از آن را مطرح و عنوان می‌کنیم که میل متناسب هم باید وجود داشته باشد.

برای مثال، گاهی برخی از نوجوانان و جوانان در اقامه نماز کاهلی می‌کنند؛ برخی بزرگ‌ترها مثلاً نسبت به سیدالشهدا(ع) علاقه زیادی دارند و عزاداری شایسته‌ای انجام می‌دهند، اما نسبت به نماز همان علاقه را نشان نمی‌دهند؛ علت این مسئله چیست؟ این حکایت از عدم تعادل دارد.

اگر در مسیر تربیت دینی (چه در مورد خودمان و چه در مورد دیگران) به شکل صحیح حرکت کنیم، متوجه می‌شویم که امام حسین(ع) که برای ایشان سینه می‌زنیم و عزاداری می‌کنیم، می‌فرمایند: «قُرَّةُ عَینِي فِي الصَّلَاةِ؛ روشنی چشم من نماز است». یا پیامبر(ص) فرموده‌اند: «چگونه گرسنه و تشنه به غذا و آب علاقه دارد، من همان‌گونه به نماز علاقه دارم و از قضا علاقه‌ام بیشتر است، چون گرسنه می‌خورد و سیر می‌شود و تشنه می‌نوشد و سیراب می‌شود، اما من از نماز سیر و سیراب نمی‌شوم». این نشان می‌دهد که نماز نزد رسول خدا(ص) جایگاه خاصی دارد و این احساس متناسب نسبت به نماز است.

اگر در جامعه خودمان در خصوص تربیت دینی دچار مشکل هستیم، به این دلیل است که نتوانسته‌ایم آن احساس متناسب را ایجاد کنیم، به خصوص در نوجوانان و جوانان که وجودشان پر از احساسات است. احساسات دینی بخش بسیار مهمی از دین است. فرموده‌اند: «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ»؛ دین، جز محبت و کینه نیست. باید هر آنچه خدا دوست دارد را دوست داشته باشم و آنچه خدا دوست ندارد را دوست نداشته باشم؛ این‌گونه به یک انسان متعادل تبدیل می‌شوم. نه اینکه بدون هیچ حس علاقه و تعلقی بگویم «چون به ما گفته‌اند فلان عمل دینی را انجام بدهید، من هم انجام می‌دهم و گاهی هم انجام نمی‌دهم».

برخی گمان می‌کنند حب و بغض فقط مربوط به افراد است، مثل کاری که در زیارت عاشورا انجام می‌دهیم و به سیدالشهدا(ع) سلام می‌دهیم و عده‌ای را از باب بغض لعن می‌کنیم؛ خیر، حب و بغض فقط مربوط به افراد نیست، بلکه نسبت به آنچه و آنکه محبوب خدا، رسول خدا و اهل بیت(ع) است معنا دارد.

یعنی من به عنوان مؤمن، اگر بخواهم رشدی داشته باشم، باید روزه، حج و … را دوست داشته باشم؛ باید از غضب خدا بترسم و از جهنم، غیبت، گناه و … بیزار باشم. این‌ها احساسات دینی متناسب است. گاهی در تربیت دینی از احساسات متناسب غفلت می‌شود و این غفلت سبب می‌شود با مباحث دینی ارتباط نمی‌گیریم.

همه ما انسان و منبع احساسات هستیم و دوست داشتن را دوست داریم؛ خدا و شارع نیز نسبت به این احساسات بی‌اعتنا نبوده‌اند. شما از قول اصحاب پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) شنیده‌اید که آنها پیامبر و اهل بیت(ع) را بسیار دوست داشتند. در اطراف این بزرگان افرادی بودند که حتی از نظر اعتقادی با برخی امامان زاویه داشتند؛ از جمله در اطرافیان امام باقر(ع) کسی بوده که صراحتاً مطرح می‌کرده که هیچ اعتقادی به امامت ایشان ندارد و وقتی از وی سؤال می‌شد که پس چرا پای سخنرانی و صحبت‌های ایشان می‌نشینی؟ پاسخ می‌داد که چون از ایشان خوشم می‌آید و حس خوبی از ایشان می‌گیرم.

نتیجه این حس خوب منجر به آن می‌شود که این فرد به مسیر اهل بیت(ع)، اسلام و تشیع علاقه‌مند و معتقد شود. پس برخلاف آنچه رایج است که مسائل دینی به اعتقادات، اخلاق و احکام تقسیم شده است، ما معتقد هستیم در هر مؤلفه دینی، مثل توحید، عدل، امام زمان، نماز، گناه و …، باید سه عنوان قول، فعل و میل به صورت جدی لحاظ شود.

این شروعی است برای بحث «مؤمن متعادل» که بیشتر در خصوص آن گفت‌وگو خواهیم کرد.

کتاب «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» که این درس‌گفتارها براساس آن مطرح می‌شود، یک سؤال بنیادین دیگر را نیز پاسخ می‌دهد: بین معرفت خدا، معرفت پیامبر(ص)، معرفت امام زمان(عج)، معرفت احکام، اخلاقیات و … کدام مبحث مبنایی‌تر است، باید آن را جدی‌تر بگیریم و از کجا شروع کنیم؟

ما معتقد هستیم، (همان‌گونه که حضرت علی(ع) فرموده‌اند): «مَعرِفَةُ النَّفسِ أَنفَعُ المَعارِفِ»؛ شناخت خود سودمندترین دانش‌هاست و باید از همین جا شروع کرد. این بحث را در درس‌گفتار بعد مطرح می‌کنیم.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.