- مکتب شهدا، نسخه اقتدار و مصونیت انقلاب اسلامی در برابر تهدیدهاست
- آموزش احکام؛ ضرورتی برای زندگی فردی و اجتماعی
- رقابت ۷۱ قاری و حافظ اردبیلی در مرحله استانی مسابقات سراسری قرآن + عکس
- مسابقات قرآن؛ فرصت تبادل تجربه و تقویت انگیزه فرهنگیان
- برپایی غرفه مهدویت در قرچک
- اعلام اسامی دانشآموزان راهیافته به مسابقات کشوری قرآن، عترت و نماز
خطای دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در خصوص نسب حضرت سکینه(س)
به قلم الههسادات بدیعزادگان در طول تاریخ، حقایق بسیاری، بهویژه درباره خاندان عصمت و طهارت(ع) دستخوش تحریفات ناروا شده؛ بعضی از این تحریفات ناشی از ناآگاهی راویان و بعضی دیگر کاملاً با اغراض و نیات پلید رخ داده است. از جمله شخصیتهایی که تاریخ در حق او ستمی فاحش روا داشته، حضرت سکینه(س)، دخت گرامی […]
به قلم الههسادات بدیعزادگان
در طول تاریخ، حقایق بسیاری، بهویژه درباره خاندان عصمت و طهارت(ع) دستخوش تحریفات ناروا شده؛ بعضی از این تحریفات ناشی از ناآگاهی راویان و بعضی دیگر کاملاً با اغراض و نیات پلید رخ داده است. از جمله شخصیتهایی که تاریخ در حق او ستمی فاحش روا داشته، حضرت سکینه(س)، دخت گرامی امام حسین(ع) است. با آنکه نام این بانوی بزرگوار در متون تاریخی، مذهبی و ادبی به ثبت رسیده، اما زندگیاش در هالهای از ابهام فرورفته و نسبتهایی ناروا به ایشان منتسب شده که با شأن والایش ناسازگار است.
یادداشت پیش رو که برگرفته از پژوهشهای مریم حکمتنیا، استادیار دانشگاه قم است، درصدد برآمده تا با بررسی روایات، تحریفهای راهیافته به متون تاریخی و ادبی را درباره حضرت سکینه(س) بزداید. در شماره پیشین، تحلیل لغوی و قرآنی نام و لقب ایشان با عنوان «سَکینه» یا «سُکینه» و تعیین سن شریفش در عاشورا بررسی شد و در شماره پیش رو، به خطای دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در زمینه نسب و خاندان این بانوی مکرم پرداخته میشود.
بیشتر بخوانید:
نسبت و خاندان حضرت سکینه
شرافت، جلالت قدر و منزلت بینظیر پدر و نیاکان پدری حضرت سکینه(س) بر هیچکس پوشیده نیست. ایشان دختر امام حسین(ع)، نوه رسول گرامی اسلام(ص) و از خاندانی بود که مرکز رسالت، ارکان ولایت، سرچشمه وحی، معدن علم و بنیادهای تقوا در جهان هستی بهشمار میروند.
آنان یگانه برگزیدگان الهی در عرصه آفرینش و غایت خلقتاند که از صلبهای شامخ و ارحام مطهر پدید آمدهاند و با گذر از عصر جاهلیت، هیچگونه آلودگی دامانشان را نیالوده است. این خاندان مکرم، هدایت بشر به سوی خالق و نجات انسانها از تاریکیهای جهل و نادانی به نور حقیقت و روشنایی علم را بر عهده داشتهاند و در جهان آخرت، شفیع مؤمنان به بهشت جاویدان خواهند بود.
اما مادر آن حضرت، رباب دختر امرؤالقیس بن عدی بن اوس است. امرؤالقیس، بزرگ خاندان بنیکلب و بر آیین مسیحیت بود تا آنکه در زمان خلافت عمر به مدینه آمد، اسلام آورد و بلافاصله فرماندهی قوم قضاعه و کلب را در شام بر عهده گرفت. جالب آنکه امرؤالقیس در زمان خلافت خلیفه دوم، بدون آنکه حتی یک رکعت نماز گزارده باشد، از سوی خلیفه به فرماندهی لشکری از مسلمانان منصوب شد.
در تاریخ نقل شده است که او نزد عمر درآمد و اظهار اسلام کرد و خلیفه پس از شناخت او، بیدرنگ پرچم فرماندهی را به امرؤالقیس سپرد. در همان مجلس، حضرت علی(ع) که شاهد این واقعه بود، نزد امرؤالقیس رفت و دست بر شانههای او نهاد و چنین فرمود: «عمو جان! من علی بن ابیطالب، پسرعموی پیامبرم و این دو فرزندم حسن و حسین، فرزندان حضرت زهرا، دختر رسول خدا هستند. من مصاهرت با تو را برای خود و فرزندانم دوست میدارم.»
امرؤالقیس نیز در پاسخ گفت: «عالی است، بر روی چشم و چه کرامتی بهتر از این؟ من دخترم محیا را به شما و دخترم زینب را به حسن و دخترم رباب را به حسین(ع) میدهم.»
در مقابل، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی (ج ۱۰، ص ۲۱۲) دچار خطایی فاحش و مدعی شده که دو شخصیت به نام امرؤالقیس با یکدیگر خلط شدهاند. به گمان آنان، امرؤالقیس بن اصبغ که طبری نیز از او نام برده و بر قضاعه از سوی پیامبر(ص) امارت یافت، با امرؤالقیس بن عدی، جد مادری حضرت سکینه(س) یکی است.
در حالی که بهروشنی میتوان دریافت که این دو، شخصیتهایی جداگانهاند؛ آنکه جد مادری حضرت سکینه(س) است، امرؤالقیس بن عدی است که در زمان خلافت عمر اسلام آورد، نه امرؤالقیس بن اصبغ که در زمان رسول خدا(ص) میزیست.
مرتضی عسکری، مشهور به علامه عسکری، پژوهشگر تاریخ اسلام و حدیثشناس در کتاب «صد و پنجاه صحابی» (ج ۳، ص ۲۱۰ ـ ۲۰۳) بهخوبی این دو شخصیت را از هم متمایز کرده است. او توضیح میدهد که سیف بن عمر، قهرمانی ساختگی به نام امرؤالقیس بن اصبغ آفریده و این شخصیت ساختهشده را جد سکینه(س) معرفی کرده؛ در حالی که امرؤالقیس حقیقی، همان فرزند عدی است که در زمان خلیفه دوم اسلام آورد و هرگز با رسول خدا(ص) دیداری نداشت و کارگزار ایشان نبود.
از سوی دیگر، اصبغ کلبی، رئیس خاندانش در دومةالجندل در عصر پیامبر(ص) بود و با امرؤالقیس بن عدی هیچگونه نسبتی ندارد. به این ترتیب، روشن میشود که نویسندگان دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در فهم کلام عسکری دچار لغزش شده و امرؤالقیس بن عدی را به خطا شخصیتی ساختگی پنداشتهاند.
بنابراین، حضرت سکینه(ی) از نسبی بسیار ارزشمند برخوردار است که از یک سو به رسول خدا(ص)، علی مرتضی(ع)، زهرای اطهر(س) و امام حسین(ع) پیوند میخورد و از دیگر سو، به امرؤالقیس بن عدی، بزرگ خاندان قضاعه، مردی که شوکت و عظمت کمنظیرش، امام متقین(ع) را به مصاهرت با خود فراخواند و افتخار پدر همسر سه امام همام را نصیب خود کرد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.