- بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران» در حرم مطهر رضوی
- هنر رهبر شهید، رساندن مردم به جایگاه تشخیص و عمل بود
- بعثت مسجد و احیای کارکردهای فراموش شده آن در جنگ رمضان
- تکریم پیشکسوت قرآنی و بلاگرهایی که پای کار حفظ کلام وحی آمدند
- مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران» در حرم مطهر رضوی
- امام رفت، اما امامت متوقف نشد
راهبرد امام حسن عسکری(ع) برای حفظ جامعه شیعه در عصر اختناق عباسی
زندگی امام حسن عسکری(ع) در دورهای سپری شد که جامعه اسلامی با شرایط سیاسی و اجتماعی پیچیدهای روبهرو بود و حکومت عباسی ارتباط امام(ع) با مردم و بهویژه شیعیان را بهشدت تحت نظر داشت. با وجود این محدودیتها حضرت امام حسن عسکری(ع) ارتباط خود را با جامعه حفظ کردند و در کنار هدایت دینی، نسبت […]
زندگی امام حسن عسکری(ع) در دورهای سپری شد که جامعه اسلامی با شرایط سیاسی و اجتماعی پیچیدهای روبهرو بود و حکومت عباسی ارتباط امام(ع) با مردم و بهویژه شیعیان را بهشدت تحت نظر داشت. با وجود این محدودیتها حضرت امام حسن عسکری(ع) ارتباط خود را با جامعه حفظ کردند و در کنار هدایت دینی، نسبت به مسائل و مشکلات مردم نیز توجه داشتند. شیوه رفتار ایشان با مردم، بر پایه اخلاق، کرامت، همدلی و مسئولیتپذیری اجتماعی بود.
یکی از ویژگیهای مهم زندگی اجتماعی آن حضرت، توجه به حفظ انسجام جامعه شیعه و تقویت ارتباط میان پیروان اهل بیت(ع) بود. ایشان در شرایطی که امکان ارتباط مستقیم با همه شیعیان وجود نداشت، از راههای مختلف آنان را هدایت و برای مواجهه با شرایط پیشرو آماده میکردند. بازخوانی این بخش از زندگی امام حسن عسکری(ع) تصویری روشنتر از نقش اجتماعی ایشان در جامعه آن روز ارائه میدهد، امامی که حتی در فضای خفقان و محدودیت، ارتباط با مردم، رسیدگی به نیازهای آنان و هدایت جامعه را از مسئولیتهای مهم خود میدانستند.
ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف سیره اجتماعی امام حسن عسکری(ع) به گفتوگو با حجتالاسلام محمدصادق کفیل، پژوهشگر و مدرس تخصصی مهدویت پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ امام حسن عسکری(ع) در دوران امامت خود با چه محدودیتها و فشارهایی از سوی حکومت عباسی روبهرو بودند و این شرایط چه تأثیری بر ارتباط اجتماعی ایشان با مردم داشت؟
دوران امامت امام حسن عسکری(ع) را باید یکی از سختترین و خفقانآمیزترین دورههای تاریخ امامت دانست. در این دوران امام(ع) در شرایطی بسیار دشوار و تحت نظارت و کنترل شدید حکومت عباسی قرار داشتند. اوج این خفقان و فشار سیاسی را میتوان در شرایط حاکم بر شهر سامرا مشاهده کرد، شهری که امام هادی(ع) و پس از ایشان امام حسن عسکری(ع) در آن حضور داشتند و عملاً زندگی امام(ع) در این شهر با محدودیتهای فراوان همراه بود. سامرا در آن دوره شرایط خاصی داشت و از ابتدا نیز یک پایگاه معمول و متعارف اسلامی محسوب نمیشد. این شهر در سالهای ۲۱۲ و ۲۱۳ هجری از مسیحیان گرفته شد و در ادامه به یکی از مراکز مهم حکومت عباسی تبدیل شد. از این جهت، باید توجه داشت که سامرا در آن دوره با بسیاری از شهرهای اسلامی تفاوت داشت و به دلیل شرایط سیاسی و نظامی خاص خود، فضای مناسبی برای ارتباط آزادانه مردم با امام(ع) فراهم نمیکرد.
از سوی دیگر، سامرا در دوره حضور امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) عملاً ماهیتی شبیه یک شهر نظامی و تبعیدگاهی پیدا کرده بود. به همین دلیل، میتوان گفت که سامرا در آن دوره از بدترین شهرهای جهان اسلام از نظر شرایط اجتماعی و سیاسی برای زندگی و ارتباط آزادانه امام(ع) با مردم بود. حکومت عباسی به دلیل نگرانی و حساسیت فراوان نسبت به جایگاه امامان شیعه و نفوذ اجتماعی آنان، امام هادی(ع) و سپس امام حسن عسکری(ع) را در این محیط تحت نظارت شدید قرار داده بود. نکته مهم دیگر این است که امام حسن عسکری(ع) از دوران کودکی در همین شرایط رشد کردند. ایشان همراه با پدر بزرگوارشان امام هادی(ع) به سامرا آمدند و بخش مهمی از دوران کودکی، نوجوانی و زندگی خود را در این شهر سپری کردند. بنابراین، محدودیتها و فضای امنیتی حاکم بر سامرا موضوعی نبود که تنها در دوره امامت امام حسن عسکری(ع) بر ایشان تحمیل شده باشد، بلکه ایشان از سالهای کودکی با چنین شرایطی مواجه بودند و از نزدیک با فضای خفقان و کنترل شدید حکومت عباسی زندگی کردند.
یکی از مهمترین اقدامات امام حسن عسکری(ع)، توسعه و تقویت سازمان وکالت بود. سازمان وکالت این امکان را فراهم میکرد که ارتباط میان امام و شیعیان حتی در شرایطی که ارتباط مستقیم و آشکار امکانپذیر نبود، همچنان ادامه داشته باشد
این وضعیت به اندازهای شدید بود که حتی برقراری یک ارتباط ساده و آشکار با امام(ع) نیز امکانپذیر نبود. به تعبیری، شرایط به گونهای بود که حتی نمیشد به راحتی به امام(ع) سلام کرد، زیرا هرگونه ارتباط آشکار با ایشان میتوانست مورد توجه دستگاه عباسی قرار گیرد و برای فرد ایجاد مشکل کند. بنابراین، طبیعی بود که ارتباط اجتماعی امام(ع) با مردم نمیتوانست مانند دورههایی باشد که امامان شیعه امکان حضور آزادانه در میان مردم و برقراری ارتباط مستقیم با جامعه را داشتند. با این حال، نکته بسیار مهم این است که این محدودیتها به معنای قطع ارتباط امام(ع) با جامعه شیعه نبود. امام حسن عسکری(ع) با درک دقیق شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود، برای استمرار هدایت جامعه شیعه برنامهریزی کردند. در آن مقطع، تشیع از نظر کمی و کیفی رشد قابل توجهی پیدا کرده بود و جامعه شیعه به مرحلهای رسیده بود که نیاز آن به هدایت امام(ع) بیش از گذشته احساس میشد. در واقع، شیعه نمیتوانست بدون امام(ع) به مسیر خود ادامه دهد و امام(ع) نیز نمیتوانست در شرایط خفقان و کنترل شدید، ارتباط خود را با جامعه شیعه قطع کند.
ازاینرو، امام حسن عسکری(ع) متناسب با شرایط موجود، شیوههای جدیدی را برای ارتباط و هدایت جامعه به کار گرفتند. یکی از مهمترین اقدامات ایشان، توسعه و تقویت سازمان وکالت بود. سازمان وکالت این امکان را فراهم میکرد که ارتباط میان امام و شیعیان حتی در شرایطی که ارتباط مستقیم و آشکار امکانپذیر نبود، همچنان ادامه داشته باشد. وکلا و نمایندگان امام(ع) در نقاط مختلف نقش واسطه را میان امام و جامعه شیعه ایفا میکردند و از این طریق، مسائل و نیازهای شیعیان به امام(ع) منتقل میشد و پاسخها و راهنماییهای ایشان نیز به جامعه میرسید.
بنابراین، اگرچه حکومت عباسی تلاش میکرد امام(ع) را در سامرا تحت کنترل قرار دهد و ارتباط ایشان با مردم را محدود کند، اما امام حسن عسکری(ع) با برنامهریزی دقیق توانستند مسیر ارتباط با شیعیان را حفظ کنند. این ارتباط در بسیاری از موارد به صورت مخفیانه و غیر مستقیم انجام میشد و جلسات، مکاتبات و نامهنگاریها نیز با توجه به شرایط امنیتی و با رعایت ملاحظات لازم صورت میگرفت. جلسات شبانه یکی از شیوههایی بود که در چنین شرایطی امکان ارتباط را فراهم میکرد. همچنین، نامههای امام(ع) و مکاتبات ایشان با شیعیان و وکلا بخش مهمی از این شبکه ارتباطی را تشکیل میداد. طبیعتا در چنین شرایطی، فعالیتهای امام(ع) و افرادی که با ایشان ارتباط داشتند، از سوی دستگاه عباسی رصد میشد و به همین دلیل، ارتباطات باید با دقت و برنامهریزی انجام میگرفت.
در واقع، حکومت عباسی تلاش داشت با ایجاد فضای اختناق، کنترل رفتوآمدها و زیر نظر گرفتن ارتباطات امام(ع) مانع گسترش نفوذ اجتماعی ایشان شود، اما امام حسن عسکری(ع) با شناخت دقیق شرایط، شیوه ارتباط خود را متناسب با این وضعیت تغییر دادند. به جای آنکه ارتباط با شیعیان به دلیل فشارهای حکومت متوقف شود، این ارتباط به شکل سازمانیافتهتر، هدفمندتر و در بسیاری از موارد پنهانی ادامه پیدا کرد. بنابراین، میتوان گفت فشارها و محدودیتهای شدید حکومت عباسی اگرچه ارتباط مستقیم و آشکار امام حسن عسکری(ع) با مردم را بسیار محدود کرده بود، اما نتوانست ارتباط ایشان با جامعه شیعه را از بین ببرد. امام(ع) با استفاده از ظرفیت سازمان وکالت، ارتباط با وکلا، نامهنگاریها، جلسات و ارتباطات غیر مستقیم توانستند جامعه شیعه را هدایت و مدیریت کنند.
این مسئله نشاندهنده مدیریت دقیق امام حسن عسکری(ع) در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تشیع است. ایشان در شرایطی که تحت شدیدترین کنترلهای امنیتی قرار داشتند و حتی ارتباطی ساده و آشکار با مردم میتوانست با محدودیت مواجه شود، توانستند شبکه ارتباطی خود را حفظ کنند و از طریق آن هدایت فکری، دینی و اجتماعی شیعیان را ادامه دهند. به همین دلیل، دوران امام حسن عسکری(ع) را میتوان دورهای دانست که در آن شیوه ارتباط امام(ع) با جامعه تحت تأثیر شرایط سیاسی و امنیتی تغییر کرد، اما اصل ارتباط و هدایت جامعه شیعه همچنان با قوت ادامه یافت.
ایکنا ـ امام حسن عسکری(ع) چگونه با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار میکردند و نقش وکلا و نمایندگان ایشان در این ارتباط چه بود؟
امام حسن عسکری(ع) با توجه به شرایط بسیار سخت سیاسی و امنیتی حاکم بر دوران امامت خود از شیوههای متعدد و متناسب با شرایط برای برقراری ارتباط با شیعیان و پیروانشان استفاده میکردند. با این حال، یکی از مهمترین و اصلیترین شیوههای ارتباطی ایشان، نامهنگاری و انتقال پیام بود. امام(ع) از طریق نامهها و پیامهایی که برای افراد و بهویژه وکلای خود ارسال میکردند، ارتباط خود را با جامعه شیعه حفظ میکردند و مسائل مختلف را به آنان منتقل میکردند.
در این میان، آنچه اهمیت اساسی داشت، پیوند وکلا با امام(ع) و استمرار ارتباط آنان با ایشان بود. وکلا به عنوان نمایندگان ایشان نقش مهمی در انتقال پیامها، دریافت مطالب و مسائل شیعیان و برقراری ارتباط میان امام(ع) و پیروان ایشان داشتند. بنابراین، حتی در شرایطی که امکان ارتباط مستقیم و آشکار امام(ع) با عموم مردم وجود نداشت، این شبکه ارتباطی میتوانست ارتباط جامعه شیعه را با امام حفظ کند. البته ارتباط امام حسن عسکری(ع) با شیعیان تنها به یک شیوه محدود نبود و از طرق متعدد انجام میشد. نامهنگاری، انتقال پیام از طریق وکلا و ارتباطات مختلف، متناسب با شرایط و امکانات موجود در خدمت حفظ این پیوند قرار داشت. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که توجه داشته باشیم شهر سامرا تحت تسلط و نظارت شدید حکومت عباسی قرار داشت و شخص امام(ع) نیز به شدت زیر نظر بود. در چنین شرایطی، طبیعی بود که ارتباط مستقیم امام(ع) با شیعیان با محدودیتهای جدی مواجه باشد و ضرورت استفاده از شبکه وکالت بیش از پیش احساس شود.
یکی از مهمترین و اصلیترین شیوههای ارتباطی ایشان، نامهنگاری و انتقال پیام بود. امام(ع) از طریق نامهها و پیامهایی که برای افراد و بهویژه وکلای خود ارسال میکردند، ارتباط خود را با جامعه شیعه حفظ میکردند و مسائل مختلف را به آنان منتقل میکردند
با وجود این محدودیتها، فعالیت وکلا در شهرهای مختلف متوقف نشد. وکلای امام(ع) در ایران و دیگر شهرهای اسلامی هر یک در حوزه فعالیت خود به انجام وظایفشان ادامه میدادند و ارتباط جامعه شیعه با امام(ع) را حفظ میکردند. بنابراین، محدودیت شدید حاکم بر سامرا به این معنا نبود که همه شیعیان در سایر مناطق نیز از ارتباط با امام(ع) محروم باشند. بلکه شبکه وکالت این امکان را فراهم میکرد که ارتباط امام با پیروانشان در نقاط مختلف ادامه پیدا کند و وکلا در شهرهای گوناگون فعالیتهای خود را دنبال کنند.
از سوی دیگر، نمونههایی نیز وجود دارد که نشان میدهد ارتباط شیعیان با امام حسن عسکری(ع) در مواردی به صورت مستقیم نیز انجام میشده است. برای نمونه، گروههایی از شیعیان از شهرهایی مانند قم به سامرا میآمدند و به خانه امام حسن عسکری(ع) مراجعه میکردند. در برخی از این دیدارها، شیعیان موفق به ملاقات با امام(ع) میشدند و حتی حضرت حجت(عج) را نیز مشاهده میکردند. این نمونهها نشان میدهد که با وجود همه محدودیتها و نظارتهای شدید حکومت عباسی، ارتباط میان امام(ع) و شیعیان به طور کامل قطع نشده بود.
بنابراین، اگرچه شرایط سیاسی و امنیتی حاکم بر سامرا، ارتباط مستقیم و آزادانه امام حسن عسکری(ع) با مردم را دشوار کرده بود، اما امام(ع) با استفاده از شیوههای مختلف به ویژه نامهنگاری، انتقال پیام و شبکه وکالت، ارتباط خود را با جامعه شیعه حفظ کردند. وکلا نیز در شهرهای مختلف به فعالیت خود ادامه میدادند و به عنوان حلقه ارتباطی میان امام و شیعیان، نقش مهمی در تداوم این ارتباط ایفا میکردند. نکته مهم این است که امام حسن عسکری(ع) در این شرایط جامعه شیعه را رها نکردند. با وجود آنکه تحت کنترل شدید حکومت عباسی بودند و امکان ارتباط آزادانه با مردم برای ایشان وجود نداشت، برای حفظ ارتباط با شیعیان و هدایت آنان برنامهریزی کردند. استمرار فعالیت وکلا در شهرهای مختلف، نامهنگاریها و پیامهای امام(ع) و همچنین دیدار برخی گروههای شیعه با ایشان، همگی نشان میدهد که اصل ارتباط میان امام و جامعه شیعه هیچگاه قطع نشد.
در واقع، مهمترین نکته در بررسی شیوه ارتباط امام حسن عسکری(ع) با شیعیان این است که محدودیتهای سیاسی و امنیتی مانع از ادامه ارتباط و هدایت جامعه شیعه نشد، بلکه شیوه این ارتباط را تغییر داد. امام(ع) با استفاده از ظرفیت وکلا و نمایندگان خود و با بهرهگیری از نامهها، پیامها و ارتباطات مختلف این پیوند را حفظ کردند و اجازه ندادند جامعه شیعه در شرایط دشوار آن دوران بدون ارتباط با امام باقی بماند.
ایکنا ـ امام حسن عسکری(ع) در برخورد با نیازمندان و مشکلات مالی و اجتماعی مردم چه سیرهای داشتند؟
یکی از جلوههای مهم سیره امام حسن عسکری(ع) توجه و رسیدگی کریمانه به نیازمندان و افرادی بود که با مشکلات مالی و اجتماعی مواجه بودند. در منابع و گزارشهای مربوط به زندگی ایشان موردی را نمیتوان یافت که فردی برای رفع نیاز خود به امام(ع) مراجعه کرده باشد و دست خالی بازگشته باشد. امام(ع) در برخورد با مردم روحیهای کریمانه و همراه با توجه و رسیدگی داشتند و تلاش میکردند مشکلات افرادی را که به ایشان مراجعه میکردند، برطرف کنند. نکته قابل توجه این است که این رفتار کریمانه امام(ع) صرفاً محدود به افرادی نبود که از نزدیکان ایشان یا همراهان و پیروان شناختهشده بودند. حتی در مواردی افرادی که ارتباط مشخصی با امام(ع) نداشتند و ممکن بود از نظر فکری و اعتقادی نیز همراه ایشان نباشند، هنگامی که برای حل مشکلات خود به ایشان مراجعه میکردند، مورد توجه و عنایت ایشان قرار میگرفتند.
برای نمونه، در گزارشی آمده است که پدر و پسری نزد امام حسن عسکری(ع) مراجعه کردند و با وجود اینکه ارتباط خاصی با جریان امامت و ولایت نداشتند، با مشکلات مالی و بدهیهایی مواجه بودند. امام(ع) به مشکل آنان توجه کردند و بدهیهایشان را پرداخت کردند. این نمونه نشان میدهد که در سیره امام حسن عسکری(ع)، کمک به انسان نیازمند پیش از هر چیز یک وظیفه اخلاقی و انسانی و جلوهای از کرامت اسلامی بود. بنابراین، در رفتار امام(ع) ملاک اصلی برای توجه به فرد نیازمند صرفا وابستگی او به یک گروه یا برخورداری از عنوان و جایگاه خاص نبود. هر فردی که با نیاز و مشکل به ایشان مراجعه میکرد، مورد توجه قرار میگرفت و امام(ع) تا حد امکان برای رفع مشکل او اقدام میکردند. این شیوه برخورد، نشاندهنده نگاه کریمانه و گسترده امام به انسانها بود.
در واقع، یکی از ویژگیهای مهم سیره امام حسن عسکری(ع) این بود که ایشان از ظرفیت کمک به مردم برای ایجاد پیوند و نزدیک شدن آنان به ارزشهای دینی نیز استفاده میکردند. فردی که با مشاهده چنین رفتار کریمانهای از سوی امام(ع) مواجه میشد، طبیعی بود که نسبت به شخصیت، اخلاق و مکتب ایشان علاقهمند شود. به این ترتیب، برخورد امام(ع) تنها یک کمک مالی ساده نبود، بلکه میتوانست زمینهای برای ایجاد ارتباط، جذب افراد و آشنایی آنان با معارف اسلامی و شخصیت اهل بیت(ع) باشد.
یکی از ویژگیهای مهم سیره امام حسن عسکری(ع) این بود که ایشان از ظرفیت کمک به مردم برای ایجاد پیوند و نزدیک شدن آنان به ارزشهای دینی نیز استفاده میکردند
از این منظر، جذب انسانها به دین و ایجاد پیوند میان آنان و ارزشهای اسلامی را میتوان یکی از آثار مهم این رفتار کریمانه دانست. امام حسن عسکری(ع) در برخورد با مردم رویکردی مبتنی بر کرامت، احترام و دستگیری داشتند و همین رفتار میتوانست زمینهساز گرایش و علاقه بیشتر افراد به اسلام و مکتب اهلبیت(ع) شود. بنابراین، سیره امام حسن عسکری(ع) در مواجهه با نیازمندان را میتوان در چند محور خلاصه کرد؛ توجه به نیاز مردم، دستگیری از افراد گرفتار، رفع مشکلات مالی، حفظ کرامت انسانها و برخورد کریمانه با مراجعهکنندگان. ایشان تلاش میکردند فرد نیازمند پس از مراجعه به امام(ع) با احساس بیپناهی و ناامیدی بازنگردد.
این شیوه رفتاری همچنین، نشان میدهد که امام حسن عسکری(ع) در تعامل اجتماعی بر اخلاق و کرامت انسانی تأکید ویژهای داشتند. کمک به مردم برای ایشان صرفاً اقدامی اقتصادی نبود، بلکه بخشی از رسالت اخلاقی و اجتماعی امام(ع) به شمار میرفت، رسالتی که میتوانست در کنار رفع یک مشکل مالی یا اجتماعی، زمینه ارتباط بیشتر افراد با دین و معارف اهل بیت(ع) را نیز فراهم کند. در مجموع، میتوان گفت برخورد امام حسن عسکری(ع) با نیازمندان برخوردی کریمانه، همراه با احترام و مبتنی بر دستگیری از انسانها بود. ایشان تلاش میکردند مشکلات افرادی را که به ایشان مراجعه میکردند برطرف کنند و با این رفتار، علاوه بر کمک مستقیم به مردم، الگویی از اخلاق اسلامی و کرامت انسانی ارائه دهند. همین رفتارهای کریمانه میتوانست افراد را به شخصیت امام(ع) و در نهایت به معارف اسلام و مکتب اهل بیت(ع) علاقهمند و نزدیک کند.
ایکنا ـ چرا امام حسن عسکری(ع) با وجود محدودیتهای شدید حکومت عباسی بر تربیت و هدایت اجتماعی شیعیان تأکید داشتند؟
تأکید امام حسن عسکری(ع) بر تربیت و هدایت اجتماعی شیعیان یک نیاز اساسی و مستمر در جامعه اسلامی بود. در واقع، یکی از دغدغههای مهم همه ائمه اطهار(ع) نیروسازی، تربیت شاگرد و پرورش نیروهای مؤثر و جریانساز برای حفظ و تداوم مسیر اسلام و مکتب اهل بیت(ع) بود. این مسئله به شرایط یک امام خاص محدود نمیشد و حتی در دورههایی که فشارهای سیاسی و اجتماعی بسیار شدید بود، این وظیفه هیچگاه تعطیل نشد. نمونههای این شرایط سخت را در دورههای مختلف امامت مشاهده میکنیم. در زمان امام سجاد(ع) نیز فضای خفقان و فشار سیاسی وجود داشت و در دوران امام کاظم(ع) نیز محدودیتها و فشارهای حکومت عباسی بسیار شدید بود. با وجود این شرایط، فعالیتهای تربیتی و فرهنگی ائمه(ع) متوقف نشد و تربیت شاگردان، نیروسازی و ایجاد جریان فکری و اجتماعی همچنان در دستور کار قرار داشت.
البته شیوه فعالیت ائمه(ع) با توجه به شرایط هر دوره متفاوت بود. برای مثال، فعالیتهای علمی و تربیتی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مقاطعی با فضای بازتری همراه بود و امکان ارتباط علنیتر با مردم و تربیت شاگردان فراهم شد. امام رضا(ع) نیز متناسب با شرایط زمان خود شیوه خاصی را برای هدایت جامعه در پیش گرفتند. اما نکته اساسی این است که اصل نیروسازی و جریانسازی در هیچ دورهای از دوران امامت اهل بیت(ع) تعطیل نشد. امام حسن عسکری(ع) نیز در شرایطی بسیار دشوار و در اوج فشار و نظارت حکومت عباسی این مسیر را ادامه دادند. اگرچه امکان فعالیت اجتماعی و ارتباط مستقیم ایشان با مردم محدود بود، اما این محدودیتها موجب نشد که امام(ع) از مسئولیت تربیتی و هدایت جامعه شیعه فاصله بگیرند. ایشان متناسب با شرایط زمان خود از روشهای مختلف برای حفظ ارتباط با مردم، تربیت نیرو، تقویت باورهای دینی و حفظ انسجام جامعه شیعه استفاده کردند.
امام حسن عسکری(ع) باید از یک سو جامعه شیعه را در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی حفظ میکردند و از سوی دیگر، زمینه تداوم مسیر امامت و هدایت دینی جامعه را فراهم میساختند. این امر بدون تربیت نیروهای مؤمن، آگاه و متعهد امکانپذیر نبود
در حقیقت، یکی از دغدغههای جدی اهل بیت(ع) حفظ جایگاه امامت و استمرار پیوند مردم با امام(ع) بود. جامعه اسلامی نباید در اثر فشارهای سیاسی، ایجاد محدودیت یا فاصله گرفتن از امام(ع) مسیر صحیح خود را از دست میداد. به همین دلیل، تربیت نیرو و ایجاد یک جریان فکری و اجتماعی پایدار، اهمیت بسیار زیادی داشت. از سوی دیگر، مسئله مهم برای اهل بیت(ع) این بود که جامعه از قرآن فاصله نگیرد و دستورات و آموزههای پیامبر اکرم(ص) در جامعه اسلامی استمرار پیدا کند. بنابراین، هدایت اجتماعی شیعیان صرفا به معنای پاسخگویی به مسائل فردی آنان نبود، بلکه هدف اساسیتر آن بود که جامعه اسلامی از اصول و مبانی اسلام جدا نشود و ارتباط خود را با قرآن، سنت پیامبر(ص) و مسیر امامت حفظ کند.
بر این اساس، میتوان گفت امام حسن عسکری(ع) در شرایطی که حکومت عباسی تلاش میکرد ارتباط امام(ع) با مردم را محدود کند، وظیفهای دوچندان بر عهده داشتند. ایشان باید از یک سو جامعه شیعه را در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی حفظ میکردند و از سوی دیگر، زمینه تداوم مسیر امامت و هدایت دینی جامعه را فراهم میساختند. این امر بدون تربیت نیروهای مؤمن، آگاه و متعهد امکانپذیر نبود. در واقع، نیروسازی و جریانسازی راهبردی مستمر در سیره اهل بیت(ع) برای حفظ جامعه اسلامی بود. حتی زمانی که امکان فعالیت علنی وجود نداشت، این فعالیتها به شکل متناسب با شرایط ادامه پیدا میکرد. در دوره امام حسن عسکری(ع) نیز ارتباط با وکلا، تربیت افراد، هدایت شیعیان و تقویت پیوند آنان با امام، بخشی از همین رویکرد محسوب میشد.
بنابراین، علت تأکید امام حسن عسکری(ع) بر تربیت و هدایت اجتماعی شیعیان این بود که حفظ اسلام، حفظ جایگاه امامت و جلوگیری از فاصله گرفتن جامعه از قرآن و تعالیم پیامبر اکرم(ص) نیازمند تربیت انسانهای مؤمن، آگاه و اثرگذار بود. فشار حکومت عباسی هرگز نمیتوانست این دغدغه اساسی اهلبیت(ع) را متوقف کند. در نهایت، میتوان گفت هدف اصلی این تلاشها آن بود که جامعه اسلامی حتی در سختترین شرایط سیاسی و اجتماعی از اسلام فاصله نگیرد، پیوند خود را با امام حفظ کند، از قرآن جدا نشود و دستورات و آموزههای پیامبر اکرم(ص) در جامعه استمرار داشته باشد. این همان دغدغهای بود که در سیره همه ائمه اطهار(ع) وجود داشت و امام حسن عسکری(ع) نیز متناسب با شرایط بسیار دشوار عصر خود آن را با جدیت دنبال کردند.
ایکنا ـ رفتار امام حسن عسکری(ع) با مخالفان و پیروان ادیان و مذاهب دیگر چگونه بود و از این رفتار چه درس اجتماعی میتوان گرفت؟
یکی از نکات مهم در سیره امام حسن عسکری(ع) نحوه برخورد ایشان با مخالفان و افرادی بود که از نظر فکری و اعتقادی با ایشان همراه نبودند. در سیره اهل بیت(ع) شاهد این هستیم که برخورد با انسانها صرفاً براساس میزان همراهی شخصی آنان با امام(ع) یا تعلق آنان به یک جریان خاص تعریف نمیشد. حتی در مواردی افرادی که در شمار مخالفان قرار داشتند نیز مورد پذیرش و برخورد مناسب قرار میگرفتند. برای نمونه، در گزارشهای مربوط به سیره امام(ع) حتی از پذیرش و تحویل گرفتن فردی ناصبی سخن گفته شده است. این مسئله نشان میدهد که اهل بیت(ع) هیچگاه نگاه خودگرا و شخصمحور نداشتند، یعنی مسئله برای آنان این نبود که فردی به شخص امام(ع) توهین کرده یا با ایشان اختلاف نظر داشته است و از این جهت، رفتار امام صرفا بر اساس یک نگاه شخصی و احساسی شکل نمیگرفت. اهل بیت(ع) منافع و جایگاه خود را به عنوان یک امر شخصی و فردی نمیدیدند، بلکه همواره مسئله اصلی آنان حفظ دین، رشد اسلام، حفظ جامعه اسلامی، استمرار پیوند دینی مردم و صیانت از کیان تشیع بود.
در واقع، اگر کسی به امام(ع) توهین میکرد یا با ایشان اختلاف داشت، مسئله اصلی برای اهل بیت(ع) این نبود که این رفتار را یک توهین شخصی تلقی کنند و بر اساس آن، ارتباط اجتماعی خود را با آن فرد قطع کنند. دغدغه اصلی این بود که دین باقی بماند، جامعه پیوند خود را با دین حفظ کند، اسلام رشد پیدا کند و تشیع نیز در شرایط مختلف تاریخی بتواند به مسیر خود ادامه دهد. بنابراین، رفتار اجتماعی اهل بیت(ع) را باید در چارچوب این اهداف کلان فهم کرد. از این منظر، یکی از مهمترین درسهایی که میتوان از رفتار امام حسن عسکری(ع) گرفت، این است که نباید مسائل دینی و اجتماعی را صرفاً از زاویه منافع و جایگاه شخصی خود نگاه کنیم. اهل بیت(ع) حتی در شرایطی که با مخالفان مواجه بودند، منافع اسلام و جامعه اسلامی را بر منافع شخصی مقدم میدانستند. حفظ وحدت جامعه، حفظ ارتباط مردم با دین و تبیین صحیح جایگاه امامت برای مردم از جمله دغدغههای اصلی آنان بود.
این نگاه را در سیره دیگر ائمه اطهار(ع) نیز میتوان مشاهده کرد. برای اهل بیت(ع) حفظ جایگاه امامت به معنای حفظ یک موقعیت شخصی نبود، بلکه مسئله این بود که مردم با جایگاه امامت آشنا شوند و مسیر صحیح هدایت دینی را بشناسند. به همین دلیل، امام هادی(ع) در «زیارت جامعه کبیره» و همچنین، در دیگر معارف و آموزههای نقل شده از اهل بیت(ع) جایگاه امامت و نسبت آن با دین و جامعه اسلامی را برای مردم تبیین کردند. همچنین، در سخنان پیامبر اکرم(ص) نیز تأکید فراوانی بر جایگاه اهل بیت(ع) وجود دارد. بنابراین، اگر قرار باشد جامعه امروز از سیره امام حسن عسکری(ع) الگوبرداری کند، یکی از مهمترین درسها این است که باید در مسیر احیای امر امامت حرکت کند. مقصود از این مسئله آن است که جامعه نسبت به جایگاه امامت، معارف اهل بیت(ع) و نقش هدایتگر آنان آگاهی پیدا کند و این معارف در جامعه زنده و جاری باشد. این امر با رفتارهای تند، شخصمحور و اختلافآفرین تحقق پیدا نمیکند، بلکه نیازمند تبیین صحیح، رفتار کریمانه و توجه به مصالح عمومی جامعه اسلامی است.
از مهمترین درسهایی که میتوان از رفتار امام حسن عسکری(ع) گرفت، این است که نباید مسائل دینی و اجتماعی را صرفاً از زاویه منافع و جایگاه شخصی خود نگاه کنیم. اهل بیت(ع) حتی در شرایطی که با مخالفان مواجه بودند، منافع اسلام و جامعه اسلامی را بر منافع شخصی مقدم میدانستند
اهمیت این مسئله در دوران امام حسن عسکری(ع) بیشتر از بسیاری از دورههای دیگر قابل مشاهده است. امام(ع) در دورهای زندگی میکردند که از یک سو حکومت عباسی فشار و نظارت شدیدی بر ایشان اعمال میکرد و از سوی دیگر، مسئله امامت حضرت حجت(عج) و آینده جامعه شیعه اهمیت بسیار زیادی داشت. امام حسن عسکری(ع) باید از یک طرف وجود حضرت حجت(عج) را از خطر حکومت حفظ و ایشان را از دید دشمنان مخفی نگه میداشتند و از طرف دیگر، حضرت را به شیعیان معرفی میکردند تا جامعه شیعه نسبت به استمرار امامت دچار تردید نشود. امام حسن عسکری(ع) این مسئولیت بسیار حساس را با دقت و برنامهریزی انجام دادند. ایشان حضرت حجت(عج) را به شیعیان معرفی کردند، اما در عین حال، مراقبت بسیار دقیقی برای حفظ جان و امنیت ایشان در برابر دستگاه عباسی داشتند. این دو مسئله، یعنی معرفی امام آینده به جامعه شیعه و مخفی نگه داشتن ایشان از دشمنان، در ظاهر ممکن است متضاد به نظر برسد، اما امام حسن عسکری(ع) توانستند این دو هدف را همزمان دنبال کنند.
اهمیت مدیریت امام(ع) در این زمینه زمانی روشنتر میشود که توجه داشته باشیم حضرت حجت(عج) در سالهای ابتدایی زندگی خود در شرایطی قرار داشتند که حکومت عباسی نسبت به مسئله فرزند امام حسن عسکری(ع) حساسیت ویژهای داشت. با وجود این، امام حسن عسکری(ع) به گونهای عمل کردند که حضرت حجت(عج) از خطر دشمنان در امان بمانند و در عین حال، شیعیان مورد اعتماد و افراد شایسته، نسبت به وجود و جایگاه ایشان آگاهی پیدا کنند. این مدیریت به اندازهای دقیق بود که در سالهای نخست زندگی حضرت حجت(عج)، ایشان در امنیت قرار داشتند و در عین حال، مسئله امامت ایشان برای جامعه شیعه به شکلی مدیریت شد که زمینه شک و تردید به حداقل برسد. حتی زمانی که امام زمان(عج) بر پیکر پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری(ع) نماز خواندند، این مسئله نیز به گونهای انجام شد که در میان شیعیان و حاضران نسبت به جایگاه امامت ایشان تردیدی ایجاد نشود. در نتیجه، سیره امام حسن عسکری(ع) نشان میدهد که رفتار اجتماعی اهل بیت(ع) بر پایه منافع شخصی و واکنشهای فردی شکل نمیگرفت، بلکه حفظ دین، حفظ جامعه، تبیین جایگاه امامت و صیانت از کیان تشیع در اولویت قرار داشت. حتی در مواجهه با مخالفان نیز این نگاه کلان حاکم بود و هدف صرفا پاسخ دادن به رفتار یک فرد یا مقابله با او نبود.
از این سیره میتوان برای جامعه امروز نیز درسهای مهمی گرفت. نخست اینکه در مواجهه با اختلافات نباید منافع شخصی را بر مصالح دین و جامعه مقدم کرد. دوم اینکه حفظ پیوند مردم با دین و تقویت ارتباط آنان با معارف اسلامی باید یک دغدغه جدی اجتماعی باشد. سوم اینکه تبیین جایگاه امامت و معارف اهل بیت(ع) باید با روش صحیح، منطقی، اخلاقی و به دور از رفتارهای اختلافآفرین انجام شود. در نهایت، اگر بخواهیم مهمترین پیام اجتماعی سیره امام حسن عسکری(ع) را بیان کنیم، باید گفت اهل بیت(ع) خودگرا نبودند یعنی آنان حفظ دین و جامعه را بر منافع شخصی مقدم میدانستند. امام حسن عسکری(ع) نیز در یکی از سختترین دورههای تاریخی با وجود فشارهای حکومت عباسی تلاش کردند اسلام و تشیع حفظ شود، پیوند مردم با دین و امامت استمرار پیدا کند و مسیر هدایت جامعه قطع نشود. این همان الگویی است که جامعه امروز نیز میتواند با الهام از آن در مسیر احیای امر امامت، تقویت پیوند دینی جامعه و حفظ مصالح عمومی حرکت کند.
ایکنا ـ زندگی اجتماعی امام حسن عسکری(ع) چگونه زمینهساز حفظ جامعه شیعه و آمادگی آن برای دوران غیبت و آغاز امامت حضرت مهدی(عج) شد؟
زندگی اجتماعی امام حسن عسکری(ع) را باید در شرایطی بررسی کرد که جامعه شیعه با یکی از حساسترین مقاطع تاریخ امامت مواجه بود. از یک سو، حکومت عباسی امام(ع) را به شدت تحت کنترل قرار داده بود و از سوی دیگر، مسئله تولد و امامت حضرت حجت(عج) اهمیت ویژهای پیدا کرده بود. بنابراین، امام حسن عسکری(ع) باید در چنین شرایطی هم جامعه شیعه را حفظ و هدایت میکردند و هم زمینه را برای پذیرش امامت حضرت مهدی(عج) و ورود جامعه شیعه به دوران غیبت فراهم میساختند. حضرت حجت(عج) از بدو تولد به تعبیری در شرایطی قرار داشتند که باید حضور ایشان از عموم مردم و بهویژه دستگاه حکومت عباسی پنهان میماند. این پنهان بودن به معنای آن نبود که شیعیان از وجود ایشان بیاطلاع باشند، بلکه امام حسن عسکری(ع) تلاش کردند میان دو ضرورت مهم تعادل برقرار کنند یعنی از یک طرف معرفی حضرت حجت(عج) به افراد مورد اعتماد و خواص شیعه و از طرف دیگر، حفظ ایشان از خطر حکومت عباسی.
امام حسن عسکری(ع) حضرت حجت(عج) را به برخی از خواص و افراد مورد اعتماد معرفی میکردند و ایشان را به آنان نشان میدادند. همچنین، صفات و ویژگیهای حضرت را برای آنان بیان میکردند تا شیعیان مورد اعتماد نسبت به تولد ایشان و استمرار سلسله امامت یقین پیدا کنند. این مسئله اهمیت زیادی داشت، زیرا اگر قرار بود حضرت حجت(عج) در شرایط کاملا ناشناخته وارد دوران غیبت شوند، ممکن بود جامعه شیعه با حیرت و تردید مواجه شود. یکی از نشانههای مهمی که برای معرفی تولد حضرت حجت(عج) مورد توجه قرار گرفت، موضوع عقیقه بود. درباره حضرت حجت(عج) بیشترین موارد عقیقه را در ارتباط با امام حسن عسکری(ع) مشاهده میکنیم. گوسفندان متعددی برای عقیقه قربانی شد تا به شیعیان و اطرافیان این پیام منتقل شود که مولودی متولد شده است. این اقدام در شرایطی انجام میشد که از یک سو باید تولد حضرت برای جامعه شیعه اثبات و اطمینان آنان نسبت به وجود مولود جدید ایجاد میشد و از سوی دیگر، شخص حضرت از خطرات احتمالی در امان میماند.
در مواجهه با اختلافات نباید منافع شخصی را بر مصالح دین و جامعه مقدم کرد. دوم اینکه حفظ پیوند مردم با دین و تقویت ارتباط آنان با معارف اسلامی باید یک دغدغه جدی اجتماعی باشد. سوم اینکه تبیین جایگاه امامت و معارف اهل بیت(ع) باید با روش صحیح، منطقی، اخلاقی و به دور از رفتارهای اختلافآفرین انجام شود
در واقع، امام حسن عسکری(ع) تلاش کردند وجود حضرت حجت(عج) را به جامعه شیعه معرفی کنند، اما شخص ایشان را از معرض خطر و آسیب حفظ کنند. این یک مدیریت بسیار حساس و دقیق بود. جامعه شیعه باید میدانست که مولودی متولد شده و این مولود ادامه دهنده مسیر امامت است، اما در عین حال، حکومت عباسی نباید به اطلاعاتی دست پیدا میکرد که بتواند جان حضرت را به خطر بیندازد. نتیجه این شیوه مدیریت آن بود که شیعیان در مواجهه با آغاز امامت حضرت حجت(عج) دچار حیرت و سرگردانی نشدند. آنان پیش از آغاز دوران غیبت به اندازه لازم با موضوع تولد حضرت آشنا شده بودند و افراد مورد اعتماد نیز ایشان را دیده و درباره وجود و ویژگیهایشان از امام حسن عسکری(ع) آگاهی پیدا کرده بودند. بنابراین، زمینه ذهنی و اعتقادی لازم برای پذیرش امامت حضرت مهدی(عج) در جامعه شیعه ایجاد شده بود. این مسئله را میتوان در امتداد شیوهای دانست که پیش از آن نیز در سیره امام هادی(ع) مشاهده میشد. امام هادی(ع) نیز با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود، همه مسائل و پرسشها را لزوما به صورت علنی پاسخ نمیدادند و در مواردی پاسخها به شکل مخفیانه و از طریق ارتباطات خاص منتقل میشد. این شیوه ارتباط، علاوه بر حفظ امنیت امام و شیعیان، به تدریج جامعه را با شرایطی آشنا میکرد که در آن، ارتباط مستقیم و آشکار با امام همیشه امکانپذیر نبود.
از این منظر، بخشی از اقدامات امام حسن عسکری(ع) را میتوان نوعی آمادهسازی جامعه شیعه برای دوران غیبت دانست. شیعیان باید به تدریج یاد میگرفتند که ارتباط با امام همیشه به معنای حضور آشکار و ارتباط مستقیم و عمومی نیست. گاهی امام باید از طریق افراد مورد اعتماد، وکلا و نمایندگان، نامهها و پیامها و شیوههای غیرمستقیم جامعه را هدایت کند. این موضوع در دوران امام حسن عسکری(ع) اهمیت بیشتری پیدا کرد، زیرا جامعه شیعه در آستانه ورود به دورهای قرار داشت که امام(ع) از دسترس عمومی خارج میشد. بنابراین، لازم بود شیعیان علاوه بر شناخت امام آینده، با شیوههای جدید ارتباط با امام نیز آشنا شوند. معرفی حضرت حجت(عج) به خواص، انتقال ویژگیها و نشانههای ایشان، ایجاد اطمینان نسبت به تولد حضرت و در عین حال حفظ ایشان از دید حکومت، همگی بخشی از همین فرآیند آمادهسازی بود. در حقیقت، امام حسن عسکری(ع) جامعه شیعه را برای شرایطی آماده کردند که در آن اصل وجود و امامت امام باید برای مردم روشن باشد، اما دسترسی مستقیم و عمومی به شخص امام امکانپذیر نباشد. این موضوع یکی از مهمترین زمینههای فکری و اجتماعی دوران غیبت بود.
از سوی دیگر، اقدامات امام نشان میدهد که حفظ جامعه شیعه در دوران فشار و اختناق تنها از طریق فعالیتهای آشکار اجتماعی امکانپذیر نبود. امام با استفاده از ارتباطات محدود و هدفمند، معرفی تدریجی حضرت حجت(عج)، ارتباط با خواص و وکلا و مدیریت دقیق اطلاعات توانستند جامعه را از یک دوره به دورهای دیگر منتقل کنند، دورهای که در آن، جامعه شیعه باید بدون حضور آشکار امام نیز هویت دینی و اعتقادی خود را حفظ میکرد. بنابراین، میتوان گفت زندگی اجتماعی امام حسن عسکری(ع) تنها به دوران امامت ایشان محدود نمیشود، بلکه از نظر تاریخی نقش مهمی در انتقال جامعه شیعه از دوران حضور ائمه به دوران غیبت داشت. امام در شرایطی که حکومت عباسی به شدت در پی شناسایی و کنترل حضرت حجت(عج) بود، هم تولد و وجود ایشان را برای شیعیان مورد اعتماد تثبیت کردند و هم با پنهان نگه داشتن حضرت، از جان ایشان محافظت کردند.
در نهایت، مهمترین نکته این است که امام حسن عسکری(ع) اجازه ندادند جامعه شیعه با تولد حضرت حجت(عج) و سپس آغاز دوران غیبت دچار خلأ و حیرت شود. ایشان از سالهای پیش از غیبت جامعه را به تدریج با شرایط جدید آشنا کردند و زمینه پذیرش امامت حضرت مهدی(عج) را فراهم ساختند. این اقدامات نشان میدهد که حتی در اوج خفقان و محدودیت، برنامه هدایت و جامعهسازی امام(ع) متوقف نشد و ایشان با مدیریت دقیق، جامعه شیعه را برای یکی از مهمترین تحولات تاریخ امامت یعنی آغاز دوران غیبت و استمرار امامت حضرت حجت(عج) آماده کردند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.