- نخستین نشست هماهنگی دومین کنگره ملی شهدای هنرمند لرستان برگزار شد
- خبرنگاران با روایت درست، برگهای زرین تاریخ ایران را برای آیندگان ماندگار کنند
- تجلیل فرماندار ویژه ملایر از خبرنگاران و عکاسان خبری
- تجلیل فرماندار ویژه ملایر از خبرنگاران و عکاسان خبری
- مراسم اربعین قائد شهید امت در یزد
- «هر مسجد یک خبرنگار» گامی برای تربیت کنشگران رسانهای در مساجد است
مردم در اندیشه رهبر شهید؛ رکن حکمرانی دینی، نه عنصر تشریفاتی
جایگاه مردم در نظام اسلامی و نسبت آنان با حکمرانی دینی، از مهمترین مباحث اندیشه سیاسی اسلام و از مؤلفههای اساسی منظومه فکری «رهبر شهید انقلاب» است. ایشان در طول دوران زعامت خود، همواره بر نقش مردم در شکلگیری، استقرار و پیشرفت نظام اسلامی تأکید داشتند و مشارکت آگاهانه مردم را نه صرفاً یک سازوکار […]
جایگاه مردم در نظام اسلامی و نسبت آنان با حکمرانی دینی، از مهمترین مباحث اندیشه سیاسی اسلام و از مؤلفههای اساسی منظومه فکری «رهبر شهید انقلاب» است. ایشان در طول دوران زعامت خود، همواره بر نقش مردم در شکلگیری، استقرار و پیشرفت نظام اسلامی تأکید داشتند و مشارکت آگاهانه مردم را نه صرفاً یک سازوکار اجرایی، بلکه بخشی از هویت و کارآمدی مردمسالاری دینی میدانستند. این در حالی است که برخی دیدگاهها در تبیین حکومت دینی، نقش مردم را محدود یا صرفاً تشریفاتی تلقی میکنند. بر همین اساس، این پرسش مطرح میشود که ریشه این تأکید رهبر شهید بر اصالت نقش مردم در حکمرانی دینی چیست و این نگاه بر چه مبانی دینی و فکری استوار است؟
بیشتر بخوانید:
در همین راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهجالبلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه، گفتوگو کرده است که در ادامه بخش نخست آن را میخوانیم:
ایکنا ـ رهبر شهید در دوران زعامت و رهبری خود بر نقش مردم در حکمرانی دینی و مردمپایه بودن حکومت تأکید فراوان داشتند؛ دیدگاهی که با برخی نگاهها که برای مردم در حکومت دینی نقشی تشریفاتی قائل هستند، متفاوت است. ریشه و دلیل اصلی این تأکید بر اصالت نقش مردم در حکمرانی چیست؟
امروز در دنیا بسیار درباره نقش مردم و دموکراسی صحبت میشود. اساساً واژه «دموکراسی» یک واژه خارجی و لاتینی است و به معنای حکومت مردم و نقش اکثریت مردم در تعیین سرنوشت خود مطرح میشود. اما حقیقت این است که باید با صراحت عرض کنم آن چیزی که امروز در دنیا با عنوان دموکراسی و حق تعیین سرنوشت توسط مردم یا اکثریت مردم مطرح میشود، در واقعیت آنگونه که ادعا میشود، وجود ندارد.
ایکنا ـ یعنی نظامهای سیاسی مدعی دموکراسی، عملاً امکان تعیین سرنوشت واقعی را به اکثریت مردم نمیدهند؟
اگر به ساختار سیاسی کشورهای مختلف نگاه کنیم، میبینیم که در ظاهر مردم آزاد هستند میان احزاب و جریانهای سیاسی مختلف انتخاب کنند. مثلاً در آمریکا مردم میتوانند به حزب جمهوریخواه یا دموکرات رأی بدهند. در کشورهای اروپایی نیز احزاب مختلف با عناوین و گرایشهای متفاوت در انتخابات حضور دارند؛ در فرانسه، انگلیس، آلمان و کشورهای دیگر نیز همین وضعیت را مشاهده میکنیم؛ اما اگر از یک زاویه بالاتر و با افق وسیعتری به این موضوع نگاه کنیم، واقعیت دیگری را میبینیم.
ایکنا ـ چرا معتقدید باید فراتر از ظاهر انتخابات و تعدد احزاب به ساختار سیاسی این کشورها نگاه کرد؟
وقتی از یک افق بالاتر نگاه میکنیم، میبینیم نوعی دیکتاتوری در قالب همین ساختارهای دوحزبی یا محدود حزبی وجود دارد. برای مثال، در آمریکا طی چند صد سال، عملاً کسی خارج از سیطره دو حزب اصلی نتوانسته است در سطوح اصلی قدرت، از جمله کنگره، سنا، فرمانداری ایالتها و ریاستجمهوری، جایگاه تعیینکنندهای پیدا کند.
یعنی اگر دقیق نگاه کنیم، بخش بزرگی از مردم عملاً خارج از این چارچوب دوحزبی قرار میگیرند. حتی زمانی که اوباما مطرح کرد که خودش را در کنار «۹۹ درصد» مردم قرار میدهد، مسئله این است که همین ۹۹ درصد، در ساختار سیاسی موجود، عملاً امکان عبور از این چارچوب محدود را ندارند. بنابراین، باید پرسید این چه نوع دموکراسی و حق تعیین سرنوشتی است که بخش بزرگی از مردم، انتخاب واقعی خود را صرفاً در محدوده چند حزب و جریان سیاسی تعریفشده انجام میدهند؟
مسئله فقط سیاسی نیست. وقتی از یک افق بالاتر نگاه کنیم، با ساختارهایی مانند کارتلها و تراستها و نظام سرمایهداری مواجه میشویم که بر بخشهای مهمی از اقتصاد و زندگی مردم حاکم هستند.
برای مثال، نیویورک یکی از گرانترین و تجاریترین شهرهای دنیاست اما در دوران کرونا، مصاحبههایی پخش میشد که افرادی در همین شهر میگفتند حتی برای مدت کوتاهی کسی به آنها آب یا غذا نرسانده است. فردی میگفت من به فلان مسئول، شهردار یا نماینده رأی دادهام؛ اما حالا که به کمک نیاز دارم، این مسئول کجاست؟
این وضعیت نشان میدهد که صرف برگزاری انتخابات و امکان رأی دادن، الزاماً به معنای تحقق حق تعیین سرنوشت و تأمین حقوق واقعی مردم نیست.
ایکنا ـ پس از نگاه شما، وجود انتخابات و امکان انتخاب میان احزاب، بهتنهایی برای تحقق مردمسالاری کافی نیست؟
دقیقاً. اگر نظامی صرفاً به مردم امکان بدهد میان چند گزینه مشخص انتخاب کنند اما ساختارهای اصلی قدرت و ثروت همچنان در اختیار گروهها و جریانهای محدودی باشد، نمیتوان صرفاً براساس وجود انتخابات، ادعا کرد که مردم واقعاً بر سرنوشت خود حاکم هستند.
نمونه دیگر این است که در کشوری مانند آمریکا، با وجود حجم عظیم ثروت و قدرت اقتصادی، میلیونها نفر در شرایط بسیار دشوار اقتصادی زندگی میکنند. این واقعیتها نشان میدهد که باید میان ظاهر مردمسالاری و نقش واقعی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود تفاوت قائل شد. بنابراین، وقتی درباره نقش مردم در حکمرانی سخن میگوییم، باید فراتر از شعارها و شکل ظاهری نظامهای سیاسی حرکت کنیم و ببینیم مردم در واقعیت چه میزان امکان اثرگذاری بر سرنوشت خود و ساختارهای قدرت دارند.
ایکنا ـ با توجه به نقدی که درباره الگوهای رایج دموکراسی مطرح کردید، مبنای قرآنی نقش مردم در تعیین سرنوشت جامعه چیست؟
قرآن کریم صراحتاً برای مردم در تعیین سرنوشت خود نقش قائل است. یکی از اصول اساسی در این زمینه، آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» است؛ یعنی خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه خود آنان آنچه را در وجودشان است تغییر دهند.
این یک اصل اساسی است. یعنی مردم باید در تغییر و رقم زدن سرنوشت خودشان نقشآفرین باشند. این مسئله بارها در فرمایشات رهبر حکیم و شهید ما نیز مورد تأکید قرار گرفته است که براساس همین آموزه قرآنی باید نقش مردم را در شکلگیری و تحقق حکومتها جدی بگیریم.
ایکنا ـ این نقش مردم در شکلگیری حکومت دینی چگونه تعریف میشود؟ آیا حتی در حکومت الهی نیز پذیرش و اراده مردم موضوعیت دارد؟
نوع حکومتی که مردم میخواهند باید با اختیار و انتخاب خودشان پذیرفته شود. حتی اگر حکومت، حکومت الهی باشد، اگر مردم نیایند، بیعت و تمکین نکنند، امام نمیتواند حکومت را در جامعه محقق کند.
این دیدگاه راهبردی رهبر حکیم و شهید ما بود که در نظام اسلامی، با نظام امامت و نظام امت مواجه هستیم. در همین زمینه، یکی از مراجع معظم تقلید و مفسران بزرگ ما، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، نیز بر این نکته تأکید کردهاند که در نگاه شیعه، حکومت بر دو رکن استوار است: امامت و امت.
یک رکن، امام است و رکن دیگر، مردم هستند و این دو باید به یکدیگر گره بخورند. بنابراین، نقش مردم در این منظومه به هیچ عنوان تشریفاتی نیست.
ایکنا ـ اگر مردم یکی از ارکان حکومت دینی هستند، آیا میتوان برای این نقش، نمونههای تاریخی در صدر اسلام نیز ارائه کرد؟
بله، نقش مردم در صدر اسلام بسیار اساسی بود. واقعاً اگر به تاریخ صدر اسلام نگاه کنیم، میبینیم که مردم در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و نظامی نقشآفرین بودند.
پیروزیهایی مانند جنگ بدر و خیبر و دیگر عرصههای دفاعی بدون حضور و نقشآفرینی مردم قابل تصور نبود. حتی پیش از وقوع این جنگها، پیامبر اکرم(ص) گروههایی را به مناطق مختلف اعزام میکردند.
برای نمونه، گروههایی به نزدیکیهای جده امروزی اعزام شدند؛ منطقهای که در مسیر تجاری یمن به شام قرار داشت. این حضور هم برای تأمین امنیت آن منطقه بود و هم نوعی نمایش قدرت و اعلام حضور به مشرکان قریش محسوب میشد؛ یعنی پیامبر(ص) و اصحاب ایشان نشان میدادند که تا چه محدودهای از مرکز حکومت خود فاصله گرفتهاند و توان حضور و تأمین امنیت دارند.
در یکی از این موارد، حضرت حمزه(ع) به آن منطقه رفتند و با سران مکه درگیر شدند و آنها نیز عقبنشینی کردند. اگر بخواهیم نمونه امروزی برای آن تصور کنیم، مانند این است که امروز نیروی نظامی ما برای تأمین امنیت به منطقهای مانند بابالمندب یا حتی کانال سوئز یا در یک فرض بسیار دورتر، کانال پاناما برود و در آنجا حضور و نقشآفرینی کند. این نشان میدهد که مردم در کنار رهبری و حکومت، در تحقق اهداف جامعه اسلامی نقش داشتند.
ایکنا ـ این مردم چه کسانی بودند و چرا تأکید میکنید که نقش مردم در صدر اسلام، یک نقش عمومی و نه محدود به گروه خاصی بود؟
همین مردم بودند؛ همان فردی که چوپان بود، همان کسی که برده بود، همان کسی که معلم بود، مهندس بود، پزشک بود و افراد مختلف جامعه. همه اینها در جامعه اسلامی به میدان آمدند و نقشآفرین شدند.
اینگونه نبود که حکومت اسلامی صرفاً بر دوش گروهی خاص، خواص یا طبقهای مشخص قرار داشته باشد. مردم عادی نیز در ساخت و دفاع از جامعه اسلامی نقش داشتند.
حتی خداوند به پیامبر اکرم(ص) دستور میدهد: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» یعنی «و در کارها با آنان مشورت کن.» این نشان میدهد که مشورت با مردم و حضور آنان در تصمیمگیری، بخشی از منطق حکمرانی اسلامی است.
ایکنا ـ این نگاه در اندیشه سیاسی امیرالمؤمنین علی(ع) نیز قابل مشاهده است؟
امیرالمؤمنین(ع) در فرمان خود به مالک اشتر، بر جایگاه مردم تأکید ویژهای دارند و مردم را رکن اساسی حکومت معرفی میکنند. در این نگاه، مردم ستونهای اصلی حکومت هستند و حاکم باید با آنان مشورت کند و مصلحت آنان را در نظر بگیرد. نباید خواص، افراد متمکن، صاحبان ثروت و قدرت، رؤسا، سیاستمداران و افراد بانفوذ را اصل قرار داد و مردم را به حاشیه برد. اصل، مردم هستند.
بنابراین، اگر بخواهیم منطق حکومت دینی را درست بفهمیم، باید آن را بر مبنای امامت و امت ببینیم؛ امام یک رکن است و امت رکن دیگر. این دو در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و مردم، ستونهای خیمه حکومت دینی هستند.
به همین دلیل است که ما بر نقش مردم تأکید میکنیم؛ زیرا این نقش، نه یک تعارف سیاسی و نه یک نقش تشریفاتی، بلکه ریشهدار در قرآن، سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و در منطق حکومت اسلامی است.
ایکنا ـ با توجه به اینکه فرمودید مردم یکی از ارکان اصلی نظام امامت و امت هستند، چرا رهبر شهید انقلاب بر این نکته تأکید دارند که تغییر سرنوشت جامعه باید به دست خود مردم رقم بخورد؟ این تأکید چه مبنایی دارد؟
دلیل این تأکید، توجه به مصلحت واقعی مردم است. وقتی نظام امامت و امت شکل میگیرد، مردم در عالیترین شرایط میتوانند زندگی کنند و از امنیت و آزادی برخوردار باشند.
این مسئله فقط درباره مسلمانان نیست. حتی اقلیتهای دینی و کسانی که ممکن است عقیده اسلام را قبول نداشته باشند نیز در چنین نظامی میتوانند با شرایطی که قانون و نظام اسلامی تعیین میکند و نظام امام و امت باشد، در امنیت و آرامش زندگی کنند. یعنی اگر نظام امامت و امت به معنای واقعی شکل بگیرد، مصلحت مردم در آن لحاظ میشود؛ چه مسلمان باشند، چه از اقلیتهای دینی باشند و حتی کسانی که از نظر اعتقادی با اسلام همراه نیستند.
ایکنا ـ برای این حمایت از حقوق اقلیتهای دینی در حکومت اسلامی چه نمونه تاریخی و روشنی وجود دارد؟
نمونه بسیار روشن آن را در سیره امیرالمؤمنین(ع) میبینیم. حضرت وقتی میشنوند که در شهر انبار به زنی از اقلیتهای دینی که تحت حکومت اسلامی زندگی میکرده تعرض شده و خلخال از پای او درآوردهاند، میفرمایند «اگر کسی این خبر را بشنود و از شدت ناراحتی جان بدهد، سزاوار سرزنش نیست».
این تعبیر بسیار مهم است. چرا امیرالمؤمنین(ع) چنین واکنش شدیدی نشان میدهند؟ چون امنیت آن زن، فارغ از اینکه مسلمان بوده یا از اقلیت دینی، بخشی از مسئولیت حکومت اسلامی بوده است.
اگر انسان غیرت و حساسیت اجتماعی داشته باشد، نباید اجازه دهد زنی که تحت حکومت اسلامی زندگی میکند، صرفاً به دلیل اینکه مسلمان نیست، مورد تعرض قرار گیرد. این همان منطق حکومت امامت و امت است؛ یعنی حکومت دینی باید امنیت و حقوق مردم را تأمین کند.
ایکنا ـ آیا در تاریخ معاصر نیز نمونهای از این نگاه در میان علما و زعمای دینی وجود داشته است؟
در این زمینه میتوان به شهید مدرس اشاره کرد. ایشان فقیهی مجاهد و از شخصیتهای بزرگ دینی بودند. در مقطعی که بحث لایحه سربازی مطرح شد و موضوع اعزام افراد، از جمله اقلیتهای دینی، به سربازی مورد بحث بود، نمایندهای از اقلیتهای دینی آمد و گفت: ما نیز وظیفه خود میدانیم مانند سایر مردم ایران، سرباز به جبههها اعزام کنیم.
شهید مدرس در پاسخ به او تأکید میکند که در نظام دینی ما، وظیفه تأمین امنیت شما بر عهده ماست و شما لازم نیست برای تأمین امنیت خودتان چنین مسئولیتی را بر عهده بگیرید.
این نگاه بسیار مهم است؛ یعنی زعیم دینی و حکومت اسلامی خود را موظف میداند امنیت اقلیتهای دینی را تأمین کند، نه اینکه از آنها صرفاً بهعنوان نیروی انسانی برای تأمین امنیت استفاده کند.
ایکنا ـ این نگاه با الگوهای دیگر حکمرانی چه تفاوتهایی دارد؟
امروز در برخی نظامها شاهد بحرانهایی هستیم که حتی شهروندان خودشان نسبت به پذیرش مسئولیتهای نظامی و حضور در جنگها دچار مشکل میشوند و افرادی از انجام خدمت سربازی یا حضور در میدان جنگ فرار میکنند. مثلا در اسرائیل بحران فرار از سربازی وجود دارد. در ناو آبراهام لینکن آمریکایی خودکشی سربازان انجام میشود. این در حالی است که در نگاه علمای ما، در چارچوب نظام امامت و امت، حتی نسبت به اقلیتهای دینی نیز مسئله کرامت، امنیت و حقوق آنها مورد توجه بوده است.
ایکنا ـ پس میتوان گفت تفاوت اصلی در این است که در الگوی امامت و امت، مردم و حتی اقلیتها «موضوع مصلحت حکومت» نیستند، بلکه خودشان صاحب حق و کرامتاند؟
دقیقاً. این نکتهای است که باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی از نقش مردم سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً به رأی دادن و انتخابات محدود کنیم. مسئله، حق تعیین سرنوشت، امنیت، آزادی و برخورداری از حقوق انسانی است.
این همان چیزی است که در اندیشه اسلامی و در سیره امیرالمؤمنین علی(ع) میبینیم. حکومت دینی اگر حکومت امامت و امت باشد، باید برای مردم امنیت و آزادی فراهم کند؛ حتی اگر بخشی از آنها از نظر دینی و اعتقادی با اکثریت جامعه متفاوت باشند.
بنابراین، نباید اجازه داد مردم فریب برخی تعاریف ظاهری را بخورند؛ اینکه تصور کنند حق آزادی یا حق تعیین سرنوشت، دستاوردی است که صرفاً در غرب وجود دارد. این مفاهیم، در منطق اسلامی و در سیره اهلبیت(ع) جایگاه عمیقی دارند و ریشه آن را باید در همان اندیشه امامت و امت جستوجو کرد.
ایکنا ـ با توجه به مباحثی که درباره نظام امامت و امت مطرح کردید، چرا اسلام بر شکلگیری نظام امامت تأکید دارد و امام چه نسبتی با تربیت و رشد مردم پیدا میکند؟
اسلام بر این تأکید دارد که نظام امامت شکل گیرد؛ چراکه امامت جلوهای از اسماء و صفات الهی «اعلم من کل عليم»، «احکم من کل حکيم»، «الطف من کل لطيف» است و احکام و ویژگیهای الهی در امام متجلی میشود.
یکی از حقوقی که مردم بر ذمه امام دارند این است که امام، مردم را بهدرستی تربیت کند. مردمی که در مکتب امام تربیت شوند، در اوج حریت و آزادی قرار میگیرند، نشاط پیدا میکنند و از اسارتهایی که انسان را گرفتار میکند فاصله میگیرند. امام به شما میگوید که باید حزبالله باشید و اولیای خدا شوید.
لذا در چنین جامعهای، ترس، ناامنی و احساس بیپناهی نباید بر زندگی مردم حاکم باشد. در منطق قرآن نیز اولیای خدا کسانی هستند که «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ یعنی اولیای خدا نه ترسی دارند و نه اندوهگین میشوند. امام باید جامعه را به چنین نقطهای برساند؛ جامعهای که مردم در آن احساس عزت، حریت، آزادی و امنیت داشته باشند.
ایکنا ـ با توجه به این مبنا و نقشی که رهبر شهید برای مردم در حکمرانی دینی قائل بودند، آیا میتوان گفت این نقش فراتر از یک حضور تشریفاتی است و عرصههایی مانند انتخاب مسئولان، مشارکت سیاسی، مطالبهگری، نظارت و تصمیمسازی را نیز دربرمیگیرد؟
کاملاً. نقش مردم در نگاه ایشان یک نقش حقیقی بود، نه تشریفاتی.
ایکنا ـ این نگاه رهبر شهید به نقش مردم در حکمرانی بر پایه مردم، چه ریشهای در متن قرآن و سنت دارد؟
در قرآن، اصل شایستهسالاری وجود دارد. براساس همین اصل برای نمونه، مردم باید بتوانند در انتخاب افراد شایسته و تعیین سرنوشت سیاسی خود نقش داشته باشند و حق انتخاب داشته باشند.
نکته مهم این است که حتی اگر رهبر یا حاکم، افرادی را شایسته بداند، در نهایت باید به اراده و انتخاب مردم توجه شود. من میخواهم این مسئله را با نمونههایی تاریخی توضیح بدهم.
ایکنا ـ آیا در سیره امیرالمؤمنین(ع) نمونهای وجود دارد که نشان دهد ایشان حتی در انتخابهای سیاسی مردم، با وجود داشتن نظر و تشخیص خود، به خواست آنان احترام میگذاشتند؟
نمونههای متعددی وجود دارد. برای مثال، در جنگ صفین، امیرالمؤمنین(ع) میتوانستند در موضوع انتخاب نماینده برای مذاکره یا داوری، نظر خودشان را تحمیل کنند. اما مردم اصرار داشتند ابوموسی اشعری انتخاب شود. حتی ابنعباس که فردی زیرک و باهوش بود، میتوانست گزینه مناسبتری باشد و در طرف مقابل نیز عمروعاص قرار داشت؛ اما مردم بر انتخاب خود اصرار کردند.
با وجود اینکه تصمیم مردم بعدها نادرست از آب درآمد، امیرالمؤمنین(ع) به این خواست احترام گذاشتند. این نکته بسیار مهمی است؛ یعنی حتی در جایی که ممکن است انتخاب مردم از نظر حاکم درست نباشد، اصل نقش و اراده مردم از بین نمیرود.
نمونه دیگر، ماجرای محمد بن ابیبکر است. محمد بن ابیبکر از نزدیکان امیرالمؤمنین(ع) بود و در دامان حضرت رشد کرده بود. ایشان او را بهعنوان حاکم مصر منصوب کرده بودند، اما مردم در مقطعی خواستار تغییر او شدند و به مدینه آمدند و بر این موضوع اصرار کردند. امیرالمؤمنین(ع)، با وجود جایگاه و تشخیص خود، در برابر خواست مردم ایستادگی نکردند و به نظر آنان توجه کردند. این نشان میدهد که نقش مردم برای رهبری، بین خودمان و خدا، تشریفاتی نبود؛ بلکه حقیقی بود.
ایکنا ـ بنابراین، آیا میتوان گفت حتی حق انتخاب مردم، در اندیشه حکومت دینی رهبر شهید، بخشی از همان اصل قرآنی تغییر سرنوشت به دست خود مردم است؟
دقیقاً. همان اصل «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» را باید در همین چارچوب دید. مردم باید در تعیین سرنوشت خودشان نقش داشته باشند و این نقش یک امر واقعی است. البته در اینجا باید میان مردم و برخی ساختارهای سیاسی نیز تفاوت قائل شد. متأسفانه من نسبت به عملکرد احزاب گلایه دارم؛ چون گاهی از مردم صرفاً بهعنوان ابزار سیاسی استفاده میشود.
ایکنا ـ منظورتان از این نقد به احزاب چیست؟ استفاده ابزاری از مردم در چه شرایطی رخ میدهد؟
گاهی یک حزب یا جریان سیاسی در زمان انتخابات وعده میدهد که اگر مردم به او رأی بدهند، مشکلات کشور را حل خواهد کرد و برای هر مسئلهای راهحل ارائه میدهد؛ اما بعد که با مشکلات واقعی کشور مواجه میشود، همهچیز را به گردن شرایط میاندازد.
کسی که میخواهد رئیسجمهور، نماینده مجلس، وزیر یا مسئول شود، باید از ابتدا بداند که با چه کشوری مواجه است. نمیشود صرفاً برای کسب قدرت سیاسی به مردم وعده داد اما نسبت به واقعیتهای کشور بیتوجه بود.
کشوری که هزاران دشمن دارد، کشوری که در معرض تهدیدهای مختلف قرار دارد و حتی از نظر طبیعی روی گسل زلزله قرار گرفته است، نیازمند مسئولانی است که از ابتدا این واقعیتها را بشناسند و برای مواجهه با آنها برنامه داشته باشند.
ایکنا ـ شما به ضرورت شناخت واقعیتهای کشور و مسئولیت سنگین مدیران اشاره کردید. این مسئله چه ارتباطی با نقش واقعی مردم در حکمرانی دارد؟
کشوری با شرایط بسیار متنوع و حتی پیچیده داریم. از نظر اقلیمی، ایران دارای اقلیمهای متنوعی است و خداوند نعمتهای فراوانی در اختیار این کشور قرار داده است. در عین حال، با پدیدههایی مانند سیل، طوفان، گرد و خاک و زلزله نیز مواجه هستیم. حتی درباره زلزله تعبیر زیبایی از یکی از بزرگان نقل شده که زلزله نیامده است خانههای ما را خراب کند؛ بلکه آمده است بگوید خانههایتان را محکمتر بسازید. یعنی باید واقعیتهای کشور را بشناسیم و متناسب با آنها برنامهریزی کنیم.
در زیر زمین این کشور نیز منابع عظیمی وجود دارد؛ از نفت و گاز و میعانات گرفته تا منابع و ظرفیتهایی که هنوز بشر بسیاری از آنها را بهدرستی نمیشناسد. اینها همه نعمتهای الهی است و مسئولان باید بدانند با چه سرمایهای مواجه هستند. بنابراین، کسی که مسئولیت میپذیرد، نمیتواند صرفاً با شعار و وعده وارد میدان شود. باید بداند اداره این کشور، مسئولیت بسیار سنگینی است.
ایکنا ـ پس یکی از نشانههای مردمسالاری واقعی در اندیشه رهبر شهید این است که مسئولان خود را در برابر مردم پاسخگو و مسئول بدانند؟
دقیقاً. رهبر شهید بر همین مسئله تأکید داشتند اما متأسفانه گاهی در عملکرد برخی احزاب و جریانهای سیاسی، چیزی که اتفاق میافتد به جای مردمسالاری، مردمسواری است. یعنی در زمان انتخابات، از مردم سخن میگویند، میگویند «ما خادم مردم هستیم»، «ما نوکر مردم هستیم» و وعدههای مختلف میدهند؛ اما وقتی به قدرت میرسند، آیا واقعاً مردم را صاحب کشور میدانند؟
اگر مردم صاحب کشور هستند، چرا باید شاهد چنین مشکلاتی در برخی مجموعههای اقتصادی و مدیریتی باشیم؟ چرا باید گزارشهایی درباره تخلفات و فساد در برخی مجموعههای بزرگ اقتصادی مطرح شود و بعد نهادهای نظارتی و مجلس وارد موضوع شوند؟
ایکنا ـ منظورتان این است که میان شعار حمایت از مردم و عملکرد برخی مسئولان فاصله وجود دارد؟
نمیخواهم درباره مصادیق، پیش از بررسی و رسیدگی قضایی قضاوت کنم، اما وقتی درباره مجموعههایی مانند فولاد مبارکه، هفتتپه، دشت مغان یا برخی بنگاههای بزرگ اقتصادی گزارشهایی درباره تخلف و واگذاریهای مسئلهدار مطرح میشود، باید پرسید جایگاه مردم در این میان کجاست؟
اگر مردم واقعاً صاحب کشور هستند، چرا باید سرمایههای ملی به گونهای واگذار شود که بعداً دستگاه قضایی یا نهادهای نظارتی مجبور شوند برای بازگرداندن حقوق عمومی وارد عمل شوند؟
این سؤال جدی است که وقتی در انتخابات از مردم میخواهیم به ما اعتماد کنند و مسئولیت را به ما بسپارند، بعد از رسیدن به قدرت، آیا همچنان خودمان را خادم و امانتدار مردم میدانیم یا نه؟
ایکنا ـ شما در صحبتهایتان به واگذاری برخی بنگاههای بزرگ اقتصادی نیز اشاره کردید. این مسئله چه ارتباطی با مردمسالاری دارد؟
ارتباط آن بسیار مستقیم است. وقتی یک مجموعه بزرگ اقتصادی که متعلق به سرمایه و ثروت عمومی کشور است، واگذار میشود، باید شفافیت، عدالت و مصلحت عمومی در آن رعایت شود. برای مثال، درباره برخی واگذاریها ارقام و ادعاهایی مطرح شده که نشان میدهد ارزش واقعی مجموعه با مبلغ واگذاری فاصله بسیار زیادی داشته است. اگر چنین ادعاهایی درست باشد، اینجا دیگر مسئله فقط یک تخلف اقتصادی نیست؛ بلکه مسئله، تضییع حق مردم است.
مردم باید بدانند ثروت و سرمایه کشور چگونه اداره و واگذار میشود. اگر قرار است مردم صاحبان واقعی کشور باشند، باید در برابر آنها پاسخگو باشیم.
ایکنا ـ بنابراین، مردمسالاری در اندیشه رهبر شهید، صرفاً به صندوق رأی و روز انتخابات محدود نمیشود؟
اصلاً. انتخابات فقط یکی از جلوههای مردمسالاری است. مردمسالاری واقعی یعنی مردم در تمام فرآیند حکمرانی صاحب حق باشند؛ یعنی بدانند مسئولان چه میکنند، بتوانند مطالبه کنند، بتوانند نظارت کنند و مسئولان نیز خود را در برابر آنها پاسخگو بدانند. این همان تفاوت اساسی میان مردمسالاری واقعی و استفاده ابزاری از مردم است.
در نظام امامت و امت، مردم واقعاً صاحبان نظام هستند. رهبر شهید نیز مردم را صرفاً مخاطب سخنرانیها یا رأیدهندگان دورهای نمیدیدند؛ مردم صاحبان کشور و صاحبان این نظام هستند و مسئولان باید خود را خدمتگزار آنها بدانند.
ایکنا ـ این نگاه را در رفتار عملی رهبر شهید نیز میتوان مشاهده کرد؟
یکی از جلوههای آن را میتوان در حضور ایشان در میان مردم و توجه جدی به مسائل و مشکلات آنها دید. حتی در بازدیدهایی که از مجموعههای مختلف و نمایشگاهها داشتند، نگاهشان این بود که امکانات، ظرفیتها و دستاوردهای کشور باید در خدمت مردم قرار گیرد.
بنابراین، اگر بخواهیم نقش مردم را در اندیشه رهبر شهید خلاصه کنیم، باید بگوییم مردم ابزار رسیدن به قدرت نیستند؛ صاحبان اصلی کشور و نظام هستند. کسی که از مردم رأی میگیرد، در حقیقت امانتی را از آنها تحویل گرفته است و باید نسبت به این امانت پاسخگو باشد.
مثلاً درباره ستاد اجرایی گفته میشود که خصوصی است و دیگر حکومتی نیست. سؤال این است که چه کسی گفته این مجموعه خصوصی است؟ وقتی مردم و نظام آمدهاند و برای اجرای سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی مسیر خصوصیسازی را باز کردهاند، باید مشخص باشد این واگذاری با چه هدفی انجام شده است.
رهبر انقلاب، بهعنوان ولی امر مسلمین و در چارچوب اختیارات ولایت، اجازه دادند بخشی از اموال و مجموعههای دولتی و حکومتی به بخش خصوصی واگذار شود. اما اگر بعد از این واگذاری، مجموعهای به گونهای عمل کند که وقتی از آن درباره عملکردش سؤال میشود بگوید «ما دیگر دولتی نیستیم، ما خصوصی هستیم»، اما وقتی صحبت از سود و منفعت مردم میشود، مردم را کنار بگذارد، این دیگر با فلسفه خصوصیسازی سازگار نیست. اگر قرار است مجموعهای خصوصی باشد، باید روشن شود نسبت آن با منافع عمومی چیست و سود و منفعتی که قرار بوده از این طریق به مردم برسد، چگونه محقق میشود.
مثلاً در مجموعههای اقتصادی بزرگی که زیرمجموعه صندوقهای بازنشستگی یا نهادهای عمومی هستند، گردش مالی بسیار بالایی وجود دارد. برای نمونه، در مورد برخی معاملات بزرگ در حوزههایی مانند صنایع پتروشیمی، ارقام بسیار سنگینی مطرح میشود.
سؤال این است که اگر میگوییم این مجموعهها مردمی هستند، چرا وقتی مردم یا نهادهای نظارتی میخواهند درباره عملکرد آنها حسابکشی کنند، گفته میشود اینها خصوصی هستند و نباید در امورشان دخالت شود؟ این تناقض باید حل شود.
ایکنا ـ شما معتقدید میان آنچه از سوی مسئولان درباره تبعیت از سیاستهای رهبر شهید گفته میشود و عملکرد برخی مجموعهها فاصله وجود دارد؟
بله. مردم ایران باید به این نکته توجه کنند که گاهی میان آنچه از سوی مسئولان و حتی برخی نمایندگان و مدیران درباره تبعیت از رهبری گفته میشود و آنچه در عمل اتفاق میافتد، فاصله وجود دارد. ممکن است در سخن بگویند تابع رهبری هستیم اما وقتی عملکرد برخی مجموعههای اقتصادی را بررسی میکنیم، میبینیم اتفاق دیگری در حال رخ دادن است.
مثلاً مجموعههایی مانند هلدینگهای بزرگ اقتصادی یا شرکتهایی که متعلق به نهادهای عمومی هستند، نباید تبدیل به محلی برای تقسیم منافع میان گروهها و احزاب مختلف شوند. نباید به گونهای عمل شود که یک مجموعه اقتصادی متعلق به مردم باشد، اما در عمل منافع آن میان گروههای خاص تقسیم شود.
اگر صادرات یک محصول استراتژیک یا مدیریت یک صنعت مهم اقتصادی در اختیار گروه محدودی قرار گیرد و منافع آن به جای عموم مردم به افراد خاص برسد، این با آن حکمرانی مردمی که رهبر شهید بر آن تأکید داشتند، فاصله دارد.
این مردمسالاری نیست. این فساد و مقابله با حق مردم با استفاده از نام مردم و ذبح کردن مردم است. اینکه با عنوان مردم وارد شوید، رأی مردم را بگیرید، قدرت را به دست گیرید و بعد حقوق مردم را نادیده گیرید، قابل قبول نیست.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.