امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 6 ربيع أول 1448
شناسه خبر : 384353
  پرینت تاریخ انتشار : 19 آگوست 2026 - 11:06 | 2 بازدید

تأملی بر نسبتِ رزم و دیپلماسی

به قلم حجت‌الاسلام‌والمسلمین بهمن اکبری، رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان: در نگاهِ شتاب‌زده رسانه‌ای، «رزم» و «دیپلماسی» اغلب در دو سویِ یک دوگانه تقابلی قرار می‌گیرند؛ گویی یکی با دیگری بیگانه است و هرچه از یکی کاسته شود، به نفعِ دیگری تمام می‌شود. اما واقعیتِ تاریخی و راهبردی، روایتی کاملاً متفاوت […]

تأملی بر نسبتِ رزم و دیپلماسی


به قلم حجت‌الاسلام‌والمسلمین بهمن اکبری، رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان:

در نگاهِ شتاب‌زده رسانه‌ای، «رزم» و «دیپلماسی» اغلب در دو سویِ یک دوگانه تقابلی قرار می‌گیرند؛ گویی یکی با دیگری بیگانه است و هرچه از یکی کاسته شود، به نفعِ دیگری تمام می‌شود. اما واقعیتِ تاریخی و راهبردی، روایتی کاملاً متفاوت و البته دیالکتیکی را رقم زده است. «دیپلماسیِ بی‌پشتوانه رزم»، «موسیقیِ بی‌ساز» است و رزمِ بی‌هدایتِ دیپلماسی، به «پیروزی‌ای بی‌دوام» تبدیل می‌شود. برای بیانِ این هم‌آهنگیِ وجودی، شاید بتوان واژه نوظهوری را به کار گرفت: «دیپ‌رزم» (DeepRazm)، «دیپلماسی رزم» (بدون کسره در میان). در این چارچوب، میدان و دیپلماسی نه دو راه و ابزارِ جداتافته، بلکه دو رفتارِ درهم‌تنیده و بلکه چهره یک حقیقتِ راهبردی است با عنوان «تأمین منافع ملی»؛ که از یک بستر زاده شده و سقوط و صعودشان نیز هم‌زمان با یکدیگر رقم می‌خورد.

این هم‌زادی و هم‌آوایی در سه مقطع حیاتیِ هر مناقشه‌ای خود را به نمایش می‌گذارد: «پیشاجنگ»، دیپلماسی نقشِ پیشگیرانه دارد و می‌کوشد با مدیریتِ بحران، از وقوعِ درگیری جلوگیری کند؛ «حیناجنگ»، دیپلماسی به‌عنوان «مترجم زبان توپ به زبان سیاست» کار می‌کند و دستاوردهایِ میدانی را به اوراقِ قدرت در مذاکرات تبدیل می‌سازد و هم‌زمان، حمایتِ بین‌المللی و افکار عمومی را جلب می‌نماید؛ «پساجنگ» نیز وظیفه دیپلماسی، تثبیتِ دستاوردها در قالبِ معاهدات و توافقاتِ رسمی است تا پیروزیِ میدان، در گذرِ تاریخ به فراموشی سپرده نشود. کلاوزویتس، نظریه‌پرداز شهیر جنگ، به‌درستی رزم را «ادامه سیاست با دیگر ابزار» خوانده است و این سخن، دقیقاً بر همان پیوندِ ناگسستنیِ هدفِ سیاسی و ابزارِ نظامی دلالت دارد.

تاریخ معاصر ایران، گواهی است روشن بر این هم‌زادی. در دوران جنگ تحمیلی (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، هیچ‌گاه دیپلماسی به حاشیه رانده نشد. حضور فعال علی‌اکبر ولایتی در قامت وزیر امور خارجه در کنار جبهه‌های نبرد، نشان داد که پیامِ میدان باید بی‌درنگ به گوش جهان برسد. نقطه اوج این هم‌آهنگی، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود؛ اقدامی که نه یک عقب‌نشینی محض، که ترجمه دیپلماتیک «دستاورد ایستادگی» در شرایط بن‌بست جهانی به‌شمار می‌رفت. در برخی برهه‌ها، وزن میدان قوی‌تر بود و به یاری دیپلماسی می‌شتافت و در برهه‌ای دیگر، دیپلماسی با مدیریت افکار عمومی، پشت جبهه‌ها را از نفوذ دشمن مصون می‌داشت.

این رویکرد، در اندیشه راهبردی شهید قاسم سلیمانی نیز تجسمی عینی یافت. او نه فقط یک فرمانده میدان، که «تسهیل‌گر منافع ملی» از مسیر قدرت نرم بود. هر اقدام میدانی جبهه مقاومت، با یک پیام راهبردی و دیپلماتیک برای مخاطبان منطقه‌ای همراه می‌شد و میدان را به بستری برای گسترش نفوذ سیاسی و دیپلماسی غیررسمی و یا دیپلماسی عمومی تبدیل می‌کرد. به‌عبارتی، سردار مقاومت، «دیپ‌رزم» (DeepRazm)، «دیپلماسی رزم» را در عمل و نه تنها در نظریه، به اثبات رساند.

در عرصه جهانی نیز این قاعده همواره صادق بوده است. ناپلئون بناپارت، جنگ و دیپلماسی را دو روی یک سکه و مکمل یکدیگر برای دستیابی به پیروزی می‌دانست. در جنگ جهانی دوم، «دیپلماسی پولی» چرچیل با اسپانیا، مانع از پیوستن فرانکو به جبهه محور شد و عملاً میدان رزم را به نفع متفقین تغییر داد. همچنین در جنگ کریمه، موفقیت‌ها و شکست‌های میدانی متفقین، تأثیری مستقیم بر میزان تمایل آن‌ها برای نشستن پای میز مذاکره داشت و نشان داد که میدان، همواره «پشت گرم» دیپلماسی واقع‌بینانه است.

ازاین‌رو، اصرار بر دوگانه‌سازی میدان و دیپلماسی، رزم و مذاکره، خطایی راهبردی و ناشی از درک سطحی از مناسبات جهان نو است. کشورهای موفق، آنهایی هستند که این «دیپ‌رزم»/«دیپلماسی رزم» را درک کرده‌اند و میان وزارت خارجه و ستاد کل نیروهای مسلح، هماهنگی ارگانیک برقرار ساخته‌اند. همان‌گونه که تار و پود یک پارچه، جداتافته از هم، سست و بی‌اعتبار است، اما در کنار هم، فرشی نفوذناپذیر می‌آفرینند، میدان و دیپلماسی نیز در هم‌تنیدگی خود، «عقلانیت ملی پویا» را می‌سازند. در جهان واقع، هیچ‌کس از دیپلماسی بی‌نیاز نیست، اما دیپلماسی مؤثر، همواره سایه‌سار میدان رزم را بالای سر خود داشته است تا سخن و مذاکراتش نه نشانه التماس، بلکه علامت افتخار و اقتدار باشد.



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.