بازسازی «مای جمعی»؛ یکی از مؤلفههای تابآوری در شرایط جنگی
به گزارش خبرنگار ایکنا، محمد فاضلی، جامعهشناس، در نشست تخصصی «منازعه ایران و آمریکا؛ تحلیل ابعاد بینالمللی، اجتماعی و اقتصادی» که امروز، سهشنبه ۲۷ مردادماه، در مرکز پژوهشهای اتاق ایران برگزار شد، درباره ابعاد اجتماعی این منازعه گفت: تجربه عراق، افغانستان و دیگر کشورها نشان میدهد که متخصصان جنگ، بهطور تخصصی جنگها را مطالعه میکنند. […]
به گزارش خبرنگار ایکنا، محمد فاضلی، جامعهشناس، در نشست تخصصی «منازعه ایران و آمریکا؛ تحلیل ابعاد بینالمللی، اجتماعی و اقتصادی» که امروز، سهشنبه ۲۷ مردادماه، در مرکز پژوهشهای اتاق ایران برگزار شد، درباره ابعاد اجتماعی این منازعه گفت: تجربه عراق، افغانستان و دیگر کشورها نشان میدهد که متخصصان جنگ، بهطور تخصصی جنگها را مطالعه میکنند. برای نمونه، پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون را میتوان بررسی کرد که از سال ۲۰۱۰ هزینههای جنگها را ارزیابی کرده و به شکل تخصصی بررسی کرده است که جنگها چگونه بر جوامع و ابعاد مختلف زندگی آنها تأثیر میگذارند.
وی ادامه داد: حتی اگر تخریب مستقیم جنگ موجب خسارت نشود، تخریب غیرمستقیم آن بر انسانها و زیرساختها باقی میماند. این تخریب غیرمستقیم، از طریق مکانیزمهایی مانند مهاجرت دائمی و فرار سرمایه، بارها مورد بررسی قرار گرفته است. اختلال در تجارت، حملونقل، تولید، زنجیره تأمین و سایر حوزهها نیز از دیگر پیامدهای جنگ است.
این جامعهشناس اظهار کرد: در چنین کشورهایی، امنیت بر همه چیز تقدم پیدا میکند؛ از جمله بر اقتصاد، رفاه و آزادیهای مدنی. در نهایت نیز این وضعیت به افزایش مهاجرت و خروج نیروی انسانی منجر میشود و در برخی کشورها، اندازه جمعیت بهشدت کاهش پیدا میکند.
وی با اشاره به وضعیت لبنان گفت: این کشور زمانی حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون نفر جمعیت داشت، اما امروز جمعیت لبنان حدود ۶ تا ۸ میلیون نفر است؛ یعنی بخش بزرگی از جمعیت آن عملاً از کشور خارج شده یا در اثر مجموعه تحولات از چرخه جمعیتی آن کاسته شده است. در نهایت نیز آثار روانی، اجتماعی و جمعیتی جنگ برای سالها و حتی نسلها باقی میماند.
فاضلی تصریح کرد: این همان سناریویی است که اگر جنگ درمان نشود، میتواند در انتظار ایران نیز باشد. من در این راستا سه سناریو را مطرح خواهم کرد و ذیل هر یک، وضعیتهای متفاوتی را توضیح خواهم داد.
وی در ادامه با تأکید بر توجه سیاستگذاران، جامعه، رسانهها و نخبگان به پیامدهای اجتماعی جنگ گفت: نکته دیگری که سیاستگذار ایرانی، جامعه ایرانی، رسانه ایرانی و نخبه ایرانی باید به آن توجه داشته باشند، این است که جنگ میتواند جوامع را از وضعیت «همبستگی ذیل شوک» عبور دهد.
فاضلی توضیح داد: شوک به این معناست که شما جامعه ایران را در نظر بگیرید که از فاجعه دیماه بیرون آمده و جامعهای کاملاً شرحهشرحه و پارهپاره شده است، اما ناگهان با حمله خارجی مواجه میشود. در این شرایط، جامعه زیر یک پرچم جمع میشود و متحد میشود. حتی ممکن است سکوت کند؛ روشنفکر معترض مینشیند و از دفاع ملی حمایت میکند.
وی افزود: این پدیده با افزایش همبستگی، کنار گذاشتن موقت اختلافات اساسی، همکاری و حتی کمکرسانی خودجوش همراه است. حتی ممکن است جامعه برخی محدودیتها را نیز بپذیرد. برای مثال، اگر گفته شود اینترنت برای ۴۰ روز قطع میشود و عدهای بگویند در شرایط جنگی ضروری است، این محدودیت را میپذیرند. در این شرایط، احساس دفاع از سرزمین نیز برجسته میشود.
این جامعهشناس تأکید کرد: اما یک جمله مهم در بحث اجتماعی جنگ وجود دارد و آن این است که تابآوری در برابر جنگ و حمله را نباید با تحمل بینهایت اشتباه گرفت. تابآوری یک طیف دارد و یک حدی دارد. اساساً جز خدا، هیچ چیز در این جهان بینهایت نیست. نه تابآوری کشورها بینهایت است، نه قدرت ایالات متحده و نه حتی نیروهای طبیعت. در یک روایت دینی، تنها یک امر بینهایت در جهان وجود دارد و آن خداست.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم تحمل جوامع را بینهایت در نظر بگیریم و آن را آزمایش کنیم، در نهایت یک جایی این سیستم میشکند. کاملاً محتمل است که جامعه تحت فشار، از وضعیت همبستگی به سمت خستگی حرکت کند. این تغییر میتواند در اثر تداوم فشار و طولانی شدن بحران اتفاق بیفتد.
فاضلی با اشاره به فرصتهایی که پس از جنگ اخیر برای کشور ایجاد شده است، گفت: بعد از این جنگ، فرصتهایی نیز برای کشور به وجود آمده است. اینکه درباره تنگه هرمز چه اتفاقی افتاد، اینکه جهان نگاهش به ایران چگونه تغییر کرد و اینکه متوجه شدیم پایداری و تابآوری چه اهمیتی دارد، همه اینها قابل توجه است.
وی افزود: اما این وضعیت بهسرعت میتواند در یک بازه زمانی مثلاً شش ماه تا یک سال، به آیندهای متفاوت منجر شود. در شرایط جنگ، ممکن است شما ببینید مردم در صف فروشگاه کارت میزنند و خرید میکنند و حتی به یکدیگر کمک میکنند، اما اگر فشار ادامه پیدا کند، همین وضعیت در بلندمدت میتواند به رفتارهای کاملاً فردگرایانه و رفتارهایی با هدف صرفاً بقا منتهی شود. این مسئله در جوامع مختلف تجربه شده است.
فاضلی در ادامه به برخی پیامدهای اجتماعی پس از جنگ اشاره کرد و گفت: یکی از پیامدهای پس از جنگ این است که اعتماد میتواند جای خود را به شایعه و بدبینی بدهد؛ این مسئله نیز در جوامع مختلف تجربه شده است.
وی ادامه داد: فداکاری عمومی نیز میتواند در اثر فرآیندهای حکمرانی به احساس بیعدالتی تبدیل شود. همچنین انسجام ملی میتواند در ادامه به جستوجوی مقصر داخلی منتهی شود. در دوره دفاع، مردم ممکن است با یکدیگر متحد باشند، اما بعد از مدتی این پرسش شکل میگیرد که «تقصیر چه کسی بود؟» و جستوجوی مقصر آغاز میشود.
فاضلی بیان کرد: در سطح اجتماعی، نکته مهم این است که تابآوری را با تحمل نامحدود یکی نکنیم. اینکه یک جامعه در برابر یک بحران تابآوری نشان میدهد، به این معنا نیست که برای همیشه میتواند همه فشارها را تحمل کند. ممکن است جامعهای فرو نپاشد، اما بهتدریج فقیرتر، خشمگینتر، بیاعتمادتر و فرسودهتر شود و به مرور زمان، انسجام و سرمایه اجتماعی آن کاهش پیدا کند.
وی افزود: جوامع با افراد، بنگاهها و ارگانیسمها تفاوت ذاتی دارند. فرد میمیرد، بنگاه میمیرد و یک سازمان ممکن است منحل شود، اما جوامع به این معنا نمیمیرند. جامعه دائماً میتواند فرسودهتر، زوالیافتهتر، عصبانیتر و خشمگینتر شود، اما همچنان به حیات خود ادامه دهد.
این جامعهشناس ادامه داد: شما حتی حمله مغول را در نظر بگیرید که سراسر ایران را دربر گرفت و در برخی نقاط از سرها مناره ساختند؛ یا نمونه سومالی را که با بیدولتی مواجه شد؛ یا بالکان را که تجزیه شد و جامعه یوگسلاوی فروپاشید. با وجود همه اینها، جامعه از بین نرفت. بنابراین نباید «نَمُردن جامعه» را با «تحمل بیپایان» یا با «آسیبناپذیر بودن جامعه» یکی گرفت.
فاضلی تصریح کرد: درباره افراد، ممکن است گفته شود «چه شد؟ مرد» یا درباره یک بنگاه گفته شود «چه شد؟ مرد و منحل شد»، اما جوامع نمیمیرند. بنابراین میتوانند رنجها را برای مدت بسیار طولانی تحمل کنند، اما این به معنای آن نیست که این رنجها هیچ پیامدی برای کیفیت زندگی، اعتماد، سرمایه اجتماعی و رفتارهای جمعی آنها ندارد.
وی در ادامه با اشاره به تجربه جنگهای آمریکا در دهههای گذشته اظهار کرد: تجربه جنگهایی که آمریکاییها در دهههای گذشته با هدف اعمال فشار بر جوامع و دستیابی به اهداف ژئوپولیتیک انجام دادهاند، نشان میدهد که این فرآیندها در جوامع مختلف رخ داده است؛ از تورمهای طولانیمدت همراه با کاهش مستمر قدرت خرید، کوچک شدن طبقه متوسط و افزایش ناامنی معیشتی گرفته تا بحران مسکن و دشوار شدن تشکیل خانواده.
فاضلی افزود: بحران کاهش سرمایهگذاری و کاهش اطمینان بنگاهها نیز از دیگر پیامدهای این وضعیت است. همچنین بحران برق، گاز و آب رخ میدهد. برای مثال، در عراق، ۲۳ سال پس از اشغال، هنوز در برخی شهرها مردم فقط دو ساعت، در برخی چهار ساعت و در برخی دیگر هشت ساعت برق دارند و حتی دسترسی پایدار و کافی به برق وجود ندارد.
وی با اشاره به کتاب «برق و ثروت ملل» گفت: کتابی با عنوان «برق و ثروت ملل» حدود دو سال پیش به فارسی ترجمه شد که کتاب خوبی است. جمله نخست این کتاب این است که «برق همان مدرنیته است». به عبارت دیگر، برق همان دنیای مدرن است و شما نمیتوانید دنیای مدرن را بدون برق تصور کنید.
این جامعهشناس ادامه داد: همین اتاقی که اکنون در آن نشستهایم، برق دارد و اگر برق را از آن بگیریم، بخش بزرگی از امکانات و کارکردهای آن از بین میرود. خانههای ما نیز با وجود برق، معنای متفاوتی پیدا کردهاند. بنابراین حذف برق به معنای حذف شدن از دنیای مدرن است.
وی تأکید کرد: نکته مهم این است که وقتی برق شما قطع میشود، به دنیای سنت بازنمیگردید. در دنیای سنت، اساساً به برق نیاز نداشتیم؛ با برق خنک نمیشدیم، غذا را با برق نمیپختیم، بهداشت و بسیاری از خدمات را با برق تأمین نمیکردیم اما انسان مدرن وقتی برقش قطع میشود، به دنیای سنت بازنمیگردد؛ بلکه وارد وضعیتی از «نازندگی» میشود. زندگی مدرن مختل میشود، اما این وضعیت را نمیتوان بازگشت به زندگی سنتی دانست.
فاضلی در ادامه با اشاره به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ گفت: در بحرانهای اقتصادی پس از جنگها، تورم صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست؛ تورم نوعی سازوکار توزیع قدرت و ثروت نیز هست. تورم باعث میشود کسانی که دارایی دارند، ارزش داراییهایشان به شکل بسیار شدید افزایش پیدا کند و در مقابل، آنچه پیش از این در قالب درآمد در اختیار گروههای پایینتر قرار میگرفت، قدرت خرید خود را از دست بدهد.
وی تصریح کرد: بنابراین، تورم به یک مکانیزم اجتماعی و حتی سیاسی تبدیل میشود که از طریق آن، قدرت و ثروت بازتوزیع میشود و شکافها افزایش مییابد. از این مهمتر، تورم میتواند شاخص بیعدالتی و احساس بیعدالتی را تغییر دهد و بر ادراک مردم از مشروعیت، کارآمدی و حتی انسانی و اخلاقی بودن حکومت و نحوه اداره کشور تأثیر بگذارد.
فاضلی اظهار کرد: بنابراین، بسیار مهم است که در سیاست اجتماعی، وقتی از تحمل فشارهای ناشی از جنگ سخن میگوییم، ببینیم چگونه از صاحبان دستمزد و گروههای کمبرخوردار حفاظت میشود و چه کسانی هزینه بیشتری را در فرآیند جنگ تحمل میکنند. نباید بار اصلی هزینههای جنگ بر دوش گروههای کمبرخوردار قرار گیرد.
وی ادامه داد: همچنین باید ببینیم ادراک نابرابری چگونه شکل میگیرد. این ادراک هم سیاسی است، هم اقتصادی و هم اجتماعی و اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است حتی برخی مصوبات مجلس یا تصمیمات قانونی، از جمله مصوباتی که اخیراً درباره جاسوسی مطرح شده، از سوی شورای نگهبان رد شوند؛ همانطور که درباره بسیاری از مصوبات دیگر نیز چنین اتفاقی میافتد، اما مسئله مهم، ادراکی است که در جامعه ایجاد میشود.
فاضلی تأکید کرد: ممکن است یک مصوبه در نهایت تصویب نشود، اما اگر جامعه احساس کند که در شرایط جنگی، برخی گروهها بیشتر تحت فشار قرار میگیرند و برخی گروههای دیگر از پیامدهای بحران مصونتر هستند، همین احساس میتواند به شکلگیری ادراک بیعدالتی و افزایش نارضایتی اجتماعی منجر شود.
فاضلی با اشاره به شکلگیری احساس بیعدالتی ادامه داد: جنگها، بهویژه جنگی مانند آنچه اکنون شاهد آن هستیم، میتوانند این احساس را تشدید کنند. تجربه عراق نشان میدهد که پس از حمله سال ۱۹۹۱، فشارها برای سالها ادامه پیدا کرد و ۱۲ سال بعد نیز جنگ و فشارهای مختلف همچنان بر این کشور اعمال میشد. به عبارت دیگر، فرآیند فرسودهسازی جامعه میتواند طولانیمدت باشد.
وی افزود: این فرآیند فرسودهسازی در مورد جامعه ایران نیز بهطور کامل در حال اعمال است و البته از امروز آغاز نشده است. به نظر من، مهمترین مقطع آغاز این فرسودگی، تحریمهای چند دهه اخیر بوده است؛ از تحریمهای دهه ۹۰ و قانون کاتسا گرفته تا تحریمهای بعدی که تا امروز ادامه پیدا کردهاند. بنابراین، فرسودگی اجتماعی و اقتصادی ایران فرآیندی است که طی سالها شکل گرفته و میتواند ادامه پیدا کند.
این جامعهشناس اظهار کرد: در جریان این فرسودگی، قیمت ارز افزایش پیدا میکند و توسعه زیرساختها کاهش مییابد. در اینجا میتوان به تمایزی که مایکل مان، جامعهشناس، میان «قدرت زیرساختی» حکومتها و «قدرت سرکوب» آنها قائل میشود، اشاره کرد. قدرت زیرساختی همان قدرتی است که دولت به واسطه آن میتواند کالاهای عمومی تولید کند؛ از امنیت، آموزش و سلامت گرفته تا رشد اقتصادی و ایجاد احساس رفاه و رضایت در جامعه. همه اینها ناشی از قدرت زیرساختی دولت است.
وی ادامه داد: در مقابل، هر دولتی قدرت دیگری نیز دارد که میتوان آن را قدرت سرکوب نامید؛ یعنی توانایی بازداشت، برخورد، اعمال محدودیت و سرکوب. باید توجه داشته باشیم که تحریم و جنگ، قدرت زیرساختی دولت را کاهش میدهد، اما لزوماً قدرت سرکوب را کاهش نمیدهد.
فاضلی گفت: برای مثال، در عراقِ صدام حسین، حتی پس از سال ۱۹۹۱، اعمال قدرت سرکوب همچنان امکانپذیر بود. امروز نیز در افغانستان، طالبان ممکن است از قدرت زیرساختی بالایی برای تولید کالاهای عمومی، ارائه آموزش و خدمات سلامت برخوردار نباشد، اما اعمال قدرت، بازداشت و مجازات برای آن بسیار آسانتر است.
وی تصریح کرد: نکته مهم این است که وقتی توازن میان این دو نوع قدرت به هم میخورد، هرچه قدرت زیرساختی دولت کاهش پیدا کند، ممکن است سهم و اتکای آن به قدرت سرکوب افزایش یابد. در چنین شرایطی، احساس ناامیدی و فرسودگی در جامعه نیز بیشتر میشود.
این جامعهشناس تأکید کرد: برای حکمران ایرانی بسیار مهم است که بتواند میان این دو نوع قدرت توازن ایجاد کند. بدترین و مصیبتبارترین وضعیت برای یک حکومت این است که کاهش قدرت زیرساختی خود را از طریق افزایش قدرت سرکوب جبران کند. در چنین شرایطی، وضعیت آب، برق، سلامت، آموزش و سایر خدمات عمومی میتواند روزبهروز بدتر شود و در نهایت، این وضعیت از نظر اجتماعی، جامعه ایران و سایر جوامعی را که جنگ را تجربه کردهاند، به سمت الگوهای مشخصی سوق میدهد.
وی یکی از این پیامدها را «کوتاه شدن افق زمانی» افراد دانست و گفت: یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، کوتاه شدن افق زمانی زندگی است. فرد میگوید فعلاً بچهدار نشوم و ببینیم چه اتفاقی میافتد؛ سرمایهگذاری نکنم و ببینیم آینده چه میشود. به تدریج، جامعه کوتاهمدتنگر میشود.
فاضلی افزود: پیامد دیگر، «تعلیق زندگی» است؛ یعنی افراد فعالیتهای خود را به تعویق میاندازند یا تعطیل میکنند. در ادامه نیز انواع خروج شکل میگیرد؛ خروج سرمایه، خروج افراد، خروج از نظام آموزشی و در نهایت خروج از هر عرصهای که امکان خروج از آن وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، جامعه به یک «جامعه منتظر» تبدیل میشود؛ جامعهای که دائماً منتظر است ببیند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. تصمیمهای مهم زندگی به آینده موکول میشود و همین وضعیت میتواند به کاهش انسجام ملی و اعتماد سیاسی منجر شود.
این جامعهشناس خطاب به سیاستگذاران ایرانی اظهار کرد: توصیه من به سیاستگذار ایرانی این است که توجه داشته باشد آمریکاییها این فرآیندها را مطالعه و بررسی کردهاند و سالها برای شناخت آنها وقت گذاشتهاند. نباید تصور کنیم که آنها صرفاً چهار روز حمله کردند، به نتیجه نرسیدند و بعد میپرسند چه اشتباهی کردهایم. آنها از پیامدهای چنین فشارهایی آگاه هستند و مطالعات گستردهای در این زمینه انجام دادهاند.
وی افزود: اگر ما این فرآیندها را میدانیم، آنها نیز میدانند و برای آن پروژههای مطالعاتی داشتهاند. حتی ممکن است در مقطعی چنین وانمود کنند که چهار روز گذشته و جامعه ایران فرو نریخته است، اما این به معنای پایان مسئله نیست و نباید فرآیندهای بلندمدت فرسودگی اجتماعی را نادیده گرفت.
فاضلی تصریح کرد: اگر میخواهیم تابآوری داشته باشیم، باید به دو بخش اساسی توجه کنیم. نخست اینکه در میان همه این بحرانهای سیاسی، بینالمللی و زیرساختی، جنگ، فناوری، رقابت بر سر عناصر خاکی کمیاب، منازعه با چین و سایر تحولات جهانی، باید ببینیم چگونه میتوانیم با آمریکاییها دستکم بخشی از مسائل را مدیریت کنیم؛ از «مدیریت تنش» گرفته تا «ترک تخاصم» و در نهایت «عادیسازی» روابط.
وی ادامه داد: نمیتوان این منازعه را در بلندمدت به همین شکل ادامه داد. اگر این منازعه استمرار پیدا کند، ایران از نظر اقتصادی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد که متخصصان این حوزه توضیح خواهند داد که چگونه میتوان حداقلهایی را فراهم کرد تا اقتصاد کشور بتواند ادامه حیات دهد و همزمان، مسئله سیاست خارجی نیز به سمت حل شدن حرکت کند تا امکان کار و فعالیت در داخل فراهم شود.
این جامعهشناس گفت: اما از نظر اجتماعی، جامعه ایران بهشدت نیازمند انسجام و همبستگی است. این انسجام و همبستگی اجتماعی باید پشتوانهای برای مصالحه و توافق در عرصه سیاست خارجی باشد تا چنین توافقی بتواند کارکرد خود را حفظ کند. به نظر من، حکمرانی در ایران باید زمینههای لازم برای شکلگیری و حفظ این انسجام و همبستگی اجتماعی را فراهم کند.
فاضلی با تأکید بر ضرورت ارائه شفافیت اطلاعات از سوی حکومت، بیان کرد: در شرایط جنگی، ایجاد نوعی عدم شفافیت و محدود کردن امکان نقد و گفتوگوی عمومی، با این استدلال که اطلاعات در چارچوب امنیت ملی قرار دارد، میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. گفتوگوی عمومی است که ایدههای جدید خلق میکند، تحول میآفریند و شکلهای تازهای از اندیشیدن را به وجود میآورد. اگر این فضا را در رسانه آزاد از بین ببرید، اساساً مشخص نیست چگونه میتوان به چنین نتایجی دست یافت. اینکه چهار انسان عاقل در جایی بنشینند و با یکدیگر گفتوگو کنند، به تنهایی کافی نیست؛ گفتوگوی عمومی باید امکان گردش و توزیع عادلانه دیدگاهها را داشته باشد.
وی افزود: سومین نکتهای که برای هر حکومتی که میخواهد در شرایط جنگی تابآوری خود را حفظ کند، بسیار مهم است، توزیع عادلانه هزینههای جنگ است. این موضوع باید با هدف رسیدن به یک وضعیت مدیریت تنش دنبال شود، نه اینکه قرار باشد تنش و هزینههای آن تا بینهایت ادامه پیدا کند. باید مشخص باشد هزینههای جنگ چگونه و با چه معیاری به شکل عادلانه میان گروههای مختلف جامعه توزیع میشود.
این جامعهشناس ادامه داد: نکته چهارم برای هر جامعهای که میخواهد در این جهان پرتنش دوام بیاورد و خود را به وضعیت جدیدی برساند، بازسازی «مای جمعی» است. این «ما» میتواند جنسیتی، قومی، نسلی، سیاسی یا جغرافیایی باشد. هر اقدام، کنش یا رفتاری که انگشت در چشم یک گروه اجتماعی کند، شکاف ایجاد کند، گروهی را بیازارد یا به گروهی توهین کند و در نتیجه این «ما» را تضعیف کند، اقدامی ضد امنیت ملی، ضد انسانیت، ضد اخلاق و ضد هر آن چیزی است که جوهره یک حکمرانی عقلانی را شکل میدهد.
فاضلی تأکید کرد: بسیار مهم است که میان مخالفت سیاسی و دشمنانگاری مخالف سیاسی تفاوت قائل شویم. منتقد، کسی است که در نقد یک موضوع سخن میگوید؛ اما اگر بلافاصله او را دشمن تلقی کنیم، در نهایت ممکن است از عرصه عمومی تنها چند نفر باقی بمانند که حق مخالفت و اظهارنظر داشته باشند. مخالفت سیاسی، بخشی بسیار مهم از حیات اجتماعی و سیاسی یک جامعه است.
وی با اشاره به اهمیت مدیریت تصویر سیاسی حکومت در جامعه اظهار کرد: مدیریت تصویر سیاسی بسیار اهمیت دارد. حکمرانی باید بهگونهای عمل کند که جامعه این تصویر را از آن داشته باشد که حکومت درصدد حل مسئله است، از هر روزنه دیپلماتیک برای حل اختلافات و مدیریت خشونت استقبال میکند و از آن بهره میگیرد.
فاضلی افزود: باید این تصویر در جامعه شکل بگیرد که مسئله نخست حکمرانی، دور کردن جنگ و مسئله بعدی، بازگشت به مسیر توسعه است. اگر این تصویر در جامعه شکل نگیرد، حتی بسیاری از اقدامات و گفتارهای عقلانی نیز نمیتوانند اعتماد عمومی را ایجاد کنند.
این جامعهشناس ادامه داد: برخی گفتارها، موضعگیریها و رفتارها ممکن است کارکردی جز این نداشته باشند که در چشم مردم این تصور را ایجاد کنند که «اینها دنبال حل مسئله نیستند»، «اینها دنبال جنگ آخرالزمانی هستند» یا «اینها فقط جنگ میخواهند». من این مسئله را در عرصه عمومی و حتی در برخی مصوبات اخیر میبینم.
وی تصریح کرد: گاهی یک اقدام یا یک جمله، فارغ از اینکه چه استدلالی پشت آن قرار دارد، میتواند چنین تصویری ایجاد کند. ممکن است شما هرچقدر استدلال عقلانی ارائه کنید و درباره ضرورت حل مسئله سخن بگویید، اما یک اقدام دیگر در عرصه عمومی، تمام آن تصویر را مخدوش کند. بنابراین، مدیریت تصویر سیاسی حکومت از نگاه جامعه فوقالعاده مهم است؛ بهگونهای که مردم باور کنند حکمرانی واقعاً به دنبال حل مسئله است.
فاضلی در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: در نهایت، هر اقدامی که بتواند سطوحی از نابرابری را کاهش دهد، اهمیت دارد. کاهش نابرابری اقتصادی بسیار دشوار است، اما کاهش برخی نابرابریهای سیاسی امکانپذیرتر است. با توجه به مجموع این مسائل، من سه سناریو را برای دو سال آینده و سال پیشروی ایران تصور میکنم و برای مواجهه با هر سه سناریو باید تلاش کنیم جامعه ایران حفظ شود.
وی افزود: سناریوی نخست، منازعه محدود و مهارشده است. در این وضعیت، اگر درگیری متوقف شود، زیرساختهای حیاتی حفظ شوند، امکان دیپلماسی باز بماند و حکومت سیاستی فراگیر در داخل اتخاذ کند، میتوان امیدوار بود که انسجام ملی از نظر اجتماعی حفظ شود و جامعه بتواند پیامدهای اقتصادی و هزینههای ناشی از جنگ را بهتر مدیریت و تحمل کند.
این جامعهشناس ادامه داد: سناریوی دوم که به نظر من میتواند خطرناکترین سناریو باشد، جنگ فرسایشی و منقطع است. این جنگ، یک جنگ تمامعیار مانند مدل عراق در سال ۲۰۰۳ نیست، بلکه دورههای متوالی حمله، آتشبس و انتظار برای حمله بعدی شکل میگیرد. در هر دوره، با مهاجرت، تعلیق زندگی و مجموعهای از آسیبهای اجتماعی مواجه خواهیم بود و در نهایت، وضعیت اضطراری به یک وضعیت عادی تبدیل میشود.
فاضلی تصریح کرد: عادی شدن وضعیت اضطراری، یکی از پیامدهای اجتماعی مهم چنین دورههایی است و در طول زمان، تابآوری و انسجام اجتماعی را بهتدریج کاهش میدهد.
وی درباره سناریوی سوم گفت: سناریوی سوم، جنگ تمامعیار همراه با اختلال گسترده در حکمرانی است. اگر در این وضعیت، زیرساختهای انرژی و ارتباطات آسیب ببینند، ممکن است جابهجایی گسترده جمعیت اتفاق بیفتد، گروههایی به سمت مرزها حرکت کنند، کمبود کالا شکل بگیرد، یک اقتصاد غیررسمی گسترده ایجاد شود، خشونتهای محلی افزایش پیدا کند و اقتدار اداری دولت تضعیف شود.
این جامعهشناس افزود: در چنین شرایطی، چرخههای شکنندگی شکل میگیرد و متغیرهای ساختاری نیز اهمیت پیدا میکنند. بحرانهای اقتصادی، فناوری و تحولات مربوط به روابط میان آمریکا، چین، اروپا و سایر قدرتها، هیچکدام در شرایط فعلی به نفع ایران نیستند و درباره این مسائل نیز بسیار صحبت کردهایم.
فاضلی تأکید کرد: اگر متغیرهای ساختاری را در نظر بگیریم، توقف جنگ تنها گزینه موجود نیست که بتوان بر اساس آن تصمیم گرفت، اما با توجه به تحولات ساختاری و آشوبناک جهان، این جنگ صرفاً با اتکا به تغییرات ساختاری متوقف نخواهد شد. بنابراین، فرصت باقیمانده، استفاده از متغیرهای کنشی و دیپلماتیک است؛ یعنی بهرهگیری از دیپلماسی، دیپلماسی عمومی و هر ابزار دیگری از این جنس برای اینکه مدیریت کشور به سمت بدترین سناریوها حرکت نکند.
وی در ادامه سه نکته را برای مدیریت وضعیت اجتماعی کشور مطرح کرد و گفت: نخست اینکه حکمران ایرانی نباید تابآوری را مساوی تحمل بینهایت در نظر بگیرد؛ زیرا این سیستم میتواند در نقطهای بشکند.
فاضلی ادامه داد: دوم اینکه حکمران ایرانی باید به این مسئله توجه کند که «جنگ میماند؛ پس از جنگ چگونه ایرانی میماند؟» این همان موضوعی است که تحت عنوان «نظریه شکست» مطرح شده است. مسئله این است که منابع موجود را تا کجا و برای چه چیزی باید هزینه کرد تا آنچه در پایان باقی میماند، یعنی ایران پس از جنگ، بتواند کارکردهای اساسی خود را حفظ کند.
وی تصریح کرد: نکته سوم این است که در چنین جنگی که از نظر نظامی بهشدت نامتوازن است و از نظر متغیرهای ساختاری اقتصاد جهانی و تحولات میان آمریکا، چین، اروپا و سایر قدرتها نیز بسیاری از عوامل ساختاری به سمت تداوم جنگ یا فرسودگی ایران حرکت میکنند، فقط قدرت نظامی تعیینکننده نیست.
این جامعهشناس در پایان اظهار کرد: کیفیت حکمرانی، عدالت در توزیع هزینههای جنگ، صداقت با جامعه و نشان دادن اراده واقعی برای پایان دادن به منازعه، بر مبنای مدیریت تصویر سیاسی حکومت، تعیینکننده است. به این معنا، قدرت نرم حکومت در مدیریت این منازعه، بهشدت اهمیت دارد و میتواند در تعیین مسیر آینده جامعه ایران نقش اساسی ایفا کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.