سالگرد بازگشت سرافرازانه آزادگان؛ یادآور ایستادگی در برابر رژیم بعث
به قلم حسین قویدل، مسئول کانون بسیج اساتید دانشگاههای منطقه آزاد ماکو، بیست و ششم مرداد، بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی و روز تجلی پیروزی است و تاریخ بازگشت سربازانی که با قامتی برافراشته، در سال ۶۹ دوباره به آغوش وطن بازگشتند و این روز نه تنها یادآور یک تاریخ، بلکه حماسه بلند ایستادگی است که در […]
به قلم حسین قویدل، مسئول کانون بسیج اساتید دانشگاههای منطقه آزاد ماکو، بیست و ششم مرداد، بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی و روز تجلی پیروزی است و تاریخ بازگشت سربازانی که با قامتی برافراشته، در سال ۶۹ دوباره به آغوش وطن بازگشتند و این روز نه تنها یادآور یک تاریخ، بلکه حماسه بلند ایستادگی است که در آن، خون و عرق مردانی غیور، مسیر بازگشت را با شکوه آراسته کر د و اینجا جایی است که مقاومت به معنای واقعی کلمه، در چهرههای خسته اما پیروز آزادگان، تجسم یافت و ابهت ایران را به رخ جهانیان کشید.
تابستان ۶۹، در میان تلاطمهای سخت و گرمای سوزان، روزی فرا رسید که آسمان میهن از شادی به لرزه درآمد و صدای بازگشت قهرمانان طنینانداز شد و جمهوری اسلامی با سربلندی تمام، فرزندانی را بازگرداند که در راه دفاع از شرف، دین و خاک پاک ایران، در زنجیرهای دشمن اسیر شده بودند و این بازگشت، پاسخی کوبنده به توطئههای دشمن بود و ثابت کرد که ارادهای که در راه حق باشد، هرگز در بند اسارت نمیماند.
نخستین گروه آزادگان، پس از سالها هجران و تحمل شکنجههای بیرحمانه در سیاهچالههای رژیم بعث، سرانجام قدم بر خاک مقدس میهن گذاشتند، لحظه ورود آنها، لحظه پیوند دوباره روحهای بیقرار با خاک وطن بود و هر قدمشان، داستانی از درد و پیروزی را روایت میکرد. آنها با لبخندی بر لب و اشکی در چشم، سالها انتظار را به بهای سربلندی ملت ایران، به پایان رساندند و تاریخ را به نام خود ثبت کردند.
در تاریکترین شبهای اردوگاه، جایی که مرگ سایهافکن بود، این مردان با ایمان راسخ، قلعهای از اخلاق و انسانیت بنا کردند تا در برابر ظلم فرو نپاشند و آنها با ارادهای پولادین، شکنجههای جسمی و روحی را به سخره گرفتند و صبری پیشه کردند که از کوهها سختتر و از اقیانوسها عمیقتر بود. در میانهی فریادهای دشمن، سکوت باوقار آنها بلندترین فریاد مقاومت بود و ایمانشان، تنها چراغ راه در شبهای تیره اسارت.
آنان را «آزادگان» نامیدند، چرا که در اوج اسارت جسمی، روحشان از هر قید و بندی رسته بود و به مقام آزادیِ مطلق در پیشگاه حق رسیده بودند. مردانی که با چشمپوشی از تعلقات دنیوی، دل را به خدای یگانه سپردند و در میانهی زنجیرها، بالهای پرواز به سوی ملکوت را گشودند. این آزادی، نه هدیهای از دشمن، بلکه دستاوردی بود که با اخلاص و ریاضت درونی، در سختترین شرایطِ زندان به دست آوردند.
سالهای طولانی اسارت، آزمونی سخت برای تمام ملت بود؛ اما اسیران ما با استقامتی مثالزدنی، آبروی ایران را در برابر دشمن به شدت پاسداشتند. آنها با حفظ دین، وفاداری به امام و دلبستگی به انقلاب، ثابت کردند که هیچ شکنجهای نمیتواند شعله ایمان را در سینه یک مومن خاموش کند. این پیروزی درونی، شکستی خردکننده برای رژیم بعث بود که هرچند جسم آنها را گرفت، اما هرگز نتوانست روحشان را تسلیم کند.
اشتیاق دیدار «پیر جماران»، تنها تسکینی بود بر زخمهای عمیق هجران و تنها امیدی که روزهای سیاه زندان را برای این رزمندگان تحملپذیر میکرد و آنها در گوشه سلولهای سرد و تاریک با خیال پدرانه امام درددل میکردند و هر لحظه را با تپشی سریع در قلب، برای وصال میشمردند. عشق به امام، نیرویی جادویی بود که آنها را از مرگ نجات داد و هر روز امید به بازگشت را در رگهایشان جاری میساخت.
امروز آزادگان، گنجینهای زنده از فرهنگ استقامت هستند و هر خاطره از دوران اسارتشان، سندی است بر افتخار بیکران دفاع مقدس برای نسلهای آینده، ما باید به این اسوههای صبوری عشق بورزیم و بدانیم که در پس چهرههای آرامشان، کوهی از رنج و عشقی بیکران به وطن نهفته است. آنان مردانی هستند که اخلاصشان، پنهانتر از ظاهرشان است و نامشان تا ابد در تاریخ میهن، به عنوان نماد عزت و سربلندی میدرخشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.