امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 3 ربيع أول 1448
شناسه خبر : 383467
  پرینت تاریخ انتشار : 16 آگوست 2026 - 12:09 | 2 بازدید

وقتی شهرت جای مرجعیت اجتماعی را می‌گیرد

سلبریتی‌ها امروز صرفاً چهره‌های شناخته‌شده عرصه هنر و ورزش نیستند؛ برخی از آن‌ها به افرادی اثرگذار در شکل‌دهی به نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی تبدیل شده‌اند. این تغییر جایگاه، پرسش مهمی پیش روی جامعه قرار می‌دهد: چگونه شهرت توانست از محبوبیت فراتر برود و به مرجعیت اجتماعی برسد؟ برای بررسی این روند، خبرنگار ایکنا از اصفهان در […]

وقتی شهرت جای مرجعیت اجتماعی را می‌گیرد


سلبریتی‌ها امروز صرفاً چهره‌های شناخته‌شده عرصه هنر و ورزش نیستند؛ برخی از آن‌ها به افرادی اثرگذار در شکل‌دهی به نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی تبدیل شده‌اند. این تغییر جایگاه، پرسش مهمی پیش روی جامعه قرار می‌دهد: چگونه شهرت توانست از محبوبیت فراتر برود و به مرجعیت اجتماعی برسد؟ برای بررسی این روند، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت‌وگو با محمدهادی مذهب‌جعفری، دانش‌پژوه حوزه علمیه بقیة‌الله و پژوهشگر فقه اجتماعی، مسیر تاریخی شکل‌گیری مرجعیت اجتماعی در ایران، نقش گسترش هنر و رفاه و همچنین زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی ظهور سلبریتی‌ها در مقام مراجع جدید را بررسی کرده است که در ادامه، متن شماره نخست این گفت‌وگو را می‌خوانیم:

ایکنا ـ برای بررسی نقش سلبریتی‌ها در جامعه، از چه مفهومی باید آغاز کرد و اساساً سلبریتی‌ها چگونه توانستند به مرجعیت اجتماعی دست پیدا کنند؟

در خصوص نقش سلبریتی‌ها در جامعه باید به مفهوم مرجعیت اجتماعی توجه کنیم. مرجعیت اجتماعی یعنی عموم جامعه به‌صورت آگاهانه، علاقه‌مند به پیروی از چه قشر و چه نوع افرادی هستند. پاسخ به این مسئله از اینجا شروع می‌شود که انسان اساساً موجودی اجتماعی است. وقتی انسان موجودی اجتماعی باشد، برای زندگی در اجتماع به تصمیم‌گیری‌های جمعی نیاز دارد، اما این تصمیم‌گیری‌های جمعی از سوی همه افراد ممکن نیست.

حتی در دموکراسی‌های یونانی نیز می‌بینیم که همه افراد نمی‌توانستند به‌صورت جزئی در همه سیاست‌های دولت‌شهر خود شرکت کنند و مفهوم نمایندگی پدید آمد؛ به این معنا که بخشی از افراد به نمایندگی از دیگران در فضای سیاسی تصمیم‌گیری می‌کردند و نمایندگان نیز از میان خود، فرد یا افرادی را انتخاب می‌کردند که تصمیم نهایی را بگیرند. بنابراین، طبیعی است که همه مردم نتوانند در همه تصمیمات یک جامعه مشارکت کنند و هدایت جامعه در دست یک یا چند نفر محدود قرار می‌گیرد؛ اما سؤال اینجاست که این یک نفر یا این افراد چه خصوصیت‌هایی دارند؟

اگر تاریخ را مرور کنیم، می‌بینیم که در جوامع اولیه، آن فرد معمولاً دارای ویژگی قدرت بوده است. کسی که در جامعه‌ای پرآشوب می‌توانست نظم ایجاد کند و کمتر اهل تفکر و بیشتر متکی به قدرت بود، به فرد اصلی جامعه تبدیل می‌شد و به او پادشاه می‌گفتند. جلوتر که می‌آییم، در یونان و رم فضای نمایندگی عمومی شکل می‌گیرد، اما حتی در دموکراسی‌های اصیل و ابتدایی نیز همه افراد حق مشارکت نداشتند. برای مثال، زنان، غیرآتنی‌ها و بردگان اساساً حق رأی نداشتند و گروهی از مردان اشرافی و خاص تصمیم‌گیری می‌کردند.

اگر باز هم در تاریخ جلو بیاییم، می‌بینیم که هدایت اجتماعی در دوره‌های گوناگون به دست گروه‌های متفاوتی افتاده است. گاهی سرمایه‌داران و کسانی که سرمایه‌گرا هستند، جامعه را هدایت کرده‌اند؛ در دوره‌هایی قدرتمندان، در دوره‌هایی خردمندان و در دوره‌هایی نیز جوانمردان در جایگاه هدایت اجتماعی قرار گرفته‌اند. 

بنابراین، اگر بخواهیم این بخش را به‌طور خلاصه جمع‌بندی کنیم، باید گفت جوامع نیاز دارند از سوی فرد یا افرادی هدایت شوند و اینکه این افراد چه خصوصیتی داشته باشند، در طول تاریخ و در مکان‌های گوناگون متفاوت بوده است. در دوره‌هایی قدرت و خشونت تعیین‌کننده بوده، در دوره‌هایی پول، در دوره‌هایی جوانمردی و در دوره‌هایی دانش و علم. اهل علم حکومت کرده‌اند، اهل دانش حکومت کرده‌اند، اهل جوانمردی حکومت کرده‌اند و از سوی دیگر، اهل زور، ظلم یا پول‌پرستی نیز در دوره‌هایی بر جوامع مسلط شده‌اند.

ایکنا ـ این روند در جامعه ایران چگونه طی شده و چه مسیری را تا رسیدن به وضعیت امروز طی کرده است؟

در ایران، از زمانی که به‌تدریج از دوره قاجار وارد فضای مدرن می‌شویم، مرجعیت اجتماعی به سمت گروه‌هایی حرکت می‌کند که تلاش می‌کنند تحول ایجادشده را پایدار کنند. در این دوره، غرب‌گرایی شدید شکل می‌گیرد و قشری با عنوان روشنفکران برای جامعه جذاب می‌شوند. در برهه‌ای، همزمان مراجع دینی نیز واکنش نشان می‌دهند و همچنان مرجعیت خود را حفظ می‌کنند.

با وقوع انقلاب اسلامی، یعنی در بازه‌ای از حدود سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۵، با توجه به مرجعیت اجتماعی قشر کارگر و سوسیالیسم در جامعه، فضای روشنفکری و نظرات توده بسیار پررنگ می‌شود. روشنفکران در آن دوره درگیری‌های عمیق و گسترده‌ای شکل می‌دهند و دعوای سه قطب لیبرال‌ها، سوسیالیست‌ها و اسلام‌گراها در جامعه بسیار پررنگ می‌شود. جامعه میان این سه قطب در حال تغییر موضع است و مرجعیت اجتماعی نیز میان این سه جریان دست به دست می‌شود؛ اما از زمانی که سوسیالیسم فرومی‌پاشد و کمونیسم دیگر در جهان بیرون جایگاه سابق خود را ندارد، در داخل کشور، لیبرال‌ها به‌سرعت شروع به بازسازی و تولید رفاه می‌کنند.

در اینجا نکته‌ای مهم وجود دارد. وقتی انسان دیگر دغدغه ثانیه بعد خود و لقمه و وعده غذایی بعدی‌اش را ندارد، این موضوع به او امکان می‌دهد که بیشتر به هنر و رفاه توجه کند. در نتیجه، زمان بیشتری برای هنر و رفاه ایجاد می‌شود و اساساً هنر و رفاه تولید و عرضه بیشتری در جامعه پیدا می‌کنند.

اگر به تاریخ تمدن نیز توجه کنیم، نیل فرگوسن برای امپراتوری‌ها هفت گام برمی‌شمارد که گام هفتم، اوج شکوفایی هنر و رسانه است و معتقد است در این مرحله، انحطاط اخلاقی نیز رخ می‌دهد. در جامعه جهانی نیز این انحطاط به‌وسیله هالیوود پررنگ می‌شود و به تبع آن، ایران نیز که از مسئله جنگ، انقلاب و سختی‌های اولیه عبور کرده است، به‌تدریج رفاه را، تأکید می‌کنم رفاه را به جای آرامش در جامعه خود قرار می‌دهد. این اتفاق با معماری دولت سازندگی نیز شکل می‌گیرد و در مرحله بعد، در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شاهد گسترش سینما و هنر هستیم؛ گسترش هنر و شکل‌گیری مرجعیت سلبریتی‌ها.

ایکنا ـ گسترش سینما و هنر چگونه به شکل‌گیری پدیده سلبریتی و مرجعیت اجتماعی آن‌ منجر شد؟

وقتی سینما و هنر به شکل گسترده‌ای در جامعه حضور پیدا می‌کند، به‌تدریج شاهد پررنگ شدن فردی به نام سلبریتی هستیم. سلبریتی، هنرمندی است که مبتنی بر سلایق و علاقه مردم فیلم بازی می‌کند و در فیلم‌های مردمی حضور دارد. مردم نیز با او احساس همزادپنداری می‌کنند.

در این مقطع، موضوع رشد دیگر در سینمای ایران به‌مثابه غایت کلی مطرح نیست. اگر به تاریخ، روزنامه‌ها و مجلات آن دوره مراجعه کنید، می‌بینید که سینماگران چندین بار این موضوع را مطرح کرده‌اند که سینما آینه جامعه است. آن‌ها به دنبال رشد نبودند، بلکه به دنبال این بودند که مسائل موجود در جامعه را بازتاب دهند؛ به تعبیر خودشان، سینما آینه جامعه باشد. در حالی که در جامعه قشرهای دیگری نیز وجود داشتند، اما آنچه در آثار بازتاب پیدا می‌کرد، بیشتر آینه امیال و سلایق خودشان بود. در نتیجه، این اتفاق به‌تدریج باعث شد سلبریتی‌ها برای جامعه مرجعیت پیدا کنند.

ایکنا ـ آیا می‌توان گفت نبود یک راهبرد کلان فرهنگی و اجتماعی در این روند نقش داشته است؟

در نبود راهبرد کلان رشد برای یک جامعه ۷۰ تا ۸۰ میلیون نفری در آن برهه، شاهد پررنگ شدن دو مسئله هوای نفس و رفاه در جامعه هستیم. این مسیر، جامعه را به نقطه‌ای می‌رساند که سلبریتی‌ها مرجعیت اجتماعی پیدا می‌کنند. کسی که برای هوای نفس خودش ارزش قائل است، در نتیجه سیاست‌های خارجی و غربی را نیز به سادگی می‌پذیرد و اگر پیشنهادی، تطمیعی یا تهدیدی اتفاق بیفتد، این جهت‌گیری می‌تواند شکل بگیرد؛ کمااینکه بعضاً اخبار مربوط به این موضوع نیز منتشر می‌شود.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.