امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 2 ربيع أول 1448
شناسه خبر : 383161
  پرینت تاریخ انتشار : 15 آگوست 2026 - 10:55 | 3 بازدید

تطبیق آیه انزال سکینه بر پیروزی ملت ایران در جنگ تحمیلی سوم

به قلم آیت‌الله احمد مبلغی، نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجمع جهانی فقه اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری مقاومت ملت بزرگ ایران در جنگ‌ تحمیلی سوم، فراتر از یک تکاپوی زمینی، رستاخیزی بر مدار معادله‌ای فرامادی است، که اسباب نصر غیبی را از نهانخانه لاهوت به صحنه ناسوت جلب کرده است. حکمت این بیداری […]

تطبیق آیه انزال سکینه بر پیروزی ملت ایران در جنگ تحمیلی سوم


به قلم آیت‌الله احمد مبلغی، نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجمع جهانی فقه اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری

مقاومت ملت بزرگ ایران در جنگ‌ تحمیلی سوم، فراتر از یک تکاپوی زمینی، رستاخیزی بر مدار معادله‌ای فرامادی است، که اسباب نصر غیبی را از نهانخانه لاهوت به صحنه ناسوت جلب کرده است. حکمت این بیداری چنان بر صحیفه روزگار منقوش گشته که شریان تپنده ملت‌های مقاومت و شالوده راهبردهای هوشمند فردا، از نبض استوار آن جان می‌گیرد. آنچه در زیر می‌آید، تبیین و تطبیق آیه انزال سکینه (يعنى معادله فرامادی منتهى به پیروزی) بر جنگ تحميلی است.

«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا» «اوست آن‌که آرامش و سکینه را در دل‌های مؤمنان فروفرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خداوند همواره دانای حکیم است.»

 

یکم؛ تعادل وجودی در هنگامه بی‌تعادلی جهان؛ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ... سکینه در این آیه، صرفا آرام شدن دل پس از اضطراب نیست. سکینه، یک سرمایه نامرئی برای حفظ تعادل وجودی انسان در هنگامه بی‌تعادلی جهان است. آرامشی است که به انسان اجازه می‌دهد در میان هیاهوی حادثه، مرکز ثقل خود را گم نکند؛ نترسد آن‌گونه که حقیقت را فراموش کند و نلرزد آن‌گونه که تصمیمش را به دست اضطراب بسپارد. از همین جا می‌توان فهمید که چرا تعبیر قرآن «انزال» است: «أَنْزَلَ السَّكِينَةَ». سکینه چیزی نیست که انسان صرفا با تمرین روان‌شناختی تولید کند؛ عطیه‌ای است که از افق بالاتر وجود بر قلب فرود می‌آید. اما این نزول، انسان را منفعل نمی‌کند؛ برعکس، او را از درون فعال می‌سازد. سکینه، سکون نیست؛ سکون فعال است. سکون مردابی، توقف است؛ اما سکینه، آرامشی است که در دل خود توان حرکت دارد. طوفان را متوقف نمی‌کند؛ انسان را چنان استوار می‌کند که طوفان نتواند او را از محور خویش خارج سازد.

 

دوم؛ تولد افزایش ایمان در دل سکینه؛ و اینجاست که آیه ناگهان از «سکینه» به «ایمان» عبور می‌کند: لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ.این تعبیر، فقط خبر از افزایش کمّی ایمان نمی‌دهد؛ می‌توان در آن منطق تکوین و تعمیق ایمان را نیز دید. گویی میان سکینه و ایمان رابطه‌ای متقابل برقرار است: سکینه، ظرفیت ظهور ایمان را افزایش می‌دهد؛ و ایمان فزونی‌یافته، قلب را برای دریافت و تحمل سکینه‌ای عمیق‌تر آماده می‌کند.اینجا با یک چرخه صعودی مواجهیم: سکینه، ایمان را تقویت می‌کند؛ ایمانِ تقویت‌شده، ظرفیت قلب را افزایش می‌دهد؛ قلب گشوده‌تر، سکینه بیشتری را تحمل می‌کند؛ و سکینه عمیق‌تر، ایمان را از سطح اعتقاد به سطح اطمینان و استقامت می‌رساند. پس «إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ» فقط افزوده شدن چیزی بر چیزی نیست؛ افزوده شدن لایه‌ای از وجود بر لایه پیشین وجود است. ایمان قبلی حذف نمی‌شود؛ ایمان تازه بر آن بنا می‌شود. همچون بذری که از خاک ایمان پیشین می‌روید و همان خاک را نیز حاصلخیزتر می‌کند.

 

سوم؛ کارکرد اجتماعی سکینه؛ از این منظر، سکینه یک کارکرد اجتماعی پیدا می‌کند.جامعه فقط با قانون و سازمان و قدرت بیرونی منسجم نمی‌ماند. هر جامعه‌ای در اعماق خود یک روان جمعی دارد؛ مجموعه‌ای از ترس‌ها، امیدها، اعتمادها، شایعات، اضطراب‌ها و اطمینان‌ها که می‌تواند آن را به هم پیوند دهد یا از درون متلاشی کند.جامعه‌ای که روانش گرفتار هراس باشد، حتی اگر دیوارهای بلندی داشته باشد، از درون آسیب‌پذیر است. کافی است اضطراب منتشر شود تا بی‌اعتمادی تکثیر شود، بی‌اعتمادی به تردید بدل گردد، تردید به گسست اجتماعی برسد و گسست، قدرت تصمیم و مقاومت را فرسوده کند، اما سکینه، در اینجا، ضد انتشار اضطراب است.آرامش مؤمنانه از فرد آغاز می‌شود، اما در فرد متوقف نمی‌ماند. قلب آرام، تصمیم آرام‌تری می‌گیرد؛ تصمیم آرام‌تر، رفتار سنجیده‌تری می‌سازد؛ رفتار سنجیده، اعتماد اجتماعی می‌آفریند؛ اعتماد، انسجام ایجاد می‌کند؛ و انسجام، جامعه را در برابر فشار بیرونی مقاوم‌تر می‌سازد.از این منظر، سکینه را می‌توان یکی از زیرساخت‌های پنهان مصونیت اجتماعی دانست. جامعه‌ای که اعضای آن از درون فرو نریخته‌اند، به آسانی از بیرون فرو نمی‌ریزند.

چهارم؛ عمق راهبردی؛ آنجا که معادله، از زمین فراتر می‌رود؛ آیه در همین نقطه، افق را از روان انسان و جامعه فراتر می‌برد: وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ. گویی قرآن پس از آنکه سازوکار درونی مقاومت را نشان می‌دهد، می‌گوید: آنچه می‌بینید همه ماجرا نیست.انسان در میدان حادثه، تنها با آنچه می‌بیند مواجه نیست. جهان بسیار بزرگ‌تر از میدان دید اوست. نیروهایی در هستی وجود دارند که انسان آنها را نمی‌بیند، نمی‌شناسد و حتی گاه از وجودشان خبر ندارد؛ اما هیچ‌یک بیرون از علم و سلطنت الهی نیستند.«جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» را نباید فقط به معنای لشکری از موجودات خاص فهم کرد؛ تعبیر، افق وسیع‌تری دارد: تمام نیروها و اسبابی که در نظام هستی می‌توانند در تحقق اراده الهی نقش داشته باشند، در قلمرو ملک و تدبیر اویند.این جمله، یک «عمق راهبردی» به مؤمن می‌بخشد؛ اما نه از جنس محاسبات نظامی و مادی. انسان مؤمن می‌آموزد که معادله را فقط با شمارش امکانات قابل مشاهده حل نکند.گاهی آنچه شکست به نظر می‌رسد، در افق بزرگ‌تر هستی آغاز یک گشایش است؛ و گاهی آنچه پیروزی به نظر می‌رسد، اگر با فروپاشی درونی همراه باشد، چیزی جز شکستِ به تأخیر افتاده نیست.بنابراین، آیه امیدی ساده و احساساتی نمی‌دهد؛ نگاه انسان به واقعیت را بازتنظیم می‌کند.تو همه نیروها را نمی‌بینی؛ همه اسباب را نمی‌شناسی؛ همه آینده را نمی‌توانی محاسبه کنی؛ اما جهان، بی‌صاحب و رهاشده در برابر تصادف نیست.

 

پنجم؛ منتهى شدن آرامش در قبال جهان به آرامش همیشگی با خدا در جهان؛ در آخرین لایه آیه، سکینه افق دیگری نیز می‌یابد. آن سکینه‌ای که نخست بر دل مؤمنان فرود می‌آید، در متن حادثه و برای عبور از اضطراب و تزلزل است؛ گویی آرامشی است که انسان را در برابر طوفان اجتماعی و تاریخی نگه می‌دارد. اما آیه در پایان، آن را در افقی فراتر می‌نشاند: «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا». یعنی این آرامش، اگر در عمق ایمان نفوذ کند، دیگر فقط آرامش در برابر حادثه نیست؛ به اطمینانی توحیدی بدل می‌شود: اطمینان به اینکه پشت پرده حوادث، حضوری هست که همیشه می‌داند و همیشه به حکمت تدبیر می‌کند.اینجاست که سکینه از «آرامش در برابر جهان» به «آرامش با خدا در جهان» می‌رسد؛ از امنیتی که انسان را در برابر طوفان نگه می‌دارد، به حضوری که به او می‌آموزد در هیچ طوفانی بی‌پناه نیست. شاید ژرف‌ترین سکینه همین باشد: آرامش کسی که نه فقط از آینده نمی‌ترسد، بلکه در همه آینده، خدا را حاضر، آگاه و حکیم می‌یابد.

 

پس آیه، از یک سکینه آغاز می‌کند و به سکینه‌ای در اوج می‌رسد؛ موجی که از قلب برمی‌خیزد و آرام‌آرام افق‌ها را دربرمی‌گیرد. نخست، سکینه بر دل فرود می‌آید؛ سپس ایمان در آن می‌روید و فزونی می‌گیرد؛ ایمان که ژرف‌تر شد، از مرزهای فرد می‌گذرد و در پیکر جامعه به مقاومت و انسجام بدل می‌شود؛ آنگاه موج، گسترده‌تر می‌شود و آسمان‌ها و زمین و همه نیروهای نهان و آشکار هستی را دربرمی‌گیرد؛ و سرانجام، پس از عبور از همه این افق‌ها، در ساحل «علیمًا حکیمًا» آرام می‌گیرد. گویی سکینه، در آغاز آرامش دل است؛ اما در پایان، آرامش بودن در جهان خداست.



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.