- سوگ رحلت پیامبر اعظم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) + عکس
- هشدار حماس درباره تعطیلی مسجد ابراهیمی
- سیره رضوی؛ نسخهای برای اخلاقورزی در فضای مجازی
- زیارت امام رضا(ع)؛ از یک آیین معنوی تا شکلگیری هویت دینی و شیعی
- پیروی از ولیفقیه در زمان غیبت امام معصوم، انسان را در مسیر هدایت قرار میدهد
- ما بر الله توکل داریم
شعر آیینی باید مرز میان سواد آکادمیک و فهم عمومی را حفظ کند
شعر آیینی و مذهبی همواره یکی از مهمترین ارکان انتقال مفاهیم دینی و سیره اهلبیت(ع) در تاریخ ادبیات ایران بوده است. با این حال، در روزگار کنونی و با گسترش فضای مجازی، این عرصه با فرصتها و آسیبهای متعددی روبهرو شده است. از یک سو، سرعت انتقال مفاهیم افزایش یافته و از سوی دیگر، ورود […]
شعر آیینی و مذهبی همواره یکی از مهمترین ارکان انتقال مفاهیم دینی و سیره اهلبیت(ع) در تاریخ ادبیات ایران بوده است. با این حال، در روزگار کنونی و با گسترش فضای مجازی، این عرصه با فرصتها و آسیبهای متعددی روبهرو شده است. از یک سو، سرعت انتقال مفاهیم افزایش یافته و از سوی دیگر، ورود اشعار ضعیف و سطحی به هیئات مذهبی، زنگ خطری برای تنزل ذائقه مخاطبان به شمار میرود.
برای بررسی دقیقتر نقش شعر آیینی، مرزهای تخیل در مدح و مرثیه و آسیبشناسی وضع موجود با «صادق غریب»، شاعر آیینی و پژوهشگر ادبیات دینی به گفتوگو نشستیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ایکنا – به عنوان اولین سؤال؛ شعر آیینی به طور کلی چه نقشی در ترویج معارف اهل بیت(ع) دارد و اساساً چرا در روزگار کنونی، با وجود ابزارهای رسانهای متنوع، هنوز باید از «شعر» برای انتقال این مفاهیم استفاده کنیم؟
مذهب با فرهنگ ما ایرانیان کاملاً آمیخته شده است. قریب به هزار سال از ورود اسلام به ایران میگذرد و قاعده تاریخی بر این است که تمامی رویدادها، اعم از وقایع تاریخی و سیاسی، در وهله اول وارد عرصه هنر و مخصوصاً «ادبیات» میشدهاند. اگر در شعر قدما سیر کنید، تمام اتفاقات مهم تاریخی و جریانهای اجتماعی در شعر آنها مشهود است.
مذهب نیز بخش عمده و جداییناپذیری از این تاریخ است؛ تا جایی که میتوان گفت بخش عظیمی از بدنه ادبیات را مفاهیم مذهبی تشکیل میدهد. اما اینکه چرا هنوز «شعر» اهمیت دارد؛ دلیلش این است که شعر به علت برخورداری از موسیقی درونی، وزن، و مفاهیمی که ضربآهنگ بیشتری دارند، بسیار سریعتر و شیرینتر بر جان مخاطب مینشیند و در میان عموم مردم، بیشتر و راحتتر مورد پسند و پذیرش قرار میگیرد. شعر رسانهای است که قرنها آزمون خود را در جامعه ایرانی پس داده است.
ایکنا – در مسیر سرودن این اشعار، به خصوص در شعرهای مذهبی که با مستندات تاریخی و مقدسات روبهرو هستیم، یک شاعر چقدر حق دارد از قوه «تخیل» خود استفاده کند؟
در شعر و ادبیات آیینی، فهم و ساختاری موسیقایی داریم که تحت عنوان «زبان حال» شناخته میشود. زبان حال یعنی شاعر یک روایت مستند تاریخی که به وقوع پیوسته را در نظر میگیرد و وقتی میخواهد آن را به زبان شعر بیان کند، مقداری از احساسات و عواطف خود را به آن میافزاید یا زاویه دید آن را تغییر میدهد.
به عنوان مثال، ماجرای شهادت حضرت علیاصغر(ع) را در نظر بگیرید؛ این واقعه در شعر از زاویههای مختلفی روایت شده است؛ گاهی از زبان دشمن، گاهی از زبان اهل حرم، گاهی از زبان خود حضرت علیاصغر(ع) و گاهی از زبان حضرت رباب(س). به این تکنیک در شعر، «زبان حال» میگویند. حالا اینکه آیا عیناً این کلمات در روایات تاریخی آمده است یا خیر، بحث جداگانهای است. اما اینکه شاعر از احساسات و عواطف خود برای تلمیح یک اتفاق تاریخی استفاده کند، در ادبیات یک امر بسیار مرسوم و پذیرفته شده است. خط قرمز اینجاست: تا جایی که این تخیلات باعث ایجاد «شبهه» در دین و تاریخ نشود و به اصل واقعه لطمه نزند، شاعر اجازه دارد از صنعت تخیل برای اثرگذاری بیشتر استفاده کند.
ایکنا – برخی معتقدند در معرفی اهلبیت(ع) در قالب شعر، بیشتر روی «محبت» و عواطف تأکید کردهایم و از «شناخت» و معرفتافزایی غافل شدهایم. آیا این گزاره را تایید میکنید؟
خیر؛ این گزاره را به طور مطلق درست نمیدانم. در ادبیات ما، مخصوصاً در ادبیات پس از انقلاب اسلامی، هر دو راستا (هم محبت و هم شناخت) را با هم پیش بردهایم و اشعار بسیار پرمغزی در حوزه معرفتشناسی اهلبیت(ع) سروده شده است.
ایکنا – پس با این تفاسیر، چرا با وجود این حجم عظیم از شعر، مداحی و مجالس مذهبی، هنوز بخش قابل توجهی از جامعه شناخت عمیقی از سیره و معارف اهلبیت(ع) ندارد؟ ریشه این مشکل را در کجا میبینید؟
ریشه این مشکل را در پله اول متوجه «منابر» و «واعظین» میدانم، نه صرفاً شعر. در تاریخ اسلام پیچیدگیهایی داریم که شاید هضم آنها برای مخاطب عام دشوار باشد یا با روحیات احساسی آنها سازگار نباشد. به عنوان مثال، اینکه امام رضا(ع) چرا ولایتعهدی مأمون را قبول کردند؟ یا امام حسن مجتبی(ع) چرا با معاویه صلح کردند؟ یا مثلاً اینکه امام هادی(ع) در بخشی از تاریخ، به عنوان مشاور در دربار متوکل عباسی حضور داشتند و به او مشاوره میدادند.
یا حتی در بحث نامگذاریها؛ مثلاً برادران حضرت قمر بنی هاشم(ع)، نامهای کوچکی داشتند که مشابه نام دشمنان امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) بود (مانند عثمان بن علی). اگر شاعر بخواهد در شعر خود نام عثمان را بیاورد، ذهن مخاطب ناخودآگاه به سمت خلیفه سوم (عثمان بن عفان) میرود. پرداختن به این ظرایف تاریخی در قالب شعر، ممکن است باعث ایجاد اختلاف، خدشه در وحدت مسلمین یا سوءتفاهم شود. به همین دلیل، این پیچیدگیهای تاریخی که نیاز به تحلیل دارند، جلوی ورود بسیاری از مفاهیم عمیق را به شعر میگیرند. اینجاست که منبر و خطابه باید وارد عمل شود و این شناخت را ایجاد کند، زیرا شعر ظرفیت بیان همه تحلیلهای تاریخی را ندارد.
ایکنا – بسیار جالب بود. از نظر شما یک شعر آیینی و هیئتی موفق، باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا هم ارزش ادبی داشته باشد و هم مخاطبپسند باشد؟
«شعر» با «روایت» تفاوت ماهوی دارد. شما ممکن است یک داستان یا روایت تاریخی را از زبان یکی از واعظین خوب بشنوید؛ آن روایت به قدری شیرین و دلنشین است که بارها آن را گوش میدهید و حتی در فضای مجازی بسیار دیده میشود. مثلاً اینکه امیرالمومنین(ع) در جنگ خیبر یا خندق چه کردند، ذاتاً روایت شیرینی است. اما وقتی میخواهید همین روایت را در قالب «شعر» بریزید، دیگر روایتِ صرف نیست.
شعر نیازمند صنایع و آرایههای ادبی، زبان سالم، تلمیح و استفاده بهینه از استعارات است. مجموع اینهاست که باعث خلق یک شعر خوب میشود. متأسفانه امروز در فضای مجازی، در کنار تمام خوبیهایی که دارد، با یک آفت بزرگ روبهرو هستیم، گاهی اوقات شعرهای بسیار ضعیفی دیده میشود و مخاطب عام، به اشتباه فکر میکند چون این ویدیو بازدید بیشتری داشته، پس حتماً شعر خوبی است! این مسئله برای برخی از شعرا و مادحین جوان بسیار فریبدهنده است. مداح یا شاعری شعرش را در صفحه خود میگذارد، دیده میشود، اما وقتی به فحوای کلام توجه میکنید، میبینید شعر و موسیقی هر دو به شدت ضعیف هستند.
بگذارید مثالی خارج از این فضا بزنم؛ شما به موسیقی نگاه کنید. امروز یک جوان ۳۰ ساله، اثری از یک خواننده مربوط به ۴۰ سال پیش (قبل از انقلاب) را گوش میدهد. دلیل این ماندگاری چیست؟ دلیلش «شعریت» و قوت کلام آن اثر است. در مداحی هم همینطور است؛ ماندگاری یک نوحه بعد از ۳۰ یا ۴۰ سال، فقط به خاطر قوت شعر آن است. هرچه شعر قویتر باشد، ماندگارتر است، حتی اگر هیچ مداحی آن را در هیئت نخواند!
مثلاً غزل عاشورایی مرحوم حسین منزوی (خون اصیلت به شتکها ز غدیران/ افشانده شرفها به بلندای دلیران). این یکی از موفقترین شعرهای معاصر ماست. تا به حال ندیدهام هیچ مداحی این شعر را در هیئت بخواند، چون حالت انجمنی و ادبیات خاص خود را دارد، اما قدرت و قوت این شعر بینظیر است. برای مرحوم حسین منزوی اهمیتی نداشته که شعرش حتماً در هیئت خوانده شود؛ او میخواسته یک شعر استخواندار بگوید. اما امروز نیت برخی شاعران که با مداحان کار میکنند تغییر کرده است؛ معیارشان این شده که فقط این شعر از حلقوم فلان مداح معروف بیرون بیاید. این یک امتیازدهی غلط است.
ایکنا – با توجه به این موضوع، مخاطبشناسی در هیئت چگونه باید صورت بگیرد تا شعر هم فاخر باشد و هم قابل فهم؟
نکته کلیدی همین است. شما در هیئت با طیف وسیعی از مخاطبان روبهرو هستید. از مخاطب بیسواد گرفته تا دکتر، مهندس، استاد دانشگاه، کودک پنج ساله تا یک رفتگر زحمتکش و پیرمرد بیسواد. شاعر باید با چه زبانی شعر بگوید که همه اینها با آن ارتباط برقرار کنند؟
قاعده این است که سطح شعر نباید آنقدر پایین بیاید و سخیف شود که هیچ آرایه و ارزش ادبی نداشته باشد و از طرفی نباید آنقدر ثقیل و پیچیده باشد که فقط ادیبان و اساتید دانشگاه آن را بفهمند. شعر هیئتی و آیینی یک «خط وسط» دارد؛ مرزی که باعث میشود تمام این طیف مخاطب بتوانند با آن ارتباط دلی و عقلی برقرار کنند.
ایکنا – به عنوان سوال پایانی؛ نقش اهالی فرهنگ، شاعران و مداحان را در ترویج معارف اهلبیت(ع) در دهههای اخیر چطور ارزیابی میکنید؟ آیا از ظرفیت این ابزارها به درستی استفاده کردهایم؟
نمیتوانم یک حکم قطعی و کلی بدهم و بگویم مطلقاً خوب یا مطلقاً بد بوده است. بعد از انقلاب، مخصوصاً در ۲۰ سال گذشته (دو دهه اخیر)، شاعران، مداحان و واعظین زحمات بسیار زیادی برای ادبیات مذهبی کشیدهاند و منکر این زحمات نیستیم.
اما در کنار این رویشها، آفتها و ایراداتی هم داشتهایم. گاهی اوقات اشتباهاتی رخ داده که خدای نکرده باعث تمسخر دستگاه اهلبیت(ع) شده است. البته بارها در جلسات گفتهام که این اشتباهات غالباً «ناخواسته» است. کسی که میکروفون هیئت را دست میگیرد یا قلم به دست میگیرد تا برای اهلبیت(ع) بنویسد، عامدانه قصد توهین ندارد. مشکل از کجفهمی، کمسوادی و کمتجربگی است.
توصیه و خواهش من از واعظین، شعرا و به ویژه مداحان عزیز این است که سطح «مطالعه» خود را بالا ببرند؛ هم مطالعه دینی و هم مطالعه ادبی. یک مداح باید به اندازه یک شاعر سواد ادبی داشته باشد. حتماً نباید خودش شاعر باشد، اما باید ادبیات را بشناسد. دوستان صمیمی مداحی دارم که واقعاً به اندازه یک دکترای ادبیات میفهمند؛ حافظ خواندهاند، سعدی خواندهاند. هیچ اشکالی ندارد، بلکه واجب است که مداح با شعر کهن آشنا باشد. بیشتر ضربههایی که امروز در این حوزه میخوریم، ناشی از کمسوادی و کمتجربگی برخی از شعرا، مداحان و حتی گاهی واعظین است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.