امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 22 صفر 1448
شناسه خبر : 380795
  پرینت تاریخ انتشار : 06 آگوست 2026 - 13:59 | 2 بازدید

آبادانی ارمک؛ میراثی که از پدر به پسر رسید

در ۴۳ کیلومتری کاشان، روستای ارمک روایتگر نام مردانی است که آبادانی را نه در شعار، بلکه در عمل معنا کردند. بخشی از تاریخ معاصر این روستا با نام مرحوم آزاد گره خورده است؛ خیّری که بخش زیادی از دارایی و عمر خود را وقف زادگاهش کرد و حتی پس از مجروحیت در حادثه ترور نیز […]

آبادانی ارمک؛ میراثی که از پدر به پسر رسید


علی آزاد خیر فرهنگیدر ۴۳ کیلومتری کاشان، روستای ارمک روایتگر نام مردانی است که آبادانی را نه در شعار، بلکه در عمل معنا کردند. بخشی از تاریخ معاصر این روستا با نام مرحوم آزاد گره خورده است؛ خیّری که بخش زیادی از دارایی و عمر خود را وقف زادگاهش کرد و حتی پس از مجروحیت در حادثه ترور نیز از خدمت به مردم دست نکشید. امروز، این مسیر با تلاش فرزندش، علی آزاد، خیّر فرهنگی، بازآفرین خانه سنتی کوهدشت ـ بنیاد آزاد و از اهالی دهستان ارمک کاشان ادامه یافته است؛ مسیری که بر پایه عشق به زادگاه، حفظ هویت روستایی و خدمت بی‌منت به مردم شکل گرفته است. آنچه در ادامه می‌خوانیم، گفت‌وگوی خبرنگار ایکنا از اصفهان با علی آزاد درباره خاطرات پدر، خدمات ماندگار خانواده آزاد در ارمک و انگیزه تداوم این راه است.

ایکنا ـ پدر شما از خیران شناخته‌شده روستای ارمک بود. این دلبستگی به زادگاه از کجا سرچشمه می‌گرفت و چه خدماتی برای آبادانی روستا انجام داد؟

پدرم عشق عجیبی به روستای ارمک داشت. هرچه در تهران به دست می‌آورد، برای آبادانی این روستا هزینه می‌کرد. هر کار خیری که تصمیم می‌گرفت انجام دهد، مقصدش ارمک بود. 

در سال‌های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴، ارمک از ابتدایی‌ترین امکانات محروم بود. مردم با غروب آفتاب می‌خوابیدند و با طلوع خورشید بیدار می‌شدند، زیرا برق وجود نداشت. پدرم همین مکان را در روستا خرید، یک موتور برق تهیه کرد و با کمک برادرانم و تعدادی از اهالی، شبکه برق‌رسانی روستا را راه‌اندازی کرد. تیرهای برق نصب، سیم‌کشی خانه‌ها انجام و برای منازل کنتور نصب شد.

در آن روزها برخی از اهالی هنوز با برق آشنا نبودند و حتی گاهی به تأسیسات آسیب می‌زدند یا لامپ‌های معابر را باز می‌کردند، اما پدرم هیچ‌گاه با کسی رفتار تندی نداشت. با صبر و حوصله کار را ادامه داد و حتی لامپ در اختیار مردم قرار می‌داد تا فرهنگ استفاده از برق در روستا شکل بگیرد. برق هر شب تا حدود ساعت ۲۳:۳۰ وصل بود و پس از آن قطع می‌شد. بعدها که خانواده ما به تهران رفت، اداره این شبکه را به یکی از اهالی روستا سپرد.

پس از آن، مهم‌ترین دغدغه پدرم، مشکل آب آشامیدنی مردم بود. اهالی برای آوردن آب باید مسیر طولانی قنات را طی می‌کردند. او بخش بزرگی از دارایی خود را صرف خرید زمین و اجرای شبکه لوله‌کشی آب کرد؛ بدون اینکه حتی یک ریال وام یا کمک دولتی دریافت کند. در جریان اجرای طرح، برخی افراد لوله‌ها را از محل کار می‌بردند، اما او هرگز دلسرد نشد و کار را ادامه داد تا سرانجام در هر گذر روستا، یک شیر آب عمومی نصب و مشکل آب مردم تا سال‌ها برطرف شد.

بنیاد آزاد خانه سنتی کوهدشت

ایکنا ـ علاوه بر خدمات عمرانی، پدر شما پس از حادثه ترور نیز فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی خود را متوقف نکرد. درباره آن دوران و ساخت مسجد ارمک توضیح دهید.

سال ۱۳۶۱ پدرم به دست سازمان منافقین در تهران ترور شد. گلوله از سمت راست صورتش وارد و از پشت گردنش خارج شد و یکی از شاگردان مغازه نیز در همان حادثه جان خود را از دست داد. او شش ماه در کما بود و سال‌ها با عوارض همان جراحت زندگی کرد. برای درمان نیز به آلمان و آمریکا رفت، اما آسیب شدید اعصاب صورت، امکان درمان کامل را از او گرفته بود.

با وجود اینکه جانباز ترور بود، حتی یک بار هم حاضر نشد از مزایای بنیاد شهید استفاده کند. همیشه می‌گفت این امکانات باید به کسانی برسد که بیش از او نیاز دارند.

زمانی که پس از حادثه به هوش آمد، فقط دو آرزو داشت؛ نخست اینکه ازدواج آخرین دخترش را ببیند و دوم اینکه مسجد جدید روستا را بسازد. با وجود شرایط جسمانی سخت، به محض اینکه حالش اندکی بهتر شد، عملیات ساخت مسجد را آغاز کرد و برای طراحی و اجرای آن، مرحوم رخساری را به ارمک آورد.

در تمام مراحل ساخت مسجد، مادرم نیز همراه و همدل پدرم بود. پس از تکمیل مسجد نیز احساس شد که روستا به آشپزخانه و سالن غذاخوری نیاز دارد. یکی از برادرانم که در آمریکا استاد اقتصاد است، هزینه ساخت این مجموعه را تقبل کرد و در کنار مسجد، آشپزخانه و سالن پذیرایی مجهزی ساخته شد. حتی در واپسین روزهای عمر پدرم نیز دغدغه اصلی او مسجد بود و تولیت مسجد را به من سپرد. 

ایکنا ـ امروز فعالیت‌های خانه بنیاد آزاد و دیگر اقدامات فرهنگی و اجتماعی شما ادامه همان مسیر است. انگیزه شما برای ادامه این راه چیست؟

سال ۱۳۷۵ پدرم از من خواست کارهای شخصی‌ام را کنار بگذارم و برای خدمت به ارمک به روستا بیایم. از همان زمان تصمیم گرفتم راه او را ادامه دهم. خانه بنیاد آزاد ـ خانه سنتی کوهدشت و دیگر فعالیت‌هایی که امروز در ارمک انجام می‌شود، همه در همان عشق و علاقه‌ای ریشه دارد که پدرم نسبت به این روستا داشت.

ما هیچ‌گاه برای دیده‌شدن یا جلب رضایت دیگران کار نکرده‌ایم. اگر کاری انجام داده‌ایم، فقط به‌دلیل علاقه‌ای بوده که به ارمک داریم و امیدواریم بتوانیم این مسیر را همچنان ادامه دهیم.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.