- کاروان حامیان فلسطین از فرانسه به سربرنیتسا رسید + فیلم
- جهاددانشگاهی کردستان؛ پیشران نوآوری و تقویت همبستگی ملی
- امید واهی حر نسبت به فرجام کربلا
- مردی که در میانه راه تغییر مسیر داد + فیلم
- آغاز ثبتنام انتخاب واحد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی از ۲۴ مرداد
- ژنتیک؛ عامل اصلی سندرم داون و یکی از حلقههای بروز اوتیسم
دو رکن اساسی برای نجات از هلاکت دوران غیبت
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی تهرانی در سلسله سخنرانیهای روزهای جمعه که 9 مردادماه در حسینیه علوی تهرانی برگزار شد، با بیان اینکه فلاح و رستگاری حقیقی تنها در تمسک به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و حزبالله محقق میشود، آسیبشناسی عمیقی از وضعیت فعلی جامعه ارائه کرده و «برونسپاری نجات» و «دنیامحوری پنهان در زیست […]

به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی تهرانی در سلسله سخنرانیهای روزهای جمعه که 9 مردادماه در حسینیه علوی تهرانی برگزار شد، با بیان اینکه فلاح و رستگاری حقیقی تنها در تمسک به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و حزبالله محقق میشود، آسیبشناسی عمیقی از وضعیت فعلی جامعه ارائه کرده و «برونسپاری نجات» و «دنیامحوری پنهان در زیست دینی» را موانع اصلی تحقق انتظار میداند. وی با تبیین ضرورت تغییر اولویتهای زندگی به نفع امام زمان(عج)، «دعا برای فرج» را نه یک توصیه تشریفاتی، بلکه نسخه نجاتبخش در دوران حیرت و اختلاط حق و باطل معرفی کرده و تصریح میکند که انتظار راستین، جز با اصلاح ساختارهای اخلاقی و اجتماعی، طهارت باطن، اقامه عملی دین و پیوند عمیق با مصائب کربلا و ایستادگی زینبوار(س) در مسیر حق، امکانپذیر نیست. مشروح سخنان وی را در ادامه میخوانیم:
یکی از مهمترین عناوین قرآنی که باید به حقیقت آن برسیم، عنوان فلاح و رستگاری است. انسان برای رسیدن به سعادت آفریده شده است. سعادت بشر در کمال اوست و نتیجه کمال انسان، همان رستگاری و فلاح است. اما پرسش اساسی این است که این رستگاری در چیست و از چه راهی حاصل میشود؟
خدای متعال در سوره مبارکه مجادله، آیه ۲۲ میفرماید: «أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، آگاه باشید که فقط حزب خدا رستگارانند». این تعبیر بسیار ظریفی است. نمیفرماید: «کسانی که در حزب خدا هستند»؛ بلکه میفرماید: «حزبالله» خود آناناند. این نکته، بحث تفسیری مستقلی میطلبد که اکنون مجال آن نیست. اما به اجمال باید پرسید: این رستگاران چه کسانیاند؟ حزبالله چه کسانی هستند؟
راه فلاح و رستگاری
در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که سلمان فارسی میگوید: هر بار که به محضر رسول خدا(ص) میرسیدم، آن حضرت بر شانهام میزدند و میفرمودند: «یا سلمان، هذا و حزبُه هم المفلحون» یعنی ای سلمان، این مرد(علی بن ابیطالب) و حزب او، همان رستگارانند.
اگر برای رستگاری بشر راه دیگری جز این وجود داشت، قطعاً رسول اکرم(ص) آن را نیز برای همگان بیان میفرمودند. اگر تنها یکبار امیرالمؤمنین(ع) را بهعنوان مظهر فلاح و رستگاری معرفی میکردند، ممکن بود گفته شود این صرفاً بیان یک فضیلت است؛ اما سلمان میگوید: هر بار که به محضر پیامبر(ص)میرسیدم، این سخن را از ایشان میشنیدم. این تکرار، ظهور در انحصار دارد؛ یعنی راه رستگاری بشر، چیزی جز تمسک به امیرالمؤمنین(ع) و حزب او نیست.
پیوند بحث با تقویم عبادی و تعقیبات نماز
در سلسله مباحث گذشته، بحث ما در «تقویم عبادی» بود؛ اما سخن به تعقیبات نماز رسید. عرض کردیم که تقویم عبادی، جدای از مسئله تعقیبات نیست. در یکی از تعقیبات نماز توقف کردیم، و مقصودم نیز همین بود که بدون طراحی قبلی و بدون آنکه از پیش قصد کرده باشم، سخن به وجود نازنین امام عصر(عج) برسد. عرض شد که یکی از تعقیبات مهم نماز، دعا برای امام عصر(ع) است. برای دعا در حق آن حضرت، اقسام مختلفی ذکر شد و به چرایی آن نیز اشاره کردیم: چرا باید برای امام زمان(ع) دعا کرد؟در اینجا به این روایت شریف رسیدیم که حضرت بقیةالله الأعظم ارواحنا فداه فرمودند: «أکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فإنّ ذلک فرجکم» برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، گشایش شماست.معنای «زیاد دعا کردن» چیست؟ درنگ در این روایت لازم است.
چگونه ممکن است زیاد دعا کردن، خودِ فرج و گشایش ما باشد؟ و اساساً «زیاد دعا کردن» یعنی چه؟ آیا این مسئله، امری صرفاً کمی است؟ مثلاً کسی هزار بار رو به قبله بایستد و بگوید: «اللهم عجّل لولیک الفرج»، و بگوید چون عدد زیادی گفتهام، پس «اکثار دعا» تحقق یافته است؟ یا آنکه این حقیقت، بیش از آنکه کمّی باشد، کیفی است؟ درباره این تعبیر فکر کنید؛ اینکه «زیاد دعا کردن» یعنی چه، یعنی چه تغییری باید در انسان ایجاد کند، و اصلاً چه نسبتی با حیات ایمانی ما دارد.
مشکل ما؛ برونسپاری نجات
یکی از آسیبهای جدی ما این است که در مسئله امام زمان(عج) نیز دچار نوعی برونسپاری شدهایم. یعنی گمان میکنیم کسی باید بیاید و همه مشکلات را حل کند و ما فقط ثمرهاش را ببریم. این ذهنیت را در شئون مختلف زندگیمان میتوان دید. یکی باید بیاید و مشکلات را حل کند. یکی باید فرزند ما را تربیت کند. یکی باید بار مسئولیت را بردارد و در مسئله ظهور نیز همینگونه فکر میکنیم: حضرت بیایند، جهان را اصلاح کنند، و ما فقط از تبعات خوب آن بهرهمند شویم. حتی گاهی تلقیمان از ظهور، تنزل مییابد به اینکه گوشت ارزان شود، مرغ ارزان شود، اجارهخانه سبک شود، دلار پایین بیاید. این، امامشناسی نیست. اگر نسبت ما با امام دوازدهم(ع) تا این حد تقلیل پیدا کند، معلوم است که هنوز حقیقت او را نشناختهایم.
دوران غیبت، دوران هلاکت و حیرت
در روایات، دوران غیبت، دوران آسایش و رفاه معرفی نشده است؛ بلکه دوران حیرت، سرگردانی، سختی، اختلاط حق و باطل، دشواری دینداری، ریزش نیروهای مؤمن و ظهور غضب الهی است. در روایت احمد بن اسحاق اشعری از امام حسن عسکری علیهالسلام آمده است که حضرت فرمودند: «والله لیغیبنّ غیبةً لا ینجو فیها من الهلکة إلا من ثبّته الله عزوجل علی القول بإمامته و وفّقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه» به خدا قسم، برای فرزندم غیبتی واقع خواهد شد که در آن، کسی از هلاکت نجات نمییابد، مگر آنکه خدای عزوجل او را بر اعتقاد به امامت آن حضرت ثابت بدارد و او را به دعا برای تعجیل فرج موفق گرداند. این روایت بسیار تعیینکننده است.پس «أکثروا الدعاء بتعجیل الفرج» یک توصیه تشریفاتی و عاطفی نیست؛ نسخه نجات ما در دوران غیبت است.
راه نجات؛ ثبات در امامت و دعا برای فرج
امام حسن عسکری(ع) دو رکن اساسی را برای نجات از هلاکت دوران غیبت معرفی میفرمایند: ثبات قدم در اعتقاد به امامت و توفیق دعا برای تعجیل فرج. حال باید پرسید: چگونه میتوان در امر امامت ثابتقدم ماند. پاسخ این است که امامت باید در منظومه فکری انسان، اولویت نخست پیدا کند. بعضی میپندارند که در ساحت یادگیری، توحید از همه چیز مقدمتر است. بله، در ساحت اعتقاد، توحید اصل اول است؛ اما در ساحت وصول و تعلم، راه رسیدن به توحید از امامت میگذرد. مگر هر کسی میتواند خودسرانه از خدا سخن بگوید؟ مگر بندگی، امری سلیقهای است؟ کسی که میگوید: «من خودم میفهمم چگونه خدا را عبادت کنم»، در حقیقت هنوز معنای بندگی را نفهمیده است. بنده، خودتشخیص نیست؛ بنده، مأمور به تبعیت است. اگر عبد بودن را درک کرده بود، میفهمید که بدون امام، راه بندگی نیز روشن نمیشود.
اکثار دعا یعنی تغییر اولویت زندگی
«زیاد دعا کردن» فقط به معنای زیاد بر زبان آوردن الفاظ نیست؛ بلکه یعنی چنان تغییر در نظام بینش و اولویتهای زندگی پیدا شود که امام زمان(عج)، به حقیقت، اولویت اول زندگی انسان گردد. امروز اولویتهای ما چیست؟ ابتدای ماه، اجاره خانه، مسئله درآمد، جابهجا کردن پول، کار، رفاه، آینده دنیوی و اگر فرصتی ماند، یادی هم از امام زمان(عج). اگر آمد، چه بهتر؛ اگر نیامد، زندگی ما به ظاهر ادامه دارد. این نشان میدهد که آن حضرت هنوز در مرکز منظومه فکری ما قرار نگرفتهاند. اگر واقعاً امام زمان(عج) اولویت زندگی ما بودند، جمعه ما با سایر روزها فرق میکرد.
در روایات آمده است که جمعه، سید الایام است. چرا؟ چون متعلق به سید الأوصیاء و صاحب این امر است. اما در عمل، شب جمعه و روز جمعه ما چگونه میگذرد؟ مهمانیها، دورهمیها، بیحوصلگیها، سفرها، خوابهای طولانی تا ظهر. اینها نشانه آن است که هنوز جمعه، روز انتظار واقعی ما نشده است.
نشانه انتظار واقعی
اگر یکی از عزیزان شما پس از ده سال غیبت، قرار باشد روز جمعه از سفر بازگردد، از شب قبل آرام و قرار دارید؟ خانه را مرتب میکنید، زمان را تنظیم میکنید، زودتر بیدار میشوید، از پیش خود را مهیا میسازید. چرا؟ چون او برای شما اولویت دارد. حال سؤال این است آیا ما نسبت به امام زمان(عج) چنین حالتی داریم؟ آیا از شب جمعه تا صبح، دلمشغولی و اضطراب آمدن او را داریم؟ اگر نه، باید بپذیریم که هنوز «أکثروا الدعاء» در جان ما محقق نشده است.
دنیاپرستی پنهان در زیست دینی
یکی از مشکلات جدی ما این است که جهانی برای خود ساختهایم که بنیاد آن رنگی مادیگرایانه دارد؛ سپس لایهای از دین را بر آن افزودهای. ما بر اساس دین، دنیا را نمیچینیم؛ بلکه دنیا را مطابق میل خود میسازیم و سپس نماز و دعا را هم در حاشیه آن قرار میدهیم. رشته دانشگاه، انتخاب همسر، شیوه کسب درآمد، نوع معاش، نگاه به فرزند، سبک مصرف، ارتباطات اجتماعی؛ آیا اینها بر اساس دین تنظیم میشود؟ یا ابتدا تصمیمها را خود میگیریم و بعد برای تبرک، رنگی از دیانت بر آن میزنیم؟ این همان چیزی است که سیدالشهداء(ع) فرمودند:«الناس عبید الدنیا، و الدین لعقٌ علی ألسنتهم» مردم بندگان دنیایند و دین، تنها لقلقه زبان آنان است.
دعا برای فرج؛ عامل نجات و تعجیل
دعا برای فرج، هم سبب نجات ما از حیرت و هلاکت است، و هم میتواند در تقدیر الهی، طول غیبت را کاهش دهد. در روایتی از امام صادق(ع) درباره بنیاسرائیل آمده است که دوران سختی و سلطه فرعون بر آنان طولانی شد. پس از آنکه چهل روز به درگاه خدا ضجه زدند و گریه کردند، خداوند به موسی و هارون علیهماالسلام وحی فرمود که آنان را نجات دهند، و از آن دوران سخت، صد و هفتاد سال کاسته شد. سپس حضرت فرمودند: «هکذا أنتم، لو فعلتم لفرّج الله عنّا، فأمّا إذا لم تکونوا فإنّ الأمر ینتهی إلی منتهاه» شما نیز چنین هستید؛ اگر چنین کنید، خدا فرج ما را میرساند؛ و اگر نکنید، امر به همان نهایت مقدر خود خواهد رسید.
کدام جمع شیعی را میشناسیم که چهل روز برای فرج حضرت، با حالت زاری و اضطرار، دعا کرده باشد؟ چرا اینگونه نیست؟ زیرا ما هنوز اضطرار به حجت نداریم. درد را میدانیم، نسخه را هم میدانیم، اما به نسخه عمل نمیکنیم. چرا برای بسیاری امور میدویم، اما برای فرج نه؟ انسان برای کاهش فشارهای دنیوی، گاه دست به هر کاری میزند. برای کم شدن مالیات، برای رفع مشکل اداری، برای گرهگشایی مادی، گاهی هزینه میدهد، وقت میگذارد، اضطراب میکشد، و حتی مرتکب خطا میشود. چرا؟ چون فشار آن را حس میکند. اما غیبت امام زمان(عج) هنوز بر جان ما فشار نیاورده است. اگر این غیبت را مصیبت خود میدانستیم، اگر فراق حجت را درد خود میفهمیدیم، اگر میدانستیم که نبودن او چه بر سر حقیقت زندگی ما آورده است، آنگاه دعا برای فرج، به امری حاشیهای تبدیل نمیشد.
از زیارت و شعائر چه بهرهای بردهایم؟
هیچکس مخالف زیارت، روضه، عزاداری و شعائر نیست. اما یک سؤال جدی باید از خود بپرسیم: این همه زیارت، این همه اشک، این همه حضور در مجالس، چه تغییری در ما ایجاد کرده است؟ اگر عمل عبادی و زیارتی ما، ارزش افزودهای در جان ما ایجاد نکرده باشد، باید اشکال را در خود بجوییم.
امام حسین(ع) که امام حسین است؛ آن حضرت کم نمیگذارد. اگر بهرهای نمیگیریم، از ناحیه قصور ماست. دعای «اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه»؛ یک تعهد عملی است. در دعا برای امام عصر(ع) عرض میکنیم: «اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه» خدایا مرا از یاران و کمککنندگان او قرار ده. این جمله، صرفاً یک عبارت زیبا نیست. اگر ما واقعاً میخواهیم از انصار حضرت باشیم، باید بپرسیم: چه ویژگیهایی باید در ما پدید آید تا شایسته یاری آن حضرت شویم؟
در ادامه میخوانیم: «و المسارعین إلیه فی قضاء حوائجه، و الممتثلین لأوامره، و المحامین عنه، و السابقین إلی إرادته ما را از کسانی قرار بده که در برآوردن نیازهای او شتاب دارند، اوامر او را امتثال میکنند، از او دفاع میکنند، و در انجام اراده او پیشی میگیرند». اما پرسش اینجاست، ما اصلاً اوامر او را میشناسیم؟ اگر نمیشناسیم، چگونه میخواهیم «ممتثل اوامره» باشیم؟
نیت صادقانه؛ حلقه مفقوده حکمرانی و سبک زندگی
در نظام الهی، «نیت» مرز میان حقیقت و بازیگری است. ما ممکن است بتوانیم با ظاهرسازی و نقاب زدن، مردم را بفریبیم، اما در پیشگاه خدا، پیامبر و وجود نازنین امام زمان (عج) راهی برای فریب نیست. قرآن کریم میفرماید: «اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛ یعنی اعمال شما توسط خداوند، رسول او و مومنان (ائمه اطهار) دیده میشود. امام زمان (عج) به نیتهای ما آگاه است؛ میداند که آیا در پی حقیقت هستیم یا صرفاً نقش بازی میکنیم.
باید از خدا بخواهیم ما را به سوی «صدق نیت» هدایت کند. این همان «عرفان الحرمه» است؛ شناخت حریمها و حرمتها. دعای ما باید این باشد: «وَأَكْرِمْنَا بِالْهُدَى وَالاسْتِقَامَةِ، وَسَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَالْحِكْمَةِ». چقدر زیباست اگر تمرین کنیم قبل از هر سخن، با خود بیندیشیم که آیا حرف ما صواب و حکیمانه است؟ اگر چنین نیست، سکوت بهترین راه برای اطاعت از امام عصر است.
آسیبشناسی؛ چرا مشکل حل نمیشود
ما دعا میکنیم جنگ تمام شود و تحریمها برداشته شود؛ اما حقیقت این است که تا زمانی که ساختارهای اداری ما گرفتار رشوه، تبعیض و رانت است، ریشه مشکلات خشک نخواهد شد. وقتی در مدارس، دانشگاهها و ادارات، پول حرف اول را میزند و امضا فروخته میشود، نمیتوان انتظار اصلاح داشت. تاریخ اسلام نشان میدهد کسانی که در زمان امامان(ع) به جای ولایت، به بیتالمال بنیامیه دل خوش کردند، یا در برابر ظلم ایستادند و یا با سکوتشان به جنایتکاران یاری رساندند. اگر نیتها صادقانه نباشد، انسان در برابر صدای حق هم زاویه دارد.
جامعه مطلوب امام عصر(عج) در پرتو آموزههای مهدوی، جامعهای است که در آن طهارت باطن و استقامت در راه حق محور قرار گرفته و با استمداد از ذات اقدس الهی، در تمامی ارکان تجلی مییابد؛ این جامعه با تزکیه دستها از ظلم، چشمها و گوشها از آلودگی، و لبریز کردن قلبها از علم و معرفت بنا میشود، به گونهای که عالمانش به زهد و خیرخواهی، متعلمانش به تلاش و اشتیاق، پیرانش به وقار و آرامش، جوانانش به توبه و بازگشت، و زنانش به حیا و عفت آراسته باشند؛ در این ساختار، اغنیا با گشادهدستی و پرداخت خمس به عنوان فرمول فقرزدایی در مسیر مهرورزی گام برمیدارند و حاکمان و زیردستان نیز در سایه عدالت و انصاف، نظامی منسجم و الهی را برای زمینهسازی ظهور رقم میزنند.
امام زمان(عج) از ما یک جامعه منتظر میخواهد؛ جامعهای که در آن نیتها خالص، زبانها حکیمانه، دستها پاک و گوشها شنوندهی پندها باشد. بیاییم از امروز با خود عهد کنیم که در تراز خواسته امام زمان(عج) زندگی کنیم. از خود بپرسیم: چند مورد از این مطالبات را در زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده کردهایم.
نماز خواندن آسان است، اما اقامه نماز دشوار؛ دعا کردن آسان است، اما اهل دعا بودن و زیست دعایی داشتن سخت است. امام ما فرموده است که عالمان باید زاهد و خیرخواه باشند و خیرخواهی یعنی گفتن حق، حتی اگر برای برخی تلخ باشد. من مشتری کسی نیستم که بخواهم او را راضی نگه دارم؛ من بنده خدا را میبینم و میخواهم آنچه از امام زمان(عج) فهمیدهام، صادقانه بازگو کنم: اینکه هرکس تنها یک قدم به سوی خدا بردارد، خداوند ده قدم به سوی او میآید. اما درد اینجاست که بسیاری از ما در ظاهر سخن از انتظار میگوییم، ولی در عمل از اقامه نماز، از صداقت، از استقامت، و از وفاداری به حقیقت فاصله داریم. دل ما برای ظهور میتپد، اما آیا دل ما آماده فرودآمدن امام است؟ آیا زندگی ما ظرفیت حضور او را دارد؟ و در کنار این همه، هر انتظار راستینی با یاد کربلا گره خورده است؛ چرا که امام ما با نام حسین(ع) شناخته میشود، با داغ عطش و غارت و غربت او و با صبر و استقامت زینب کبری(س) که در گودی قتلگاه، بر پیکر پارهپاره سیدالشهدا(ع) ایستاد و پیام عاشورا را تا همیشه تاریخ زنده نگاه داشت.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


