امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 13 صفر 1448
شناسه خبر : 378320
  پرینت تاریخ انتشار : 28 جولای 2026 - 23:03 | 1 بازدید

پیونددادن عرفان قرآنی با میدان عمل و جهاد ویژگی رهبر شهید بود

امام خامنه‌ای با اصلاح برداشت‌های نادرست از مفاهیم قرآنی همچون صبر، توکل، انتظار و انفاق، این مفاهیم را از نگاه انفعالی به رویکردی فعال، مسئولانه و اجتماعی بازگرداندند. ایشان صبر را به معنای ظلم‌نکردن و ظلم‌نپذیرفتن، توکل را همراه با تلاش، انتظار را مسئولیت‌پذیری برای اصلاح جامعه و انفاق را توانمندسازی افراد به‌جای فقیرپروری تبیین […]

پیونددادن عرفان قرآنی با میدان عمل و جهاد ویژگی رهبر شهید بود


امام خامنه‌ای با اصلاح برداشت‌های نادرست از مفاهیم قرآنی همچون صبر، توکل، انتظار و انفاق، این مفاهیم را از نگاه انفعالی به رویکردی فعال، مسئولانه و اجتماعی بازگرداندند. ایشان صبر را به معنای ظلم‌نکردن و ظلم‌نپذیرفتن، توکل را همراه با تلاش، انتظار را مسئولیت‌پذیری برای اصلاح جامعه و انفاق را توانمندسازی افراد به‌جای فقیرپروری تبیین می‌کردند.

از نگاه ایشان، قرآن صرفاً کتابی برای تلاوت و عبادت نبود، بلکه نقشه راه زندگی فردی و اجتماعی، مبنای عدالت‌خواهی، استکبارستیزی و مقاومت در برابر ظلم به‌شمار می‌رفت. پس از پیروزی انقلاب نیز مهم‌ترین دغدغه قرآنی ایشان، «جامعه‌سازی با قرآن» و به‌کارگیری آموزه‌های آن در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی بود.

ایشان همچنین با پیوند دادن عرفان قرآنی به میدان عمل و جهاد، قرآن را کتاب حرکت و تحول می‌دانستند و با تطبیق مفاهیم قرآنی با مسائل روز، این آموزه‌ها را برای جامعه، به‌ویژه مستضعفان، قابل فهم و الهام‌بخش می‌کردند.

بر همین اساس، خبرنگار ایکنای خراسان‌رضوی در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی ایمانی‌مقدم، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های خراسان‌رضوی، به بررسی ابعاد مختلف این رویکرد قرآنی پرداخته است که در ادامه می‌خوانیم؛

ایکنا ـ مهم‌ترین دغدغه قرآنی حضرت آقا چه بود و قرآن در منظومه فکری ایشان چه جایگاهی داشت؟

در دوران رژیم طاغوت پهلوی، تمام هم‌وغم رهبر شهید ایران آن بود که مفاهیم قرآنی را به‌درستی برای مردم تبیین کنند؛ چراکه به‌دلیل تبلیغات نادرست و مسموم رژیم و همراهی آخوندهای درباری، معانی بسیاری از مفاهیم قرآنی تحریف شده و به‌صورت نادرست در اذهان عمومی جا افتاده بود. ایشان در سخنرانی‌ها، درس‌ها و جلسات خصوصی خود همواره تلاش می‌کردند مفاهیمی همچون صبر، تسلیم، رضا، توکل، انتظار، انفاق، ایمان، کفر، نفاق، شرک و دیگر مفاهیم دینی را به معنای واقعی و اصیل خود بازگردانند.

برای نمونه در زمانی‌که رژیم تبلیغ می‌کرد مردم باید در برابر ظلم صبر کنند تا خداوند خود فرجی برساند، حضرت آقا در یکی از سخنرانی‌های خود مفهوم صبر را تبیین کردند که بعدها به‌صورت کتاب نیز منتشر شد. ایشان تأکید داشتند که صبر به معنای سکوت در برابر ظلم نیست، بلکه براساس آیه شریفه «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»، نه باید به کسی ظلم کرد و نه زیر بار ظلم رفت؛ این همان مشی و مرام امام حسین(ع) است.

همچنین درباره رضایت به قضا و قدر الهی، ایشان معتقد بودند که این مفهوم به معنای خانه‌نشینی و دست‌کشیدن از تلاش نیست. نباید در خانه نشست و گفت خدا روزی‌رسان است و من نیز به مقدرات الهی راضی‌ام؛ بلکه انسان باید نهایت تلاش خود را به‌کار گیرد. امام خامنه‌ای همچنین توکل را به معنای وکیل گرفتن خداوند برای انجام کارها می‌دانستند، نه اینکه فرد دست از تلاش بردارد و بگوید وکیل من همه کارها را انجام می‌دهد.

علاوه بر این، درباره مفهوم انتظار که در دوران رژیم ستمشاهی به انحراف کشیده شده بود، دیدگاه‌های روشنی داشتند. در آن زمان، جریان‌ها و فرقه‌هایی از جمله انجمن حجتیه و خیریه مهدویه که با عنوان مبارزه با بهائیت فعالیت می‌کردند، به این نگاه دامن می‌زدند، اما هیچ‌گونه دخالتی در سیاست نداشتند. بنده نیز در دوران کودکی عضو این انجمن بودم و مربیانی از تهران و اصفهان به مشهد می‌آمدند و به کودکان می‌گفتند که ما کاری به امور سیاسی نداریم و فقط با بهائیت مبارزه می‌کنیم.

این موضوع برای کودکان مذهبی، علامت سؤال بزرگی بود؛ زیرا رأس جریان بهائیت در آن زمان، نخست‌وزیر کشور بود و اگر قرار بود با بهائیت مبارزه شود، باید از سرچشمه آغاز می‌شد. افزون بر نخست‌وزیر، چند تن از وزرا، معاونان وزرا و نمایندگان مجلس سنا و مجلس شورای ملی نیز بهایی بودند. با این حال، آنان با استناد به دفاع از امام زمان(عج) و انتظار ظهور، تأکید می‌کردند که کاری به سیاست ندارند.

اما زمانی‌که مرحوم سیدمحمود کرامت در چهارراه شهدای مشهد، مسجد کرامت را بنا کرد و از حضرت امام مجاهد شهیدمان خواست تا در آن مسجد اقامه نماز کنند، از ایشان پرسید که چه شعاری برای مسجد انتخاب شود. در آن مقطع، موضوع انتظار امام زمان(عج) و اصلاح جامعه بسیار مطرح بود.

حضرت آقا فرمودند: «این را بنویس که قومی که منتظر مصلح‌اند، خود باید صالح باشند.» مرحوم کرامت این جمله را گلدوزی کرد و روی پرچم بزرگی در مسجد نصب کرد. این شعار، شعار آن مسجد شد و هرگاه صبح‌های جمعه مردم برای قرائت دعای ندبه و اظهار انتظار برای ظهور امام زمان(عج) گرد هم می‌آمدند، این جمله یادآور مسئولیت آنان بود که اگر منتظر مصلح هستند، ابتدا باید خود صالح باشند.

یکی دیگر از مفاهیم مورد توجه ایشان، مفهوم انفاق بود. تصور بسیاری از مردم این بود که انفاق فی‌سبیل‌الله تنها به معنای پول دادن به فقراست؛ در حالی‌که این نگاه، به نوعی اندیشه فقیرپروری را ترویج می‌کرد. زیرا وقتی فردی ببیند بدون هیچ تلاشی می‌تواند از راه تکدی‌گری زندگی خود را تأمین کند، انگیزه‌ای برای کار و تولید نخواهد داشت. حضرت آقا با این نوع نگاه به‌شدت مخالف بودند.

برای نمونه در سال ۱۳۵۶ و چند ماه پیش از سقوط رژیم پهلوی، در پی وقوع زلزله یا سیل در جنوب خراسان، مراجع دیگر کمک‌هایی برای آسیب‌دیدگان ارسال کرده بودند و نمایندگانشان برای هر چادر، اقلامی مانند گاز پیک‌نیک، قابلمه و کیسه برنج تهیه و توزیع کرده بودند. اما حضرت آقا به شاگردان خود فرمودند ابتدا تعداد چادرها را دقیق آمارگیری کنند. پس از اعلام تعداد، ایشان دستور دادند به همان تعداد، ماشین جوراب‌بافی تهیه شود تا مردم بتوانند با کار و تولید، زندگی خود را دوباره بسازند.

پس از مدتی نیز فرمودند: «اکنون بروید و جوراب‌هایی را که این افراد بافته‌اند، با پرداخت پول از آنان خریداری کنید.» هدف اصلی این بود که آسیب‌دیدگان احساس نکنند در حال دریافت صدقه یا گدایی هستند، بلکه بدانند در ازای کاری که انجام داده‌اند، دستمزد دریافت می‌کنند. هر یک از این افراد پیش از آن، خانه، مغازه، شغل یا زندگی مستقلی داشتند، اما در اثر حادثه همه دارایی خود را از دست داده بودند و نباید احساس فقر و وابستگی می‌کردند. سپس ایشان می‌فرمودند: «این معنای واقعی انفاق است.»

بنابراین، اگر بخواهم دغدغه حضرت آقا را در دوران رژیم گذشته در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم مهم‌ترین دغدغه ایشان، اصلاح برداشت‌های نادرست از مفاهیم بلند قرآنی و اسلامی بود تا کسی این مفاهیم را به‌صورت تحریف‌شده درک نکند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در شرایط کنونی جامعه اسلامی، به گمان من مهم‌ترین دغدغه قرآنی امام شهیدمان، «جامعه‌سازی با قرآن» بود؛ همان‌گونه که در بیانیه گام دوم انقلاب نیز این موضوع را به‌روشنی تبیین فرمودند. مقصود ایشان این بود که قرآن تنها به تلاوت، حفظ و آموزش فردی محدود نشود، بلکه مبنایی برای ساختن جامعه اسلامی و تحقق تمدن نوین اسلامی باشد.

به طور کلی، در منظومه فکری امام شهیدمان، قرآن صرفاً متنی عبادی برای خواندن و کسب ثواب نیست، بلکه نقشه راه زندگی فردی و اجتماعی، مبنای عدالت‌خواهی، حمایت از مستضعفان و جهت‌دهنده استکبارستیزی و مقاومت در برابر ظلم است. از یک سو، قرآن به وحدت و انسجام اجتماعی کمک می‌کند و زمینه‌ساز استقلال، خودکفایی و توانمندی جامعه می‌شود و از سوی دیگر، از نگاه ایشان، قرآن موضوعی حاشیه‌ای یا صرفاً عبادی نیست، بلکه نگاه اجتماعی به قرآن، محور اصلی اندیشه و دغدغه فکری ایشان به شمار می‌رود. از همین رو، قرآن باید به عمل اجتماعی تبدیل شود؛ ایمان قرآنی باید در سیاست، عدالت، مقاومت، مدیریت و دیگر عرصه‌های جامعه اثرگذار باشد و در نهایت، جامعه مطلوب، جامعه‌ای است که بر پایه تعالیم قرآن شکل گرفته باشد.

ایکنا ـ تفاوت نگاه رهبر شهید به قرآن با سایر چهره‌های مذهبی در چیست و چه ویژگی ممتازی در پیوند ایشان با قرآن وجود داشت؟

تفاوت اصلی نگاه ایشان با بسیاری از چهره‌های مذهبی در این بود که رهبر شهید، قرآن را صرفاً کتابی برای تبرک، کسب ثواب و امثال آن نمی‌دانستند. البته این آثار نیز برای قرآن وجود دارد؛ نگاه به قرآن ثواب دارد، نورانیت می‌آورد و تلاوت آن موجب صفای دل می‌شود، اما از نگاه ایشان، قرآن کتاب حرکت، جنبش، نهضت و قیام بود.

ایشان قرآن را نه متنی ایستا، بلکه کتابی پویا و نسخه‌ای برای تغییر وضع موجود از شرایط نامطلوب به مطلوب و از وضعیت خوب به وضعیت بهتر می‌دانستند. از نظر حضرت امام مجاهد شهیدمان، مهجوریت قرآن تنها به معنای نخواندن آن نیست. آیه ۳۰ سوره فرقان می‌فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا». حضرت آقا همواره این آیه را در درس‌های خود مورد تأکید قرار می‌دادند و می‌فرمودند پیامبر رحمت(ص) که همواره خیر و رحمت را برای مردم می‌خواست، در روز قیامت از گروهی شکایت می‌کند؛ نه از یهود و نصارا، بلکه از امت خود که قرآن را مهجور، متروک و بی‌اثر در زندگی قرار داده‌اند.

ایشان تأکید می‌کردند: «مهجوریت قرآن فقط به معنای نخواندن آن نیست؛ اگر قرآن را بخوانیم اما در معادلات اجتماعی، سیاسی و مدیریتی به آن استناد نکنیم، باز هم قرآن مهجور مانده است.»

شاید بتوان گفت ممتازترین ویژگی حضرت امام شهیدمان در مقایسه با بسیاری از چهره‌های مذهبی، پیونددادن عرفان قرآنی با میدان عمل و جهاد بود. برخی قرآن را ابزاری برای انزوای معنوی، چله‌نشینی و عبادت فردی می‌دانند، اما رهبر شهیدمان از دل قرآن، آیات استقامت، نصرت الهی و در یک کلام، راهبرد مقاومت را استخراج می‌کردند. ایشان معتقد بودند فهم حقیقی قرآن نه در کنج کتابخانه‌ها، بلکه در مسیر مبارزه با ظلم، استکبارستیزی و حضور در میدان عمل حاصل می‌شود.

از سوی دیگر، ایشان هرگز آیات قرآن را جدا از یکدیگر و گسسته تفسیر نمی‌کردند، بلکه همانند استاد خود، علامه طباطبایی، قرآن را یک کل واحد و منظومه‌ای منسجم می‌دانستند و معتقد بودند آیات اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرآن، مجموعه‌ای هماهنگ برای ساختن جامعه ایمانی را تشکیل می‌دهد.

ویژگی برجسته دیگر این رهبر شهید، توانمندی کم‌نظیر ایشان در تطبیق مفاهیم قرآنی همچون طاغوت، فرعون، مستکبر، مستضعف، حزب‌الله، جبت و طاغوت، اولیاءالله و دیگر مفاهیم قرآنی با بازیگران سیاسی و اجتماعی عصر حاضر بود.

هوشمندی، فهم عمیق و تیزبینی مثال‌زدنی ایشان در تطبیق این مفاهیم، از ویژگی‌های منحصربه‌فردشان به‌شمار می‌رفت؛ چراکه هیچ‌گاه اجازه نمی‌دادند مفاهیم قرآن در تاریخ دفن شود. ایشان با انس قلبی، تسلط علمی و توان تفسیری خود، مفاهیم عمیق قرآنی را به زبان روز ترجمه می‌کردند تا برای توده‌های مردم، به‌ویژه مستضعفان، قابل فهم، الهام‌بخش و زمینه‌ساز حرکت و تحول باشد و همین ویژگی‌ها، شخصیت علمی و قرآنی ایشان را ممتاز ساخته بود.



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.