وقتی رهبر شهید خواستار ساخت سرودی «در شأن نظام» شدند
گزارش ایکنا از یک روایت فرهنگی کمتر شنیدهشده به گزارش ایکنا برای نسلی که سالهای کودکی و نوجوانی خود را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده است، خاطرات با مجموعهای از آواها و تصاویر منحصر به فرد گره خوردهاند. در میان این آواها، یک ملودی بیش از سایرین در حافظه جمعیشان حک شده است؛ ملودی […]
گزارش ایکنا از یک روایت فرهنگی کمتر شنیدهشده
به گزارش ایکنا برای نسلی که سالهای کودکی و نوجوانی خود را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده است، خاطرات با مجموعهای از آواها و تصاویر منحصر به فرد گره خوردهاند. در میان این آواها، یک ملودی بیش از سایرین در حافظه جمعیشان حک شده است؛ ملودی سرود ملی آن دوران که با صلابت آغاز میشد: «شُد جمهوری اسلامی به پا…». این سرود، نه فقط یک قطعه موسیقی رسمی که بخشی از بافت زندگی روزمره آنان بود. با طنین آن از بلندگوی مدرسه، صبحگاه آغاز میشد و با پخش آن در ساعات پایانی شب تلویزیون ملی به کار خود خاتمه میداد. این نسل، گذار را تجربه کرده؛ گذار از یک سرود ملی به سرودی دیگر. آنها شاهد بودند که چگونه نغمه هویت یک ملت، همگام با تحولات زمانه، پوست انداخت و نوایی تازه به خود گرفت. پدران و مادرانشان سرودهای دیگری را از دوران پیشین به یاد داشتند و فرزندانشان امروز، با نوای «سر زد از افق، مهر خاوران…» در لحظات غرورآفرین ملی، همصدا میشوند.
سوم خرداد، روزی که با حماسه آزادسازی خرمشهر در تقویم ایران جاودانه شده، سالروز یک رویداد فرهنگی مهم دیگر نیز هست؛ سالروز تغییر و تولد دوباره سرود ملی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۱. این مناسبت، فرصتی است تا به بازخوانی داستانی بپردازیم که شاید کمتر به جزئیات آن پرداخته شده باشد؛ داستان یک نیاز، ایده، فراخوان بزرگ و در نهایت، خلق یک اثر ماندگار که امروز به عنوان نماد صوتی ایران در سراسر جهان شناخته میشود.
ریشههای یک سنت
مفهوم سرود ملی به عنوان یک قطعه موسیقی نمادین که معرف هویت یک کشور است در ایران پیشینهای بیش از یک قرن دارد و به دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بازمیگردد. شاه قاجار که در سفرهایش به اروپا، شاهد اجرای مارشها و سرودهای نظامی در مراسم رسمی بود، به فکر افتاد تا ایران نیز از چنین نماد موسیقایی برخوردار شود. این ایده با درخواست کمک از دولت فرانسه عملی شد و یک موسیقیدان فرانسوی به نام آلفرد ژان باتیست لومر به ایران آمد. او ضمن دایر کردن کرسی موسیقی در مدرسه دارالفنون، قطعهای بیکلام در سبک مارش نظامی ساخت که به «سلام شاه» مشهور شد. این قطعه، نخستین تلاش مدون برای ایجاد یک هویت موسیقایی رسمی برای ایران بود و در مراسم درباری و تشریفات نواخته میشد. ملودی همین اثر، سالها بعد با شعری از بیژن ترقی و با عنوان ایران جوان بازآفرینی شد و امروزه برای بسیاری از ایرانیان، نوایی آشنا و پرخاطره است.
با وقوع انقلاب مشروطه و پس از آن، روی کار آمدن سلسله پهلوی، سرودهای ملی دیگری نیز ساخته و جایگزین شدند که هر یک بازتابی از شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود بودند. اما با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، نیاز به نمادهایی نوین که بیانگر هویت و آرمانهای نظام جدید باشند به شدت احساس میشد. در آن روزهای پرالتهاب، سرود جاودانهی «ای ایران» اثر روحالله خالقی با شعر حسین گلگلاب، به دلیل محبوبیت عظیم و مضمون میهنپرستانهاش، به طور غیررسمی به عنوان سرود ملی موقت مورد استفاده قرار گرفت. این سرود که در بحبوحه جنگ جهانی دوم و اشغال ایران ساخته شده بود، توانسته بود فارغ از هرگونه گرایش سیاسی به نمادی از وحدت ملی تبدل شود.
با این حال، «ای ایران» محصول دوران دیگری بود و مسئولان نظام تازه تأسیس، به دنبال سرودی بودند که به طور مشخص ارزشهای انقلاب اسلامی را بازتاب دهد. این نیاز منجر به خلق سرود «پاینده بادا ایران» شد. این اثر با موسیقی محمد بیگلریپور و شعری از ابوالقاسم حالت، با مطلع «شُد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما» به عنوان دومین سرود ملی رسمی پس از انقلاب معرفی شد. این سرود ۱۲ بیتی، به وضوح بیانگر آرمانهای دینی و سیاسی آن دوران بود و با بیت «در سایه قرآن جاودان / پاینده بادا ایران» خاتمه مییافت. این همان سرودی است که برای بیش از یک دهه، در تمام مراسم رسمی، مدارس و رسانهها به عنوان نماد صوتی جمهوری اسلامی ایران طنینانداز بود. اما چرخ روزگار و نیازهای جدید، زمینهساز تغییری دیگر در این نماد ملی شد.
ضرورتی برای یک نغمه نوین
با گذشت بیش از یک دهه از انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی و همچنین پایان یافتن جنگ تحمیلی، کشور وارد دوران جدیدی از سازندگی و تعاملات بینالمللی شد. در این بستر، برخی از ویژگیهای سرود «پاینده بادا ایران» به تدریج به عنوان نقاط ضعف آن نمایان گشت. مهمترین چالش، طولانی بودن نسبی آن بود. یک سرود ملی، به ویژه در عرصههای بینالمللی و رویدادهای ورزشی و دیپلماتیک، باید موجز، تأثیرگذار و قابل اجرا در مدت زمانی کوتاه باشد. ایستادن طولانی مدت حضار، به خصوص هیئتهای دیپلماتیک خارجی، در هنگام اجرای این سرود، به یک مسئله قابل تأمل در تشریفات رسمی تبدل شده بود.
این دغدغهها سرانجام در سطوح عالی نظام مطرح شد. در جلسهای مشترک میان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای و محمد هاشمی، رئیس وقت سازمان صدا و سیما، موضوع سرود ملی به صورت جدی به بحث گذاشته شد. به گفته هاشمی، رهبری در آن جلسه ضمن تایید ارزشهای سرود وقت، به نکاتی کلیدی اشاره کردند: «ایشان در آن جلسه مطرح کردند که مثلاً این سرود جمهوری اسلامی سرود خوبی است ولی به دلیل طولانیبودن یا به دلیل بعضی از اشکالات دیگری که آنوقت مطرح کردند، مناسب سرود ملی نیست. این بود که مطرح کردند بهتر است این سرود عوض بشود.»
این پیشنهاد، سرآغاز یک پروژه بزرگ ملی بود. غلامعلی حداد عادل نیز در این باره میگوید: «ایشان تشخیص دادند كه آن سرود قبلی كه در اوایل انقلاب باعجله ساخته شد در شان نظام نیست و باید كار حسابشدهتری صورت بگیرد.» این نگاه نشان میداد که زمان آن رسیده تا کشور صاحب سرودی شود که هم بازتابدهنده هویت انقلابی و هم بیانگر عمق تمدنی، صلابت ملی و دارای استانداردهای جهانی باشد.
ویژگیهای سرود آرمانی
با قطعی شدن تصمیم برای تغییر، گام بعدی تعیین چارچوب و ویژگیهای سرود جدید بود. این صرفاً یک تغییر ملودی نبود که تلاشی برای تعریف مجدد هویت صوتی ملت در قالبی نوین بود. محمد هاشمی در همان جلسه از رهبر انقلاب در مورد مشخصات مد نظرشان برای سرود جدید سؤال کرد. پاسخی که دریافت کردند به منزله یک منشور دقیق برای تمام هنرمندان و دستاندرکاران این پروژه بود.
محمدرضا احمدیان، از مدیران وقت حوزه موسیقی در صدا و سیما، این ویژگیها را اینگونه جمعبندی میکند: «این مطالب شامل این بود که سرود جمهوری اسلامی حتماً باید موجز باشد و حتماً دارای لحن حماسی باشد، از ریشههای موسیقی ایرانی برخوردار باشد و احیاناً شعری که برای این سرود، سروده خواهد شد، ذکری از حضرت امام و شهدا حتماً در آن وجود داشته باشد».
با این دستورالعمل روشن، بزرگترین پروژه تولید یک اثر موسیقایی ملی در تاریخ پس از انقلاب کلید خورد.
رقابتی برای خلق یک شاهکار
سازمان صدا و سیما به عنوان متولی امر، فرآیندی دقیق و گسترده را برای انتخاب بهترین اثر طراحی کرد. نخستین گام، اعلام یک فراخوان عمومی به آهنگسازان برجستهی کشور بود. از حدود ۳۵ نفر از اساتید و چهرههای شناختهشده موسیقی دعوت به عمل آمد تا آثار پیشنهادی خود را برای ساخت ملودی سرود ملی ارائه دهند. برای مدیریت این فرآیند، یک شورا و دبیرخانه تخصصی در دل سازمان تشکیل شد.
استقبال هنرمندان چشمگیر بود. در نهایت، حدود ۶۸ قطعه موسیقی به دبیرخانه ارسال شد که هر یک تلاشی بود برای تحقق چشمانداز ترسیم شده. در این مرحله، شورا برای تضمین عدالت و جلوگیری از تأثیر نامها و شهرت آهنگسازان بر فرآیند داوری، تصمیمی هوشمندانه و حرفهای اتخاذ کرد. تمامی آثار پس از دریافت در دبیرخانه کدگذاری شدند و نام خالق اثر از روی نتها حذف شد. به این ترتیب، اعضای شورا در هنگام بررسی و امتیازدهی، با یک اثر موسیقایی محض و ناشناس روبرو بودند و تنها کیفیت هنری قطعه، ملاک قضاوتشان بود.

پس از بررسیهای دقیق و کارشناسانه تمام ۶۸ اثر، این فهرست به ۱۰ قطعه برگزیده تقلیل یافت. برای اینکه این آثار از روی کاغذ نت فراتر رفته و به صورت ملموستری قابل ارزیابی باشند، یک اجرای اولیه ساده از هر 10 قطعه ضبط و صوت آنها برای دفتر رهبر معظم انقلاب ارسال شد تا نظر ایشان نیز در این مرحله اخذ گردد.
انتخابی دقیق در عالیترین سطح
ارسال 10 اثر برگزیده به دفتر رهبری، مرحله حساسی از این پروژه بود. انتظار این نبود که انتخاب نهایی در این مرحله صورت گیرد، بلکه هدف، دریافت نظرات تکمیلی و راهبردی ایشان بود. احمدیان میگوید: «انتظار ایشان این بود که این آثار با یک نگاه کارشناسانهتر، با دقت بیشتر و جامعتر بررسی بشوند و به یک تعداد کمتری برسند تا ایشان هم بتوانند انتخاب دقیقتری انجام دهند».
اما روایت نادر مرتضیپور، رهبر وقت ارکستر سمفونیک صدا و سیما که در جریان جزئیات این فرآیند بود، از عمق نگاه کارشناسی رهبری به این آثار پرده برمیدارد: «ایشان هر ۱۰ کار را شنیدند، نظرات بسیار کارشناسانهای دادند که برای خود من خیلی جالب بود. بعضی از کارها را میگفتند خیلی حماسی و مثل مارشهای ارتشی است.
بعضی از کارها را میگفتند تهییجکننده است. بعضی را گفتند خیلی آرام است و برای سرود ملی خیلی مناسب نیست.»
نکته جالب توجه در این مرحله آن بود که ایشان با وجود ارائه نظرات دقیق فنی، انتخاب را به بدنه کارشناسی و شورای مربوطه واگذار کردند. مرتضیپور ادامه میدهد: «جالب این بود که ما فکر میکردیم ایشان از مجموع این آثار یک یا چند کار را انتخاب میکنند. اما ایشان انتخاب را به عهده شورا گذاشتند. البته نظرات خودشان را هم دادند و نکات ظریفی را هم که لازم بود رعایت بشود، یادآوری کردند.»
این 10 اثر که هنوز با کد شناخته میشدند، به شورای معاونین سازمان بازگردانده شدند. شورا با مشورت گرفتن از شورای عالی موسیقی، بار دیگر آثار را مورد بازبینی دقیق قرار داد و در نهایت، سه قطعه به عنوان آثار فینالیست انتخاب شدند. در این لحظه بود که کدها برداشته شد و هویت آهنگسازان این سه اثر مشخص گردید. این سه قطعه به خالقانشان بازگردانده شد تا تنظیم نهایی ارکسترال را روی آنها انجام دهند. سپس هر سه اثر توسط ارکستر سمفونیک و گروه کر صدا و سیما به صورت کامل و حرفهای اجرا و ضبط شدند.
محصول نهایی، سه سرود ملی کامل، برای انتخاب قطعه نهایی مجدداً به دفتر رهبر معظم انقلاب ارسال شد. این بار، انتخاب از میان گزینههایی بود که تمام مراحل کارشناسی را با موفقیت طی کرده بودند. نادر مرتضیپور، نتیجه این مرحله را چنین توصیف میکند: «ایشان از سه قطعه دو تا را چند بار شنیدند و سرود ملی فعلی را از جهت روان بودن ملودی و اینکه راحت میشود سرود و ملودی آن را به خاطر سپرد و اینکه به دلیل فراز و نشیبهای مناسبی که دارد و از همه مهمتر، مقدمه، پیشآگهی و فانفار آن انتخاب کردند.»
خالق نغمه ماندگار
آهنگساز اثر منتخب، چهرهای نامآشنا در عرصه موسیقی ایران، حسن ریاحی بود. او که در آن زمان مسئولیت مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما را نیز بر عهده داشت، با وجود مشغله مدیریتی، خود نیز در این فراخوان شرکت کرده بود. او از فرآیند خلاقیت و دغدغههایش برای ساخت این اثر چنین میگوید: «یادم میآید در آن زمان فکر من مشغول طراحی سرود ملی بود. چون باید سرود ملیِ ماندگاری میشد. خب خیلی به خلوت میرفتم و فکر میکردم.»
ریاحی برای خلق این اثر، دو رویکرد پژوهشی و هنری را همزمان پیش برد: «مسئله اول اینکه باید سرود ملل مختلف جهان را مطالعه میکردم و میدیدم از لحاظ هارمونی، فرم و مدت، آنها چه کار کردهاند… مسئلهی مهمتر برای من این بود که سرود ملی باید الهامگرفته از موسیقی کشور ایران میبود.» این نگاه عمیق او را به سمت یکی از باشکوهترین دستگاههای موسیقی ایرانی هدایت کرد: «من دستگاه ماهور -که همان ماژور فرنگیهاست- را انتخاب کردم و بر اساس این دستگاه -پیشدرآمد ماهور- این اثر را ساختم.»
پس از انتخاب اثرش در میان سه گزینه نهایی ریاحی به همراه سایر مسئولان برای ارائه توضیحات به حضور رهبر انقلاب رسید. او آن دیدار را اینگونه به خاطر میآورد: «زمانی که سه سرود انتخاب شد، ما رفتیم خدمت ایشان. این سه سرود پخش شد. ایشان در مورد سرودی که من ساخته بودم توضیحاتی خواستند که من خدمتشان گفتم که الهامگرفته از پیشدرآمد ماهور است و فرودش گوشه میگلی است و با اوج هم تمام میشود.» پاسخ رهبری، تأییدی بر موفقیت او در دستیابی به یکی از اهداف کلیدی، یعنی سادگی و همهفهم بودن ملودی بود: «ایشان اظهار رضایت داشتند از اینکه ملودی روان و سادهای است و راحت به ذهن مینشیند.»
پس از آن جلسه، حدود دو ماه انتظار سپری شد تا اینکه خبر نهایی از طریق محمد هاشمی به ریاحی اعلام شد: اثر او به عنوان سرود ملی جدید جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده است. این لحظه برای او سرشار از احساس افتخار بود: «این افتخار بزرگی بود برای من؛ بهخصوص زمانی که این اثر اجرا میشد و مردم آن را زمزمه میکردند… مسئله دیگری که من را بسیار خوشحال میکرد، زمانی بود که قهرمانان ما در جهان امتیاز میآوردند و در سکوی اول قرار میگرفتند و این سرود به عنوان سرود ملی اجرا میشد. من هم خیلی احساس غرور میکردم و احساس میکردم که در کنار این قهرمانان هستم.»
تولد یک سرود، در سالروز یک حماسه
با انتخاب نهایی ملودی، فرآیند تکمیل سرود با سرودن شعر و اجرای نهایی سرعت گرفت. گروهی از شعرای برجسته کشور به سرپرستی استاد ساعد باقری، وظیفه سرودن شعری را بر عهده گرفتند که با ساختار و محتوای مد نظر هماهنگ باشد. نتیجه این تلاش جمعی، شعری موجز و پرمحتوا بود که با «سر زد از افق، مهر خاوران» آغاز و با «پاینده مانی و جاودان، جمهوری اسلامی ایران» به پایان میرسید و به خوبی یاد امام و شهیدان را در خود جای داده بود.
در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۱، محمد هاشمی در نامهای به رهبر معظم انقلاب، ضمن تشریح فرآیند طی شده، پیشنهاد زمان رونمایی از سرود جدید را مطرح کرد. او با اشاره به مناسبتهای پیش رو نوشت: «روز سوم خردادماه سالروز حماسه فتح خرمشهر و روز هفتم خردادماه سالروز افتتاح مجلس شورای اسلامی ایام مناسبی برای آغاز و جایگزینی سرود ملی میباشد.» او درخواست کرد که پخش سرود از شب سوم خرداد آغاز شود.
یک روز بعد، پاسخ رهبر انقلاب به این نامه، مهر تأیید نهایی بر این پروژه بود: «با پیشنهاد موافقت میشود. خوب است مضامین انقلابی سرود جدید در طول این ایام برای ملت آگاه و هوشیارمان تشریح شود.»
و سرانجام، در شب سوم خرداد ماه سال ۱۳۷۱، در سالروز آزادسازی خرمشهر، برای نخستین بار، نوای سرود ملی جدید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران طنینانداز شد. نغمهای که حاصل یک خرد جمعی، یک فرآیند دقیق کارشناسی و هنری و یک نگاه بلندمدت به مفهوم هویت ملی بود. از آن روز، این سرود به بخشی جداییناپذیر از خاطرات و هویت ایرانیان تبدل شده است؛ از صبحگاه مدارس تا سکوهای قهرمانی المپیک، از مراسم رسمی تا لحظات ناب همبستگی ملی. داستانی که از یک دغدغه در مورد طولانی بودن یک سرود آغاز شد، به خلق اثری ماندگار انجامید که امروز، بیش از سه دهه است آوای غرور و هویت یک ملت بزرگ است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


